دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٣٢ - خلیل بن اسحاق
خلیل بن اسحاق
نویسنده (ها) :
فریده بهشتی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٢٢ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
خَلیلِ بْنِ اِسْحاق، فقیه مالکی مصری (د ربیعالاول ٧٦٧ / نوامبر ١٣٦٥) صاحب کتاب مشهور المختصر.
گاه در منابع، نام وی محمد آمده (ابن حجر، ٢ / ٢٠٧)، و خلیل به صورت خلیلالدین برای او لقب شمرده شده است (مقریزی، السلوک، ٤ / ٢٩٥). او به جُندی یا ابنجندی نیز شهرت داشت و مکنّى به ابوالضیاء و ابوالمودّه، ملقب به ضیاءالدین، و از فقیهان طبقۀ ١٦ بود (نک : همو، نیز ابنحجر، همانجاها؛ بابا تنبکتی، ١ / ١٨٤؛ مخلوف، ١ / ٢٢٣). در منابع مالکی، او با نام احترامآمیز سیدی خلیل شهرت دارد. از تاریخ تولد وی اطلاعی در دست نیست. همچنین دربارۀ تاریخ وفات او، آراء دیگری نیز بیان شده است (٧٤٩، ٧٦٩ و ٧٧٦ ق / ١٣٤٨، ١٣٦٨ و ١٣٧٦ م؛ نک : همانجا). وی در خارج شهر قاهره مدفون است (مقریزی، همانجا).
خلیل فقه مالکی را نزد شیخ عبدالله منوفی (د ٧٤٩ ق / ١٣٤٨ م)، و ادب عربی و اصول فقه را نزد برهانالدین رشیدی آموخت و از محضر ابوعبدالله ابن حاج (ه م) و عبدالغنی ابن عبدالهادی بهره برد. عدهای از افراد فاضل زیر نظر وی پرورش یافتند. از شاگردان او شمسالدین غُماری (د ٧٨٢ ق / ١٣٨٠ م)، تاجالدین دمیری (د ٨٠٥ ق / ١٤٠٢ م)، جمالالدین اَقفهسی (د ٨٢٣ ق / ١٤٢٠ م)، جلالالدین بِساطی (د ٨٢٩ ق / ١٤٢٦ م)، تاجالدین اسحاقی، حسن بصری و خلف نحریری را میتوان نام برد (نک : مقریزی، همان، ٤ / ٨٦؛ ابنحجر، همانجا؛ مخلوف، ١ / ٢٠٥، ٢٢٣، ٢٣١-٢٤١). پدر خلیل حنفیمذهب بود، اما گفته میشود که او به دلیل ملازمت پدرش با ابنحاج و اعتقاد به وی (ابنحجر، همانجا)، یا به سبب علاقه به استادش، منوفی، مالکی شد (EI٢).
در سخن از جایگاه علمی ـ مذهبی خلیل میتوان گفت که او از فقهای بزرگ و پرچمدار مذهب مالکی در مصر بود. در قاهره در ٣ حوزۀ فقه، حدیث و ادب عربی مجلس اقراء داشت و علاوه بر آن، در فرایض و جدل صاحبنظر بود. در مدرسۀ صالحیه، پس از منوفی، به کرسی استادی نشست و در خانقاه شیخو، فقه مالکی تدریس میکرد. او در مدرسۀ شیخونیه نیز متولی تدریس بود. خلیل بیشتر عمر خود را در قاهره گذرانده، اما سفری به حج داشته، و مدتی نیز در آنجا مجاور بوده است (مقریزی، الخطط، ٢ / ٤٢١؛ ابنحجر، همانجا؛ ابن فرحون، ١ / ٣١٢-٣١٣، ١١ / ٩٢؛ ابن تغری بردی، ١١ / ٩٢؛ بابا تنبکتی، ١ / ١٨٤).
در سخن از جایگاه فردیِ خلیل میتوان به یادکردهای مکرر منابع اشاره نمود که در آنها، وی مورد ستایش قرارگرفته است؛ ازجمله در منابع، به زهدگرایی او توجه شده، و بعضی او را به تقشّف و دنیاپرهیزی وصف کردهاند (ابنفرحون، ١ / ٣١٣؛ ابنحجر، همانجا؛ سیوطی، ١ / ٣٩٧؛ بابا تنبکتی، ١ / ١٨٣-١٨٥).
