دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٣٧ - جفری
جفری
نویسنده (ها) :
شهرام خداوردیان
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٦ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جِفْری، آرتور (١٨٩٢-١٩٥٩م / ١٢٧١- ١٣٣٨ش)، قرآنپژوه و متخصص زبانها و ادیان سامی. وی در مِلبورن استرالیا دیده به جهان گشود، تحصیلات مقدماتی و دانشگاهی را در همان شهر آغاز کرد، در میانۀ تحصیلات و در آغاز جنگ جهانی اول به جای خدمت سربازی به کالج مسیحی مدرس در هند اعزام شد (بَدو، ٤٩) و حدود ٥ سال در آنجا به تدریس و مطالعه مشغول بود (بیشاپ، ٥١). علاقۀ او به فقهاللغۀ تاریخی از همان دوران تحصیل شدت یافت و این اقامت چند ساله در هند و سپس به سر بردنِ زمانی طولانی در مصر به وی امکان داد تا در حد ممکن در این مسیر پیشرفت کند (نک : بدو، ٥٠؛ بیشاپ، ٥١-٥٢).
پس از این دوران، جفری به دعوت «مدرسۀ مطالعات شرقی» ــ یکی از چهار مدرسۀ اصلی وابسته به دانشگاه آمریکایی قاهره ــ به مصر رفت (بدو، ٤٩). این مدرسه در آغاز تنها مرکزی برای تدریس زبان به مبلغان مسیحی و دیپلماتها بود، اما در ١٩٢١م با تغییر اساسی در ساختار و سیاست و با هدفِ تبدیل شدن به مرکزی دانشگاهی در حوزۀ مطالعات اسلامی آغاز به کار کرد. جفری در طول سالهای تدریس و تحقیق در این مدرسه، تأثیر بسزایـی در شکـلگیریِ رویکـردهـای آموزشـی ـ تحقیقاتی و نیز طرحهای مطالعاتیِ آن داشت و خود فعالانه در تهیۀ منابع تحقیق و تشکیل کتابخانۀ مدرسه سهیم بود. سیاست کلی دانشگاه آمریکایی قاهره و بهویژه مدرسۀ مطالعات شرقی این دانشگاه، فراهم آوردن زمینههایی برای گسترش درک متقابل میان اسلام و عرب، و ایجاد فضای گفت وگوهای علمی، دینی و فرهنگی میان اندیشمندان و پژوهشگران مسیحی بود (همانجا) و جفری خود نقشی اساسی در برقراری چنین گفتوگوهایی داشت و این نکته در بسیاری از مطالعات دانشگاهی او منعکس شده است (نک : دنبالۀ مقاله). در همین سالها وی تحصیلات خود را ادامه داد و موفق شد تا در سالهای ١٩٢٩ و ١٩٣٨م دو درجۀ دکتری در زبانشناسی تاریخی و ادبیات از دانشگاه ادینبرو دریافت کند (همو،٤٩-٥٠).
در ١٩٣٨م جفری کرسیِ استادیِ زبانهای خاورمیانه و خاور نزدیک دانشگاه کلمبیا در نیویورک را به دست آورد و بدانجا منتقل شد (گرانت، ٥٢؛ بدو، ٥١). او تا پایان حیات در آنجا ماند و همزمان نیز در یکی از مراکز مهم الٰهیات و علوم دینی مسیحیِ نیویورک بهتحقیق و تدریس اشتغالداشت (گرانت، ٥٣).
گفته شده است: آرتور جفری که در زندگیِ غیر دانشگاهی خود کشیشی معتقد و وابسته به کلیسای متدیست بود، قصد داشت تا با مطالعات موشکافانه در متن قرآن و تاریخِ پیدایش و شکلگیریِ اسلام، به مسیحیت خدمت کند و آن را میان اندیشمندان مسلمان رواج دهد (بدو، همانجا). وی گاه در مقالات تحقیقی خود، به صراحت به این اهداف تبلیغی دینی اشاره کرده است (مثلاً نک : «التقاط ... »، ٢٤٦). نشریۀ مشهور مسلم وُرد ــ که جفری به عنوان ویراستار با آن همکاری داشت و بخش قابـل ملاحظـهای از مقـالات خود را در آن منتشر ساخت ــ نیز اساساً به هدف گفتوگو با مسلمانان، اما نه برای ایجاد درک و تفاهم متقابل، بلکه به قصد ترویج مسیحیت در سطح اندیشمندان و پژوهشگران مسلمان تأسیس شده بود؛ این نکته، یعنی تبلیغی بودنِ نشریه، تا ١٩٢٩م / ١٣٠٨ش به صراحت در صفحۀ عنوان هر دورۀ سالیانۀ آن ذکر میشد.
