دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٤٣ - جمعه
جمعه
نویسنده (ها) :
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٦ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جُمْعه، نام هفتمین روز در تقویم هفتگی مسلمانان که تلقی آن یک عید مذهبی تکرارشونده است و دارای فضیلت و آیینهای مذهبی خاص در فرهنگ اسلامی است.
این واژه که در زبان فارسی با سکون میم، و در برخی زبانهای اسلامی، از جمله گونههای مختلف ترکی، با حذف عین تلفظ میشود، در اصلِ عربی و کاربرد قرآن، به ضمّ میم «جُمُعة» تلفظ میگردد. از نظر لغوی، در خصوص ریشۀ آن ابهامی وجود ندارد و از ریشۀ ٣ حرفی «ج م ع» به معنای گرد آمدن ساخته شده است؛ اما در خصوص وزن، صیغۀ «فُعُلة» چندان وزن پرکاربردی در نامهای عربی نیست. در زبان فارسی، واژۀ کهن آدینه یا مخفف آن آینه نیز به عنوان مترادفی برای جمعه ــ البته در حد محدود ــ کاربرد داشته و دارد که از حیث ریشهشناسی به معنای انجمن و گردهمایی است (حسندوست، ١ / ١١).
جمعه در فرهنگ اسلامی، از همان آغاز با شنبه یا سبت در فرهنگ یهود، و یکشنبه در فرهنگ مسیحی مقایسه میشد. جمعه برخلاف سبت یهود، روز ممنوعیت نبود، بلکه روز جمع شدن و گرد آمدن مسلمانان بهشمار میرفت (ابن بابویه، علل ... ، ٢٦٥؛ الاختصاص، ١٢٩)، وجه مشترکی که میان جمعه با عیدهای قربان و فطر هم دیده میشد ( الصحیفة ... ، دعای ٤٨). از آنجا که ماهیت جمعه نزد مسلمانان، عید بود، در روایات گاه نام آن در کنار عیدهای قربان و فطر قرار گرفته است (کلینی، ٤ / ١٤٩؛ طوسی، مصباح ... ، ٧٣٦) و همین تلقی در فرهنگ مسلمانان ماندگار بوده است؛ حتى در آداب دینی مربوط به این روزها، مانند نماز یا غسل، شباهت بسیاری دیده میشود.
وجود یک روز تعطیل در دورۀ جاهلی نیز تأیید شده است؛ روز پایانی هفته در فرهنگ جاهلی «عروبه» خوانده میشد (ابن نجیم، ٢ / ٢٤٥)، اما تفاوتهای مهمی از حیث فلسفۀ این روز و آداب آن میان عروبه و جمعه وجود داشت که تمایز را از حد نام بسیار فراتر میبرد. گاه تغییر نام عروبه به جمعه نیز به پیش از اسلام بازگردانده شده، و نخستین نامگذارندۀ این روز به جمعه کعب بن لؤی، نیای هشتم پیامبر(ص)، دانسته شده است (همانجا)، اما برخی بر اینکه نامگذاری به جمعه در جاهلی نبوده است، تأکید کردهاند (ابن حزم، ٥ / ٤٥).
دربارۀ آغاز آیین اسلامی جمعه گفته میشود پیامبر(ص) چندی پس از آمدن به مدینه، آنگاه که از محلۀ بنی عمرو به عوف و به محلۀ بنی سالم بن عوف منتقل شد، در مسجدی که در بطن وادی راتونا بود، اولین نماز جمعه را برپا کرد (ابن نجیم، همانجا).
در قرآن کریم یادکرد روز جمعه در سورهای با همین نام دیده میشود؛ در آیات پایانی این سوره (جمعه / ٦٢ / ٩-١١) ضمن تصریح به تشریع نماز جمعه به عنوان اصلیترین آیین این روز، از مسلمانان خواسته شده است که در حین برگزاری نماز، تجارت را رها کنند و به نماز، دل مشغول دارند، اما پس از اقامۀ نماز، از آنان خواسته شده که پراکنده شوند و به کسب خود بپردازند. این تعبیر صریح، به روشنی نشان از آن دارد که برخلاف سبت، برای مسلمانان، جمعه از هیج ممنوعیتی در خصوص کسب برخوردار نیست. افزون بر آیات سورۀ جمعه، در تفسیر «وَ شاهِـدٍ وَ مَشْهودٍ» (بروج / ٨٥ / ٣) نیز شاهد، اشاره به عید قربان، و مشهود، اشاره به جمعه دانسته شده است (شافعی، ١ / ٢١٧؛ طبری، ٣٠ / ١٦٤).
