دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٦ - ابن بابویه، ابوالحسن
ابن بابویه، ابوالحسن
نویسنده (ها) :
محمد آصف فکرت
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ بابِويْه، ابوالحسن علی بن حسين بن موسی بن بابويه قمی (د ٣٢٩ ق/ ٩٤١ م)، فقيه، محدث شيعی و مرجع مردم قم و اطراف آن. بابْوَيْه يا بابُويه كه نام جد بزرگ اوست، يك نام كهن ايرانی و سامی است كه در روزگار پس از ظهور اسلام نيز افرادی به اين نام موسوم بودهاند (يوستی، ٥٥). ابن بابويه مؤسس خاندانی دانشور بوده است كه افراد آن تا اواخر سدۀ ٦ ق/ ١٢ م معروف بودهاند و منتجب الدين آخرين دانشمند اين خاندان نيز همين كنيه و نام ابوالحسن علی بن بابويه را داشته است (نفيسی، ١١- ٢٨). بحرانی شرح حال افراد اين خاندان را در كتابی به نام فهرست آل بابويه و علماء البحرين گرد آورده است.
ابن نديم مینويسد كه علی بن حسين از فقيهان و ثقات شيعه بوده است (ص ٢٢٧). فرزندش، معروف به شيخ صدوق از او به عنوان يكی از مشايخ روايات خويش ياد كرده است (ابن بابويه، امالی، ٨١، ١١٥). از زندگی ابنبابويه جز مواردی معدود، اطلاعی در دست نيست. اين موارد هم غير از آنچه ذكر شد، مربوط به نامۀ امام حسن عسكری (ع) خطاب به ابن بابويه، ديدار او با حسين بن منصور حلاج (مق ٣٠٩ ق/ ٩٢١ م) و يادی از سفرهای او به بغداد است. نامۀ امام حسن عسكری به ابن بابويه با توجه به تاريخ وفات امام، بر درازی عمر او دلالت دارد. ديدار ابن بابويه با حلاج در قم واقع شده است. بر طبق اين حكايت، حلاج خود را سفير و خليفۀ مهدی موعود و دارای كرامات میدانسته است و در ملاقات با ابن بابويه مورد خشم وی قرار گرفته و از قم اخراج شده است.
ابنبابويه علاوه بر داشتن مقام علمی، مردی بازرگان و صاحب مكنت نيز بوده و حجره و دفتر داشته است (طوسی، الغيبة، ٢٤٧- ٢٤٨). در باب سفرهای او به عراق، حداقل از ٣ سفر ياد كردهاند: نخستين سفر ظاهراً اندكی پس از وفات محمد بن عثمان (د ٣٠٤ يا ٣٠٥ ق/ ٩١٦ م) بوده است (ابنبابويه، كمالالدين، ٢٧٦؛ نجاشی، ١٨٤)؛ سفر دوم در ٣٢٦ ق/ ٩٣٨ م كه تلعكبری از او استماع كرده است (مامقانی، ٢/ ٢٨٣) و آخرين سفر او به بغداد در ٣٢٨ق/ ٩٤٠م بوده كه ابوالحسن عباس بن عمر كلوذانی معروف به ابن ابی مروان از او اجازه گرفته است. در باب وفات او نيز در اغلب منابع مطلبی را ذكر كردهاند كه بر طبق آن ابوالحسن علی بن محمد سمری كه خود در شعبان همان سال درگذشته، در روز مرگ ابن بابويه ياران را در بغداد از اين حادثه خبر داده است و ١٧ روز بعد كه اين خبر به بغداد رسيد، صدق خبر سمری معلوم شد (ابن بابويه، كمال الدين، ٢٧٦؛ طوسی، الغيبة، ٢٤٢؛ البته در كمالالدين وفات هر دو در ٣٢٨ ق آمده است). سال وفات او را به علت فرود آمدن شهابهای بسيار از آسمان (نجاشی، ١٨٥) و يا به علت درگذشت چند تن از بزرگان شيعه، سال تناثرالنجوم گفتهاند ( نامۀ دانشوران، ٥). مدفن او در قم است.
ابن بابويه فقيهی معتمد، جليل (حلی، ٢٤١)، شيخ و پيشرو قميان روزگار خويش بود (نجاشی، ١٨٤). مقام او در فقه و حديث چنان بلند بود كه در مواردی كه حديث در دست نبود و يا اينكه در متن حديث شبههای به نظر میرسيد، علماء شيعه به فتاوی او در كتاب الشرايع (رساله) رجوع میكردهاند. يعنی فتاوی او را به منزلت متن روايت میدانستند و معتقد بودند وی علیالقاعده، روايتی در اختيار داشته كه مأخذ فتوايش بوده است (شهيد اول، ٤- ٥).
