دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٧ - ابولیث سمرقندی
ابولیث سمرقندی
نویسنده (ها) :
احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١٣ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبُولِیثِ سَمَرْقَنْدی، نصر بن محمد بن احمد بن ابراهیم بن خطّاب، ملقب به «امام الهُدی» (د ٣٧٣ ق / ٩٨٣ م)، فقیه، زاهد و اعتقادنامهنویس حنفی اهل سنت و جماعت در ماوراءالنهر.
لقب امام الهدی كه به وی اطلاق شده (عبدالقادر، ٢ / ١٩٦)، پیشتر بر ابومنصور ماتریدی از متكلمان حنفی ماوراءالنهر اطلاق شده بود (همو، ٢ / ١٣٠، ٣٦٢؛ برای اطلاق احتمالی این لقب دربارۀ دیگران، نك : ابوالقاسم حكیم، ١٤٨). درگذشت او را به اختلاف در ٣٧٥، ٣٧٦ و حتی ٣٨٢ و ٣٨٣ ق نیز ضبط كردهاند (واعظ بلخی، ٣١١؛ حاجی خلیفه، ١ / ٢٤٣، ٦٦٨، ٧٠٣).
بهرغم رواج آثار ابولیث در خلال قرون از اندونزی تا اندلس، جزئیات زندگانی او ناشناخته مانده است. كهنترین مأخذ شرح احوال وی كتاب فضائل بلخ واعظ بلخی است كه در آن گزارش تاریخی با افسانهپردازی درهمآمیخته و جز مقاطعی چند از زندگی ابولیث را آشكار نمیسازد. به منبع یاد شده باید آگاهیهای پراكنده در آثار خود وی و برخی دیگر از آثار متقدم را افزود. پدر وی خود از عالمان سمرقند بود و از شماری محدّثان و زاهدان آن سامان روایت داشت. از فحوای روایاتی كه ابولیث از طریق پدر نقل كرده است، گرایش او به شیوۀ واعظان و مذكّران آشكارا به چشم میخورد (ابولیث، تنبیه، ٨٠، ٩٧، ٢٧٦، ٤١٦،جم ) و درواقع ابولیث از پدر بیش از هر چیز داستانهای پندآموز و نكتههایی دربارۀ امتهای پیشین و رخدادهای صدر اسلام فراگرفته بود (همان، ٨٩-٩٠، ١٢٤-١٢٥، جم ). ابولیث در سمرقند پرورش یافت و پس از گذراندن تحصیلات آغازین، راهی سفر شد. آوردهاند كه وی در آغاز آهنگ مرو داشت، ولی چون به جیحون رسید، راه بلخ را در پیش گرفت و در آنجا به حلقۀ درس فقیه بزرگ حنفی ابوجعفر محمد بن عبدالله هندوانی (د ٣٦٢ ق) درآمد كه سلسلۀ فقه او با ٣ واسطه به ابوسلیمان جوزجانی شاگرد نامدار محمد بن حسن شیبانی منتهی میشد (واعظ بلخی، ٣١٣؛ عبدالقادر، ٢ / ٦٨). در منابع از هندوانی به عنوان استاد اصلی ابولیث نام برده شده (همو، ٢ / ١٩٦) و گاه دربارۀ چگونگی پیوستن ابولیث به محضر وی، افسانهسرایی شده است (واعظ بلخی، ٣١٣-٣١٤).
البته ابولیث در حدیث و معارف دینی علاوه بر هندوانی و پدر خویش، از خلیل بن احمد سجزی (د ٣٦٨ ق) قاضی سمرقند، محمد بن فضل بن احنف و جمعی دیگر از مشایخ نیز بهره گرفته است كه میتوان نام آنان را در اسانید پرشمار آثار وی، بهویژه تنبیه الغافلین (ص ٥، ٢٤، ٢٦، ٣١، ٦٤، ٧٦، جم ) بازیافت. از اسانید اثر یاد شده به روشنی برمیآید كه بخشی از تحصیلات ابولیث و استماعات او در سمرقند بوده است (مثلاً نك : ص ١١٦، ١٢١، ١٩٨).