با وجود تکرار جمعه در هر هفته، روایاتی وجود دارند که از افضل بودن جمعه نسبت به دو عید قربان و فطر سخن آوردهاند (احمد بن حنبل، ٣ / ٤٣٠؛ ابن ماجه، ١ / ٣٤٤؛ طوسی، همان، ٢٨٤). بر اساس روایات وارد در فضیلت این روز، جمعه سرور روزهای هفته (ابن ابی شیبه، ١ / ٤٧٦-٤٧٧؛ حاکم، ١ / ٤١٢؛ مفید، المقنعة، ١٥٣) و روز برگزیدۀ خداوند (ابن بابویه، کمال ... ، ٢٨١؛ مفید، همان، ١٥٥) که در آن وقایع مهمی مانند خلق آدم، هبوط و آغاز وحی به انسان رخ داده است (بخاری، ١ / ٣٠١؛ مسلم، ٢ / ٥٥٨؛ ابوداوود، ١ / ٢٣٦؛ ترمذی، ٢ / ٣٥٩).
با آغاز شب جمعه، فرشتگانی از آسمان به زمین فرود میآیند که حامل رحمتاند (بخاری، ٣ / ١١٧٥؛ مفید، همان، ١٥٧؛ نعمانی، ٢٨٤). در این شب و روز پاداش اعمال مضاعف، و امکان استجابت دعاها افزون است (مفید، همان، ١٥٣؛ طوسی، همان، ٢٦١) و هر آنکس در این شب و روز وفات کند، مشمول گشایش و رحمت ویژه خواهد بود (مفید، همان، ١٥٤؛ الاختصاص، ١٣٠). بر اساس روایات، در روز جمعه، ساعتی ویژه است که هر دعایی در آن مستجاب میگردد (مالک، ١ / ١٠٣؛ مسلم، ٢ / ٥٨٣-٥٨٤؛ طوسی، همان، ٣٦٣).
نماز جمعه
نماز جمعه نمازی است با دو خطبه و با کیفیت و شرایط خاص که هر جمعه به عنوان جایگزینی برای نماز ظهر برگزار میشود. نماز جمعه، دو رکعت است که دو رکعت دیگر آن با خطبههای جمعه جایگزین میشود و میتواند بدل از ٤ رکعت نماز ظهر گردد (محقق حلی، ١ / ٩٣). این جایگزینی بیشتر علل الشرایعی است (ابن بابویه، علل، همانجا) و وجهۀ فقهی ندارد.
از نظر اعمال نماز، شروط عمومی نمازهای یومیه در نماز جمعه هم متحقق است (ابن رشد، ١ / ١٥٧) و جز چند ویژگی با نماز صبح تفاوتی وجود ندارد. به اتفاق نماز جمعه حتماً باید به جماعت خوانده شود (مثلاً نک : ابن قدامه، ١ / ٤٠٨؛ ابن نجیم، ١ / ٤٩٢). در قرائت نماز، مانند نماز صبح و برخلاف نماز ظهر، خواندن به جهر است (مفید، همان، ١٤١)، اما نزد برخی جهر مستحب است و واجب نیست (محقق حلی، همانجا). نزد امامیه نماز جمعه دارای دو قنوت، یکی در رکعت اول قبل از رکوع و دیگری در رکعت دوم بعد از رکوع است، اما اهل سنت چنین سنتی ندارند (طوسی، الخلاف، ١ / ٦٣١؛ علامۀحلی، ٢ / ٢٢٣). تفاوتهای دیگر در سنن و آداب استحبابی نماز جمعه است. از جمله اینکه مستحب است در قرائت رکعت اول پس از حمد، سورۀ جمعه، و در رکعت دوم، سورۀ منافقون خوانده شود (سرخسی، ١ / ١٦٣؛ ابن رشد، ١ / ١٦٤؛ رافعی، ٤ / ٤٢٧؛ محقق حلی، ١ / ٩٩)، سنت معمولی که حتى ادعای وجوب آن هم از سوی برخی دیده میشود (علامۀحلی، ٢ / ٢٢٠).
از نظر وقت، وجوب نماز جمعه، با زوال شمس، یعنی همزمان با آغاز وقت نماز ظهر است و خروج وقت در زمانی است که سایۀ هر شیء به اندازه خود آن باشد (ابن رشد، ١ / ١٥٧-١٥٨؛ رافعی، ٤ / ٤٨٧-٤٨٨؛ محقق حلی، ١ / ٩٣)، اما خطبه را میتوان قبل از زوال آغاز کرد (علامۀحلی، ٢ / ٢١٤). در صورت گذشتن وقت، به اتفاق نماز جمعه فوت شده است و به جای آن باید نماز ظهر به جا آورده شود (کاسانی، ١ / ٢٥٧؛ ابن هبیره، ١ / ١١٦؛ محقق حلی، همانجا). نزد آنان که قائل به وجوب نماز جمعه هستند، اگر کسی به جای جمعه نماز ظهر به جا آورد، همچنان مکلف است به نماز جمعه بشتابد و نزد امامیه و برخی فقهای اهل سنت حتى اگر نماز جمعه را درک نکند، باز باید نماز ظهرش را اعاده کند (شافعی، ١ / ١٨٠؛ طوسی، الخلاف، ١ / ٦٠٧؛ رافعی، ٣ / ٨٥؛ محقق حلی، ١ / ٩٤).
