دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٧٩ - ابن مبارک، ابوعبدالرحمن
ابن مبارک، ابوعبدالرحمن
نویسنده (ها) :
نجیب مایل هروی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ مُبارَك، ابوعبدالرحمن عبدالله بن مبارك حنظلی مروزی (١١٨-١٨١ق / ٧٣٦-٧٩٧م)، از فقيهان و اصحاب حديث. در برخی از مآخذ ايرانی از او با لقب «شاهنشاه» ياد كردهاند (نك : ابونعيم، ٨ / ١٦٢؛ عطار، ١ / ١٧٩؛ قس: نووی، ١(١) / ٢٨٦، كه به نقل از ابواسامه او را در ميان محدثان مانند اميرالمؤمنين در ميان مردم خوانده است).
ابن مبارك در مرو از پدری ترك و مادری خوارزمی زاده شد. پدرش از موالی بازرگانی از بنوحنظله بود كه در همدان اقامت داشت (خطيب، تاريخ، ١٠ / ١٥٣؛ ابن خلكان، ٣ / ٣٢). از اوايل زندگی ابن مبارك اطلاع كافی در دست نيست. تنها در برخی از منابع داستانهايی آمده است، حاكی از اينكه در جوانی روزگار خود را به عشقبازی و خوشگذرانی سپری میكرد، اما به زودی توبه كرد و روی به علم و عبادت آورد (قاضی عياض، ٣ / ٤٣؛ ابن عساكر، ٥٢٣؛ عطار، همانجا). ابن مبارك به قولی ٢٠ ساله بود كه طلب علم را آغاز كرد و نزد ربيع ابن انس خراسانی رفت و از او حديث شنيد (ذهبی، سير، ٨ / ٣٧٩). در ١٤١ق بود كه مرو را ترك كرد و برای كسب دانش به عراق رفت و در بغداد به صحبت مشايخ آن ديار رسيد. سپس به مكه رفت و مدتی در آنجا مجاور شد (خطيب، همان، ١٠ / ١٦٨؛ عطار، ١ / ١٨٠). گويا در اين سفر بود كه بسياری از تابعين را دريافت و از آنان دانش آموخت (ابن جوزی، ٤ / ١٤٦). وی در مرو مورد احترام بوده است، به طوری كه والی مرو، عبدالله بن ابیالعباس طرسوسی، برای استماع حديث به منزلش میرفته است (ابونعيم، ٨ / ١٦٩). افزون بر اين در دو رباطی كه برای طالبان حديث و فقه در مرو بنا كرده بود، مجالس درسی برپا میداشته (عطار، همانجا) و خانۀ وسيع او در مرو نيز محل اجتماع طالبان دانش بوده است (نك : ابن جوزی، ٤ / ١٣٤).
اين همه نشان از آن دارد كه ابن مبارك پس از نخستين سفرش، محدثی فقيه شناخته میشده است. با اينهمه ابن مبارك برای تحصيل علم به سفرهای ديگری از جمله حرمين، شهرهای مختلف عراق، شام، مصر، يمن و خراسان نيز رفته است (ابن سعد، ٧ / ٣٧٢). او در اين سفرها، در كنار كسب علم به تجارت نيز میپرداخته است. چنانكه گفتهاند وی بازرگانی متمول بوده و مبالغ قابل توجهی بر ارباب زهد و دانش انفاق میكرده است (عليمی، ١ / ١١١). در سفرهايی كه ذكر آنها رفت، ابن مبارك بسياری از شيوخ چون هشام بن عروه، ابان بن تغلب، سليمان اعمش، حماد بن زيد، عبدالله بن لهيعه، عبدالرحمن اوزاعی، عبدالملك بن جريج و ابوبكر بن عياش را ديده و از آنان استماع كرده است (برای فهرستی از مشايخ او، نك : مزی، ٩ / ٣٩٩-٤٠٣). وی همچنين در زمرۀ نخستين شاگردان ابوحنيفه به شمار میرود (عبادی، ابوعاصم، ١-٢؛ قاضی عياض، ٣ / ٣٦). ابن مبارك هر چند مجلس درس او را دوست میداشت و وی را به قولی «افقه» مردم میدانست (ذهبی، سير، ٦ / ٤٠٠، ٤٠٣؛ نيز نك : ابن عبدالبر، ١٣٢-١٣٣)، با اين حال پيروی ابوحنيفه نمیكرد و خود در مسائل فقهی نظر اجتهادی داشت (نك : ابن نديم، ٢٨٤؛ قاضی عياض، همانجا؛ تميمی، ٤٠٦). وی نزد مالك نيز فقه آموخته و كتاب الموطَأ او را از خودش روايت كرده است (ابن خلكان، همانجا). از ديگر مشايخ ابن مبارك در فقه سفيان ثوری است كه حق او در پرورش وی به قول خودش، چونان حقی است كه ابوحنيفه بر او داشته است (نك : ذهبی، همان، ٦ / ٣٩٨).
