دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٥٢ - ابوبکر بن عیاش
ابوبکر بن عیاش
نویسنده (ها) :
مریم صادقی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوبَکْرِ بْنِ عَیّاش، ابنسالم حنّاط کوفی (د ١٩٣ ق / ٨٠٩ م)، یکی از دو تن راوی قرائت کوفی عاصم و از اصحاب حدیث. در منابع حدود ١٤ نام برای او ذکر کردهاند. ولی بیشتر ابوبکر و گاه شعبه به عنوان نام او شناخته شده است (نک : خطیب، ١٤ / ٣٧٢- ٣٧٥؛ یاقوت، ٧ / ٩٠-٩١). او را مولای بنی کاهل از قبیلۀ اسد دانستهاند (بخاری، ٢ / ٢٤٩). ابوبکر بین سالهای ٩٤-٩٧ ق در کوفه زاده شد و در همانجا پرورش یافت (بسوی، ١ / ١٥٠، ١٨٢؛ ابن حبان، ٧ / ٦٧٠؛ ابن عدی، ٤ / ١٣٤٣). وی را از آن جهت که در کوفه با فروش گندم روزگار میگذراند، حنّاط خواندهاند (سمعانی، ٤ / ٢٧٠؛ نیز نک : خطیب، ١٤ / ٣٧١، که در آن حنّاط به خیاط تحریف شده است).
ابوبکر به گفته خود تا ١٦ سالگی تلاش چندانی برای کسب دانش نداشته است (یاقوت، ٧ / ٩٦-٩٧)، آنگاه ٣ سال نزد عاصم قرائت را فراگرفت و همزمان با آن تفسیر را از کلبی و فقه را از مغیره آموخت (همو، ٧ / ٩٧؛ ذهبی، سیر، ٨ / ٥٠٢-٥٠٣). او همچنین از بسیاری مشایخ کوفه روایت حدیث کرده که از آن جمله میتوان به ابواسحاق سبیعی، اعمش و استاد قرائتش عاصم اشاره کرد (نک : خطیب، ١٤ / ٣٧١-٣٧٢). بسیاری از محدثان عراق همچون عبدالله بن مبارک، یحیی بن آدم، ابوداوود طیالسی، ابوبکر و عثمان پسران ابی شیبه، احمد بن حنبل، وکیع بن جرّاح و اسحاق بن راهویه از وی روایت کردهاند (همانجا؛ مزی، ٢١ / ١٣٢-١٣٤؛ ذهبی، همان، ٨ / ٤٩٦). ابوبکر همچنین مدتی در بغداد به نقل حدیث پرداخت و از جمله کسانی که در آنجا از وی استفاده بردهاند، بشر حافی را میتوان نام برد (خطیب، همانجا؛ ابنکثیر، ١٠ / ٢٩٧). ابوبکر در شعر و ادب نیز دستی داشته است، چنانکه در منابع ابیاتی به او نسبت دادهاند (نک : خطیب، ١٤ / ٣٨١-٣٨٢؛ یاقوت، ٧ / ١٠٦). وی با فرزدق و ذوالرمه دیداری داشته و ابیاتی از آن دو روایت کرده است (مبرد، ١ / ١١٨؛ یاقوت، ٧ / ٩٣- ٩٩-١٠٠).
ابوبکر در روایت حکایات و اخبار تاریخی سهم بسزایی دارد، چنانکه روایات متعددی از وی در کتابهای تاریخی (نک : ابوزرعه، ١ / ٢٩٥، ٤٧٩، جم ؛ وکیع، ١ / ٩٣، ٢ / ٣، جم ؛ طبری، ٣ / ٤٣٣، ٤ / ٢٠٤، جم ) و کتب «طبقات الاولیاء» (ابونعیم، ٤ / ٥٠، ١٨٣، جم ؛ عطار، ٢٦٤-٢٦٥) ضبط شده است.
از نظر رجالی، عقیلی (٢ / ١٨٨-١٩٠) و ابنعدی (٤ / ١٣٤٢-١٣٤٥)، ابوبکر را در جملۀ ضعفا آوردهاند، در حالی که ابنحبان (٧ / ٦٦٨- ٦٧٠) و عجلی (ص ٤٩٢) او را در شمار ثقات نام بردهاند و یحیی بن معین (١ / ٦٩، ٨٢) او را صدوق خوانده است. احمد بن حنبل و فضل بن دکین که از شاگردان وی بودهاند و نیز ابن سعد او را کثیر الغلط خواندهاند (خطیب، ١٤ / ٣٧٨، ٣٧٩؛ ابنسعد، ٦ / ٣٦٩).