همزمان با دخول وقت نماز جمعه، اذانی گفته میشود که اعلامکنندۀ برگزاری نماز است و نزد آنان که خرید و فروش در زمان نماز را حرام میشمارند (ابن رشد، ١ / ١٦٥-١٦٦)، موجب حرمت بیع و شراء میشود، اما برخی دخول وقت و برخی دیگر نشستن امام بر منبر را آغاز حرمت بیع شمردهاند (طوسی، همان، ١ / ٦٣٠). در دورۀ خلافت عثمان، اذان دومی پیش از وقت نماز نیز مرسوم شد که اعلامکنندۀ زمان مهیا شدن برای نماز بود و نزد غالب فقها خارج از سنت نماز جمعه انگاشته میشد (مالک، ١ / ٧١؛ ابن رشد، ١ / ١٥٨؛ علامۀحلی، ٢ / ٢٤٢-٢٤٣).
در صورتی که نمازگزار با تأخیر جمعه را دریابد، حتى اگر خطبه را ترک نکند و با امام تنها یک رکعت را به جای آورد، نماز او مقبول است (شافعی، ١ / ٢٠٦؛ ابن قاسم، ١ / ١٤٧؛ محقق حلی، همانجا؛ سیوطی، سراسر اثر). برخی این تأخیر را تا رکوع رکعت دوم و حتى برخی از اهل سنت در تشهد و سلام نیز تجویز کردهاند (طوسی، همان، ١ / ٦٠٤؛ ابن هبیره، ١ / ١١٥؛ محقق حلی، همانجا).
در این باره که نماز جمعه فی الجمله واجب عینی است، اخلاقی میان غالب فقیهان وجود ندارد (سرخسی، ٢ / ٢١؛ طوسی، النهایة، ١٠٣؛ ابن هبیره، ١ / ١١١؛ ابن رشد، ١ / ١٥٦-١٥٧؛ محقق حلی، ١ / ٩٣)، جز اقوال شاذی که ناظر به وجوب کفایی یا مستحب بودن آن است (ابن رشد، ١ / ١٥٧). از همینرو ست که برخی فقیهان ــ به خصوص از حنفیه ــ از اجماع بر تکفیر «جاحد» آن سخن آوردهاند (کاسانی، ١ / ٢٥٦؛ ابن نجیم، ٢ / ٢٤٤؛ نیز نووی، ٣ / ١٦).
به هر حال، در مذاهب شرایطی برای وجوب نماز جمعه پیشبینی شده است که گاه وجوب آن را مرتفع میسازد. بخشی از این شرایط به امام باز میگردد. در برخی مذاهب مانند امامیه، امام جمعه باید امام معصوم، امام عادل یا کسی باشد که امام عادل او را نصب کرده باشد (طوسی، همانجا؛ محقق حلی، ١ / ٩٤). برخی نیز مانند ابوحنیفه و اوزاعی، مطلق اقامه توسط سلطان یا منصوب سلطان را شرط دانستهاند (سرخسی، ٢ / ٢٥؛ طوسی، الخلاف، ١ / ٦٢٦؛ ابن رشد، ١ / ١٥٩). در راستای همین شرط است که برخی از عالمان امامیه، مانند آنچه از کلام سیدمرتضى برمیآید، اقامۀ نماز جمعه در عصر غیبت را منتفی دانستهاند، اما در همان زمان برخی چون ابوالصلاح حلبی، در صورت اجتماع شرایط در امام جماعت، به اقامۀ آن حکم کردهاند (نک : سیدمرتضى، «المسائل ... »، ٢٧٢؛ ابوالصلاح، ١٥١)، اختلافی که در سدههای بعد دامنهدار شده (علامۀحلی، ٢ / ٢٣٧ بب ؛ شهید اول، ٣٢)، و به خصوص از دورۀ صفویه، یکی از زمینههای اختلاف میان دو مشرب اصولی و اخباری بوده است؛ اصولیان عموماً مدافع برگزاری نماز جمعه در دورۀ غیبت، و اخباریان با آن مخالف بودند (برای آثار دو گروه، نک : مدرسی، ١٧٦، ١٩٥، ١٩٨، جم ). در برخی منابع فقهی، برای امام جمعه شرایطی مانند بلاغت، نزاهت شخصی و آگاهی بر اوقات نماز نیز به عنوان شروط مستحب افزوده شده است (شهید اول، همانجا).