ابن مبارك به قولی مشهور آنگاه كه از جهاد برمیگشت در هيت درگذشت (نك : ابن سعد، ٧ / ٣٧٢؛ قس: بسوی، ١ / ١٧١). او را در همانجا به خاك سپردند و مردم به تربت او تبرك میجستهاند (ابن حبان، ٧ / ٧؛ ياقوت، ٥ / ٤٢١). پس از وفات وی هارونالرشيد او را بزرگ داشت و به سوگ نشست و دستور داد تا مردم عزا بگيرند (خطيب، همان، ١٠ / ١٦٣؛ ابن شاكر، فوات، ٤ / ٢٢٧). بارزترين نكتهای كه دربارۀ ابن مبارك گفتنی است، پرداختن وی به حديث است، تا جايی كه میگفت: «اگر میدانستم كه نماز افضل از حديث است، حديث نمیگفتم» (خطيب، شرف، ١١٣) و چنانكه از زبان خودش نقل شده وی از ٠٠٠‘٤ شيخ، حديث شنيده و از ٠٠٠‘١ تن از آنان روايت كرده است (ذهبی، تذكرة، ١ / ٢٧٦) و به اين اعتبار او را «كثير الحديث» دانستهاند (ابن عساكر، ٥٢٢؛ نيز نك : قاضی عياض، ٣ / ٣٩) و احاديث بسياری از او در صحاح ششگانه و غير آن ديده میشود (به عنوان نمونه، نك : المعجم المفهرس، ٨ / ١٦٦) و اين امر به آن دليل است كه احاديث او به اتفاق محدّثان، حجت تلقی میشده و خود نيز در نظر اكثر محدثان مورد وثوق بوده است (ابن سعد، ٧ / ٣٧٢؛ عجلی، ٢٧٥؛ ابن ابی حاتم، ٢(٢) / ١٨٠-١٨١؛ خطيب، تاريخ، ١٠ / ١٥٥، ١٦٤). وی در نقد حديث نيز در ميان محدثان از شهرتی كافی برخوردار بود و آراءِ او در اين زمينه مورد توجه اهل حديث مانند ابن صلاح (صص ٢١٩، ٢٣٦، ٢٤٦، ٣٧١-٣٧٢) و ابن جماعه (صص ٦٦، ٧١، ٨١، ٨٣، ٨٨ ١١٤، ١٢١، ١٣٩) قرار گرفته است. بسياری از اهل حديث بهويژه خراسانيان و عراقيان، برای سماع حديث به نزد او میآمدهاند.
از جملۀ محدّثان مشهور كه از ابن مبارك حديث روايت كردهاند، يحيی بن مَعين، احمد بن منيع بغوی، ابوداوود طيالسی، ابوبكر ابن ابی شيبه، محمد بن حسن شيبانی، ابوكريب محمد بن علاءِ همدانی، نعيم بن حماد، هناد بن سری، يحيی بن آدم و يحيی بن سعيد قطان را میتوان نام برد (برای فهرستی از راويان او، نك : مزی، ٩ / ٤٠٣-٤٠٥). ابن مبارك در فقه نيز از شهرتی سزاوار برخوردار شد و اقوال يا نقليات فقهی او در منابع مورد توجه قرار گرفت (مثلاً نك : ترمذی، ١ / ١١٠، جم ؛ سرخسی، ٢ / ١٨، ١٥٢-١٥٣، جم ).
