دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٩٣ - انشقاق
انشقاق
نویسنده (ها) :
محمدعلی لسانی فشارکی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِنْشِقاق، نام هشتاد و چهارمین سوره از قرآن مجید، دارای ٢٥ (یا ٢٣) آیه، ١١٩ كلمه و ٤٣٦ حرف. نام مشهور سوره از سرآغازِ آن گرفته شده است و گاه عالمان از باب احتیاط، آن را سورۀ «اِذَاالسَّماءُ انْشَقَّتْ» یـا به اختصار «اِنْشَقَّتْ» نـامیدهاند (نک : ابن بابویه، ١٢١؛ نائطی، ٧/ ٦٨٩؛ سیوطی، الدر ... ، ٦/ ٣٢٨- ٣٢٩؛ نیز نک : اندرابی، گ ٥١ الف).
سورۀ انشقاق، بنابه روایت مشهور، هشتاد و سومین سوره از ترتیب نزول است (نک : دروزه، ١/ ١٥؛ قس: ابنندیم، ٢٨-٣٠؛ طبرسی، ١٠/ ٤٠٥؛ سیوطی، الاتقان، ١/ ٤٠-٤٣). با این ترتیب، سورۀ انشقاق از آخرین سورههای نازل شده در مكه است، اگر چه بعضی از معاصران، مضامین و اسلوب بیان سوره را با سورههایی كه در سالهای نخستین دعوت پیامبر اكرم (ص) نازل شدهاند، همخوانتر و همگونتر یافتهاند و نسبت به نزول این سوره در مرحلۀ مكی خِتامی تردید كردهاند (دروزه، ٦/ ٢٨٢؛ نیز نک : رامیار، ٦٨١).
سورۀ انشقاق، با سورۀ انفطار كه پیش از آن نازل شده، و در ترتیب تلاوت نیز با فاصلۀ یك سوره پیش از آن جای گرفته است (ابن جوزی، ١٥٤) و نیز با سورههای زلزال، تكویر و واقعه دارای سرآغاز مشترك و متشابه است. محور موضوعی این ٥ سوره كه نامهایشان نیز، به ویژه، «انشقاق» بر آن دلالت دارد (نک : بقاعی، ٢١/ ٣٣٥)، تفكیك آدمیان در سرای دیگر است، به دو گروه نیكوكاران و بدكاران (زلزال/ ٩٩/ ٧- ٨)، بهشتیان و دوزخیان (تكویر/ ٨١/ ٧، ١٢-١٣)، اصحاب یمین و اصحاب شِمال (واقعه/ ٥٦/ ٢٧، ٤١؛ انشقاق/ ٨٤/ ٧، ١٠) و ابرار و فجّار (انفطار/ ٨٢/ ١٣-١٤) كه در هر یك از این سورههای پنجگانه با سبكی خاص بدان پرداخته شده است. ویژگیِ سورۀ انشقاق كه سورۀ انفطار نیز در این ویژگی مشترك است، آن است كه همان مضامین هشدار دهنده كه در سورههای یاد شده (مثلاً نک : تكویر/ ٨١/ ١-١٤)، توفنده و خروشنده بیان شده، در این سوره با بیانی نرمتر آورده شده است (نک : قطب، ٦/ ٣٨٦٥).
سورۀ انشقاق، با اینکه دارای الفاظی كم است و حتى بعضی تعبیرات در آن تكرار شده (نک : آیههای ٢، ٥، ٧، ١٠)، حوزۀ معناییِ بس گستردهای دارد. در مقدمۀ سوره (آیات ١ تا ٥) توجه مخاطبان به پیشگویی محقق الوقوع شكافته شدن آسمان و سپس شكافته شدن زمین، در آستانۀ رستاخیز، و قرار گرفتن هر چیز در جای خود جلب شده است؛ نیز مراتب فرمانبرداری آسمان و زمین از ربالعالمین، برای زدودن زنگارهای سنگینِ غفلت از آیینۀ ذهن انسان، گوشزد میگردد. آنگاه در بخش اول (آیات ٦ تا ١٥) با خطاب «یا اَیُّهَا الاِنْسانُ» كه جز این، تنها یك بار دیگر در قرآن كریم آمده است (انفطار/ ٨٢/ ٦؛ عبدالباقی، ٩٣-٩٤) آدمیان بیخبر و سرگردان را كه افتان و خیزان، سرگرم گذران روزگارند، مخاطب قرار میدهد و از فرجام قطعی و سرانجام حتمیِ ایشان با خبر میسازد و نتیجۀ پیمودن راه كج و راه راست و عاقبت هر یك را یادآور میگردد كه چگونه كارنامۀ گروهی را به نشانۀ نیك فرجامی و كامروایی به دست راستشان دهند و كارنامۀ گروهی دیگر را، به نشانۀ بدفرجامی و ناكامی، از پشت سر، و به همین نَسَق، با اصحاب یمین چند و چون نکنند و از آنان حساب نکشند و شادمانه نزد كسان خویش بازگردند. اما آنانکه با همراهان كجرو خویش، شادمانه روزگار گذرانیدند و به روز واپسین نیندیشیدند، آن روز، هزار باره آرزوی مرگ میكنند و فریادرسی بجز زبانۀ آتش نمییابند؛ و در بخش دوم (آیات ١٦ تا ١٩)، ذهن و اندیشۀ انسان را، با تداعیِ چشمانداز دلفریب شفق كه پیامآور پایان روز است و هجوم تاریكی شب، به مقایسۀ مسیر حركت و میدان تكاپوی خویش، با گیرودار شب و روز، و سیر و سلوك ماه، منزل به منزل، از هلال و تربیع تابدر تمام، و بازگشت به تربیع و رفتن به مُحاق، وا میدارد، تا آدمی دریابد كه او نیز مانند خورشید و ماه و ستارگان كه به ظاهر پدیدآرندگان شب و روزند، در گردونۀ فرمان پروردگار جهان، گردان است و همۀ این فراز و نشیبها، مركبهای گوناگونند در برابر او نهاده، تا هر مرحله را با مركبی بپیماید. خاتمۀ سوره (آیات ٢٠ تا ٢٥) ابراز شگفتی است از بیخبری و نادانی انسانها كه چرا به گفتار قرآن تن در نمیدهند و بیباكانه راه انکار و تكذیب پیش میگیرند، و گریز به اینکه چه باك، همان به كه بگریزند و با عذاب اَلیم درآویزند؛ ما را همان معدود انسانهای درستاندیش و درستكردار بس، و این كسان تا ابد از خوان احسان خداوند جهانیان برخوردارند.
