دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٣٩ - ابن حداد، ابوبکر
ابن حداد، ابوبکر
نویسنده (ها) :
احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ حَدّاد، ابوبكر محمد بن احمد بن محمد بن جعفر كِنانی مصری (٢٦٤-٣٤٤ ق/ ٨٧٨-٩٥٥ م)، فقيه و قاضی شافعی. وی از عنفوان جوانی به تحصيل علوم متداول زمان خود پرداخت. ادبيات را نزد استادانی چون محمد بن وَلاّد تميمی، از شاگردان مُبرَّد و ثَعْلَب (ه م م) فراگرفت و در رشتههای مختلف علوم ادبی از جمله نحو، لغت و شعر متبحر شد (ذهبی، ١٥/ ٤٤٦، ٤٤٩). اشعار بسياری از حفظ داشت و گاه خود نيز شعر میسرود (گِست، ٥٥٢، ٥٥٤). در علوم قرآن، حديث، رجال، انساب و تاريخ نيز صاحب اطلاع بود و از مشايخ بزرگی چون ابويزيد قَراطيسی، محمد بن جعفر بن الامام، ابوالزنباع رَوْح بن فرج، محمد بن عُقَيل فِرْيابی و ديگران حديث شنيد. مشهورترين استاد وی در حديث ابوعبدالرحمن نَسائی بود. ابن حداد تنها حديث وی را روايت میكرد و او را حجت بين خود و خدا میدانست. كتاب خصائص علی (ع) تأليف نسائی را نيز تدريس میكرد و در مواردی قائل به تفضيل امام علی (ع) بود (ذهبی، همانجا؛ گست ٥٥٥ -٥٥٦). از ابن حداد بزرگانی چون ابنزُولاق و قاضی يوسف بن قاسم روايت كردهاند و محمد بن سعد باوَرْدی با وی ارتباط داشته است (ذهبی، ١٥/ ٤٤٦- ٤٤٧، ٤٤٩).
ابن حداد بيشتر به عنوان فقيه شهرت يافته است تا به عنوان محدّث يا اديب، از مشايخ وی در فقه میتوان قاضی ابوعُبيد بن حَرْبَوَيْه (از شاگردان ابوثَوْر و داوود ظاهری)، ابو اسحاق مَرْوَزی (از حلقههای اتصال فقه شافعی)، محمد بن عُقَيل فِريابی، بِشْر بن نصر، منصور بن اسماعيل ضَرير و ابن بَحْر را ياد كرد (سبكی، ٣/ ٨١؛ گست، ٥٥١؛ نووی، ١/ ١٩٢-١٩٣؛ ذهبی، ١٥/ ٤٤٩).
ابنحداد در ٣١٠ ق/ ٩٢٢ م به بغداد سفر كرد در آن شهر با دانشمندانی چون صَيْرَفی، ابوسعيد اصطخری و محمد بن جرير طبری ديدار كرد (سبكی، ٣/ ٧٩؛ اسنوی، ١/ ٣٩٩). گفته شده كه وی در اين سفر با نَفْطَوَيْه نحوی نيز ملاقات كرده است (داوودی، ٢/ ٧٦).
وی از طريق قاضی ابوعبيد با روش فقهی ثوری و ظاهری و در ملاقات با طبری با روش فقهی او آشنا شد (نک : سبكی، ٣/ ٧٩-٨٠) و علیالقاعده میبايست با فقه مالكی و حنفی كه در آن زمان از قوت خاصی برخوردار بوده نيز آشنايی يافته باشد، زيرا شاگرد وی ابنزولاق متذكر شده كه ابنحداد در «اختلاف علماء» يا به اصطلاح امروز در «فقه تطبيقی» متبحر بوده است (ذهبی، ١٥/ ٤٤٦). ابن حداد به عنوان يك مجتهد فتاوی شاذ نيز داشته است (سبكی، ٣/ ٨٣ به بعد) و گاهی بعضی فتاوی وی باعث برخی درگيريهای اجتماعی میشد، مانند فتوايی كه در مورد انهدام ساختمان كنيسهای صادر كرد (گست، ٥٥٤). ابن حداد مبانی علم قضا را كه از شاخههای علمی فقه به شمار میرود از استادش قاضی ابوعبيد آموخت (سبكی، ٣/ ٨١) و بارها رأساً يا به نيابت منصب قضای مصر را پذيرفت: اول بار در ذيقعده يا شوال ٣٢٤ ق/ اكتبر