پيشينيان و متأخران افزون بر ستايش مقام علمی ابن مبارك، وی را با اوصافی چون زاهد، پارسا، عابد و سخی ستوده و حتی او را با صحابۀ پيامبر (ص) مقايسه كردهاند (ابن ابی حاتم، ٢(٢) / ١٨١؛ ابن عبدربه، ٥ / ٢٩٠؛ خطيب، همان، ١٠ / ١٥٧، ١٦٣؛ ابن حجر، ٥ / ٣٨٥). آنچه در خصوص زهد ابن مبارك در خور تأمل است، اين است كه وی با آنكه به سلطنت زهد قائل است و آن را بزرگتر از سلطنت سياسی میشمارد و مردم را به پيروی از سلطان زهد فرا میخواند (نك : شعرانی، ١ / ٥٩)، اما در اينكه او را «زاهد» میخواندهاند، فروتنانه شك میورزيد، زيرا كسی را زاهد میدانست كه با وجود تمكّن زهد ورزد (غزالی، ٢ / ٤٣٧). زهد ابن مبارك از يك سو و از سوی ديگر ارتباطش با برخی از زاهدان نامآور چونان سفيان ثوری، فُضيل عياض و ابوعلی ثقفی ــ كه بعدها از جملۀ ارباب طريقت محسوب شدهاند ــ و نيز پارهای از سخنان او و داستانهايی كه يا در زندگيش روی داده و يا پس از او ديگران برساختهاند، سبب شده است كه عدهای او را يكی از مشايخ طريقت بخوانند و برخی آداب و اصطلاحات صوفيانه را به استناد اقوال و داستانهای زندگی او تبيين كنند (نك : هجويری، ١١٧؛ عبادی، منصور، ٧٥-٧٦؛ عطار، ١ / ١٧٩- ١٨٨) و حتی صوفيان متأخر طی ارض و ديگر كرامات به او نسبت دهند (نك : ابن حجر، ٥ / ٣٨٧، به نقل از الارشاد خليلی؛ معصومعليشاه، ٢ / ١٩٣-١٩٦؛ نبهانی، ١ / ١٠٤؛ لاهوری، ٢ / ١٣٠-١٣٢). ابن مبارك با وجود زهدگرايی و گوشهنشينی، از زندگی اجتماعی به دور نبوده است. با اينهمه وی قربت به دستگاه خلافت را برای اهل حديث و عالمان ناخوش میپنداشته است (نك : عطار، ١ / ١٨٠؛ قاضی عياض، ٣ / ٤١؛ سبكی، ١ / ٢٨٥؛ عليمی، ١ / ١١١-١١٢).
اهميت دادن به جهاد نيز موضع سياسی ـ دينی ابن مبارك را مینماياند. او كه به «فخرالمجاهدين» شهرت داشت، در سختترين لحظهها از جهاد استقبال میكرد. آنچنانكه نقل شده است در وقت كارزار حاضر بوده و به هنگام تقسيم غنايم غيبت میكرده است. وی قصايدی بلند دربارۀ جهاد و ترغيب به آن سروده كه از شهرتی تمام برخوردار بوده است (ابن سعد، ٧ / ٣٧٢؛ قاضی عياض، ٣ / ٤٢، ٤٨؛ ذهبی، تذكرة، ١ / ٢٧٥-٢٧٦).
آثـار
ابن مبارك تأليفات بسياری داشته كه مورد مراجعۀ طالبان علم بوده است (ابن سعد، همانجا؛ خطيب، همان، ١٠ / ١٥٦؛ ابن عساكر، ٥٢٢). مسائلی را هم كه وی مورد بحث قرار میداده، ظاهراً در روزگار او و يا پس از درگذشتش مینوشتهاند (نك : ابن معين، ١ / ١١٥). اهم تأليفات او بدين قرار است:
الف ـ چاپی
١. الزهد و الرقائق، كه به كوشش حبيب الرحمن اعظمی در هند (١٩٦٦م) به چاپ رسيده است. گفتنی است كه در منابع كهن و متأخر «الرقائق» و «الزهد» را به عنوان دو اثر نام بردهاند (نك : ابن عبدربه، ٢ / ٤٧٤؛ قاضی عياض، ٣ / ٤٨؛ بغدادی، ١ / ٤٣٨)؛ ٢. كتاب الجهاد، كه به گفتۀ برخی نخستين اثری است كه در باب جهاد فراهم آمده و قاضی عياض (همانجا) از آن با عنوان رغائب الجهاد ياد كرده است. اين اثر به كوشش نزيه حماد در ١٣٩١ق / ١٩٧١م در بيروت منتشر شده است.