بخش دیگری از شرایط، به شمار نمازگزاران بازمیگردد. قول مشهور نزد امامیه شرط حضور ٥ نمازگزار (شامل امام) است، اما نزد برخی امامیان عدد ٧ نیز دیده میشود (طوسی، همان، ١ / ٥٩٤؛ محقق حلی، همانجا؛ علامۀحلی، ٢ / ٢٠٧). در این میان برخی چون طبری وجود یک مأموم برای امام را کافی میدانستند (ابن رشد، ١ / ١٥٨)، ابوحنیفه عدد ٤ را شرط میدانست (سرخسی، ١ / ٤٢؛ طوسی، همان، ١ / ٥٩٨؛ ابن رشد، همانجا) و برخی چون شافعی و احمد بن حنبل، عدد ٤٠ را شرط وجوب میشمردند (شافعی، ١ / ٢١٩؛ طوسی، همان، ١ / ٥٩٤-٥٩٨؛ ابن هبیره، ابن رشد، همانجاها)، ضمن آنکه اعداد دیگری نیز مطرح بوده است (طوسی، همان، ١ / ٥٩٩؛ ابن رشد، همانجا).
نزد امامیه و برخی مذاهب در آبادی واحد برگزاری دو نماز جمعه ممکن نیست و میان دو نماز جمعه، وجود یک مسافت حداقلی شرط است. این فاصله را در مذاهب عموماً یک فرسخ دانستهاند (طوسی، همان، ١ / ٦٢٨؛ ابن رشد، ١ / ١٦٥؛ محقق حلی، ١ / ٩٦). اما نزد شافعیه و حنابله اگر ازدحام بسیار، و امکان گردآمدن مردم در یک مصلا نباشد، امکان برگزاری بیش از یک نماز جمعه در یک بلد وجود دارد (ابن هبیره، ١ / ١١٤؛ رافعی، ٤ / ٥٠١).
در منابع فقهی برخی شرایط شخصی برای وجوب نماز جمعه، مشترک میان امام و مأموم است که عبارت است از مکلف بودن، مرد بودن، آزاد بودن، مسافر نبودن، سالم بودن از بیماری و عیوب خاص مانند نابینایی و لنگی و اینکه بین استقرار او با محل برگزاری نماز بیش از دو فرسخ فاصله نباشد (شافعی، ١ / ٢١٨؛ سرخسی، ٢ / ٢٢؛ ابن هبیره، ١ / ١١٢؛ ابن رشد، ١ / ١٥٧؛ محقق حلی، همانجا). در مذاهب، ظاهریان جمعه را بر مسافر و فرد غیرآزاد هم واجب میشمارند (ابن حزم، ٥ / ٤٨، ٥٤؛ ابن رشد، همانجا). برخی مذاهب مانند امامیه، در صورت تحقق شروط، نماز جمعه را بر اهل روستاها و بادیهنشینان هم واجب دانستهاند (طوسی، همان، ١ / ٥٩٦؛ محقق حلی، همانجا)، ولی نزد برخی مذاهب از جمله نزد ابوحنیفه وجوب آن محدود به اهل شهرها ست (سرخسی، ٢ / ٢٣؛ ابن هبیره، ١ / ١١١؛ طوسی، همان، ١ / ٥٩٤؛ ابن رشد، ١ / ١٥٩) و قول به وجوب جمعه بر روستانشینان در مذهب حنفی قولی نادر است (ابن نجیم، ٢ / ٢٤٨). نزد مالکیان و شـافعیـان جمعه بر عموم مقیمان ــ یعنی یکجانشینان ــ واجب است و شامل روستاییان هم میشود، اما شامل ساکنان بادیه و کوچندگان نیست (ابن هبیره، همانجا؛ رافعی، ٤ / ٤٩٥).
دو خطبۀ نماز جمعه، نزد غالب فقها جزء نماز و از واجبات آن است. برخی از مضامین در این خطبه الزامی است که شامل حمد خدا، صلوات بر پیامبر(ص) و اندرز و امر به تقوا و سرانجام قرائت سورهای کوتاه از قرآن کریم است (محقق حلی، ١ / ٩٥)؛ برخی اقل خطبه را در حدی دانستهاند که در عرف عرب بدان خطبه اطلاق شود (ابن رشد، ١ / ١٦١). به هر حال برخی از فقهای متقدم مانند حسن بصری خطبهها را تنها موعظه و اندرز دانسته، آن را خارج از ماهیت نماز بیان نموده و غیرواجب شمردهاند (طوسی، همان، ١ / ٦٠٧؛ ابن رشد، ١ / ١٦٠).