در منابع موجود، فهرستی از شاگردان ابولیث به دست داده نشده است، ولی میتوان نام چند تن از آنان را بهطور پراكنده به دست آورد، ازجمله: ابوبكر بن عبدالرحمن ترمذی (ذهبی، ١٦ / ٣٢٣)، خطیب ابومالك تمیم بن علی (فرینام) بن زرعۀ رازی بلخی (سمعانی، ١ / ٥٥٤؛ فادانی، ٩٥؛ جوینی، ١ / ٤١٦؛ نسفی، ٣٢٨؛ قس: رودانی، ١٦٧، ٤٢٧- ٤٢٨)، ابوالحسن علی بن محمد خزاعی از مردم بخارا (قاضی عیاض، ٩٠-٩١)، ابومحمّد لقمان بن حكیم بن فضل بن خلف فرغانی (عبدالقادر، ١ / ٤١٦؛ كوپریلی، ١ / ٥٩، سند آغازین نسخۀ تفسیر ابولیث)، ابوسهل احمد بن محمد (ابولیث، تفسیر، ١ / ٢٠٢)، ابوعبدالله طاهر بن محمد حدادی (ابن حجر، ١ / ٣٠٨) و یكی از فرزندان خود ابولیث (نسفی، ١١٣).
به درستی دانسته نیست كه ابولیث سالهای دو دهۀ ٦٠ و ٧٠، یعنی دورۀ تدریس خود را در كدامین شهر گذرانیده است. واعظ بلخی (ص ٣١١-٣١٢) به نقل از شیخ الاسلام یونس بن طاهر نصیری آورده است كه ابولیث در بلخ وفات یافت و همانجا نزد هندوانی به خاك سپرده شد. از این گزارش چنین برمیآید كه ابولیث پس از به پایان آوردن تحصیل خود، در بلخ ماندگار شد و به سمرقند بازنگشت. از سوی دیگر گزارشی در دست است كه ابولیث ظاهراً در كهولت، باغ مشهور جاگردیزه در سمرقند را پس از خواجه ابواسحاق سماسی مالك شده است (سمرقندی، محمد، ٣٣) و این نشانۀ بازگشت او به سمرقند است. از اعقاب ابولیث نیز میتوان در هر دو شهر سمرقند و بلخ سراغ یافت (سمرقندی، ابوطاهر، ١٧٨؛ نسفی، همانجا، در صورت صحت ضبط متن).
ابولیث را باید پیرو مذهب اعتقادی حنفیان اهل سنت و جماعت بهشمار آورد كه در زمان سامانیان در خراسان و ماوراءالنهر از رونق بسزایی برخوردار بود. در ترجمۀ كهن فارسی از كتاب السواد الاعظم مربوط به دورۀ امیر نوح سامانی (حك ٣٦٥-٣٨٧ ق)، نام ابولیث در شمار شیوخ طراز اوّل این مكتب ثبت شده است (ابوالقاسم حكیم، ١٤٦؛ نیز نك : عبادی، ٣). در آن روزگار مذاهب گوناگون كلامی، چون جهمیه، معتزله، شیعه، كرامیه و خوارج، كمابیش در خراسان و ماوراءالنهر رواج داشتند (مقدسی، ٢٥٣- ٢٥٣) و انعكاس این رواج با برخوردی مخالفتآمیز در برخی مواضع از آثار ابولیث به چشم میخورد (مثلاً نك : ابولیث، «بستان»، ١٨٩، فتاوی، ٤٨). در این دوره، مذهب اعتقادی حنفی اهل سنت و جماعت ــ كه ابولیث از مروجان آن بود ــ به عنوان مذهب رسمی از سوی امیران سامانی حمایت میشد.
از نظر تقسیمات داخلی مكتب حنفی اهل سنت و جماعت، ابولیث را باید از جناح نقلگرایان به شمار آورد كه از جهت چگونگی پرداخت به مسائل كلامی، شیوهای متمایز از متكلمان ماتریدی را دنبال میكردند و در پارهای از مسائل با ماتریدیان اختلاف اصولی داشتند.
اگرچه ابولیث با اقوال و تعالیم عالمان شاخص مكتب عدلگرای حنفی چون ابومطیع بلخی و محمد بن شجاع ابن ثلجی آشنا بود و در آثار خود روایات و نظریات فقهی آنان را با احترام یاد میكرد (تنبیه، ٧٢، ٣٠٩، ٣٦٦، جم ، «بستان»، ١٣، تفسیر، ١ / ٢٣٣؛ نیز نك : سطور بعد دربارۀ كتاب النوازل)، اما هرگز به تعلیمات مكتب عدلگرا، گرایشی نشان نداده است.