ب ـ خطی
١. البرّ والصلة، كه نسخهای از آن در كتابخانۀ ظاهريه موجود است (ظاهريه، ١٠٣؛ فهرس، ٣٩٢). ابن حجر در الاصابة مطالبی را از آن نقل كرده است (نك : GAS, I / ٩٥)؛ ٢. المسند، كه پارههايی از آن در كتابخانۀ ظاهريه به خط ابن عساكر قاسم بن علی موجود است (ظاهريه، ١٠٤)؛ ٣. اثری ديگر كه مشتمل است بر بعضی از احاديث به روايت حسن بن سفيان و در كتابخانۀ ظاهريه (همان، ١٠٣) نگهداری میشود.
آثار يافت نشده
اربعين، كه نخستين تأليف در نوع خود شمرده شده است (حاجی خليفه، ١ / ٥٧)؛ ارجوزة فی الصحابة و التابعين (قاضی عياض، همانجا)؛ التفسير و التاريخ (ابن نديم، ٢٢٨). گفتنی است كه از ابن مبارك نكتههای بسياری پيرامون تاريخ و وقايع قرن نخست و نيمۀ اول قرن دوم هجری روايت شده كه شايد با اثر اخير بیارتباط نباشد (برای نمونه، نك : بلاذری، فتوح، ٤٠٠، انساب، ٤(١) / ٩٥، ١٢٩، ٣٦٨؛ بسوی، ١ / ١٧٢؛ صولی، ٢١٦؛ كندی، ٣٤).
علاوه بر اينها ابن مبارك را به شعر و شاعری نيز ستودهاند (نك : عجلی، ٢٧٥؛ ابن شاكر، عيون، ٦ / ٣٠٦) و بعضی از اشعار او را كه مشحون از پندها و نكتههای اخلاقی است، نقل كردهاند (به عنوان نمونه، نك : ابن عبدربه، ٢ / ٣٢١، ٤٧٤؛ تجيبی، ٢٧٩؛ قاضی عياض ٣ / ٤٥- ٤٨؛ ابن خلكان، ٣ / ٣٣). اشعاری نيز از ابن مبارك در قالب قصيده به صورت خطی در مجموعهای در كتابخانۀ موزۀ عراق موجود است (نقشبندی، ٥٦١).
مآخذ
ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، الجرح و التعديل، حيدرآباد دكن، ١٣٧١ق / ١٩٥٢م؛
ابن جماعه، محمدبن ابراهیم، المنهل الروی، به كوشش محيیالدين رمضان، دمشق، ١٤٠٦ق؛
ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، صفة الصفوة، به كوشش محمود فاخوری، بيروت، ١٤٠٦ق؛
ابن حبان، محمد، الثقات، حيدرآباد دكن، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
ابن حجر عسقلانی، احمدبن علی، تهذيبالتهذيب، حيدرآباد دكن، ١٣٢٦ق؛
ابن خلكان، وفيات؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الكبری، به كوشش احسان عباس، بيروت، دارصادر؛
ابن شاكر كتبی، محمد، عيون التواريخ، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
همو، فوات الوفيات، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٧٤م؛
ابن صلاح، عثمان ابن عبدالرحمن، مقدمه، به كوشش عائشه عبدالرحمن، قاهره، ١٩٧٦م؛
ابن عبدالبر، يوسف، الانتقاء، بيروت، دارالكتب العلمية؛
ابن عبدربه، محمد، العقد الفريد، به كوشش احمد امين و ديگران، بيروت، ١٤٠٢ق / ١٩٨٢م؛
ابن عساكر، علی بن حسن، تاريخ دمشق (عبدالله بن محمد ـ عبدالرحمن بن عسيله)، نسخۀ خطی كتابخانۀ احمد ثالث، شم (٦)٢٨٨٧؛
ابن معين، يحيی، معرفة الرجال، به كوشش محمد كامل قصار، دمشق، ١٤٠٥ق؛
ابن نديم، الفهرست؛
ابونعيم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلية الاولياء، بيروت، ١٣٨٧ق؛
بسوی، يعقوب بن سفیان، المعرفة و التاريخ، به كوشش اكرم ضياء عمری، بغداد، ١٣٩٤ق / ١٩٧٤م؛
بغدادی، هديه؛
بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٤٠٠ق؛
همو، فتوح البلدان، به كوشش رضوان محمد رضوان، بيروت، ١٣٩٨ق / ١٩٧٨م؛
تجيبی، اسماعيل بن احمد، المختار من شعربشار، به كوشش سعيد محمد بدرالدين علوی، مطبعة الاعتماد؛
ترمذی، محمدبن عیسی، الجامع الصحيح، به كوشش احمد محمد شاكر، قاهره، ١٣٦٥ق؛
تميمی، تقیالدين بن عبدالقادر، طبقات السنية، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
حاجی خليفه، كشف؛
خطيب بغدادی، احمدبن علی، تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق؛
همو، شرف اصحاب الحديث، به كوشش محمد سعيد خطيب اوغلی، آنكارا، ١٩٧١م؛
ذهبی، محمدبن احمد، تذكرة الحفاظ، حيدرآباد دكن، ١٣٨٨ق / ١٩٦٨م؛
همو، سيراعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و حسين اسد، بيروت، ١٤٠٤ق؛
سبكی، عبدالوهاب بن تقیالدین، طبقات الشافعية الكبری، به كوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح حلو، قاهره، ١٣٨٣ق / ١٩٦٤م؛
سرخسی، شمسالدين، المبسوط، بيروت، دارالمعرفة؛
شعرانی، عبدالوهاب بن احمد، الطبقات الكبری، بيروت، دارالفكر؛
صولی، محمدبن یحیی، اخبار الراضی باالله، به كوشش هيورث ـ دن، قاهره، ١٩٣٥م؛
ظاهريه، خطی (حديث)؛
عبادی، ابوعاصم، طبقات الفقهاء الشافعية، گوستا ويتستام، ليدن، ١٩٦٤م؛
عبادی، منصوربن اردشیر، مناقب الصوفية، به كوشش نجيب مايل هروی، تهران، ١٣٦٣ش؛
عجلی، احمدبن عبدالله، تاريخ الثقات، به كوشش عبدالمعطی قلعجی، بيروت، ١٤٠٥ق؛
عطار، فريدالدين، تذكرة الاولياء، به كوشش نيكلسون، ليدن، ١٣٢٢ق / ١٩٠٥ق؛
عليمی، عبدالرحمن بن محمد، المنهج الاحمد، به كوشش محيیالدين عبدالحميد، بيروت، ١٤٠٤ق؛
غزالی، محمد، كيميای سعادت، به كوشش حسين خديوجم، تهران، ١٣٦٨ش؛
فهرس مجاميع المدرسة العمرية، به كوشش ياسين محمد سواس، كويت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٧م؛
قاضی عياض، ترتيب المدارك، به كوشش محمد بن تاويت طنجی، رباط، وزارة الاوقاف؛
كندی، محمدبن یوسف، الولاة، به كوشش روون گِست، بيروت، ١٩٠٨م؛
لاهوری، غلام سرور، خزينة الاصفياء، لكهنو، ١٢٩٠ق؛
مزی، يوسف، تهذيب الكمال، نسخۀ خطی كتابخانۀ احمد ثالث، شم (٩)٢٨٤٨؛
المعجم المفهرس، به كوشش ونسينك و ديگران، ليدن، ١٩٨٨م؛
معصومعليشاه، محمد معصوم شيرازی، طرائق الحقائق، به كوشش محمدجعفر محجوب، تهران، كتابخانۀ سنايی؛
نبهانی، يوسف بن اسماعیل، جامع كرامات الاولياء، بيروت، دارصادر؛
نقشبندی، اسامه ناصر و ضياء محمد عباس، مخطوطات الادب فی المتحف العراقی، كويت، ١٩٨٥م؛
نووی، محيیالدين بن شرف، تهذيب الاسماء، قاهره، ادارة الطباعة المنيرية، هجويری، علی بن عثمان، كشف المحجوب، به كوشش والنتين ژوكوفسكی، لنينگراد، ١٩٢٦م؛
ياقوت، بلدان؛
نيز:
GAS.
نجیب مایل هروی