غالب همکاران جفری در مدرسۀ مطالعات شرقی قاهره، خود از مبلغان مسیحی و در میان ویراستاران و مؤلفان اصلیِ نشریۀ مسلم ورد بودهاند؛ از میان آنان میتوان به ساموئل م. زوئمر که سالها سر ویراستاریِ نشریه را به عهده داشت، اشاره کرد. درست بـه همین دلیل بود کـه یکی از علایق مطالعاتی جفری ــ کـه همـواره تأثیـر بسزایی در جهتگیـری آثـارش داشتـه ــ مطالعۀ ریشههای تاریخی و مفهومی رابطۀ اسلام و مسیحیت و نیز تحقیق در جنبههای مختلف رابطۀ اسلام و جهان غرب و ادراک متقابل این دو از یکدیگر بوده است. از جمله مطالعات جفری در این زمینه مقالهای است با عنوان «نزول [بازگشت] عیسى [ع] در آخرت شناسی دین محمد [ص» (نک : مل ) که در دورۀ تدریس و تحقیق در دانشگاه کلمبیا نوشت. این مقاله منعکسکنندۀ زوایایی از نوع نگرش او به مسئلۀ تأثر اسلام از اعتقادات و آموزههای مسیحی است. وی در این خصوص نیز نظر تکراری خود را بهکار میگیرد و اندیشۀ ظهور نجاتبخشی به نام محمد المهدی (ع) را واکنش مسلمانان برای جبران کمرنگی نقش اسلام در مقابل مسیحیت در روایات مربوط به آخرالزمان قلمداد میکند («نزول ... »، ١١٦-١١٧).
مقالۀ شایان ذکر دیگر جفری در این زمینه با عنوان «مسیحیان در مکه» در ١٩٢٩م در نشریۀ مسلم ورد به چاپ رسید (نک : مل ). این مقاله گزارشی از سفرهای دانشمندان و جهانگردان مسیحی به مکه و دریافت آنان از فضای دینی و فرهنگی شهر است. از دیگر مقالات او در این باره مقالهای با عنـوان «مسیحیت در جنوب شبهجزیره» (نک : مل ) و نیز مقالۀ بسیار مفصلی در خصوص صحت و سقم تاریخیِ وجودِ مکاتباتی میان خلیفۀ اموی، عمر بن عبدالعزیز با امپراتور بیزانس، لئوی سوم دربارۀ مسیحیت و اسلام است که در صورت واقعیت داشتن، از مهمترین وقایع تاریخِ گفت و گو میان این دو دین به شمار میرود. جفری این مقاله را در ١٩٤٤م / ١٣٢٣ش در مجلۀ «مطالعاتِ کلامیِ هاروارد» منتشر ساخت (نک : مل ، «متنی ... »).
جفری بر خلاف خاورشناسانی چون نولدکه، تاری و روزنتال کمتر به تأثر اسلام از منابع یهودی اعتقاد داشته (تاری، ٣٦٠-٣٦١)، و بیشتر متمایل به تأکید آشکار و پنهان بر اهمیت منابع مسیحی در شکلدهیِ آموزهها و مفاهیم اسلامی است. چیکدهای از اندیشهها و رویکردهای آغازینِ وی در این خصوص را میتوان در مقالهای با عنوان «التقاط در اسلام» که در ١٩٢٢م در نشریۀ مسلمورد بهچاپ رسید، جستوجو کـرد (ص ٢٣٠ ff.). البته این مقاله، فارغ از هر پیشداوری، از لحاظ معیارهای علمی، تاریخی و دینشناختی نسبتاً ضعیف است. وی در این مقاله، عرفان اسلامی را کاملاً التقاطی دانسته، و آموزههای جوهری آن مانند وحدت وجود و اتحاد عاقل و معقول و محب و محبوب را ناشی از تأثیرات ودانتۀ هندویی و فلسفۀ عرفانی نو افلاطونیان دانسته، و اصالتی درونی برای صورت اسلامی این تعلیمات قائل نشده است (ص ٢٤١). جفری در این بررسیها تمایز اساسی میان اگزوتریسم (ساختار بیرونی) و ازوتریسم (ساز و کار و محرک درونی حیات دینی و معنوی) را در ساختار ادیان ابراهیمی کاملاً نادیده گرفته است.