نزد برخی حتى قرائت آیهای که معنای تمام داشته باشد (محقق حلی، همانجا)، و نزد برخی دیگر حتى ذکر «اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ» (ابن هبیره، ١ / ١١٢)، کفایت میکند. مرسوم آن بوده است که خطبهها به عربی خوانده شود، ولی برخی از فقها از مذاهب امامیه و اهل سنت، خواندن خطبه به زبان دیگر مانند فارسی را بلامانع شمردهاند (مثلاً سرخسی، ١ / ٣٧). تفاوت نماز جمعه با نماز عید آن است که خطبههای جمعه، لازم است پیش از اقامۀ دو رکعت نماز، ادا شود و اگر نماز بر خطبه مقدم شود، مقبول نیست (رافعی، ٤ / ٢٤٩؛ محقق حلی، همانجا). خطیب همان امامی است که نماز را برگزار میکند ــ مگر در صورت عذر که نزد برخی چون ابوحنیفه ــ میتواند دیگری باشد (ابن هبیره، ١ / ١١٥) و خطیبدر صورت قدرت برایستادن، واجب است خطبه را ایستاده بخواند (محقق حلی، همانجا) و نزد مشهور فقها جز مالک و برخی فقیهان واجب است که بین دو خطبه، با یک نشستن کوتاه، فاصله اندازد (ابن هبیره، ١ / ١١٢؛ ابن رشد، ١ / ١٦١؛ محقق حلی، همانجا؛ ابن قدامه، ٢ / ١٥٣). سنت آن است که امام به هنگام ایراد خطبهها بر عصایی (ابن قاسم، ١ / ١٥١) یا بر کمان یا شمشیری تکیه زند (نووی، ٤ / ٥٢٦؛ ابن قدامه، ٢ / ١٥٥؛ صاحب جواهر، ١١ / ١٧١)، سنتی که در عصر جدید نزد برخی از فقیهان، از آن تکیه زدن بر سلاح زمان برداشت شده است.
همچنین لازم است صدای خطیب به اندازهای باشد که حداقل شمار معتبر در وجوب نماز، صدای او را بشنوند (محقق حلی، همانجا). برخی فقیهان، افزون بر اصل نماز، در خطبهها هم داشتن وضو را شرط میدانند، اما قول مشهور امامیه و حنفیه شرط نبودن آن است (طوسی، همان، ١ / ٦١٨؛ محقق حلی، همانجا؛ ابن قدامه، ٢ / ١٥٤). برای مأموم، سخن گفتن در اثنای خطبه، در قول مشهور امامیه مکروه است و نزد برخی اصلاً جایز نیست (محقق حلی، ١ / ٩٧، ٩٩). برخی فقها مطلقاً استماع خطبه را واجب شمردهاند، اما برخی تابعان چون شعبی و ابراهیم نخعی سکوت را تنها محدود به زمان قرائت قرآن دانسته و برخی چون عطاء بن ابی رباح و احمد بن حنبل، لزوم سکوت را محدود به مأمومی دانستهاند که صدای امام را میشنود. به هر روی غالب فقهای اهل سنت، سکوت را بر مأموم واجب شمردهاند، ولی عموماً برآناند که اگر سخن گفته شود، موجب بطلان نماز نیست (مالک، ١ / ١٠٣-١٠٤؛ طوسی، الخلاف، ١ / ٦٢٥؛ ابن رشد، ١ / ١٦١-١٦٢؛ ابن قدامه، ١ / ٦٠٦). همچنین مستحب آن است که نمازگزاران روی به امام به استماع خطبهها بنشینند (ابن قاسم، ١ / ١٤٩).
از نظر مکان، برخی مذاهب لازم دانسته است که در صورت وجود مسجد جامع در محل، نماز جمعه در آن مسجد خوانده شود و در طول تاریخ اسلام، غالباً این شیوه معمول بوده است. در صورت کفاف ندادن فضای مسجد جامع، پیوستن مأمومین به صف نمازگزاران بیرون از مسجد منعی نداشته است (مثلاً همو، ١ / ١٥١، ١٥٢). به هر روی، همین ویژگی موجب شده است، تا مسجد جمعه در برخی سرزمینها نام دیگر مسجد جامع باشد و همزمان با رشد شهرها، اهتمامی همیشگی برای ساخت مسجد جامع در آنها وجود داشته باشد.
در برخی روایات آمده است که نماز جمعه تا جمعۀ بعد کفارۀ گناه مؤمنان است (مسلم، ١ / ٢٠٩؛ ابن ماجه، ١ / ١٩٦).
