دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٨٣ - ابوخالد کابلی
ابوخالد کابلی
نویسنده (ها) :
مریم صادقی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوخالِدِ كابُلی، وَردان ملقب به كَنْكَر، از رجال شیعی سدۀ اول ق و از اصحاب امام سجاد (ع). كنكر عنوانی بود كه مادرش وی را بدین نام میخواند و در روزگار خود میان عامۀ مردم بدان شهرت نداشت (نك : طبرسی، ٢٥٤؛ راوندی، ١ / ٢٦٢؛ قس: رازی، ٢ / ٦٧٧)، اما به واسطۀ خطابی كه از سوی امام سجاد (ع) به او با عنوان كنكر در روایات بر جای مانده (كشی، ١٢١؛ نیز نك : دلائل الامامة، ٩٠-٩١)، به این لقب شهرت یافته بود. ابن طاووس به او كنیۀ ابویحیی داده (نك : صاحب معالم، ٢٩٤) كه مآخذ دیگر آن را تأیید نمیكند.
از مجموع روایات چنین برمیآید كه موطن نخستین ابوخالد، كابل بوده است. با اینكه تصریحی به سال ورود او به حجاز نشده است، ظاهر روایات، حكایت از آن دارد كه وی در طول حضور خود در حجاز، آنگاه كه در صحبت امام سجاد (ع) (امامت: ٦١-٩٥ ق) بوده، دست كم یك بار با مساعدت امام، به كابل سفر كرده است (نك : كشی، ١٢١-١٢٣؛ راوندی، ١ / ٢٦٢-٢٦٤؛ ابن شهر آشوب، مناقب، ٤ / ١٤٥). در آغاز اقامت در مدینه، وی محمد بن حنیفه را امام میدانست (طبرسی، همانجا؛ ابن حجر، ١ / ٤٣٦) و زمانی دراز او را مانند امامی واجب الطاعه خدمت میكرد (نك : کشی، همانجا؛ دلائل الامامة، همانجا؛ راوندی، ١ / ٢٦١).
آوردهاند كه ابوخالد در مدت ملازمت با محمد بن حنیفه از اشارات وی دربارۀ مقام والای امام سجاد (ع) و احترام فوقالعادهای كه محمد برای آن امام قائل بود (نك : کشی، ١٢١؛ ابن شهر آشوب، همان،٤ / ١٤٧) و نیز با راهنمایی و اصرار یحیی بن ام طویل، به دیدار امام نائل شد و چون امام او را با نام دوران كودكیش «كنكر» خطاب كرد، بر امامت آن حضرت یقین آورد (دلائل الامامة، همانجا؛ حسین بن عبدالوهاب، ٧٢-٧٣؛ راوندی، همانجا). آنگاه به ملازمت ایشان درآمد و چنان پایگاهی یافت كه وی را «باب» ( تاریخ اهل بیت، ١٤٨) و یكی از ثقات (كلینی، ١ / ٤٧٢) و حواریون (كشی، ٩-١٠) امام دانستهاند. برقی (ص ٨)، مفید ( الاختصاص، ٨) و طوسی (ص ١٠٠) او را در زمرۀ اصحاب آن حضرت آوردهاند. فضل بن شاذان نیز، ابوخالد را یكی از پنج تنی میشمارد كه در اوایل امامت حضرت سجاد (ع) از شیعیان ایشان به شمار میآمدند (كشی، ١١٥).
از جمله روایات مربوط به تغییر عقیدۀ ابوخالد، دربارۀ امامت حكایت مربوط به شهادت و حكمیت حجرالاسود است كه در روایتهای گوناگون به نحوی با ابوخالد ارتباط یافته و سرانجام منجر به تغییر رأی وی در باب امام بر حق میگردد (طبرسی، همانجا؛ راوندی، ١ / ٢٥٨؛ مجلسی، ٤٦ / ٢٩-٣٠). سید حمیری (د ١٧٣ ق) كه گفته شده با شنیدن همین روایت از آیین كیسانیه دست شسته، این واقعه را به نظم آورده است (ص ٤٤٢؛ نیز نك : طبرسی، ابن حجر، همانجاها).
دربارۀ تلاش وی در جستوجوی امام بر حق، روایت دیگری دلالت بر آن دارد كه او زمانی نیز به نزد حسن مثنی رفته و از وی میراث امامت را سراغ گرفته است و چون از او ناامید شده، به آستان امام سجاد (ع) شتافته است (ابن حمزه، ٣٦٣؛ رازی، ٢ / ٦٧٨- ٦٧٩).
با بالا گرفتن سختگیری حكام اموی بر شیعیان كه در طی آن كسانی چون یحیی بن امطویل كشته شدند، ابوخالد به مكه گریخت و مدتی در آنجا پنهان گشت (نك : كشی، ١٢٤). اگر چه تاریخ درگذشت او مشخص نیست، اما میدانیم كه وی دورۀ امام باقر (ع) (امامت: ٩٥-١١٤ ق) را نیز دریافته و به جرگۀ اصحاب آن حضرت درآمده است (نك : برقی، ٩؛ طوسی، ١٣٩).