ابولیث با تعالیم كلامی ماتریدیان، جناح دیگر حنفیان اهل سنت و جماعت كه در آن روزگار میان حنفیان ماوراءالنهر جایگاه ویژهای یافته بود، نیز پیوندی نداشت و نمونههایی در دست است كه ابولیث در موارد اختلاف بین جناح ماتریدی و جناح نقلگرا، از ماتریدیان كناره جسته است. مثلاً در مورد عصمت پیامبران از صغائر كه مورد اختلاف بین این دو جناح از حنفیان اهل سنت و جماعت است، ماتریدیان به عدم عصمت باور دارند (ماتریدی، «عقیدة»، ٤٦؛ «شرح»، ٢٨- ٢٩)، در حالی كه ابولیث در «عقیدۀ» خود (ص ٢٢٣)، همپای متن الفقة الاكبر (٢) (ص ٤) به عصمت انبیا، از كبائر و صغائر، باور دارد.
هجویری (ص ١٨٦) اشاره دارد كه ابولیث از مریدان ابوعلی حسن ابن علی جرجانی صوفی بوده است. فضای كلی آثار ابولیث نیز از گرایش او به صوفیان حكایت دارد، ولی با اینهمه، ابولیث در موارد اختلاف بین نظام اعتقادی صوفیان و نظام اعتقادی حنیفیان نقلگرا، به نظام فكری اخیر پایبندی نشان داده است. به عنوان نمونهای شاخص، ابولیث و كلاً نظریهپردازان حنفی اعم از عدلگرایان و ماتریدیان و نقلگرایان، برپایۀ تعالیم دیرین مكتب حنفی، به جدایی عمل از ایمان و دخیل دانستن آن در تعریف ایمان باور داشتند (ابولیث، «بستان»، ١٨٢؛ نیز نك : ﻫ د، ابوحنیفه)، ولی رأی مشهور نزد صوفیان، دخیل شمردن عمل در تعریف ایمان بود (نك : كلابادی، ٧٩). به هر ترتیب، به گواهی شخصیتی كه ابولیث در خلال آثار متعددش، از خود نشان داده است، او را باید در ردیف فقیهان نظریهپرداز حنفی چون ابوالقاسم حكیم سمرقندی و فقیه حنفی مصر ابوجعفر طحاوی قرار داد (نیز نك : ابوالقاسم حكیم، ١٤٦). ابولیث در اعتقادنامۀ خود، سخن را با متن حدیثی از ابن عمر از پیامبر (ص) آغاز میكند كه در آن ایمان عبارت از باور به خداوند، فرشتگان، كتابهای آسمانی، پیامبران، روز واپسین و «القدر خیره و شره من الله» دانسته شده است (برای حدیث مزبور، نك : «بستان»، ١٨٨؛ «شرح»، ٩) و سپس تا پایان اعتقادنامه به شرح بند بند حدیث مزبور پرداخته است (نك : «عقیدة»، ٢١٧ به بعد). شكل پرسش و پاسخ در پرداخت این اعتقادنامه نیز از حدیث مذكور الهام گرفته است. اگرچه الگو قراردادن متن این حدیث در آغاز اصول العقیدۀ طحاوی (ص ٢٩) و با زیادت چند بند در آغاز الفقه الاكبر (٢) (ص ٢) نیز دیده میشود، ولی عقیدۀ ابولیث از نظر سبك تدوین و تنظیم مطالب با هیچ یك از دو اثر یاد شده همانندی ندارد. در مقایسه بین عقیدۀ ابولیث و اعتقادنامههای دیگر از مكتب نقلگرای حنفی اهل سنت و جماعت، نكات تازهای نیز به چشم میخورد كه از گرایش مؤلف آن به شیوۀ واعظان و مذكران حكایت دارد؛ مسائلی از قبیل انواع فرشتگان، ذكر یكایك كتب آسمانی پیشین، فرق بین «نبی» و «مرسل» و ذكر عدد ٠٠٠‘١٢٤ برای شمار پیامبران از این دست است (نك : ابولیث، «عقیده»، ٢١٩، ٢٢١، ٢٢٢، ٢٢٤؛ «الفقه الاكبر (٣)»، ٢٤، جم ).