آرتور جفری بیش از هر چیز در میان خاورشناسان به عنوان قرآنپژوه شناخته میشود. برجستهترین و مشهورترین اثر جفری، فرهنگی بـا عنوان واژههای دخیـل در قرآن است (نک : مل ؛ نیز بدرهای). کتاب با مقدمهای تحقیقی و نسبتاً طولانی دربارۀ زمینههای فرهنگی و دینیِ شبهجزیره در آستانۀ شکلگیریِ اسلام و نیز تاریخ عقاید و مجادلات علما و اربابِ لغتِ مسلمانان دربارۀ واژگان اصالتاً غیر عربی دخیل در متن قرآن آغاز میشود. باقی صفحات به متن اصلی اثر، یعنی بررسی ٣٢٣ واژه که به صورت مدخلهای پشت سر هم و به ترتیب الفبای عربی مرتب شدهاند، اختصاص دارد. تسلط مؤلف بر زبانشناسی تاریخی و فقهاللغۀ زبانهای سامی و نیز دانش وسیع او دربارۀ تواریخ و فرهنگهای مربوط به متون قرآن، عهدین و آپوکریفا در سراسر کتاب منعکس است. مؤلف طی متن به ٥٦ زبان و لهجه اشاره کرده، و در بررسی واژگان نیز همواره اهمِ آراء لغتشناسان مسلمان و خاورشناسانِ پیش از خود را در نظر داشته است. این اثر ــ جدا از محدودیت در برخی رهیافتها و نتایج ــ فرهنگ فشردهای از آراء محققان در خصوص واژگان غیرعربی قرآن است و بدین جهت، به اثری کلاسیک در حوزۀ مطالعاتِ دانشگاهی برای قرآنپژوهان تبدیل شده است.
پژوهشهای مشابه خاورشناسان مقدم بر جفری چون مینگانا، هوروویتس و فرانکل از لحاظ گستره و اهمیت، با اثر او قابل قیاس نیستند. کتاب یادشده برای نخستین بار در ١٩٣٨م در هند منتشر گردید. جالب توجه است که جفری برخی آراء لغتشناسان مسلمان بهویژه سیوطی را در مورد منشأ غیرعربی واژگان قرآن نقد کرده است ( واژهها ... ، ٣٤-٣٥). این اثر در نظر نخست اثری در حوزۀ زبانشناسی تاریخی و تاریخ متن قرآن است، اما به لحاظ محتوای غایی و انگیزهها و نانوشتههای پسِ متن، در واقع اثری است دربارۀ تاریخ پیدایش و شکلگیری واژگان و مفاهیمی که باورهای دینی اسلامی بر آنها استوار شده، و نیز تأکیدی غیر مستقیم بر میزان تأثر اسلام از ادیان و فرهنگهای دینی و اساطیری پیش از خود است. در واقع جفری به این نکته توجه داشته که وجود واژهای دخیل در قرآن میتواند مباحث کلامی مربـوط بـه قدیم بودن قرآن را تحت تأثیر قرار دهـد (نک : همان، ٥).
جدای از اهمیت این اثرِ جفری در حوزههای زبانشناسی و قرآنپژوهی، برخی نتیجهگیریهای وی در خصوص تقلیل آموزههای آغازینِ اسلام به آمیزهای التقاطی از مفاهیم و باورهای دینی و سنتی رایج در شبهجزیره، افراطی مینماید (نک : بدرهای، ٢٦-٢٧)، ضمن اینکه واضح است که ساختار بیرونیِ هیچ فرهنگ دینی هرگز بر زمینهای کاملاً تهی استوار نبوده است. در واقع جفری در نتیجهگیریهای خود در خصوص زمینههای شکلگیریِ اسلام (به مثابۀ دین)، بیش از حد مقید به دستاوردهای زبانشناختی است. البته این نگرش همساز با فضای غالب خاورشناسی در اواخر سدۀ ١٩ و اوایل سدۀ ٢٠م است و محققانی چون نولدکه و ولهاوزن نیز از زوایا و تأکیداتی دیگر اما با اساسی مشابه به مسئلۀ ظهور اسلام در شبهجزیره نگریستهاند. تمایلات اینچنینی مؤلف بهرغم تلاش وی برای بیطرفی علمی، گاه در قضاوتهای زبانشناختی او نیز اثر داشته است (مثلاً نک : تریتون، ١٠١٠؛ تاری، ٣٦٠).