دیگر آداب و اعمال جمعه
از دیگر آیینها در روز جمعه که در احادیث و کتب فقهی از آن به جد بحث شده، غسل جمعه است. این غسل که به عنوان سنت مؤکد برای مردان و زنان در همۀ مذاهب مورد تأکید قرار گرفته (مثلاً ابن قاسم، ١ / ١٤٥-١٤٦؛ سرخسی، ١ / ٨٩؛ مفید، المقنعة، ٥٠، ١٥٨)، نزد غالب فقیهان مستحب شمرده میشود، جز حسن بصری از تابعان، ابن بابویه و برخی اخباریان متأخر از امامیه و فقیهان ظاهری که قائل به وجوباند (طوسی، همان، ١ / ٢١٩، ٦٠٧؛ ابن حزم، ٢ / ٨؛ ابن رشد، ١ / ١٦٤؛ علامۀحلی، ١ / ٣١٨؛ مدرسی، ٢٩٥). در تبیین وجه حکم، برخی عالمان مانند حسن بن زیاد لؤلؤی، غسل جمعه را به سبب بزرگداشت روز جمعه، و برخی چون قاضی ابویوسف، به عنوان مقدمهای بر نماز جمعه انگاشتهاند (سرخسی، همانجا). اما فقیهان اجماع دارند که غسل جمعه شرط نماز جمعه نیست (ابن هبیره، ١ / ١١٥؛ ابن رشد، همانجا). وقت غسل جمعه از زمان طلوع فجر آغاز میشود و تا هنگام ظهر دوام دارد و هرچه به ظهر نزدیکتر باشد، بافضیلتتر است (طوسی، همان، ١ / ٢٢٠).
نمازهای مستحبی توصیه شده برای جمعه، ٦ رکعت زمان گسترده شدن پرتو خورشید، ٦ رکعت زمان برآمدن آن، ٦ رکعت قبل از زوال و دو رکعت زمان زوال است (مفید، همان، ١٥٩)، همچنین خواندن ١٢ یا ٢٠ رکعت نماز در شب جمعه بین مغرب و عشا با کیفیت خاص توصیه شده است (طوسی، مصباح، ٢٥٩-٢٦١؛ نیز نک : نووی، ٤ / ٩). نزد امامیه تنها روز جمعه است که خواندن نماز نافله پیش از ظهر کراهت ندارد (سیدمرتضى، الانتصار، ١٥٩؛ علامۀحلی، ٢ / ٥٨).
در خصوص نمازهای فریضه و نافله در شب و روز جمعه، اقوال پرشماری ناظر به استحباب قرائت سورۀ جمعه در نمازهای مختلف و نیز خواندن برخی سورههای دیگر مانند انسان در نمازهای خاص دیده میشود (ابن ماجه، ١ / ٢٦٩-٢٧٠؛ سرخسی، ١ / ١٦٣؛ طوسی، النهایة، ٧٨؛ رافعی، ٣ / ٣٥٨؛ علامۀحلی، ١ / ١٥٧-١٥٩؛ نووی، ٢ / ١٧١). ابن ملقن در رسالهای مستقل به بسط این موضوع پرداخته است (سراسر اثر). برخی نمازهای مستحبی خاص جمعه با دستور و کیفیت خاص نیز در منابع روایی آمده است (مثلاً طوسی، همان، ٢٩٠-٣٤١).
توصیههایی در خصوص روزه گرفتن در جمعه به طور کلی دیده میشود، اما در روایاتی از زبان پیامبر(ص) دستور داده شده است که جمعه را به تنهایی روزه نگیرند و روز دیگری ــ قبل یا بعد ــ را به آن متصل سازند (نک : احمد بن حنبل، ١ / ٢٨٥؛ بخاری، ٢ / ٧٠٠؛ مسلم، ٢ / ٨٠١؛ طوسی، مصباح، ٢٨٤)، این در حالی است که برخی از متقدمان این نهی را به معنای نهی مطلق از روزۀ جمعه دانستهاند (دارمی، ٢ / ١٩). در خصوص انفاق و خیرات در شب و روز جمعه نیز توصیههایی در روایات وارد شده (مفید، همان، ١٥٦)، و به انفاق در جمعه در فرهنگ اسلامی خصوصیتی ویژه بخشیده است.
در خصوص قرائات و اذکار در روایات گاه چند آیۀ مشخص در جمعه موجب کفارۀ گناهان از جمعه تا جمعۀ دیگر دانسته شده است (همان، ١٦١) و افزون بر آن برخی دعاهای منصوص نیز برای روز جمعه ضبط شده است؛ از آن جمله است: دعای ندبه به هنگام صبح جمعه (طباطبایی، ١٠٦؛ قمی، ٥٣٢؛ نیز ابن طاووس، ٤٣٠)، دعای عشرات هنگام صبح و غروب جمعه، و دعای سمات هنگام غروب جمعه (طوسی، همان، ٨٤، ٤١٦؛ قمی، ٦٧، ٧١؛ برای دعاها و اذکار دیگر، مثلاً نک : ابن بسطام، ٤٤، ١٢٢؛ مفید، همان، ١٥٣-١٦٣؛ طوسی، همان، ٢٦٥، ٢٦٩-٢٧١، ٢٨٤-٢٨٥؛ قمی، ٢٧ بب ؛ برای زیارات مستحب، نک : طوسی، همان، ٢٨٨-٢٩٠).
نزد امامیه، وجود روایاتی که اشاره دارند ظهور امام زمان(ع) در روز جمعه خواهد بود (طوسی، الغیبة، ٤٦٧)، زمینهساز توصیه به خواندن دعای فرج و به طور کلی زیارات و ادعیۀ مربوط به آن حضرت در روز جمعه بوده است (مثلاً قمی، ٥٩، ٥٤١، جم ).