در مقایسه بین نوشتههای اعتقادی ابولیث و آثار مشابه در مكتب حنفی اهل سنت و جماعت، علاوه بر اختلافات صوری یاد شده، برخی موارد اختلاف اعتقادی نیز به چشم میآید. به عنوان مثال در مبحث مخلوق بودن ایمان، هردو جناح مكتب، نقلگرایان و ماتریدیان، به اتفاق ایمان را مخلوق و فعل بندگان دانستهاند (نك : ابوالقاسم حكیم، ٤٣؛ الفقه الاكبر (٢)، ٤؛ ماتریدی، التوحید، ٣٨٥، «عقیدة»، ٣١-٣٢) ولی ابولیث در «بستان» (ص ١٨٣)، ایمان را مخلوق و بالمآل فعل بندگان نمیداند. همچنین در مبحث ایمان، اتفاق دو جناح مكتب بر زیادت و نقصانناپذیری ایمان است، درحالیكه ابولیث بر زیادتپذیری و نقصانناپذیری ایمان باور دارد (همان، ١٨٠، در صورت صحت ضبط). تقسیم مردمان از نظر ایمان به ٣ گروه مؤمن، كافر و فاسق كه گروه اخیر نخست عذاب میشوند و سپس به بهشت میروند، در «عقیدۀ» ابولیث (ص ٢٢٥-٢٢٦) تقسیمی ویژه است و با تقسیمات سهگانۀ دیگر، بهخصوص تقسیم ابوحنیفه در العالم و المتعلم (ص ٩٧) قابل مقایسه است.
ابولیث علم كلام را تا آنجا كه انسان را در شناخت خداوند و پیامبر او سودمند افتد، تأیید میكرد (نك : فتاوی، ١٩٥)، اما از غرق شدن در كشاكش بحثهای كلامی برحذر میداشت (همانجا) و در مسائل بحثانگیزی چون قدر، خلق قرآن و سرنوشت اطفال مشركان سكوت را مرجح میشمرد (نك : «بستان»، ١٥٢، ١٨٥، ١٨٧- ١٨٨).
او دستكم برخلاف ظاهر نظریۀ مطرح شده در الفقه الاكبر(١) و در شرح آن منسوب به ماتریدی (نك : «شرح»، ٦-٧)، چنانكه خود در خزانةالفقه یادآور شده است، فقه را در میان تمامی علوم، دانش برتر میدانست (نك : سمنوف، شم ٣٠٣٧) و فراگیری آن را بر آموختن دیگر علوم مقدم میشمرد («بستان»، ٣٧). وی در علم فقه، افزون بر آگاهی بر ادلۀ تفصیلیۀ احكام، چیرگی بر اختلافات فقیهان و فقه تطبیقی را از ابزارهای ضروری یك فقیه و مفتی میپنداشت (نك : همان، ٩ به بعد). یكی از بارزترین ویژگیهای آثار فقهی ابولیث كه بهویژه در مختلف الراویۀ وی آشكار است، توجه او به عنوان یك فقیه متقدم حنفی به فقه پیشوایان مذاهب سهگانه، ابوحنیفه، مالك و شافعی است كه موضوع كتاب مختلف را تشكیل میدهد (نیز نك : فتاوی، ٧٩، ٩٥، جم ). اگرچه نظریۀ مذاهب سهگانۀ فقهی پیش از او در اللمع ابوالحسن اشعری (ص ٩٧) و سپس در نوشتۀ معاصر مغربی ابولیث، یعنی دعائم الاسلام قاضی نعمان مغربی (١ / ٨٧) دیده میشود، ولی فراگیر شدن این نظریه مربوط به سدۀ ٥ ق است و ازاینرو ابولیث را باید از پیشگامان اشاعۀ این نظریه در مشرق دانست.
ویژگی دیگری كه در آثار فقهی ابولیث به چشم میخورد، نقش آغازگری او در گردآوری فتاوای فقیهان حنفی از طبقۀ تابعان شاگردان ابوحنیفه و طبقات بعدی است كه اصطلاحاً فتاوای «نوازل» خوانده میشود. وی در كتاب فتاوی النوازل خود آراء فقهی عالمانی چون محمد بن مقاتل رازی، نصیر بن یحیی بلخی، محمد بن شجاع ابن ثلجی، محمد بن سلمه، محمد بن محمد بن سلام بلخی، ابوبكر محمد بن احمد ابناسكاف بلخی، ابوجعفر محمد بن عبدالله بلخی و علی بن احمد فارسی را گرد آورد (GAS, I / ٤٤٧) و بدین ترتیب مجموعهای از نظریات فقهی حنفیان مشرق در سدههای ٣ و ٤ ق / ٩ و ١٠ م را به میراث نهاد كه در نوع خود بینظیر است.