يا سپتامبر ٩٣٦ م توسط ابن اخشيد به قضا منصوب شد و تا ربيعالاول ٣٢٥ ق/ فوريۀ ٩٣٧ م در اين منصب باقی بود (ابن برد، ٤٨٧؛ سبكی، همانجا). بار ديگر از جمادیالاول ٣٣٣ تا محرم ٣٣٤ ق/ ژانويه تا سپتامبر ٩٤٥ م به نيابت از ابن هَرَوان قضاوت كرد. همچنين مدتی به نيابت از عمر بن حسن هاشمی كه از رجب ٣٣٤ تا ذيحجۀ ٣٣٩ ق/ فوريۀ ٩٤٦ تا مۀ ٩٥١ م در منصب قضای مصر بود (ابن برد، ٤٩١-٤٩٢). وی با برخورداری از تجارب خود كتاب ادب القاضی يا ادب القضاء را بر مبنای فقه شافعی تأليف كرد. اين كتاب از نخستين تأليفات در اين زمينه است. ابن حداد در احقاق حق كوشا بود و شايد به همين دليل اغلب حكام علاقۀ چندانی به وی نداشتند، با اين حال با آنان در ارتباط بود و در ايشان تا حدودی نفوذ كلام داشت. علمای رجال گفتار، كردار، پاكی و درستی وی را ستودهاند (گست، ٥٥١-٥٥٥). ابنحداد در ٣٤٣ ق/ ٩٥٥ م حج گزارد و هنگام بازگشت در ٧٩ سالگی در نزديكی دروازههای موطن خود بدرود حيات گفت (سمعانی، ٤/ ٧٨). امير مصر ابوالقاسم بن اخشيد و جمعی از مردم به جنازۀ وی نماز گزاردند (ابنخلكان، ٤/ ١٩٨) و او را در گورستان قَرافه به خاك سپردند (گست، ٥٥٧).
آثـار
١. الفوائد (GAS, I/ ٤٩٧)؛ ٢. الفروع المولّدات، كتاب مشهور ابنحداد (نک : سبكی، ٣/ ٨٠) كه مورد توجه بسيار علمای شافعی بوده است، و گروهی از جمله قَفّال مروزی، ابواسحاق اسفراينی، ابوعلی سِنْجی، ابوالطيب طبری و ابوالقاسم فورانی بر آن شرح نوشتهاند (نووی، ١/ ١٩٣؛ حاجی خليفه، ٢/ ١٢٥٧). احتمالاً آنچه حاجی خليفه، (٢/ ١٢١٨) تحت عنوان «فتاوی ابنحداد» ذكر نموده، همين كتاب است؛ ٣. الباهر، كه در آن اقوال شافعی را گرد آورده است (حميدی، ١٢٤؛ ذهبی، ١٥/ ٤٤٩)؛ ٤. ادب القاضی يا ادب القضاء؛ ٥. الفرائض؛ ٦. الجامع (ذهبی، ١٥/ ٤٤٧، ٤٤٩)؛ ٧. المسائل المنثورة؛ ٨. فضائل القرآن؛ ٩. الردّ علی محمد بن علی النسائی (يا الشاشی)؛ ١٠. استئذان البكر فی تزويجها (داوودی، ٢/ ٧٧).
مآخذ
ابن برد، احمد بن عبدالرحمن، ذيل الولاة و كتاب القضاة كندی، به كوشش رُون گست، بيروت، ١٩٠٨ م؛
حاجی خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١ م؛
ابن خلكان، وفيات؛
اسنوی، عبدالرحيم، طبقات الشافعية، به كوشش عبدالله الجبوری، بغداد، ١٣٩٠ ق؛
حميدی، محمد بن فتوح، جذوة المقتبس، به كوشش محمد طنجی، قاهره، ١٣٧٢ ق؛
داوودی، محمد بن علی، طبقات المفسرين، بيروت، ١٤٠٣ ق؛
ذهبی، محمد بن احمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و ابراهيم الزيبق، بيروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
سبكی، عبدالوهاب بن علی، طبقات الشافعية الكبری، به كوشش محمد الحلو و محمد الطناحی، قاهره، ١٣٨٤ ق/ ١٩٦٤ م؛
سمعانی، عبدالكريم بن محمد، الانساب، حيدرآباددكن،١٣٨٤ ق/ ١٩٦٤ م؛
گِست، رُون (نک : ابن برد در همين مآخذ)؛
نووی، محيیالدين ابن شرف، تهذيب الاسماء و اللغات، بيروت، دارالكتب العلمية؛
نيز:
GAS.
احمد پاكتچی