دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٠٠ - ابن آدم
ابن آدم
نویسنده (ها) :
احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ آدم، ابو زكریا یحیی بن آدم بن سلیمان قرشی كوفی (د ٢٠٣ق / ٨١٨م)، فقیه، محدّث و مقری. نسبت وی به قرشی از آن روست كه پدرش آدم، مولای خالد بن خالد بن عمارة بن ولید بن عقبة بن ابی معیط اموی بوده، و خود از روات موثق و معتبر حدیث بوده است (ابن سعد، ٦ / ٢٣٣، ٢٨١؛ ابن حجر، ١ / ١٩٦)، لیكن چنانكه ذهبی (سیر، ٩ / ٥٢٣) تصریح كرده، یحیی پدر خود را درك نكرد. در مورد تولد وی تاریخ مشخصی نقل نشده است، اما چون در میان مشایخ وی مسعر بن كِدام در ١٥٥ یا ١٥٣ق و فطر بن خلیفه در ١٥٥ق وفات یافتهاند، میتوان تولد او را در ١٤٠ق / ٧٥٧م و شاید قدری پیش از آن تخمین زد (شاكر، ٩-١٢).
ابن آدم در كوفه كه یكی از مهمترین مراكز علمی آن روزگار بود به دنیا آمد و به تحصیل قرآن و حدیث و فقه پرداخت (نک : ابن سعد، ٦ / ٢٣٣) و در اواخر عمر به فم الصلح (شهری قدیمی بر سر راه بغداد به واسط) سفر كرد و در همانجا وفات یافت (همو، ٦ / ٢٨١) و حسن بن سهل سرخسی كه مدتی وزارت مأمون را بر عهده داشت، بر جنازۀ وی نماز گزارد (ابن قتیبه، ٥١٦).
در مورد گرایش فكری ـ سیاسی ابن آدم اگرچه در متون تاریخی مطلب قابل توجهی به چشم نمیخورد، لیكن با كنار هم آوردن برخی اطلاعات پراكنده میتوان نتیجه گرفت كه وی به دور از جریانات سیاسی زمان خود نبوده است. از تأمل در اسناد كتاب الخراج او چنین برمیآید كه وی در میان استادان خود بیش از همه به حسن بن صالح ثوری نزدیك بوده و تحت تأثیر او قرار داشته است، چنانكه میتوان او را از خواص شاگردان وی به شمار آورد. حال با توجه به اینكه حسن بن صالح خود زیدی مذهب و در واقع از بانیان فرقۀ بتریۀ زیدیه بود (نک : نوبختی، ٥٧؛ اشعری، ٧٣؛ طوسی، اختیار، ٢٣٣)، و نیز با توجه به اینكه عیسی بن زید علوی، از سران زیدیه، در فاصلۀ سالهای ١٤٥-١٦٦ق / ٧٦٢-٧٨٣م به طور ناشناس با حسن بن صالح و در خانه او زندگی میكرد (نک : ابن سعد، ٦ / ٢٦١)، از طرف دیگر نظر به اینكه حسن بن صالح در ١٦٧ق وفات یافته، بنابراین یحیی بن آدم به طور حتم در همین فاصلۀ ١٤٥-١٦٦ق نزد او آموزش دیده و از آنجا كه خانۀ حسن بن صالح در آن زمان یكی از مهمترین كانونهای مبارزه علیه حكومت عباسی بوده است، با اطمینان میتوان ادعا كرد كه یحیی بن آدم با توجه به رابطۀ بسیار نزدیك با حسن بن صالح نمیتوانسته با این جریان بیگانه باشد. این امكان نیز وجود دارد كه ابن آدم با حسین بن زید علوی برادر عیسی و فرزند زید شهید در ارتباط بوده و از وی حدیث شنیده باشد (ابن آدم، ٣١). همچنین ابن آدم در موارد متعددی به نقل اقوال و روایات فقهی اهل بیت (ع) پرداخته و در روایاتی كه از طریق وی نقل شده است نیز احادیث متعددی به چشم میخورد كه حكایت از حب اهل بیت دارد (نک : بلاذری، انساب، ٢ / ٣٥، ٩٧، ١١٧؛ طوسی، اختیار، ٩٨؛ همو، تهذیب، ٦ / ٣٨٧؛ كلینی، ٢ / ٩٣). با توجه به ارتباط ابن آدم با فرزندان زید شهید و ارتباط نزدیك او با حسن بن صالح زیدی بتری و همچنین با مقدم داشتن نام علی (ع) بر نام عمر در ١٠ مورد از كتاب خود (صص ١٥٥، ١٦٨) و نیز ذكر «علیه السلام» پس از نام علی (ع) در موارد بسیار و بالاخره ذكر یكی از بدعتهای عثمان در مخالفت با كردار پیامبر (ص) و علی (ع) و شیخین (ص ٩٧)، میتوان احتمال زیدی بودن ابن آدم را بر اینكه از اهل سنت بوده است، ترجیح داد. با فرض صحت این احتمال باید گفت ابن آدم یكی از معدود فقها و محدثین فرقۀ زیدیه در قرن ٢ق / ٨م است كه اثری از آنان باقی مانده است. از این جهت مطالعۀ اثر موجود وی، الخراج و جوانب مختلف شخصیت او میتواند در ارائۀ نكات روشنتر از تاریخ نسبتاً تاریك فرهنگی زیدیه در سدۀ ٢ق، بسیار مؤثر باشد. صداقت و شخصیت برجستۀ علمی ابن آدم در میان رجالنویسان اهل سنت محل تردید نبوده است. از آن میان ابن سعد (٦ / ٢٨١)، ابن معین، ابوحاتم (ابن ابی حاتم، ٤(٢) / ١٢٨- ١٢٩)، عثمان بن ابی شیبة (ابن شاهین، ٣٥٧)، نسائی، یعقوب بن شیبة (ذهبی، تذكرة الحفاظ، ١ / ٣٦٠)، عجلی (ص ٤٦٨) و ابن حبّان (٩ / ٢٥٢) وی را توثیق كرده و بخاری، مسلم و ابنماجه، حدیث وی را در صحاح خود نقل كردهاند (ابنقیسرانی، ٢ / ٥٥٧- ٥٥٨؛ ابن ماجه، ١ / ٥٨١). علی بن مدینی، ابن آدم را همراه با ابن مبارك و عبدالرحمن بن مهدی تنها وارثین علم در عصر خود شمرده است (ذهبی، همانجا). در كتب رجال شیعه اگرچه در مورد وثوق او سخنی به میان نیامده، لیكن حدیث وی در كتب اربعۀ شیعه و رجالكشی و نسخۀ اصح تفسیر قمی وارد شده است (كلینی، ٢ / ٩٣؛ طوسی، تهذیب، ٦ / ٣٨٧؛ همو، اختیار، ٣٤، ٩٨؛ استرابادی، ١ / ٤٣٨؛ قس: قمی، ٢ / ١٦٥).
زمینههای دانش ابن آدم
الف ـ علوم قرآنی
ابن آدم نزد حمزة بن حبیب زیات آموزش دیده (نک : ذهبی، سیر، ٩ / ٥٢٣) و چنانكه شاكر (ص ١٠) گفته است چون حمزه یكی از قرّاء سبعه بود، میتوان حدس زد كه ابن آدم نزد او به آموختن قرائات پرداخته باشد. مدتی نیز نزد كسائی، یكی دیگر از قرّاء سبعه قرائت قرآن آموخت و جز مواردی اندك به روایت قرائت كسائی نپرداخت (ابن ندیم، ٣٢؛ ابن جزری، غایة النهایة، ٢ / ٣٦٣). ابن آدم علم قرائت را از ابوبكربن عیاش روایت كرده است و او كه خود قرائت قرآن را از عاصم بن بَهْدَلَه (د ١٢٧ق / ٧٤٥ یا ٧٤٦م) فرا گرفته بود، در كنار حفص یكی از دو راوی عمدۀ قرائت عاصم كوفی به شمار میرود. اهمیت ابن آدم در قرائت كوفی در این است كه او و یحیی بن محمد علیمی تقریباً راویان منحصربهفرد ابوبكربن عیاش هستند، زیرا روایت راویان دیگر ابن عیاش رواج ندارد، چنانكه در میان ٧٦ طریقی كه در النشر به ابوبكر بن عیاش ختم میشود، ٥٨ طریق آن به یحیی بن آدم و ١٨ طریق باقی به علیمی ختم میگردد. در بسیاری از كتب مهم قرائت، از جمله التیسیر ابوعمرو دانی، روایت یحیی بن آدم طریق منحصربهفرد روایت ابوبكر بن عیاش است (نک : ابن جزری، النشر، ١ / ١٤٦-١٥١؛ دانی، ١٤).