شهرت اصلی ابوبکر در روایت قرائت عاصم است. به تصریح خود وی، از آنجا که کسی را در اقراء همپایۀ عاصم ندیده بوده، به ملازمت وی درآمده و مدت ٣ سال به فراگیری قرائت از او پرداخته و تنها زمانی از وی جدا شده که حتی حرفی را وا نگذارده بوده است. ابوبکر در این مدت سه بار قرآن را بر عاصم عرضه کرد. اگرچه مطابق روایتی وی علاوه بر عاصم، قرآن را بر عطاء بن سائب و اسلم منقری نیز عرضه کرده است، اما ذهبی ضمن رد این اسناد به نقل از یحیی بن ادم از خود ابوبکر، گوید که وی جز عاصم از دیگری قرائت یاموخته است (معرفة، ١ / ١١٤). برپایۀ اسانید کتب قرائت، جمع کثیری از علما «حروف» قرائت عاصم را از وی روایت کردهاند که از آن جمله میتوان به یحیی بن آدم، کسایی، احمد بن جبیر انطاکی، هارون بن حاتم و یحیی بن سلیمان جعفری اشاره کرد، اما برخی نیز همچون یحیی بن محمد علیمی، ابویوسف اعشی، عبدالرحمن بن ابی حماد، عروة بن محمد اسدی و سهل بن شعیب توانستند قرآن را بر وی عرضه دارند (ابن جزری، غایة، ١ / ٣٢٦).
روایت ابوبکر از عاصم بیشتر از دو طریق یحیی بن آدم و یحیی بن محمد علیمی رواج یافت (همو، النشر، ١ / ١٤٦-١٥١). اگرچه در مقایسه بین روایت ابوبکر و حفص از عاصم، ابوبکر را در روایت ضابطتر دانستهاند، اما در عمل روایت حفص بود که بیشتر به آیندگان منتقل شد، چه، ابوبکر کمتر کسی را به شاگردی میپذیرفت (نک : ابن مجاهد، ٧١؛ نیز نک : یحیی بن معین، ١ / ١١٣- ١١٤، ٢ / ١٦٧). به هر روی روایت ابوبکر در کتب مختلف قرائت ضبط شده و در موارد بسیاری با روایت حفص اختلاف دارد، تا آنجا که روایت ابوبکر و حفص از عاصم در حد دو قرائت مستقل، با یکدیگر اختلاف دارند. در بین کتب مختلف روایاتی از ابوبکر در زمینه های مختلف علوم قرآنی چون کتابت وجوه مختلف قرائات و نیز اخباری در زندگی عاصم به جا مانده است (نک : ابن شهر آشوب، ٢ / ٤٢؛ ابن ابی داوود، ١٥١، جم ؛ ابنعساکر، ٨ / ٦٢٨- ٦٣٧).
ابوبکر را مردی عابد و ناسک که بر نماز و روزه و تلاوت قرآن مداومت داشت، وصف کردهاند (ابنسعد، همانجا؛ ابن عدی، ٤ / ١٣٤٤)، اما برخی از روایاتی که دربارۀ وی نقل شده، رنگ اغراق به خود گرفته است (نک : ابن حبان، ٧ / ٦٦٩-٦٧٠؛ غزالی، ٢ / ٤٩٨؛ خطیب، ١٤ / ٣٨٢-٣٨٤؛ ابونعیم، ٨ / ٣٠٣)، با اینهمه روایات بسیاری وجود دارد که بر زهد وی (ابن جوزی، ٣ / ١٦٥-١٦٦؛ نیز نک : خطیب، ١٤ / ٣٨٠-٣٨١) دلالت میکند. ازاینرو ابوبکر پیوسته مورد ستایش بزرگان و علما قرار میگرفت و در مجالس و محافل گوناگون شرکت می کرد، تا آنجا که بدون اجازه بر موسی بن عیسی والی کوفه وارد میشد (همو، ١٤ / ٣٧٥، ٣٨١) و حتی علمای دیگر را که برخی از آنان استاد وی بودهاند، مورد امر و نهی قرار میداد (ابن حبان، ٢ / ٦٦٩؛ ذهبی. سیر، ٨ / ٥٠٠).
ابوبکر با هارون عباسی نیز مراوده داشته، بارها برای او احادیثی روایت کرده و مورد نقد او قرار گرفته است (خطیب، ١٤ / ٣٧٥؛ ابنعدی، ٤ / ١٣٤٢-١٣٤٣؛ یاقوت، ٧ / ١٠١-١٠٥). در منابع گاه از گرایش وی به تشیع سخن رفته است. برقی (ص ٤٣) او را در شمار اصحاب امام جعفر صادق (ع) ذکر کرده و در روایات آمده است که وی با فقه اهل بیت (ع) آشنا بود (نک : کلینی، ٥ / ١٧٣). همچنین به ارادت شدید او به حضرت علی (ع) اشاره شده است (ابن شهر آشوب، ٣ / ١٣٨؛ ابن ابی الحدید، ١٩ / ٦١)، تا آنجا که نقل شده، آن حضرت را نسبت به شیخین (خطیب، ١٤ / ٣٧٦؛ یاقوت، ٧ / ٩٥) و نیز عثمان (ابن عدی، ٤ / ١٣٤٢؛ یاقوت، همانجا) افضل میدانست. ابوبکر در زمان ولایت موسی بن عیسی بر کوفه به ویران کردن مقبرۀ امام حسین (ع) اعتراض نمود و در این راه مصائب فراوانی تحمل کرد (طوسی، ٣٢٩-٣٣٣). در مقابل، روایاتش در تفضیل ابوبکر و استدلال بر خلافت وی (ابن عدی، همانجا؛ خطیب، ١٤ / ٣٧٧؛ یاقوت، ٧ / ٩٤-٩٥؛ ابن ابی الحدید، ٦ / ٣٩) و نیز برخی برخوردهای شدید او نسبت به شیعیان (خطیب، همانجا) را نیز نمیتوان نادیده گرفت. از دیگر عقاید منقول از وی این است که قائلان به خلق قرآن را کافر میدانست (ابن عدی، ٤ / ١٣٤٥؛ ذهبی، همان، ٨ / ٤٩٩).