البته آراء فقهی شخص ابولیث نیز در آثار آیندگان مورد توجه قرار گرفت. به عنوان نمونه احمد بن محمد ابیبكر بخاری در كتاب خزانة الفتاوی آراء ابولیث و چند تن دیگر از فقیهان حنفی مشرق را گردآوری كرده است كه نسخۀ خطی این اثر در مؤسسۀ خاورشناسی ازبكستان نگهداری میشود (نك : سمنوف، شم ٣٠٥٤؛ عبدالقادر، ٢ / ١٦٠، ٢٦٤).
زبان شهرنشینان سمرقند، همچون امروز، در عهد ابولیث نیز گویشی از زبان فارسی دری بود و ازاینرو ابولیث در آثار مختلف خود به زبان فارسی توجهی ویژه داشت. نقل عبارات فارسی در پارهای از مباحث فقهی ازجمله در فصل پایانی خزانۀ الفقه كه حكم به گونهای دائر بر لفظ است (نك : كوپریلی، ٢ / ٢٥٢) و آوردن یك سخن حكمتآمیز به فارسی در تنبیه الغافلین (ص ١٨) از این نمونههاست. با اینهمه مایۀ شگفتی است كه وی با نقل روایتی در «بستان العارفین» (ص ٤٣)، زبان خویش را مورد بیمهری قرار داده است.
آثـار
آثار بسیاری به صورت چاپی یا خطی به نام ابولیث در دست است كه گاه در انتساب آنها به وی جای تردید است و از آنجا كه در منابع كهن فهرست مرتبی از آثار ابولیث به دست داده نشده است، بحث در انتساب برخی آثار یاد شده، دشوار میگردد.
الف ـ آثار اعتقادی
١. عقیدة یا بیان عقیدة الاصول، كه در ١٨٨١ م با ترجمۀ زیرنویس به زیان جاوهای، به كوشش جوینبول به چاپ رسیده
است. از میان غربیان نخستینبار خاورشناسان هلندی، در اواسط سدۀ ١٩ م، به این اثر دست یافتند. جوینبول در آن اوان نسخهای از این كتاب را مورد مطالعه قرار داد و وان در توك در مقالهای كه در ١٨٦٦ م در مجلۀ «تحقیقات مربوط به زبانها، سرزمینها و ملتها» منتشر ساخت، به معرفی نسخهای از كتاب پرداخت (نك : جوینبول، ٢١٥). جوینبول در مقدمۀ خود بر این اثر (ص ٢١٦)، به علت نارسایی مشخصات مؤلف در آغاز نسخههای كتاب، انتساب آن را به ابولیث قطعی ندانسته است. كرن در مقالۀ خود در «مجلۀ تحقیقات آشوری» همچنان در این باب تردید كرده، ولی شناخت در تحقیقی، انتساب این اعتقادنامه را به ابولیث قطعی شمرده است (نك : «منابع جدید»، ٢٥).
ذكر نام و نسب مؤلف در آغاز نسخۀ جوینبول به صورت ابولیث محمد بن نصر بن ابراهیم سمرقندی (همانجا) و نیز همخوانی مضمون كتاب با مطالب دیگر آثار ابولیث، بهویژه «بستان العارفین»، تردید در انتساب را برطرف میسازد.
از این اعتقادنامه نسخههای خطی متعددی در دست است كه برخی از آنها ترجمههای زیرنویس به زبانهای جاوهای و مالهای را دارند (نك : GAS, I / ٤٤٩؛ نیز نك : پیژو، ٣٧١، نسخۀ انجمن كتاب مقدس هلند و نسخۀ كتابخانۀ دانشگاه آمستردام). بر این اعتقادنامه شروحی نیز نوشته شده است، از آن جمله: قطر الغیث از محمد بن عمر نوازی (GAL, S, II / ٨١٤؛ بكر، ٢٣؛ جوینبول، همانجا) و بهجة العلوم از مؤلفی ناشناخته كه نسخههای خطی آن در برلین، لندن و لیدن یافت میشود (GAS، همانجا).