در سخن از بُعد اجتماعی ـ سیاسی او میتوان گفت که وی از اجناد حلقۀ منصوره بود و لباس سپاهی به تن داشت. درآمد زندگیاش از جندیه تأمین میشد و با حکومت ارتباط داشت (ابنفرحون، همانجا؛ مقریزی، السلوک، ٤ / ٢٩٥؛ باباتنبکتی، ١ / ١٨٣-١٨٤). او در ٧٧٠ ق / ١٣٦٩ م، با سپاهی برای خلاصکردن اسکندریه از دست دشمن همراه بود (همو، ١ / ١٨٤؛ قس، EI٢).
مهمترین کتاب وی المختصر فی الفقه، معروف به مختصر خلیل، یک دوره فقه مالکی به طور موجز است. خلیل موارد مشهور را ذکر، و موارد اختلافی را حذف کردهاست (نک : ابنفرحون، همانجا؛ ابنحجر، ١ / ٢٠٧). گویا خلیل ٢٥ سال روی این کتاب کار کرده بوده، و هنگام مرگش، پاکنویسی تا بخش نکاح از وی باقیمانده است که شاگردانش بر اساس پیشنویسها آنرا ادامه دادهاند (GAL, S, II / ٩٦).
خلیل خود سبب تألیف کتاب را درخواست عدهای ذکر میکند که جویای کتابی مختصر در زمینۀ فقه مالکی، و بر طبق احکام و فتاوای مالک بن انس بودهاند (١ / ٦١-٧٣(. وی در مقدمه، روش خود و طرز بهکارگیری افعال و معانی آنها را توضیح، و در واقع، راهنمای استفاده از کلمات کاربردی کتاب را در اختیار خواننده قرار میدهد (١ / ٧٣ بب ).
برای دورنمایی کلی از گسترۀ زمانی ـ مکانی المختصر، میتوان گفت که این کتاب در فاصلۀ سدههای ٩-١٤ ق / ١٥-٢٠ م به عنوان کتاب آموزشی در اندلس و شمال افریقا اعم از مراکش، الجزایر، تونس و مصر متداول و مطرح بوده است و به طور مداوم، قرائت، روایت، شرح و حتى حفظ میشده است (ابنغازی، ٧ / ١٥٧؛ بلوی، ١٨١، ١٩٢؛ کتانی، ١ / ١٥٠، ١٧٣، ٢ / ٥٥٠، ٧٠٢، جم ؛ مقری، ٣ / ٤٤٤- ٤٤٨؛ رودانی، ٤١٥؛ مقدیش، ١ / ١٣، ٢ / ٣٨٦، جم ).
در مقایسۀ کلی المختصر با الرسالة تألیف ابن ابی زید قیروانی (سدۀ ٤ ق / ١٠ م) میتوان گفت که گرچه هر دو کتاب آموزشی بودهاند، اما الرسالة قابل فهم برای عموم مردم، با اسلوبی روان، و بدون شبهه برای تشویق فرزندان به یادگیری مسائل نوشتهشده (نک : ابن ابی زید، ٤- ٨)، و درنتیجه، برای مبتدیان مناسب بوده است؛ حال آنکه المختصر برای خواص و در محافل علمی کاربرد
داشته است. مقایسۀ آن با الکافی تألیف ابن عبد البر (د ٤٦٣ ق / ١٠٧١ م) نیز نشان میدهد که گرچه هردو از کتابهای مختصرِ درسی بودهاند، اما الکافی بهعنوان کتابی کمکدرسی، مطالب را دستهبنـدیشده و آسـان در اختیـار خـواننده قـرار میدهـد (نک : ابنعبدالبر، ١ / ١٣٦)، درحالیکه المختصر دارای ابهام است و خواننده را برای تفحص بیشتر برمیانگیزاند.
گفته شده که خلیل کتاب خود را بر طبق روش الحاوی نوشته است (مقریزی، السلوک، ٤ / ٢٥٩؛ ابنحجر، همانجا). البته، این همسانی دستکم در حجم و در ترتیب ابواب فقهی دیده نمیشود و چهبسا در مواردی کاملاً بهعکس است. اما به نظر میرسد شباهت در ترتیب محتوایی مطالب در هر باب از دو کتاب باشد.