ابن بابويه دانشمندی پر تأليف بوده است. چنانكه ابن نديم (ص ٢٧٧) به خط شيخ صدوق ديده است كه او صد تأليف پدر خويش را به شخصی اجازه داده بوده است. نجاشی تأليفات او را چنين برشمرده است: كتابهای الوضوء، الصلوة، الجنائز، الامامة و التبصرة من الحيرة، الاملاء، نوادر كتاب المنطق، الاخوان، النساء و الولدان، الشرايع كه برای فرزندش فرستاده است. التفسير، النكاح، مناسك الحج، قرب الاسناد، التسليم، الطب، المواريث، المعراج. در انتساب الامامة و التبصرة من الحيرة به وی ترديد كردهاند. آقابزرگ تهرانی مینويسد كه الامامة و التبصرة ابن بابويه، غير از كتابی است به همين نام كه مجلسی در مجلدات ١٦ و ١٧ بحار از آن استفاده كرده، زيرا در آن رواياتی از راويان پس از او آمده است (٢/ ٣٤١- ٣٤٢). منزوی مینويسد كه نسخهای از اين كتاب در اصفهان موجود است ( دانشنامه ). به علت تشابه مطالب رسالة الشرايع با كتاب فقه الرضا، برخی اين دو را يكی دانستهاند (افندی، ٦/ ٤٣) و نوری علت انتساب آن را به امام رضا (ع) تشابه نام مؤلف شرايع با نام آن امام يعنی ابوالحسن علی بن موسی (ع) دانسته است (٣/ ٣٣٦- ٣٣٨). نسخهای از اين كتاب در كاظمين در كتابخانۀ سيد حسن صدر به خط محمد بن مطرف شاگرد محقق حلی موجود بوده است (آقابزرگ، ١٣/ ٤٦). مقدس اردبيلی قرب الاسناد را به خط مؤلف داشته است (همو، ١٧/ ٦٩- ٧٠). نسخههای خطی از مناظرۀ او با ركنالدوله (سيد، ٣/ ١٠٩) و محاورۀ او با محمد بن مقاتل رازی (همو، ٢١) موجود است. بحرانی نسخهای از كتاب الكرّ و الفرّ منسوب به او را در اصفهان ديده (ص ٤٣) و افندی اصفهانی مینويسد كه الكرّ و الفرّ همان رسالۀ مناظره با محمد بن مقاتل رازی است و به نسخهای از آن در كازرون اشاره میكند (٤/ ٦)، اما خوانساری اين انتساب را رد میكند و تصريح دارد كه الكر و الفر از ابن ابی عقيل است (٤/ ٢٧٥). ابن بابويه از گروهی چون عبدالله بن حسن مؤدب، علی بن موسی كميدانی (ابن بابويه، امالی، ٨١، ١١٥)، سعد بن عبدالله (همو، كمال الدين، ١٩١)، محمد بن يحيی، علی بن حكم (طوسی، تهذيب، ١/ ٣٠٢، ٦/ ٣٨) روايت كرده است. فهرستی از نامهای مشايخ او در مدخل بحار الانوار (ربانی، ٧٦- ٧٨) آمده است. در شمار كسانی كه از او روايت كردهاند، علاوه بر دو فرزندش ابوجعفر محمد صدوق و ابوعبدالله حسين، از محمد بن احمد بن داوود و هارون بن موسی تلعكبری و سلامة ابن محمد نيز نام بردهاند (طوسی، تهذيب، ١/ ٣٠٢؛ همو، رجال، ٤٨٢؛ همو، فهرست، ١٥٧). ابنبابويه ٣ پسر داشت: محمد (صدوق) و حسين كه از فقيهان برجسته بودند و حسن كه مردی عابد و زاهد بود و با مردم آميزش نداشت (افندی، ٤/ ١١). ابوالحسن علی بن بابويه را نيز صدوق خواندهاند (قس: آقابزرگ، ٢/ ٣٤١).
مآخذ
آقابزرگ، الذريعة؛
ابن بابويه، محمد بن علی، امالی، به كوشش حسين اعلمی، بيروت، ١٤٠٠ ق/ ١٩٨٠ م؛
همو، كمالالدين و تمام النعمة، تهران، ١٣٠١ ق/ ١٨٨٤ م؛
ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، به كوشش هاشم رسولی محلاتی، قم، انتشارات علامه؛
ابننديم، الفهرست، بيروت، ١٣٩٨ق/ ١٩٧٨م؛
افندی، میرزا عبدالله، رياض العلماء، به كوشش محمود مرعشی و احمد حسينی، قم، ١٤٠١ق/ ١٩٨١ م؛
بحرانی، سليمان، فهرست آل بابويه و علماء البحرين، به كوشش احمد حسينی، قم، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٤ م؛
حلی، حسن بن علی، رجال، به كوشش جلالالدين محدث، تهران، ١٣٤٢ ش؛
خوانساری، محمد باقر بن زینالعابدین، روضات الجنات، تهران، ١٣٨٢ ق/ ١٩٦٢ م؛
دانشنامه؛
ربانی، عبدالرحيم، مدخل بحارالانوار مجلسی، بيروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
سيد، خطی؛
شهيد اول، محمد بن مکی، ذكری الشيعة فی احكام الشريعة، به كوشش ملاعلی اكبر كرمانی، تهران، ١٢٧١-١٢٧٢ ق؛
طوسی، محمد بن حسن، تهذيب الاحكام، بيروت، ١٤٠١ ق/ ١٩٨١ م؛
همو، رجال، به كوشش سيد كاظم كتبی، نجف ١٣٨٠ ق/ ١٩٦٠ م؛
همو، الغيبة، به كوشش آقابزرگ تهرانی، نجف، ١٣٨٥ ق/ ١٩٦٥ م؛
همو، الفهرست؛
به كوشش محمود راميار، مشهد، ١٣٥١ ش؛
مامقانی، عبدالله، تنقيح المقال، نجف، ١٣٥٢ ق/ ١٩٣٣ م؛
نامۀ دانشوران؛
نجاشی، احمد بن علی، رجال، بمبئی، ١٣١٧ ق/ ١٨٩٩ م؛
نفيسی، سعيد، مقدمۀ مصادقة الاخوان ابن بابويه، تهران، ١٣٢٥ ش؛
نوری، حسين بن محمدتقی، مستدرك الوسائل، تهران، ١٣١٨-١٣٢١ ق؛
نيز:
Justi, Ferdinand, Iranisches Namenbuch, Marburg, ١٨٩٥.
محمدآصف فكرت