٢. شرح الفقه الاكبر، كه در ١٣٢١ ق در حیدرآباد دكن با انتساب نادرست به ابومنصور ماتریدی به چاپ رسیده، اما در نسخههای خطی موجود در كتابخانههای خدیویه (خدیویه، ٢ / ٤٣) و اسعد افندی (GAS, I / ٤٥٠؛ قس: دفتر كتبخانۀ اسعد افندی، كه در آن به چنین نسخهای اشاره نشده است) به ابولیث سمرقندی نسبت داده شده است. اخیراً برخی از خاورشناسان چون وات، مادلونگ و فاناس احتمال انتساب این شرح به ابولیث را تقویت كردهاند (نك : ایرانیكا، I / ٣٣٣)، ولی چنانكه از بررسی «شرح» برمیآید، مؤلف آن یك متكلم ماتریدی است كه جابهجا نظریات ابومنصور ماتریدی را نقل كرده (ص ٧، ٩، ٢٤، ٢٦، ٣٣) و خود را پیرو «مشایخ سمرقند» شمرده است (ص ٢٤). هرچند مؤلف در یك مورد با تصریح به نام ابولیث (ص ١٧) و در دو مورد دیگر با لقب «الفقیه» (ص ١٠، ٣١) كه محتملا مراد ابولیث سمرقندی است، به نقل برخی سخنان ابولیث پرداخته است، ولی در كتاب نظریاتی چون عدم عصمت انبیا از صغایر مطرح گردیده
است (ص ٢٨- ٢٩) كه با عقیدۀ ابولیث سازگاری ندارد (نك : سطور پیشین). همچنین در «شرح الفقهالاكبر» (ص ١٤)، همانند «عقیدۀ» ماتریدی (ص ٣٦) از مرتفع بودن امر به معروف در روزگار تألیف سخن رفته است، حال آنكه ابولیث بخش بلندی از تنبیه الغافلین (ص ٦٥-٧٢) را به لزوم امر به معروف و شرایط آن اختصاص داده است. به هر روی گفتنی است كه برخی بندهای «شرح الفقه الاكبر» با مندرجات آثار مختلف ابولیث شباهت ویژهای دارند (مثلاً عبارت «شرح»، ص ٦ سطر ٦ و ٧، ص ١٠ سطر ١٦، ص ٤ سطر ١٤-١٥، ص ١٠ سطر آخر، ص ١١ سطر ١، به ترتیب با عبارت «بستان»، ص ١٨٧ سطر ١، ص ١٨٢، تنبیه، ٦٥-٧٢، «عقیدة»، ص ٢٢٠ سطر آخر، ص ٢٢١ سطر ١).
٣. المعارف فی شرح الصحائف، كه نوشتهای است در ادلۀ اثبات صانع. سزگین ذیل شمارۀ ١٧ از آثار ابولیث نسخههای خطی متعددی از آن نشان داده است (GAS، همانجا)، ولی در فهرست كتابخانههای مورد نظر سزگین، این كتاب گاه بدون ذكر مؤلف و گاه با تصریح به نام شمسالدین محمد بن اشرف سمرقندی (د بعد از ٦٨٨ ق) به عنوان مؤلف آمده است (نك : عرشی، II / ٢٢٠؛ دفتر كتبخانۀ اسعد افندی، ٧٥؛ نیز نك : دفتر کتبخانۀ عاطف افندی، ٧٥؛ دفتر كتبخانۀ لالهلی، ١٧١) و تنها فؤاد سید در فهرست خود از نسخههای كتابخانۀ طلعت (ص ٢٣٤) آن را به ابولیث نسبت داده است (نیز نك : ایرانیكا، همانجا).
٤. رسالة المعرفة و الایمان. نسخۀ خطی آن در كتابخانۀ اسعد افندی موجود است (نك : GAS، همانجا).
ب ـ آثار فقهی
١. خزانة الفقه، مختصری است در فقه حنفی كه به كوشش صلاح ناهی در ١٩٦٥ م بغداد به چاپ رسیده است. پیشتر نیز كالنبرگ در كتاب «بخشهایی از قوانین مسلمانان دربارۀ مسیحیان» در ١٧٢٩ م پارهای از این كتاب را منتشر ساخته بود. وجود دهها نسخۀ خطی از این كتاب در كتابخانههای مختلف از هند و ازبكستان تا تونس و مراكش نشان از گستردگی رواج آن دارد (نك : GAS, I / ٤٤٦-٤٤٧؛ سمنوف، شم ٣٠٣٧-٣٠٣٨).