از نظر تألیف، اگرچه احمد بن حنبل به نوشتههایی از ابوبکر در حدیث، اشاره کرده است (خطیب، ١٤ / ٣٧٩)، لیکن دیگر منابع به تألیفی از او اشاره نمیکنند و تنها برخی سخنان کوتاه و گاه حکمتآمیز وی بهطور پراکنده در منابع آمده است (نک : ابنعدی، همانجا؛ ابونعیم، ٨ / ٣٠٣-٣٠٤؛ ذهبی، معرفة، ١ / ١١٢-١١٤؛ ابنجوزی، ٣ / ١٦٥). همچنین برخی از گردآورندگان حدیث از جمله صاحبان صحاح سته به استخراج احادیث او پرداختهاند (نک : مزی، ٢١ / ١٣٦).
مآخذ
ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبةاللـه، شرح نهجالبلاغة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧٨ ق / ١٩٥٩ م؛
ابن ابی داوود، عبداللـه، المصاحف، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
ابن جزری، محمد بن محمد، غایة النهایة، به کوشش گ. برگشترسر، قاهره، ١٣٥١ ق / ١٩٣٢ م؛
همو، النشر، به کوشش علی محمد ضباع، قاهره، کتابخانۀ مصطفی محمد؛
ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، صفة الصفوة، به کوشش محمود فاخوری، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دکن، ١٤٠١ ق / ١٩٨١ م؛
ابن سعد، محمد، کتاب الطبقات الکبیر، به کوشش سترستن، لیدن، ١٣٢٥ ق؛
ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب، قم، چاپخانۀ علمیه؛
ابن عدی، عبدالله، الکامل فی ضعفاء الرجال، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، عمّان، دارالبشیر؛
ابن کثیر، البدایة؛
ابن مجاهد، احمد بن موسی، السبعة فی القراءات، به کوشش شوقی ضیف، قاهره، ١٩٧٢ م؛
ابوزرعه، عبدالرحمن بن عمرو، تاریخ، به کوشش شکراللـه قوجانی، دمشق، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م؛
ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیه الاولیاء، بیروت، ١٣٨٧ ق / ١٩٦٧ م؛
بخاری، محمد بن اسماعیل، التاریخ الصغیر، به کوشش محمد ابراهیم زاید، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
برقی، احمد بن محمد، الرجال، به کوشش جلالالدین محدث، تهران، ١٣٤٢ ق؛
بسوی، یعقوب ابن سفیان، المعرفة و التاریخ، به کوشش اکرم ضیاء عمری، بغداد، ١٣٩٤ ق / ١٩٧٤ م؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و نذیر حمدان، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
همو، معرفة القراء الکبار، به کوشش محمد سیدجادالحق، قاهره، ١٣٨٧ ق / ١٩٦٧ م؛
سمعانی، عبدالکریم بن محمد، الانساب، حیدرآباد دکن، ١٣٨٤ ق / ١٩٦٤ م؛
طبری، تاریخ؛
طوسی، محمد بن حسن، امالی، بیروت، ١٤٠١ ق / ١٩٨١ م؛
عجلی، احمد بن عبدالله، تاریخ الثقات، به کوشش عبدالمعطی قلعجی، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٤ م؛
عطار، فریدالدین، تذکرة الاولیاء، به کوشش محمد استعلامی، تهران، ١٣٤٦ ش؛
عقیلی، محمد بن عمرو، کتاب الضعفاء الکبیر، به کوشش عبدالمعی قلعجی، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
غزالی، محمد، کیمیای سعادت، به کوشش حسین خدیو جم، تهران، ١٣٦١ ش؛
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، بیروت، ١٤٠١ ق؛
مبرد، محمد بن یزید، الکامل، به کوشش محمد احمد دالی، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
مزی، یوسف بن عبدالحمن، تهذیب الکمال، نسخۀ خطی کتابخانۀ احمد ثالث استانبول، شم ٢٨٤٨؛
وکیع، محمد بن خلف، اخبارالقضاة، قاهره، ١٣٦٦ ق / ١٩٤٧ م؛
یاقوت، ادبا؛
یحیی بن معین، معرفة الرجال، به کوشش محمد کامل قصار و محمد مطیع حافظ، دمشق، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م.
مریم صادقی