دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٨١ - ابن عزوز
ابن عزوز
نویسنده (ها) :
مهدی سلماسی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ عَزّوز، محمد المکی بن مصطفی بن محمد حسنی ادریسی (١٢٧٠-١٣٣٤ق / ١٨٥٤-١٩١٦م)، عالم جامع الاطراف مالکی. نسب ابن عزوز به حسن مثنّیٰ فرزند امام حسن مجتبی (ع) میرسد و به همین جهت حسنی خوانده شده است (تونسی، ١٣). او در شهر نفطه (تونس) چشم به جهان گشود (کتانی، ٢ / ٢٢٩). در آن عصر نفطه و تَوزَر از مراکز مهم علم و ادب در شمال افریقا به شمار میرفتند، و به همین دلیل از باب تشبیه به آنها کوفه و بصره گفته میشد (تونسی، ١١). ابنعزوز در چنین محیطی، زیر نظر پدر خود که از مشاهیر علم در آن دیار بود، پرورش یافت (همو، ١٠، ١١، ١٣، ٢٩؛ مخلوف، ٤٢٣). او در زادگاه خود به فراگیری علوم مختلف از استادانی چون محمدبن عبدالرحمن تازری، پسر عم خود، روی آورد (تونسی، ١٤)، سپس عازم شهر تونس شد و در جامع زیتونه ضمن تدریس، زیر نظر استادان نامدار آن روزگار مانند محمد شاذلی بن صالح، احمد بن الخوجه، محمد النجار و دیگران به تحصیلات خود ادامه داد (همو، ١١، ١٤؛ مخلوف، همانجا). وی پس از مدتی عازم الجزایر شد و در آنجا با عالمانی چون محمدبن ابیالقاسم ـ که از مشایخ معروف صوفیه به شمار میرفت ـ و دیگر علمای آن دیار آشنا گردید و از محضرشان استفاده نمود. پس از بازگشت به تونس مجدداً به تحصیل و تدریس در جامع زیتونه پرداخت (تونسی، ١١) و در ١٢٩٥ق (نک : همو، ٢٢) بیتمایل خود به عنوان مفتی نفطه (کتانی، ٢ / ٢٢٩-٢٣٠؛ تونسی، ١١) و پس از آن به سمت قضای آن شهر منصوب شد (همو، ٢٣) و تا ١٢٩٨ق در آن مقام باقی ماند (نک : همو، ١١). آنگاه به تونس بازگشت و مجدداً به تدریس در جامع زیتونه پرداخت (همو، ١١-١٢). ابن عزوز در ١٣١٦ق عازم مشرق شد (همو، ١٥) و مدتی را در بنعازی، مصر، حجاز و شام گذراند (مخلوف، همانجا). سرانجام در ١٣٣١ق (نک : تونسی، ١٢) به استانبول، مرکز دولت عثمانی رفت و در آنجا اقامت گزید. در این سفر ابن عزوز همۀ کتابهای خود را با تحمل مشقت بسیار بدانجا برد (مخلوف، همانجا؛ کتانی، ٢ / ٢٣٠؛ تونسی، ١٢، ١٥). در استانبول ابن عزوز مورد احترام مقامات عالیرتبه قرار گرفت و از منزلت خاصی نزد سلطان عبدالحمید برخوردار گردید. او در این شهر به فراگیری زبان ترکی پرداخت و بر آن تسلط کامل یافت و تا پایان عمر در دارالفنون (دارالخیر سابق) و مدرسۀ وعاظ به زبانهای عربی و ترکی، به تدریس حدیث و تفسیر قرآن مشغول بود (تونسی، ١٥).
کتانی مشایخ وی را نزدیک به ٨٠ تن ذکر کرده و نام برخی از آنان را آورده است (٢ / ٢٣١). ابن عزوز رسالههایی در زمینههای مختلف چون فقه، تصوف، هندسه، هیأت و جز آن تألیف کرده است که در آنها میتوان به تسلط او بر ادبیات عرب پی برد. آثار او علاوه بر محتوای علمی، از زیباییهای ادبی نیز برخوردار است، تا آنجا که توجه خواننده قبل از مطلب به ساختار جملات جلب میشود. به عنوان نمونه میتوان خطبۀ او در ابتدای رسالۀ عقیدةالاسلام را که در حمد و ستایش خداوند است، ذکر کرد (صص ٧٨-٧٩).
ابن عزوز از ذوق شعری نیز برخوردار بود و گذشته از مدیحهها و مرثیههایی که سروده، بعضی از آثار فقهی و تفسیری خویش را نیز به نظم درآورده است. از نکاتی که در مقالات و اشعار ابن عزوز جلب توجه میکند، شکایت وی از مظلومیت دین و دوری مردم عصر از احکام اسلام و قرآن است (صص ١٠٥-١٠٦؛ تونسی، ١٦). وی صوفیه را محترم میداشت و به ویژۀ پیروان طریقۀ خلوتیه را ارج مینهاد، ولی برخلاف آنچه دیگران دربارۀ او گفتهاند، خود را از صوفیان نمیدانست (نک : صص ١١٦-١١٧). ابن عزوز سرانجام در استانبول بدرود حیات گفت (کتانی، ٢ / ٢٣٠) و در مقبرۀ یحیی افندی به خاک سپرده شد (تونسی، ١٨).
آثـار
تونسی ٩٤ اثر وی را نام میبرد (صص ٤٢٥-٤٢٩؛ قس: کتانی، بغدادی، جم ). برخی از این آثار در یک مجلد با عنوان رسائل ابنعزوز، به کوشش علیرضا تونسی در ١٤٠٥ق / ١٩٨٤م در دمشق منتشر شده است که شماری از آنها پیشتر به طور مستقل نیز به چاپ رسیده است. همچنین رسالۀ عمدةالاثبات فی رجال الحدیث وی نیز در ١٣٣٠ق در استانبول چاپ شده است.
مآخذ
ابنعزوز، محمد المكی، رسائل ابن عزوز، بهكوششعلیرضا تونسی، دمشق، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
بغدادی، ايضاح؛
تونسی، علیرضا، مقدمه بر رسائل ابنعزوز (نک : ابنعزوز در همين مآخذ)؛
كتانی، عبدالحی بن عبدالکبیر، فهرس الفهارس و الاثبات، فاس، ١٣٤٧ق؛
مخلوف، محمدبن محمد، شجرة النور الزكية، بيروت، ١٣٥٠ق.
مهدی سلماسی