با توجه به گذشت بیش از ٧٠ سال از انتشار کتاب فرهنگ واژههای دخیل در قرآن و گسترش دانشهای زبانشناسی تاریخی، تاریخ و باستانشناسی و نیز تغییر در روشها و رهیافتها در این مدت، متن این اثر قاعدتاً نیاز به بازنگری و تصحیح دارد. شایان ذکر است که فریدون بدرهای در پایان مقدمۀ خود بر ترجمۀ فارسی این فرهنگ (ص ٣١-٥٣) یادداشتهایی را در تکمیل یا تصحیح برخی مدخلها آورده، و در این کار از دستاوردهای زبانشناختی گئو ویدنگرن بسیار سود جسته است. برگنیسی نیز ضمن ارائۀ نقدی بر روش کار جفری در این فرهنگ، به نکتۀ جالبی اشاره میکند و آن بیتوجهی جفری به دگرگونی معناشناختی برخی واژههای زبان عربی در بدو ظهور اسلام است (ص ١١١).
مقالۀ طولانی جفری با عنوان « قرآن به مثابۀ متن مقدس» که طی ٤ شمارۀ پیاپی نشریۀ مسلم ورد در ١٩٥٠م انتشار یافت (نک : مل )، در واقع نوشتهای دربارۀ تاریخ متن قرآن و بحث در اصطلاحات و مفاهیم و تواریخ و قصص قرآنی است. جفری در این مقاله برای تحلیل تاریخ شکلگیری متن قرآن از تحلیل واژگان در رسیدن به نتایج تاریخی و مقایسۀ آنها سود جسته است و مطالعۀ آن در کنار کتاب واژههای دخیل در قرآن، بسیاری از زوایای نگاه و رویکردهای او به متن قرآن را روشن میسازد. جفری در این مقاله کوشیده است تا با تکیه بر روایاتی از زندگیِ رسول اکرم (ص)، قرآن را همچون حاصلِ نوعی تجربۀ دینیِ آن حضرت بررسی کند (ص ٢٠١). وی همچنین دیدگاه قرآن در خصوص دیگر متون مقدس و وحیشده را بررسی میکند (ص ٢٠١-٢٠٦) و در این مقاله به صراحت اظهار میدارد که اندیشۀ رسالت نبوی در اسلام مأخوذ از «اهل کتاب» است (ص ٢٠١ ١٨٥,).
اثر دیگری جفری در حوزۀ علوم قرآنی، «مبانی و مقدمات مطالعۀ متن قرآن» است که به همراه متن تصحیح شدۀ المصاحف ابن ابیداوود در ١٩٣٧م توسط انتشارات بریل در لیدن منتشر شد (نک : مل ). در این اثر اطلاعات موجود از مصاحف غیر متداول قرآنی صحابه و تابعین طبقهبندی و مطالعه شده، و جفری سعی کرده است تا تفاوتهای مهمتر آنان را با مصحف متداول نشان دهد.
جفری همواره به مطالعۀ مصاحف غیر متداول علاقه داشته، و مطالعۀ او و مندلسون دربارۀ «مصحف سمرقند» نمودی از این علاقه است؛ تحقیقی که طی سالهای آغازین تدریس او در دانشگاه کلمبیا صورت گرفت و نتیجۀ آن طی مقالهای نسبتاً مفصل در ١٩٤٣م در «مجلۀ انجمن خاورشناسی آمریکا» به چاپ رسید (نک : مل ، جفری و مندلسون). این مصحف که زمانی در کتابخانۀ سن پترزبورگ نگهداری میشد (مندلسون، ٣٧٥) و در ١٩٢٣م به سمرقند انتقال یافت و سپس به تاشکند بازگردانده شد، در روایات سلسلۀ نقشبندیه به خلیفۀ سوم عثمان نسبت داده شده است و گویا یکی از مریدان این طریقه آن را از قسطنطنیه
برای خواجه عبدالله احرار آورده، و به او هدیه کرده بوده است. طبق همان روایات خواجه احرار آن را همراه خود از تاشکند به جامع سمرقند برد و پس از آن، سالها برای زیارت در همان مسجد در معرض دید عموم قرار داشت. در ١٨٧٠م پتسولت توجه پژوهشگران را به این مصحف جلب کرد. جفری و مندلسون در مقالۀ یاد شده به نوع خط، تقسیمبندی آیات و سورهها و نیز رسم الخط این مصحف توجه کرده، و فهرستی مفصل از اختلافات نگارشی با مصاحف متداول تهیه کردهاند. به نظر جفری و مندلسون، استفاده از خط کوفی، رسمالخط و نیز نبود نقطه و اعراب در این مصحف دلیل بر تعلق آن به سالهای آغازین پیدایش اسلام نیست و بیشتر مربوط به گرایش برخی حلقهها به استفاده نکردن از نقطه و اعراب بوده است. به نظر مؤلفان، این مصحف در سدۀ ٣ق / ٩م، و احتمالاً در کوفه تحریر شده است (ص ١٩٤-١٩٥).