از مهمترین شاگردان قرائت ابن آدم و كسانی كه از وی روایت كردهاند میتوان از ابوبكر شعیب بن ایوب صریفینی، ابوحمدون طیب ابن اسماعیل ذُهْلی، خلف بن هشام بزاز از قراء عشره، و احمد بن عمر وكیعی نام برد. بسیاری از افرادی كه نام آنان در میان راویان حدیث ابن آدم خواهد آمد، چون احمد بن حنبل، و اسحاق بن راهویه نزد او علم قرائت نیز آموختهاند (همانجا؛ ابن جزری، النشر، ١ / ١٤٦- ١٤٩؛ همو، غایة النهایة، ٢ / ٣٦٣). در مورد تألیفات ابن آدم در علوم قرآنی از دو اثر وی به نامهای القراءات و مجرد احكام القرآن یاد شده است كه نشانی از آنها در دست نیست (ابن ندیم، ٣٨، ٤١).
ب ـ علوم حدیث
چنانكه از تاریخ وفات مشایخ ابن آدم برمیآید، مدتی پیش از ١٥٥ق به استماع حدیث پرداخت و از مشایخ بزرگ كوفه حدیث شنید. شاكر فهرستی از مشایخ وی را كه خود در الخراج از آنان روایت كرده، گردآورده كه بالغ بر ٧٣ تن است. وی نام ١٧ تن دیگر از مشایخ او را نیز از منابع دیگر استخراج كرده است (صص ٢٠٦-٢١٠)، كه از آن میان میتوان از مسعر بن كدام عامری، فطر بن خلیفة مخزومی، سفیانبن سعید ثوری، حسن بن صالح ثوری، عبدالله بن مبارك، شریك بن عبدالله قاضی، محمد بن حسن شیبانی، ابوبكر بن عیاش، حفصبن غیاث قاضی و سفیان بن عُیینة نام برد.
ابن آدم شاگردان و راویان بسیاری داشت كه از وی حدیث شنیدهاند. شاكر نام ٣٦ تن از شاگردان وی را ارائه داده است (صص ١٤-١٥). در مورد سایر شاگردان ابن آدم كه نام آنها در فهرست مزبور نیامده به این مآخذ رجوع شود: ابن سعد (٦ / ٨٩)؛ بلاذری (انساب، ٥ / ٢٦٩)؛ همو (فتوح، ٢٦٧)؛ كلینی (٢ / ٩٣)؛ جوهری (ص ٩٧)؛ خطیب بغدادی (ص ١٣٨)؛ ابنقیسرانی (٢ / ٥٥٨)؛ ذهبی (سیر، ٤ / ٨٤، ٥ / ٢٥٩، ٢٦٠، ٧ / ٣٧٠، ٨ / ٣٨٣، ٩ / ٥٢٨). ابنآدم فرزندی به نام حسن داشته كه از پدر روایت كرده است (ابونعیم، ٧ / ٢١٢). روایات ابن آدم از حیث سند از دقت قابل توجهی برخوردار است. جمعآوری روایات مختلف از یك حدیث با اسناد مختلف و ضبطهای متفاوت كه درموارد متعدد (صص ٨٤- ٨٨، ١٣٥- ١٣٨) دیده میشود، شاید تنها با آثار نسایی و محدثین نظیر او قابل مقایسه باشد. ابن آدم تنها به روایت حدیث نپرداخته، بلكه در علم غریب حدیث نیز آگاه بوده و از بررسی الخراج هنگامی كه به تفسیر كلمات یا تركیبات غریب احادیث میپردازد، میزان اطلاع و تبحر وی در این فن آشكار میشود (صص ١٧، ٢٢، ٢٣، جم ). ابن آدم اطلاعات تاریخی وسیعی نیز داشت و این مطلب از طرفی از بخش مربوط به فتوح عراق در الخراج، و از طرف دیگر در روایات تاریخی فراوان نقل شده از وی در سایر كتب تاریخی آشكار میشود (نک : بلاذری، انساب، به كوشش محمودی، ٢ / جم ، ٣ / ١٦٣؛ همان، به كوشش گویتین، ٥ / ٢٦٩، ٢٧٣؛ همو، فتوح، جم ؛ طبری، ١ / ١٢، ٣٣٣، ٣٦٦، ٢ / ٦٠٧، ٦٤٩، ٣ / ١٥٨، ١٩٣، ٤ / ٥٤١).