آثـار
الف ـ چاپی
المختصر: اصل عربی این کتاب در فاس (١٣٠١، ١٣١٨، ١٣٢٢ ق)، بولاق (١٢٩٣، ١٣٠٤، ١٣٠٩ ق) و پاریس (١٨٥٥-١٨٨٣ م) بارها تجدید چاپ، و در ١٩٠٠ م، به کوشش دُلپین ویرایش جدید شده است. این کتاب به فرانسه، انگلیسی و ایتالیایی نیز ترجمه گردیده است که از آن جمله به این موارد اشاره میشود: ١. به فرانسه: ١-١. در پاریس، توسط پرون در ٦ جلد، به همراه توضیحات که دو بار ویرایش شدهاست (١٨٤٤-١٨٥٢ م) (برای تفصیل، نک : GAL, II / ١٠٢)؛ ١-٢. در الجزایر، توسط فانیان (١٨٨٩ م)؛ ١-٣. در قسطنطنیه، توسط سینیت، به همراه متن عربی (١٨٧٨ م)، تجدید چاپ به کوشش راکستن (١٩١١ م). ٢. به انگلیسی: در لندن، از روی خلاصۀ ترجمۀ فرانسۀ یادشده، توسط لوگارد به همراه نکات و کتابنامه، به سفارش فرماندار کل نیجریه (١٩١٦ م). ٣. به ایتالیایی: در میلان، ترجمه توسط گوئیدی و سانتیلیانا در دو جلد (١٩١٩ م).
بخشهایی از کتاب خلیل به صورت جداگانه نیز چاپ شدهاست: ١. بخش «جهاد یا جنگ مقدس»، به فرانسه، توسط فانیان (الجزیره، ١٩٠٨ م)؛ ٢. بخش «نکاح و طلاق»، به فرانسه (الجزیره، ١٩٠٩ م)؛ ٣. «رسالۀ احکام نکاح»، متن عربی، ترجمۀ انگلیسی به همراه نکات، توسط راسل و عبدالله بن میمون سهروردی (لندن، ١٩٠٩ م) (نک : همانجا؛ نیز GAL, S, II / ٩٧). ترجمههای مختلف این کتاب نشان از توجه اروپاییان به آن دارد.
شرحهای بسیاری بر المختصر نوشته شده که برخی از آنها به چاپ رسیده، و در جمع، بیش از ٦٠ شرح و حاشیه بر این کتاب موجود است؛ به عنوان نمونه میتوان به برخی از شروح اشاره نمود: ١. شرح عبدالخالق ابن فرات (د ٧٩٤ ق / ١٣٩٢ م)؛ ٢. شرحهای تاجالدین دمیری (د ٨٠٥ ق / ١٤٠٦ م)، شامل شرح کبیر، شرح وسیط و شرح صغیر که شرح وسیط مشهورتر است؛ ٣. شرح جلالالدین اقفهسی (د ٨٢٣ ق / ١٤٢٠ م)؛ ٤. شرح جمالالدین بساطی (د ٨٤٢ ق / ١٤٣٨ م)، با نام شفاء الغلیل؛ ٥. شرح ابن مرزوق تلمسانی (د ٨٤٢ ق)، با نام المنزع الجلیل؛ ٦. شرح طرابلسی (د ٩١٤ ق / ١٥٠٨ م)، با نام الدر؛ ٧. شرح تتایی (د ٩٤٢ ق / ١٥٣٥ م)، با نام فتح الجلیل؛ ٨. شرح محمد رعینی (د ٩٥٤ ق / ١٥٤٧ م). شروحی نیز در سدههای پسین بر این کتاب نوشته شده است (نک : بابا تنبکتی، ١ / ١٨٦؛ برای عناوین شرحها، نک : حاجی خلیفه، ٢ / ١٦٢٨-١٦٢٩؛ بغدادی، ٢ / ٤٤٩؛ برای برخی از نسخههای خطی، نک : فهرست ... ، ١٥٤، ١٥٩؛ GAL, S, II / ٩٧-٩٩ GAL, II / ١٠٢, ١٠٣;
).