جفری طی مقالۀ کوتاه، اما بحث برانگیزی با عنوان «متنی متفاوت از سورۀ فاتحه» که در ١٩٣٩م در نشریۀ مسلم ورد منتشر ساخت (نک : مل ). او این سوره را نه جزوی از متن قرآن، بلکه دعایی برای آغاز کتاب (دقیقاً «فاتحه الکتاب») دانسته است و تأکید میکند که این نظر تنها از آنِ برخی از خاورشناسان و قرآنپژوهان غربی نیست، بلکه کسی چون ابوبکر اصم نیز بر همین رأی بوده است («متنی ... »، ١٥٨-١٥٩). پس از این مقدمات، جفری نسخههای متفاوتی از سورۀ فاتحه را بررسی کرده است (همان، ١٥٩-١٦٢).
جفری مقدمۀ تفسیر المبانی فی نظم المعانی و نیز مقدمۀ تفسیر المحرر الصحیح الوجیز فی تفسیر القرآن العزیز اثر عبدالحق ابنعطیه را تصحیح کرد و در ١٩٥٤م آنها را در مجلدی واحد منتشر ساخت و خود نیز مقدمهای به زبان انگلیسی بر آن نگاشت. این کتاب با بازنگری عبدالله اسماعیل صاوی در ١٩٧٢م تجدید چاپ شد.
از آثار مهم جفری در حوزۀ قرآن پژوهی، ترجمۀ انگلیسی او از ٦٤ سورۀ قرآن است (نک : مل ، «سورهها ... ») که برای نخستین بار در ١٩٥٨م / ١٣٣٧ش به چاپ رسید. جفری در ابتدای بسیاری سورهها یا در فواصلی میان متن سورهها، بالغ بر ٣٥٠ یادداشت افزوده است که غالب آنها توضیحاتی مقدماتی دربارۀ نام سوره، مکی یا مدنی بودن آن و شأن نزول یا در مواردی اشاره به محتوای کلی آن است. طی این یادداشتها جفری تا حد ممکن به ارتباط سورهها با مسائل خاص سیاسی و اجتماعی صدر اسلام اشاره کرده است. مترجم گاه نظرات انتقادی خود را دربارۀ نکته یا نکاتی مربوط به سورهها به این یاد داشتها افزوده است. ترجمۀ جفری از لحاظ ادبی و زبانشناختی مستحکم و خواندنی است، اما پندار شخصی او مبنی بر تأثر متن قرآن کریم از منابع مسیحی در ترجمۀ وی انعکاس یافته است؛ چنان که در برگردان کلمۀ «جهنم»، به جای استفاده از واژۀ انگلیسی hell از واژۀ برگرفته از یونانی gehenna استفاده میکند که بر پایۀ تحلیل وی در فرهنگ واژههای دخیل در قرآن (ص ١٠٦)، از ریشههای سریانی و آرامی برگرفته شده، و نهایتاً منشأی مسیحی دارد.
جفری مقالۀ نسبتاً مفصلی دربارۀ ترجمۀ یوسف علی بر قرآن کریم نگاشته و ضمن ستودن نکات قوت آن، ترجمۀ وی را بیش از آنکه ترجمهای دقیق، نقادانه و مبتنی بر زبانشناسی و فقهاللغۀ تاریخی بداند، نوعی «ترجمه ـ تفسیرِ» موعظهمحور دانسته که بیشتر به هدف تبلیغ نگاشته شده است (نک : «ترجمه ... »، ٥٧, ٦٠). وی همچنین تقطیع شعرگونۀ آیات در این ترجمه را از لحاظ ادبی نقد کرده است (همان، ٥٩). برخی از انتقادات جفری از ترجمۀ یوسف علی قابل تأمل است، اما خود جفری نیز در آثار و ترجمههای خود پیوسته به دقتِ واژشناسانه، زبانشناختی و روشمندی تاریخیگرا (نک : همان، ٦١) پایبند نبوده است.