ج ـ فقه
یحیی بن آدم نزد جمعی از فقهای كوفه فقه آموخته است كه در میان آنان باید از حسن بن صالح ثوری كه بیشترین تأثیر را در آموزش فقه او داشته، و از عبداللهبن مبارك، شریكبن عبدالله قاضی و وكیع بن جراح نام برد. ابن آدم خود در درس ابوحنیفه و مالك بن انس حاضر نبوده، لیكن تعالیم آن دو را از طریق شاگردانشان فرا گرفته است (ابن آدم، جم ). وی با نظرات امامان شیعه، امام باقر (ع) و امام صادق (ع)، از طریق شاگردان امام صادق (ع) آشنا بوده و در مواردی نظرات آنان را نقل كرده است. اگرچه ابن آدم چیزی از آرای فقهی زید بن علی (ع) در الخراج نقل نكرده، لیكن با توجه به رواج فقه زیدی در كوفه و رابطۀ نزدیك ابن آدم با زیدیان، بعید است كه از فقه زیدی آگاه نبوده باشد. ذهبی او را فقیهی مجتهد دانسته است (سیر، ٩ / ٥٢٥) و در مواردی چون اراضی مفتوح العنوه در كنار اصحاب رأی قرار میگیرد (نک : ابن آدم، ١٨؛ قس: ابن هبیرة، ٢ / ٤٣٥). ستایش فقاهت حسن بن زیاد اللؤلؤی شاگرد ابوحنیفه توسط ابن آدم نیز شاهدی بر این مدعاست (ابن ندیم، ٢٥٨)، ولی با بررسی تحلیل آرای فقهی كه خود در الخراج ذكر كرده، میتوان نتیجه گرفت كه وی همچون استادانش حسن بن صالح، سفیان ثوری، سفیانبن عُیینة، وكیع و ابن مبارك پیرو مكتب اصحاب حدیث بوده و به تبعیت حدیث بیش از رأی گرایش داشته است. ابنندیم (ص ٢٨٣) نیز ابن آدم را در زمرۀ فقهای اصحاب حدیث ذكر كرده است. مقایسۀ كتاب الخراج یحیی بن آدم با الخراج فقیه حنفی معاصرش قاضی ابویوسف و نظرات فقهی آن دو در موضوعات مشابه نشان میدهد كه تا چه حد نظرات دو فقیه، یكی از اصحاب حدیث و دیگری از اصحاب رأی، به یكدیگر نزدیك بوده است. یكی از كارهای جالبی كه ابنآدم در الخراج انجام داده تعریفات مصطلحات فقهی مانند غنیمت، فیء خراج، احیاء اراضی، تحجیر، زكات، عشر و نظایر آن است (صص ١٧-٢٠، ٩٠، ١١٢). و نیز بارها آرای فقهای مختلف چون ابوحنیفه، مالك، ابن ابیلیلی، حسنبن صالح، شریك و دیگران را نقل كرده و در كنار هم قرار داده است. از این جهت وی را باید یكی از پیشتازان فقه تطبیقی به شمار آورد. مسائل مورد توجه او بیشتر مربوط به زمین و آب و كشاورزی است. آرای فقهی او در مورد مسائل مربوط به خراج، مورد توجه خراجنویسان متأخر چون ابن رجب حنبلی (ص ١٥، جم ) بوده است. همچنین ابن معین (١ / ١٤٦)، یكی از شاگردان او متذكر شده كه كسی را در فرایض (مواریث) آگاهتر از ابن آدم ندیده است. ابن ندیم (ص ٢٨٣) كتابی بزرگ با عنوان الفرائض به او نسبت داده كه اثری از آن باقی نیست.
بجز كتاب القراءات، مجرد احكام القرآن و الفرائض كه ذكر آنها گذشت، ابن ندیم (همانجا) یك اثر دیگر با عنوان الزوال به وی نسبت داده كه حتی عنوان آن ابهام دارد. تنها اثر باقی مانده از ابن آدم همان كتاب الخراج است كه اول بار در ١٣١٤ق / ١٨٩٦م به كوشش دكتر جوینبول در لیدن به چاپ رسیده است. ترجمۀ انگلیسی آن توسط بن شمش نیز در ١٩٨٥م در لیدن منتشر شده است. با توجه با اینكه ابن آدم در الخراج از واقدی نقل حدیث كرده، و ملاقات وی با واقدی در ١٨٠ق / ٧٩٦م صورت گرفته، تألیف الخراج باید قدری پس از ١٨٠ق بوده باشد، بنابراین الخراج ابن آدم با فاصلۀ اندكی پس از الخراج قاضی ابویوسف تألیف شده است.