در برخی روایات به طور عام اشتغال به هر نوع عبادت در این شب و روز مشمول ثواب ویژه دانسته شده است (مفید، همان، ١٥٦؛ طوسی، مصباح، ٢٨١)؛ از جمله عملی مانند طلب علم دینی که عبادت محسوب میشد، از این قاعده مستثنا نبود و با وجود تعطیل دروس در روز جمعه، برخی افادات خاص مانند املای امالی از رسوم معمول در روز جمعه بود (مثلاً نک : ابن بابویه، الامالی، ٤٢، ٤٩ جم ؛ مفید، الامالی، ١٠١؛ طوسی، الامالی، ٢٦٩، جم ؛ کتانی، ١٥٩).
باورهای مسلمانان در خصوص فضیلت معنوی شب و روز جمعه موجب شده است تا چه در رفتار با زندگان و چه در زیارت قبور و خیرات برای درگذشتگان، جمعه جایگاه ویژهای در فرهنگ اسلامی پیدا کند.
برخی آداب بهداشتی، مانند ناخن گرفتن و کوتاه کردن شارب و مو و پوشیدن لباس پاکیزه، در منابع دینی برای جمعه توصیه شده است (بخاری، ١ / ٣٠٣؛ مسلم، ٢ / ٥٨١؛ ابوداوود، ١ / ٢٤٢؛ ابن بسطام، ١٠٦، ١٣٨؛ مفید، المقنعة، ١٥٨-١٥٩؛ طوسی، النهایة، ١٠٤-١٠٥).
در حال حاضر، روز جمعه، نزد اغلب ملل مسلمان روز تعطیل رسمی هفتگی است، اما در برخی از کشورها مانند ترکیه و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، در سدۀ اخیر در هماهنگی با تقویم جهانی، یکشنبه جایگزین جمعه شده است.
شماری تکنگاری دربارۀ جمعه و فضیلت و اعمال آن نوشته شده است که از آن جمله نوشتههایی از احمد بن ابی زاهر اشعری قمی، جعفر بن قولویه قمی، ابن جنید اسکافی و ابن بابویه قمی از متقدمان امامیه (نجاشی، ٨٧، ٨٨، ١٠١، ١٢٣، ٣٨٥، ٣٨٩؛ طوسی، الفهرست، ٦٩، ٩٢) و نوشتههایی از ضرار بن عمرو متکلم، داوود اصفهانی (ابن ندیم، ٢١٥، ٢٧١) و احمد بن شعیب نسایی (حاجی خلیفه، ٢ / ١٤٠٩) از متقدمان اهل سنت در خور ذکرند. همچنین در کتب فقهی گاه بخش مستقلی با عنوان کتاب الجمعة (مثلاً مالک، ١ / ١٠١؛ طوسی، الخلاف، ١ / ٥٩٣؛ رافعی، ٤ / ٤٨٢)، و در کتب حدیثی بخشی با عنوان مشابه (مثلاً بخاری، ١ / ٢٩٩؛ مسلم، ٢ / ٥٧٩؛ نسایی، ٣ / ٨٥) دیده میشود.
مآخذ
ابن ابی شیبه، عبدالله، المصنف، به کوشش کمال یوسف حوت، ریاض، ١٤٠٩ق؛
ابن بابویه، محمد، الامالی، قم، ١٤١٧ق؛
همو، علل الشرائع، نجف، ١٣٨٥ق / ١٩٦٦م؛
همو، کمالالدین و تمام النعمة، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، ١٣٩٠ق / ١٩٧٠م؛
ابن بسطام، عبدالله و حسین ابن بسطام، طب الائمة(ع)، نجف، ١٣٨٥ق / ١٩٦٥م؛
ابن حزم، علی، المحلى، به کوشش احمدمحمد شاکر، بیـروت، دارالفکر؛
ابـن رشد، محمد، بدایـة المجتهد، بیـروت، ١٤٠٢ق / ١٩٨٢م؛
ابن طاووس، علی، مصباح الزائر، به کوشش مؤسسۀ آل البیت(ع)، قم، ١٤١٦ق؛
ابن قاسم، عبدالرحمان، المدونة الکبرى، قاهره، ١٣٢٤-١٣٢٥ق؛
ابن قدامه، عبدالله، المغنی، بیروت، دارالکتاب العربی؛
ابن ماجه، محمد، سنن، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ١٩٥٢-١٩٥٣م؛
ابن ملقن، عمر، سنة الجمعة، به کوشش محمد عدنان غشیم، حلب، ١٤١٨ق؛
ابن نجیم، زینالدین، البحر الرائق، به کوشش زکریا عمیرات، بیروت، ١٤١٨ق؛
ابن ندیم، الفهرست؛
ابن هبیره، یحیى، الافصاح، به کوشش محمد راغب طباخ، حلب، ١٣٦٦ق / ١٩٤٧م؛