از دیگر مقالات شایان ذکر جفری در حوزۀ قرآنپژوهی باید به تحقیق دربارۀ حروف مقطعۀ قرآن اشاره کرد که در ١٩٢٤م در نشریۀ مسلم ورد به چاپ رسید (نک : مل : «حروف ... »).
شایان ذکر است که در ١٩٩٨م / ١٣٣٧ش برخی از مقالات و مطالعات جفری دربارۀ تاریخ متن قرآن که عمدتاً برای نخستین بار در نشریۀ مسلم ورد به چاپ رسیده بودند، مجدداً در مجموعه مقالاتی با عنوان «خاستگاههای قرآن: مقالاتی کلاسیک دربارۀ کتاب مقدس اسلام» با تدوین و ویرایش یک پژوهشگر سکولار پاکستانیتبار ساکن غرب که خود را در آثارش با کنیۀ مستعار ابن وراق معرفی میکند، به چاپ رسیده است (نک : مل ، لاوسن).
جمعآوری این مقالات جفری در کنار مقالاتی با موضوعات مشابه از قرآنپژوهان و خاورشناسانی چون تئودُر نولدکه، دیوید ساموئل مارگلیوث، آلفونس مینگانا، آبراهام گایگر و آندرو ریپین، نوعی سیر تاریخی مطالعۀ تاریخ واژگان و متن قرآن از منظر خاورشناسی متأخر را به دست میدهد و جایگاه جفری را در آن میانه مشخصتر میسازد؛ البته برخی منتقدان، از جمله هربرت برگ (ص ٥٥٧-٥٥٨) و لاوسن (ص ٦٥٨). معتقدند که جایگاه تحقیقی یا اهمیت علمی مقالات لزوماً معیار انتخاب آنها برای چاپ در مجموعۀ یادشده نبوده، و این اثر بیشتر مجموعهای از رهیافتهای منسوخشدۀ دورهای از خاورشناسی اروپایی (از اواخر سدۀ ١٩ تا نیمۀ سدۀ ٢٠م) به تاریخ متن قرآن است.
اثر دیگر جفری تحت عنوان «اسلام: محمد و دین او» که برای نخستین بـار در ١٩٥٨م در نیویورک منتشر شد (نک : مل )، در واقع گزیدهای از متون اسلامی است که به قصد معرفی مقدماتی اسلام برای استفادۀ دانشجویان و پژوهشگران رشتههای مطالعات ادیان و اسلامشناسی تدوین شده است. قطعههای بسیاری از ترجمههای جفری از آیات قرآن، احادیث یا آثار کهن دانشمندان اسلامی مانند احیاء علوم الدین غزالی در سرتاسر این اثر یافت میشود.
ترجمۀ کامل رسالۀ شجرة الکون ابن عربی از دیگر آثار شایان ذکر آرتور جفری است که طی دو شمارۀ پیاپی در نشریۀ پژوهشی استـودیا اسلامیکا (س ١٩٥٩، شم ١٠-١١) به چاپ رسید. مقدمۀ نسبتاً مفصل جفری بر این ترجمه (شم ١٠، ص ٤٣-٦٢). در واقع درآمدی بر مطالعهای تطبیقی دربارۀ مفهوم لوگوس / کلمه در تعالیم الٰهیاتی و فلسفی ادیان مختلف است، ادیانی که با طرق و تأکیدات متفاوت، بنیانگذاران خود را به مثابۀ تشخص «کلمۀ نیمه ازلیِ مقدم بر خلقت» در نظر میگیرند. جفری تعالیمِ ادیانی را مورد توجه قرار داده است که به عنوان همسایگان فرهنگی جهان اسلام میتوانستهاند بر صورتبندی برخی از آراء متکلمان، فلاسفه و عارفان مسلمان تأثیرگذار بوده باشند. در حقیقت علتِ اصلیِ توجه جفری به رسالۀ شجرة الکون، رویکردِ خاص ابن عربی به تشخص روحانی حضرت محمد (ص) در این اثر بوده است. جفری به نقل از شیخ مصطفى مراغی مصری اشاره میکند که یکی از دلیلهایی که سبب میشود تا مسیحیان اروپایی درک درستی از اندیشۀ مسلمانان نداشته باشند، توجه نکردن به اهمیت و جایگاه شخص رسول اکرم (ص) نزد آنان و غفلت از تعالیم کلامی و عرفانی مربوط به این مبحث نزد اندیشمندان مسلمان است (نک : «شجرة ... »، ٤٤).