افزون بر این دو امام، ابوخالد از كسانی چون اصبغ بن نباته و یحیی بن امطویل روایت كـرده است (نك : راوندی، ١ / ٢٤٥، ٢ / ٨٤٠). از جمله كسانی كه از وی روایت نمودهاند، جمیل بن صالح، هشام بن سالم، سُدَیر صیرفی، ضریس بن عبدالملك و مثنی حناط را میتوان نام برد (نك : كلینی، ٦ / ٢٨٠؛ كشی، ٦، ١٢٠؛ مفید، الامالی، ٣؛ راوندی، ٢ / ٨٤٠).
با همۀ آنچه دربارۀ ابوخالد گفته شد، ناشئ اكبر (د ٢٩٣ ق) به جماعتی از «فاطمیه» به عنوان «اصحاب ابوخالد كابلی» اشاره دارد كه امام سجاد (ع) را در زمان شهادت پدرشان در سن بلوغ نمیدانستند (ص ٢٥-٢٦).
در منابع به سبب اشتراك كنیه بین ابوخالد كابلی و ابوخالد قماط مسمی به یزید، از اصحاب امام صادق (ع)، گاه میان این دو خلط شده است، چنانكه شیخ طوسی یك بار در میان اصحاب حضرت سجاد (ع) از ابوخالد به صورت «كنگر ابوخالد كابلی» نام برده و افزوده كه نام او وردان بوده است (ص ١٠٠)، همو بار دیگر در میان اصحاب امام باقر (ع) از شخصی با نام «وردان الوخالد كابلی اصغر» یاد كرده و گفته است كه وی از امام صادق (ع) نیز روایت نموده و یادآور شده كه كنگر نام «ابوخالد كابلی كبیر» بوده است (ص ١٣٩). همو در شمار اصحاب امام صادق (ع) از كنكر نامی به صورت «ابوخالد قماط كوفی» (ص ٢٧٧) و بار دیگر در میان اصحاب همان امام از «وردان ابوخالد کابلی اصغر» نام برده است (ص ٣٢٨). به هر روی ابوخالد قماط جز ابوخالد كنكر بود و هموست كه از امام صادق (ع) روایت میكند (نك : خویی، ٢١ / ١٤٠) واحتمالاً شیخ طوسی كه میان این ابوخالد و ابوخالد كابلی خلط كرده، یكی را اصغر و دیگری را كبیر خوانده است. شایان ذكر است كه ابن شهر آشوب نیز از «ابوخالد قماط كابلی» یاد میكند و او را از غالیان میشمارد (معالم، ١٣٩).
مآخذ
ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، حیدرآباد دكن، ١٣٢٩- ١٣٣١ ق؛
ابن حمزۀ طوسی، عبدالله، الثاقب فی المناقب، به كوشش نبیل رضا علوان، قم؛
١٤١١ ق؛
ابن شهر آشوب، محمد بن علی، معالم العلماء، به كوشش محمد صادق آل بحر العلوم، نجف، ١٣٨٠ ق / ١٩٦١ م؛
همو، مناقب آل ابی طالب، قم، چاپخانۀ علمیه؛
برقی، احمد بن محمد، «الرجال»، همراه الرجال ابن داوود حلی، به كوشش جلالالدین محدث، تهران، ١٣٤٢ ش؛
تاریخ اهل بیت (ع)، به کوشش محمدرضا حسینی، قم، ١٤١٠ ق؛
حسین ابن عبدالوهاب، عیون المعجزات، نجف، ١٣٦٩ ق / ١٩٥٠ م؛
خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
دلائل الامامة، منسوب به ابنرستم طبری، نجف، ١٣٨٣ ق / ١٩٦٣ م؛
رازی، محمد بن حسین، نزهة الكرام، به كوشش محمد شیروانی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
راوندی، سعید بن هبةالله، الخرائج و الجرائح، قم، ١٤٠٩ ق؛
سید حمیری، اسماعیل بن محمد، دیوان، به كوشش هادی شكر، بیروت، دارمكتبة الحیاة؛
صاحب معالم، حسن بن زینالدین، التحریر الطاووسی (تحریری از حل الاشكال احمد بن طاووس)، به كوشش محمد حسن ترحینی، قم، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، به كوشش علیاكبر غفاری، بیروت، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩ م؛
طوسی، محمد بن حسن، رجال، نجف، ١٣٨٠ ق / ١٩٦١ م؛
کشی، محمد، معرفة الرجال، اختیار طوسی، به كوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ ش؛
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، به کوشش علی اكبر غفاری، بیروت، ١٤٠١ ق؛
مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، به كوشش علیاكبر غفاری، قم، ١٣٥٧ ش؛
همو، الامالی، به كوشش حسین استاد ولی و علیاكبر غفیری، قم، ١٤٠٣ ق؛
ناشئ اكبر، عبدالله بن محمد، مسائل الامامة، به كوشش یوزف فان اس، بیروت، ١٩٧١ م.
مریم صادقی