سورۀ انشقاق، زوج سورۀ مطففین است؛ چنانکه سورۀ مطففین مانند سورۀ انشقاق مشتمل بر یك مقدمه، دو بخش و یك خاتمه است (نک : مطففین/ ٨٣/ ١-٦، ٧-١٧، ١٨-٢٨، ٢٩-٣٦) و اشتراك مضامین و تشابه عبارات و حتى تكرار الفاظ در آیات این دو سوره شایان توجه است (نک : انشقاق/ ٨٤/ ٧، ٩، ١٠، ١٣؛ مطففین/ ٨٣/ ٧، ٩، ١٨، ٢٠، ٢٤، ٣١).
سورۀ بروج نیز كه در ترتیب تلاوت پس از سورۀ انشقاق جای گرفته است، هرچند در ترتیب نزول با سورۀ انشقاق فاصلۀ بسیار دارد (نک : رامیار، ٦٨٠-٦٨١؛ قس: دروزه، ٦/ ٢٨٢)، در مقدمه و خاتمه و دو بخش میانی با سورۀ انشقاق متناظر است (نک : بروج، ٨٥/ ١-٣، ٤-١١، ١٢- ١٨، ١٩-٢٢) و مضامین و حتى الفاظ بعضی از آیات در این دو سوره متشابهند (نک : انشقا ق/ ٨٤/ ٢٢؛ بروج/ ٨٥/ ١٩). به عبارت دقیقتر، ٦ سورۀ تكویر تا طارق را میتوان یك مجموعۀ پیاپی و متحدالمضمون دانست كه چه بسا در ترتیب نزول نیز با اندك جابهجایی چنین بوده باشند (نک : دروزه، همانجا).
پایان آیۀ ٢١ سورۀ انشقاق یكی از مواضع دهگانۀ سجدۀ مستحب نزد عالمان شیعه (نک : ابوالفتوح، ٥/ ٤٩٩)، و یكی از مواضع چهاردهگانۀ سجدۀ واجب نزد پیشوایان اهل سنت است (نک : ابن عربی، ٤/ ٣٦٩-٣٧٠؛ اسماعیل حقی، ١٠/ ٣٨١-٣٨٢؛ نیز نک : قرطبی، ١٩/ ٢٨٠-٢٨١).
مآخذ
ابن بابویه، محمد، ثواب الاعمال، به كوشش محمدمهدی خرسان، نجف، ١٣٩٢ ق؛
ابن جوزی، عبدالرحمان، فنون الافنان، به كوشش محمدابراهیم سلیم، قاهره، ١٤٠٨ ق/ ١٩٨٨ م؛
ابن عربی، محمد، احكام القرآن، به كوشش محمد عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤٠٨ ق/ ١٩٨٨ م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
ابوالفتوح رازی، حسین، روح الجنان، قم، ١٤٠٤ ق؛
اسماعیل حقی بروسوی، روح البیان، استانبول، ١٣٨٩ ق؛
اندرابی، احمد، الایضاح فی القراءات، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
بقاعی، ابراهیم، نظم الدرر، حیدرآباد دكن، ١٩٨٤ م؛
دروزه، محمد عزت، التفسیر الحدیث، قاهره، ١٣٨١ ق/ ١٩٦٢ م؛
رامیار، محمود، تاریخ قرآن، تهران، ١٣٦٢ ش؛
سیوطی، الاتقان، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٧ ق/ ١٩٦٧ م؛
همو، الدر المنثور، بیروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣ م؛
طبرسی، فضل، مجمع البیان، صیدا، ١٣٥٦ ق/ ١٩٣٧ م؛
عبدالباقی، محمد فؤاد، المعجم المفهرس، قاهره، ١٣٦٤ق؛
قرآن مجید؛
قرطبی، محمد، الجامع لاحكام القرآن، بیروت، ١٩٦٧ م؛
قطب، سید، فی ظلال القرآن، به كوشش محمد قطب، بیروت، ١٤٠٢ ق/ ١٩٨٢ م؛
نائطی اركاتی، محمد غوث، نثر المرجان، حیدرآباد دكن، ١٣٣١ ق.
محمدعلی لسانی فشاركی