ب ـ خطی
١. . التوضیح: شرح مختصر ابن حاجب (ه م) که شرح منتهی السؤل و الامل یا شرح جامع الامهات وی است (ابنفرحون، ١ / ٣١٣؛ حاجیخلیفه، ٢ / ١٨٥٥؛ فاسی، ١ / ٣٩٣؛ برای نسخههای موجود، نک : همو، ١ / ٣٩٦-٣٩٧؛ فهرست، ٣ / ١٥٨؛ GAL, I / ٣٧٣;
GAL, S, I / ٥٣٨). خلیل مبنای کار خود را گفتههای ابن عبدالسلام فقیه شافعی (د ٦٦٠ ق / ١٢٦٢ م) قرار داده، و توضیحاتی بدان افزوده است. او در نسبتدادن نقلها کوشش فراوانی کرده است. این شرح در سدۀ ٨ ق / ١٤ م، مقبولیت قابل توجهی یافت (نک : ابنفرحون، همانجا؛ ابنحجر، ٢ / ٢٠٧؛ بابا تنبکتی، ١ / ١٨٤؛ برای مشاهدۀ همسانی آراء فقهی خلیل با ابن عبدالسلام، نک : ونشریسی، ١ / ٧١، ١٨٨- ١٩٢، جم).
٢. المناسک ( فهرست، ٣ / ١٨٤).
٣. مناقب شیخ عبدالله المنوفی (همان، ٥ / ١٥٩)، دربارۀ زندگینامۀ استاد مؤلف (حاجی خلیفه، ٢ / ١٨٤٢).
باید افزود وی شرحی بر مدونۀ ابنقاسم تا بخش حج، و کتابی در شرح الفیۀ ابنمالک نیز داشته است (ابنفرحون، همانجا).
در انتها باید یادآور شد که برخی از منابع دو کتاب محذرات الفهوم فی ما یتعلق بالتراجم و العلوم و ضبط الموجهات و تعریفها را جزو آثار وی شمردهاند، اما به نظر میرسد که این دو، متعلق به شیخ مغربی است و خطا به دلیل شباهت در نام دو مؤلف رخ دادهاست (نک : فهرست، ٧ / ٢٧٨؛ مخلوف، ١ / ٣٣٩).
مآخذ
ابن ابی زید، عبدالله، الرسالة، بیجا، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٤ م؛
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، الدرر الکامنة، به کوشش محمد عبدالعمید، حیدرآباد دکن، ١٣٩٣ ق / ١٩٧٣ م؛
ابن عبدالبر، یوسف، الکافی، به کوشش محمد موریتانی، ریاض، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م؛
ابنغازی، محمد، الفهرس، به کوشش محمد زاهی، دارالبیضاء، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩ م؛
ابنفرحون، ابراهیم، الدیباج المذهب، به کـوشش علی عمر، قـاهره، ١٤٢٣ ق / ٢٠٠٣ م؛
باباتنبکتـی، احمد، نیـل الابتهـاج، به کوشش علی عمر، قاهره، ١٤٢٣ ق / ٢٠٠٤ م؛
بغدادی، ایضاح؛
بلوی، احمد، ثبت، به کوشش عبدالله عمرانی، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
حاجی خلیفه، کشف؛
خلیل بن اسحاق، «المختصر»، همراه حاشیة الخرسی، به کوشش زکریا عمیرات، بیروت، ١٤١٧ ق / ١٩٩٧ م؛
رودانی، محمد، صلة الخلف، به کوشش محمد حجی، بیروت، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
سیوطی، حسن المحاضرة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٤١٨ ق / ١٩٩٨ م؛
فاسی، محمد عابد، فهرس المخطوطات، خزانة القرویین، فاس، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩ م؛
فهرست الکتب العربیة المحفوظة بالکتبخانة الخدیویة، قاهره، ١٣١٠ ق؛
کتانی، عبدالحی، فهرس الفهارس و الاثبات، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
مخلوف، محمد، شجرة النور الزکیة، بیروت، ١٣٥٠ ق؛
مقدیش، محمود، نزهة الانظار، به کوشش علی زواری و محمد محفوظ، بیروت، ١٩٨٨ م؛
مقری، احمد، نفح الطیب، به کوشش یوسف محمد بقاعی، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
مقریزی، احمد، الخطط، قاهره، ١٢٧٠ ق؛
همو، السلوک، به کوشش محمد عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٨ ق / ١٩٩٧ م؛
ونشریسی، احمد، المعیار المعرب، به کوشش محمد حجی، بیروت، ١٤٠١ ق / ١٩٨١ م؛
نیز:
EI٢;
GAL;
GAL, S.
فریده بهشتی