ابوداوود سجستانی، سلیمان، سنن، به کوشش سعید محمد لحام، بیروت، ١٤١٠ق / ١٩٩٠م؛
ابوالصلاح حلبی، تقی، الکافی، به کوشش رضا استادی، اصفهان، ١٤٠٣ق؛
احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ١٣١٣ق / ١٨٩٥م؛
الاختصاص، منسوب به مفید، به کوشش علیاکبر غفاری، قم، ١٤١٣ق؛
بخاری، محمد، صحیح، به کوشش مصطفى دیب البغا، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
ترمذی، محمد، الجامع الصحیح، به کوشش احمد محمد شاکر و دیگران، قاهره، ١٣٩٥-١٣٩٨ق؛
حاجی خلیفه، کشف؛
حاکم نیشابوری، محمد، المستدرک علی الصحیحین فی الحدیث، به کوشش مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١١ق / ١٩٩٠م؛
حسندوست، محمد، فرهنگ ریشهشناختی زبان فارسی، به کوشش بهمن سرکاراتی، تهران، ١٣٨٣ش؛
دارمی، عبدالله، سنن، دمشق، ١٣٤٩ق؛
رافعی قزوینی، عبدالکریم، فتح العزیز، بیروت، دارالفکر؛
سرخسی، محمد، المبسوط، قاهره، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
سیدمرتضى، علی، الانتصار، قم، ١٤١٥ق؛
همو، «المسائل المیافارقیات»، ضمن رسائل الشریف المرتضى، ج ١، به کوشش احمد حسینی، قم، ١٤٠٥ق؛
سیوطی، اللمعة فی تحقیق الرکعة لادراک الجمعة، به کوشش خالد عبدالکریم جمعه و عبدالقادر احمد عبدالقادر، کویت، ١٤٠٧ق؛
شافعی، محمد، الام، بیروت، ١٤٠٠ق / ١٩٨٠م؛
شهید اول، محمد، اللمعة الدمشقیة، به کوشش علی کورانی، قم، ١٤١١ق؛
صاحب جواهر، محمدحسن، جواهر الکلام، به کوشش محمود قوچانی، تهران، ١٣٩٤ق؛
الصحیفة السجادیة الکاملة، قم، ١٤٠٤ق؛
طباطبایی، صدرالدین، شرح دعای ندبه، یزد، گلبهار؛
طبری، تفسیر، به کوشش صدقی جمیل عطار، بیروت، ١٤٠٥ق؛
طوسی، محمد، الامالی، قم، ١٤١٣ق؛
همو، الخلاف، به کوشش محمدمهدی نجف و دیگران، قم، ١٤١٧ق؛
همو، الغیبة، به کوشش عبادالله طهرانی و علی احمد ناصح، قم، ١٤١١ق؛
همو، الفهرست، به کوشش جواد قیومی، قم، ١٤١٧ق؛
همو، مصباح المتهجد، تهران، ١٣٣٩ق؛
همو، النهایة، بیروت، دارالاندلس؛
علامۀحلی، حسن، مختلف الشیعه، قم، ١٤١٢ق؛
قرآن کریم؛
قمی، عباس، مفاتیح الجنان، بیروت، ١٤١٤ق / ١٩٩٥م؛
کاسانی، ابوبکر، بدائع الصنائع، قاهره، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
کتانی، محمد، الرسالة المستطرفة، استانبول، ١٩٨٦م؛
کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، ١٣٩١ق؛
مالک بن انس، الموطأ، به کوشش محمدفؤاد عبدالباقی، قاهره، ١٣٧٠ق / ١٩٥١م؛
محقق حلی، جعفر، شرائع الاسلام، به کوشش عبدالحسین محمدعلی، نجف، ١٣٨٩ق / ١٩٦٩م؛
مدرسی طباطبایی، حسین، مقدمهای بر فقه شیعه، ترجمۀ محمد آصف فکرت، مشهد، ١٣٦٨ش؛
مسلم بن حجاج، صحیح، به کوشش محمدفؤاد عبدالباقی، قاهره، ١٩٥٥-١٩٥٦م؛
مفید، محمد، الامالی، به کوشش حسین استادولی و علیاکبر غفاری، قم، ١٤٠٣ق؛
همو، المقنعة، قم، ١٤١٠ق؛
نجاشی، احمد، رجال، به کوشش موسى شبیری زنجانی، قم، ١٤٠٧ق؛
نسایی، احمد، سنن، قاهره، ١٣٤٨ق؛
نعمانی، محمد، الغیبة، به کوشش فارس حسون کریم، قم، ١٤٤٢ق؛
نووی، یحیى، المجموع، به کوشش محمود مطرحی، بیروت، ١٤١٧ق / ١٩٩٦م.
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث