دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٢٥ - جویریه بن اسماء
جویریه بن اسماء
نویسنده (ها) :
علی بهرامیان
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٤ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جُوَیْریَّةِ بْنِ اَسْماء، ابومُخارِق (ابومِخْراق، یا به قولی: ابو اسماء) (د ١٧٣ق / ٧٨٩م)، محدث و راوی اخبار تاریخی.
وی از مـوالی بنـی ضُبَیْعه (خلیفه، الطبقات، ١ / ٥٣٨؛ نیـز نک : بخاری، التاریخ ... ، ١(٢) / ٢٤١-٢٤٢؛ ابن ماکولا، ٢ / ٥٦٩)، از تیرههای قبیلۀ بکر بن وائل بود (نک : سمعانی، ٨ / ٣٧٦). پدرش ابوالمُفَضَّل اسماء بن عُبَید بن مخارق یا مخراق (د ١٤١ق / ٧٥٨م) از شعبی (د ١٠٥ق / ٧٢٣م) و انس بن مالک (د ح ٩٣ق / ٧١٢م) حدیث شنیده بود و تنی چند از محدثان مانند حَمّاد بن سلمه از او روایت میکردند (نک : ابن سعد، ٧ / ٢٧٤؛ بخاری، همان، ١(٢) / ٥٥؛ ابن ابی حاتم، ١(١) / ٥٣١؛ ابن حبان، الثقات، ٤ / ٥٩).
در مآخذ موجود به تاریخ تولد جویریه اشارهای نشده است، اما میدانیم که وی از مشهورترین اصحاب نافع (د ١١٧ یا ١١٩ق) بوده (نک : دنبالۀ مقاله)، و از دو شاعر مشهور، ابوصخر کُثَیّر عَزّه (د ١٠٥ق) ــ که جویریه وی را دوست خود خوانده (نک : ابوالفرج، ٨ / ٩٧) ــ و نُصَیب (د میان سالهای ١٠٨-١١٣ق) (نک : ابن سلام، ٤٠٨) روایت کرده، و از سوی دیگر، موفق به استماع حدیث از انس بن مالک (د ح ٩٣ق) نشده است؛ بنابراین میتوان تولد او را در حدود سالهای ٨٥-٩٠ق حدس زد. گرچه تیرۀ بنی ضبیعه اهل مدینه بودند، اما بیشتر آنان، بعدها در بصره ساکن شدند و محلهای خاص ایشان بود (سمعانی، همانجا). جویریه نیز در عداد اهل بصره شمرده شده است (نک : ابن سعد، ٧ / ٢٨١؛ خلیفه، همان، ١ / ٥٣٥، ٥٣٨؛ ابن حبان، همان، ٦ / ١٥٣)، گواینکه به مدنی بودن او هم اشاره کردهاند (خلیلی، ١ / ٢٣٧، ٢٣٩).
به هر حال، به احتمال بسیار، اقامت او در بصره به یکی دو دهۀ واپسین زندگانی وی باز میگردد؛ زیرا گذشته از اینکه اغلب استماع جویریه از شیوخ مدینه بوده (نک : دنبالۀ مقاله)، دستکم دو اشارۀ او، یکی به سعد بن ابراهیم زهری (د ١٢٨ق / ٧٤٦م؛ خلیفه، تاریخ، ٢ / ٥٧٣، ٥٧٧)، قاضی مدینه در حدود سال ١٢٥ق / ٧٤٣م (نک : طبری ٧ / ٢٢٧؛ نیز نک : خلیفه، همان، ٢ / ٥٦٢؛ برای اصل روایت، نک : وکیع، ١ / ١٥٤، ١٥٦) و شاعر مدینه، اسماعیل بن یسار (ه م) (نک : ابوالفرج، ٧ / ٦٠)، نشان میدهد که در اواخر دورۀ اموی در مدینه بوده است. تاریخ مرگ وی را ١٧٤ق / ٧٩١م نیز یاد کردهاند (نک : ابن مغلطای، ٣ / ٢٥٩؛ برای تـاریخ ١٧٣ق، نک : بخـاری، همان،١(٢) / ٢٤١-٢٤٢؛ خلیفه، تاریخ، ٢ / ٧١٣، الطبقات، ١ / ٥٣٨؛ ابن حبان، همانجا).
گفتنی است که بنابر روایتی منسوب به حضرت صادق(ع)، به مناسبتی، جویریة بن اسماء «زندیق» دانسته شده است (نک : کشی، ١٧٩؛ نیز زنجانی، ٤٢٦؛ شوشتری، ٢ / ٧٥٧)؛ اما گذشته از جنبههای قابل نقد این روایت، به هیچرو معلوم نیست که فرد مذکور در روایت، جویریۀ مشهور باشد.
جویریه از شیوخ بزرگ تابعین، مانند نافع و مالک بن انس و عبدالله بن دینار حدیث شنید (بخاری، همان، ١(٢) / ٢٤٢؛ ذهبی، ٧ / ٣١٨؛ برای فهرستی از شیوخ او، نک : مزی، ٥ / ١٧٢-١٧٣)، اما روایت او از زُهْری (نک : ذهبی، همانجا؛ ابن حجر، ٢ / ١٢٤-١٢٥) از طرق دیگر حدیثی مانند مالک بن انس بوده است (نک : ابنحبان، صحیح، ٥ / ٤٦٢، ٦ / ٤٠١؛ بیهقی، ١ / ٢٩٤؛ طبرانی، ٢٣ / ٢٠٠؛ نیز نک : دارقطنی، ٢ / ٧٩٥؛ ابن ماکولا، همانجا).
جویریه یکی از مشهورترین طرق روایت از نافع از عبداللهبن عمر است و او را در طبقۀ چهارم از اصحاب نافع قرار دادهاند (ذهبی، ٥ / ٩٦؛ برای اصل روایات، نک : بخاری، صحیح، ٢ / ١٤، ١٨٩، ٣ / ٥٥، ١١٣، ١٧٥؛ مسلم، ٥ / ١٦٢، ٧ / ٤٣؛ ابن ماجه، ١ / ٦٤٥). مجموعهای از روایات جویریه از طریق نافع از ابن عمر با عنوان «صحیفة جویریه» (یا «نسخة جویریة») رواج داشته است (نک : سمعانی، ٥ / ٩٩؛ رودانی، ٢٨٤؛ نیز نک : رافعی، ١ / ٢٩١، ٤١٢، ٢ / ٤٩٠، ٣ / ٤١٥) و نسخۀ شناختهشدهای از آن در کتابخانۀ شهید علی پاشا (شم ٥٣٩) در استانبول موجود است (نک : GAS, I / ٩٤). مهمترین راوی از جویریه، برادرزادهاش، عبدالله بن محمد (د ٢٣١ق / ٨٤٦ م؛ ذهبـی، ١٠ / ٦٨٦؛ مزی، ١٦ / ٤٤) بود (نک : ابن سعد، ٧ / ٣٠٧) و کسان دیگری چون خواهرزادهاش، سعید بن عامر ضبعی و حجاج بن منهال و یزید بن هارون و وهب بن جریر از او روایت میکردهاند (برای فهرستی از راویان، نک : دارقطنی، همانجا؛ مزی، ٥ / ١٧٣؛ ابن حجر، همانجا).
در منابع رجالی، جویریه را توثیق کرده (احمد بن حنبل، ٢ / ٥٥١؛ دارمی، ٨٥؛ ابن ابی حاتم، ١(١) / ٥٣١؛ ذهبی، ٧ / ٣١٨) و عفان بن مسلم او را به داشتن «علم کثیر» ستوده، گرچه بنابر نقل وی، جویریه از املای حدیث پرهیز داشته است (ابن سعد، ٧ / ٢٨١).
روایتهای بسیاری از جویریه در زمینۀ حوادث تاریخی سدۀ نخست هجری در دست است و چند تن از اخباریان سدۀ ٢ و ٣ق، از او روایت کردهاند؛ مانند ابو یقظان (ه م) (مثلاً نک : خطیب، ١٤ / ٢٦؛ ابن عساکر، ١٩ / ٤٧٨، ٣٢ / ٢٧٤) و ابوالحسن مدائنی (د ٢٢٥ق؛ مثلاً نک : ابن سعد، ٥ / ٢١٤؛ بلاذری، ٤(١) / ٩، ٣١، ٣٩، جم ؛ طبری، ٣ / ٢٤٠، ٢٤١، ٣١٣-٣١٤، ٥ / ٣٣٢؛ ابن عساکر، ٢٨ / ١٩٩). در برخی موارد اندک، به نظر میرسد که جویریه، مشاهدات شخصی خود را روایت کرده است (مثلاً نک : طبری، ٧ / ١٦٣، ٥٤٠). در میان اخبار تاریخی منقول از او، که در اغلب موارد دیدگاه مدنـی ـ بصری بـه حـوادث را بـاز میتـابـانند، چنـد مـوضـوع چشمگیرند؛ مانند فضائل خلیفۀ اموی، عمر بن عبدالعزیز (مثلاً نک : خلیفه، تاریخ، ٢ / ٥٩٥؛ ابن سعد، ٥ / ٣٣٤، ٣٤٤، ٣٦٦؛ بسوی، ١ / ٦١٤، ٦١٥، ٦١٧؛ ابن عساکر، ٨ / ٨٥، ٣٨٥، ٣٨٦، ١٠ / ٥١٠، ٣٧ / ٤٥، ٤٨، ٤٥ / ١٥٥)، اخبار زبیر و فرزندش، عبدالله (مثلاً نک : بسوی، ٢ / ٤١٥؛ ابوالفرج، ١٦ / ٣٠٢؛ خطیب، همانجا؛ ابن عساکر، ١١ / ١٢٩، ١٨ / ٤١٦، ٢٨ / ١٩٩، ٢٠٢، ٢٥٤؛ ذهبی، ١ / ٥٧)، و روایت واقعۀ حرّه (ه م) از شیوخ مدینه (نک : خلیفه، همان، ١ / ٢٨٩-٢٩١؛ طبری، ٥ / ٤٩٥).
مآخذ
ابن ابی حاتم، عبدالرحمان، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن، ١٩٥٩م؛
ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباددکن، ١٣٩٣ق / ١٩٧٣م؛
همو، صحیح، به کوشش شعیب ارنؤوط، بیروت، ١٤١٤ق / ١٩٩٣م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، ١٣٢٥ق؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الکبرى، بیروت، دارصادر؛
ابن سلام جمحی، محمد، طبقات فحول الشعراء، به کوشش محمود محمدشاکر، قاهره، ١٣٩٤ق / ١٩٧٤م؛
ابن عساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت، ١٤١٥ق / ١٩٩٥م؛
ابن ماجه، محمد، سنن، بیروت، ١٣٩٥ق / ١٩٧٥م؛
ابن ماکولا، علی، الاکمال، حیدرآباد دکن، ١٣٨١ق / ١٩٦١م؛
ابن مغلطای بن قلیچ، اکمال تهذیب الکمال، به کوشش عادل محمد و اسامه ابراهیم، قاهره، ١٤٢٢ق / ٢٠٠١م؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، قاهره، ١٩٩٣م؛
احمد ابن حنبل، العلل و معرفة الرجال، به کوشش وصیالله عباس، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
بخاری، محمد، التاریخ الکبیر، حیدرآباد دکن، ١٤٠٢ق / ١٩٨٣م؛
همو، صحیح، بیروت، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
بسوی، یعقوب، المعرفة و التاریخ، به کوشش اکرم ضیاء عمری، بغداد، ١٣٩٤ق / ١٩٧٤م؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٤٠٠ق / ١٩٧٩م؛
بیهقی، احمد، السنن الکبرى، بیروت، دارالفکر؛
خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق / ١٩٣١م؛
خلیفة بن خیاط، تاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٦٨م؛
همو، الطبقات، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٦٦م؛
خلیلی قزوینی، خلیل، الارشاد، به کوشش محمدسعید ادریس، ریاض، ١٤٠٩ق / ١٩٨٩م؛
دارقطنی، علی، المؤتلف و المختلف، به کوشش موفق عبدالله، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
دارمی، عثمان، تاریخ، به کوشش احمدمحمد نورسیف، دمشق / بیروت، دارالمأمون؛
ذهبی، احمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و حسین اسد، بیروت، ١٤٠٢ق / ١٩٨٢م؛
رافعی قزوینی، عبدالکریم، التدوین فی اخبار قزوین، به کوشش عزیزالله عطاردی، تهران، ١٣٧٦ش؛
رودانی، محمد، صلة الخلف، به کوشش محمد حجی، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
زنجانی، موسى، الجامع فی الرجال، قم، ١٣٩٤ق؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، حیدرآباد دکن، ١٩٧٨م؛
شوشتری، محمدتقی، قاموس الرجال، قم، ١٤١٠ق؛
طبرانی، سلیمان، المعجم الکبیر، موصل، ١٤٠٠ق / ١٩٨٠م؛
طبری، تاریخ؛
کشی، محمد، معرفة الرجال، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ش؛
مزی، یوسف، تهذیب الکمال، به کوشش بشار عواد معروف، بیروت، ١٤٠٩ق / ١٩٨٨م؛
مسلم بن حجاج، صحیح، بیروت، ١٣٩٤ق / ١٩٧٤م؛
وکیع، محمد، اخبار القضاة، بیروت، عالم الکتب؛
نیز:
GAS.
علی بهرامیان