جفری توجه تعالیم ادیان و سنتهای عرفانی مختلف به لوگوس به مثابۀ «کلمۀ نیمه ازلیِ مقدم بر خلقت»، «نور»، «صانع مخلوقات» و «انسان کامل» را در نظر گرفته، و سپس بر همین پایه و با نظر به این مقدمات، بر اهمیت و جایگاه این رسالۀ ابن عربی در صورتبندی تعالیم فلسفی ـ عرفانی اسلامی در خصوص شخص حضرت محمد (ص) تأکید کرده است (همان، ٤٦-٥٠). بنا بر غالب این آموزهها، آن حضرت در هیئت سماوی خود، حقیقت و نور مقدم بر خلقت، واسطۀ فعل الٰهی برای خلق عالم و «انسان کامل» است. جفری بر تأثیرپذیریِ مستقیم عناصر و جنبههایی از این تعالیم از منـابع یهودی ـ مسیحی، مزدایی، نو افلاطونی، هرمسی، گنوستیک و مانوی اشاره میکند و به هیچوجه آنها را منبعث از تعالیم راستین اسلامی یا متن قرآن نمیداند.
توجه جفری به شخصیت رسول اکرم (ص) در آثار دیگر او نیز منعکس است که از آن میان میتوان به مقالۀ او با عنوان «آیا محمد [ص] از کودکی پیامبر بود؟» اشاره کرد (نک : مل ). وی در این مقاله جانبدارانه سعی دارد تا با کنار هم گذاشتن برخی روایات ثابت کند که حضرت محمد (ص) پیش از بعثت نه تنها از حنفای ابراهیمی نبوده، بلکه چون بسیاری از مکیان موحد هم نبوده، و به آداب و رسوم دورۀ جاهلی مقید بوده است. او بر آن است که اصرار مسلمانان بر موحد بودنِ رسول اکرم (ص) پیش از اسلام ناشی از نوعی حس رقابت با روایات مسیحی و بودایی دربارۀ شخصیتهای عیسى (ع) و بودا پیش از رسالتشان بوده است! (ص ٢٣٤). اما نکتۀ جالب توجه اینجا ست که او در پایان مقاله تأکید میکند که وی با این کار قصد دارد تا شخصیت واقعی و تاریخی حضرت محمد (ص) را از میان هالـههای مبهم اساطیری باز یابد و احیـاء کنـد (همانجا، نیز نک : «جست و جو ... »، ٣٢٧ ff.).
به رغم دانش وسیع جفری در حوزۀ زبانشناسیِ سامی و تسلط بر جنبههایی از تاریخ پیچیدۀ حیات اجتماعی، فرهنگی و دینی منطقۀ خاورمیانه، به خصوص شبه جزیرۀ عربستان، محدودیت درک او در خصوص آنچه میتوان آن را «بینش اسطورهای» نامید، در عمدۀ آثار او مشهود است. تمایل جفری به جست و جوی شخصیت تاریخی پیامبر گرامی اسلام (ص) از میان تصاویر اسطورهای متعدد و پیچیدهای که در منابع مختلف اسلامی یافت میشوند، در واقع نمودی از گرایش بیش از حد او به واقعی انگاشتن «تاریخ» در مقابل «اسطوره» است، آنچه میتوان نوعی «اسطوره زدایی علمی» نامید؛ پدیدهای که البته در نیمۀ اول قرن ٢٠ م رویکرد غالب مطالعات دانشگاهی گستردهای بود که در شاخههای متفاوت معارف بشری صورت میگرفت و جفری نیز ــ هم در مقام زبانشناس و هم به عنوان متخصص تاریخ ادیان سامی ـ ازنماینـدگان سرسخت و سختگیر این رویکرد محسوب میشود. مقالۀ او با عنوان «جست و جو برای محمد [ص] تاریخی» که در ١٩٢٦م در نشریۀ مسلم ورد به چاپ رسید، نمونۀ بارز دیگری از این رویکرد به دست میدهد. جفری در این مقاله «اسطوره» را بـا «افسانه» یکسان میانگارد (نک : ص ٣٤٢-٣٤٣)، و اسطوره پردازیهای پیرامون شخصیت رسول اکرم (ص) توسط غالب مفسران، محدثان، مورخان و عرفای مسلمان را اساساً متأثر از نوع نگاه کلام و ادبیات مسیحی به مقولۀ پیامبر / نجات بخش میپندارد (همانجا).