مآخذ
ابن آدم، یحیی، الخراج، به كوشش احمد محمد شاكر، قاهره، ١٣٤٧ق / ١٩٢٨م؛
ابن ابی حاتم، محمدبن ادریس، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دكن، ١٣٧٣ق / ١٩٥٣م؛
ابن جزری، محمدبن محمد، غایة النهایة، به كوشش برگشترسر، قاهره، ١٣٥٢ق / ١٩٣٣م؛
همو، النشر فی القراءات العشر، به كوشش محمد ضباع، قاهره، كتابخانۀ مصطفی محمد؛
ابن حبّان، محمد، الثقات، حیدرآباد دكن، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
ابن حجر، احمدبن علی، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دكن، ١٣٢٥ق / ١٩٠٧م؛
ابنرجب حنبلی، عبدالرحمن بن احمد، الاستخراج لاحكام الخراج، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الكبیر، به كوشش ادوارد زاخائو و دیگران، لیدن، ١٩٠٤-١٩١٥م؛
ابن شاهین، عمربن احمد، تاریخ اسماء الثقات، به كوشش امین قلعجی، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، به كوشش ثروت عكاشه، قاهره، ١٩٦٠م؛
ابن قیسرانی، محمدبن طاهر، الجمع بین رجال البخاری و مسلم، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
ابن ماجه، محمدبن یزید، سنن، به كوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ١٣٧٣ق / ١٩٥٤م؛
ابن معین، یحیی، معرفة الرجال، به كوشش محمد كامل القصّار، دمشق، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
ابنندیم، الفهرست؛
ابنهبیره، یحییبن محمد، الافصاح، حلب، ١٣٦٦ق / ١٩٤٧م؛
ابو نعیم اصفهانی، احمدبن عبدالله، حلیة الاولیاء، بیروت، ١٣٨٧ق / ١٩٦٧م؛
استرابادی نجفی، شرفالدین علی، تاویل الآیات الظاهرة، به كوشش محمد باقر موحد ابطحی و دیگران، قم، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
اشعری، سعدبن عبدالله، المقالات و الفرق، به كوشش محمد جواد مشكور، تهران، ١٣٦١ش؛
بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، به كوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ١٣٩٤-١٣٩٧ق / ١٩٧٤-١٩٧٧م؛
جج ٢، ٣؛
همان، به كوشش عبدالعزیز الدوری، بیروت، ١٣٩٨ق / ١٩٧٨م؛
ج ٣؛
همان، به كوشش گویتین، بیتالمقدس، ١٩٣٦م، ج ٥؛
همو، فتوح البلدان، به كوشش محمد رضوان، بیروت، ١٣٩٨ق / ١٩٧٨م؛
جوهری، احمدبن عبدالعزیز، السقیفة و فدك، به كوشش محمدهادی امینی، تهران، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
خطیب بغدادی، احمدبن علی، شرف اصحاب الحدیث، به كوشش خطیب اوغلی، آنكارا، ١٩٧١م؛
دانی، عثمان ابن سعید، التیسیر، به كوشش اوتوپرتزل، استانبول، ١٩٣٠م؛
ذهبی، محمدبن احمد، تذكرة الحفاظ، حیدرآباد دكن، ١٣٣٣-١٣٣٤ق؛
همو، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
شاكر، احمد محمد، مقدمه و مؤخره بر الخراج یحیی بن آدم؛
طبری، محمدبن جریر، تاریخ الامم و الملوك، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٩٦٠- ١٩٦٨م؛
طوسی، محمدبن حسن، اختیار معرفة الرجال، به كوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ش؛
همو، تهذیب الاحكام، به كوشش حسن موسوی خرسان، تهران، ١٣٩٠ق؛
عجلی، احمدبن عبدالله، تاریخ الثقات، به كوشش امین قلعجی، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٤م؛
قمی، علی بن ابراهیم، التفسیر، نجف، ١٣٨٧ق؛
كلینی، محمدبن یعقوب، الكافی، به كوشش علی اكبر غفاری، بیروت، ١٤٠١ق؛
نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعة، به كوشش آل بحرالعلوم، نجف، ١٣٥٥ق / ١٩٣٦م.
احمد پاکتچی