آرتورجفری به عنوان کشیشی مسیحی به «معنویت» اسلامی اعتقادی نداشت و اسلام را حتى از روزهای آغازینِ آن بیشتر چون نظامی سیاسی ـ اجتماعی درک میکرد تا یک دین؛ وی نوع نگاه اسلام به مفاهیم امت و حکومت را متأثر از تمدنهای کهن خاور میانه چون سومر میدانست. آراء وی در این خصوص در مقالۀ «اهمیت سیاسی اسلام» (نک : مل ) انعکاس یافته است.
مآخذ
بدرهای، فریدون، مقدمه بر واژههای دخیل در قرآن مجید آرتور جفری، ترجمۀ همو، تهران، ١٣٧٢ش؛
برگنیسی، کاظم، «واژههای دخیل قرآن و دیدگاهها»، معارف، تهران، ١٣٧٤ش، دورۀ ١٢، شم ١ و ٢؛
نیز:
Badeau, J. S., «
Arthur Jeffery: A Tribute»
, The Muslim World, New York, ١٩٦٠, vol. L, no. ١;
Berg, H., «
Review: The Origins of the Koran…
»
, Bulletin of the School of Oriental and African Studies, Oxford, ١٩٩٩, vol. LXI, no.٣;
Bishop, E. F., «
Arthur Jeffery: A Tribute»
, The Muslim World, New York, ١٩٦٠, vol. L, no. ١;
Grant, F. C., «
Arthur Jeffery: A Tribute»
, ibid;
«
Ibn al - ʿArabi’
s Shajarat al - Kawn»
, tr. A. Jeffery, Studia Islamica, Paris, ١٩٥٩, vol. X, nos. ١٠ - ١١;
Jeffery, A., «
Christianity in South Arabia»
, Anglican Theological Review , ١٩٤٥, vol. XXVII, no. ٣;
id, «
Christians at Mecca»
, The Muslim World, New York, ١٩٢٩, vol. XIX, no. ٣;
id, «
The Descent of Jeus in Muhammadan Eschatology»
, The Joy of Study: Papers on the New Testament Presented to Honour Frederick Clifton Grant, ed. S. E. Johnson, New York, ١٩٥١;
id, «
Eclecticism in Islam»
, The Muslim World, New York, ١٩٢٢, vol. XII, no. ٣;
id, The Foreign Vocabulary of the Our’
an, Hertford / Baroda, ١٩٣٠;
id, «
Ghevond’
s Text of the Correspondence Between ʿUmar II and Leo III»
, The Harvard Theological Review , ١٩٤٤, vol. XXXVII, no. ٤;
id, Islam: Muhammad and His Religion, New York, ١٩٥٨;
id, Materials for the History of the Text of the Qur’
an : The Old Codices , Leiden, ١٩٣٧;
id, «
The Mystic Letters of the Koran»
, The Muslim World, New York, ١٩٢٤, vol. XIV, no. ٣;
id, «
The Political Importance of Islam»
, Journal of Near Eastern Studies , ١٩٤٢, vol. I, no. ٤;
id, «
The Quest of the Historical Mohammed»
, The Muslim World , New York, ١٩٢٦, vol. XVI, no. ٤;
id, «
The Qur’
an as Scripture»
, ibid, ١٩٥٠, vol. XL, nos. ١-٤;
id, «
A Variant Text of the Fātiha»
, ibid, ١٩٣٩, vol. XXIX, no. ٢;
id, «
Was Muhammad a Prophet from His Infancy?»
, ibid, ١٩٣٠, vol. XX, no. ٣;
id, «
Yusuf Ali’
s Translation of the Qur’
an»
, ibid, ١٩٤٠, vol. XXX, no. ١;
id and I. Mendelsohn, «
The Orthography of the Samarqand Codex»
, Journal of the American Oriental Society , ١٩٤٣, vol. LXIII;
The Koran, Selected Suras , tr. A. Jeffery, New York, ٢٠٠١;
Lawson, T., «
The Origins of the Koran …
»
, Journal of the American Oriental Society, ٢٠٠٢, vol. CXXII, no. ٣;
Mendelsohn, I., «
The Columbia University Copy of the Samarqand Kufic Qur’
ān»
, The Muslim World, New York, ١٩٤٠, vol. XXX;
Torrey, Ch. C., «
Jeffery’
s Foreign Vocabulary of the Qur’
ān»
, ibid, ١٩٣٩, vol. XXIX, no. ٤;
Tritton, A. S., «
Review: The Foreign Vocabulary of the Qur’
ān by Arthur Jeffery»
, Bulletin of the School of Oriental and African Studies , ١٩٣٩-١٩٤٢, vol. X, no. ٤.
شهرام خداوردیان