٢. عیون المسائل، در فروع فقه حنفی (ابن قطلوبغا، ٧٩؛ قس: واعظ بلخی، ٣١٢: رؤوس المسائل) كه در ١٩٦٠ م به كوشش عبدالرزاق قادری در حیدرآباد دكن و در ١٩٦٧ م به كوشش صلاح ناهی در بغداد به چاپ رسیده است. از جملۀ شروح این كتاب است: شرح علاءالدین محمد بن عبدالحمید سمرقندی (نك : GAS, I / ٤٤٧) و شرح محمد بن عمر بن عربی جاوی (چاپ مكرر از جمله قاهره، ١٣٠١ ق؛ مكه، ١٣١١ ق).
٣. النوازل یا الفتاوی النوازل (عبدالقادر، ٢ / ١٩٦). نسخههای خطی متعدد از آن در كتابخانههای مختلف تركیه یافت میشود (نك : GAS، همانجا؛ GAL, I / ٢١٠). عنوان كتاب در نسخ مختلف به صورتهای متفاوت آمده و ممكن است آنچه سزگین ذیل شمارۀ ٣ از آثار ابولیث با عنوان الفتاوی من اقاویل المشایخ آورده و ٤ نسخه از آن را در كتابخانههای عبدالوهاب در تونس و فاتح در استانبول نشان داده است (GAS، همانجا)، چیزی جز نسخههای همین كتاب نبوده باشد (نك : دفتر فاتح كتبخانه سی، ١٣٥، كه عنوان را تنها فتاوی آورده است). گزیدهای از این كتاب با عنوان مختار النوازل نیز نسخههای خطی متعدد دارد (GAS، همانجا). آنچه در ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م با عنوان فتاوی النوازال به نام ابولیث در كویتۀ پاكستان به چاپ رسیده است، به هیچ روی كتاب النوازل ابولیث نمیتواند بود، چرا كه در جای جای آن مطالبی به نقل از عالمان متأخر حنفی دیده میشود كه مدتها پس از ابولیث سمرقندی میزیستهاند؛ از آن جمله میتوان شمس الائمۀ حلوایی (د ٤٤٩ ق)، [احمد بن منصور] اسبیجابی (د ٤٨٠ ق) و شمس الائمۀ سرخسی (د ٤٩٠ ق) را نام برد (نك : ص ٢٨، ٣٠، ١٦٥، ٢٨٦، ٣٥٠، جم ). در مقایسه بین این كتاب چاپ شده و فتاوی قاضیخان از فخرالدین اوزجندی شباهت بسیاری حتی در عبارات دیده میشود (مثلاً فتاوی، ٥: مسائل بئر، ٤٨: امامت اهل اهواء؛ قس: اوزجندی، ١ / ٨، ٩١).
٤. المقدمة، در فقه صلات (عبدالقادر، ١ / ٢٥٨؛ ابن قطلوبغا، همانجا) كه گزارشهای رواج آن را میتوان در خلال قرون در سرزمینهای مختلف از شام و مغرب و غیر آن یافت (سخاوی، ٢٩٣؛ رودانی، ٤٢٧- ٤٢٨). پراكندگی گستردۀ نسخههای خطی این كتاب از هند و ازبكستان تا تونس و الجزایر نیز تأییدی بر رواج وسیع آن است (نك : GAS, I / ٤٤٨؛ خالدوف، شم ٣٠٨٢-٣٠٩٥، كه ١٤ نسخه را برشمرده است). این كتاب به همراه یك ترجمۀ كهن به تركی قپچاقی در ١٩٦٢ م به كوشش زایا چكوفسكی در ورشو به چاپ رسیده است (برای نقدی از این چاپ، نك : برینر، ٤١٨-٤١٩). ترجمهای تركی از این اثر نیز در كتابخانۀ ایاصوفیه نگهداری میشود (دفتر كتبخانۀ ایاصوفیه، شم ١٤٤٤) و شروحی چنـد بر آن نوشته شده است (برای شـروح، نك : GAS، همانجا؛ خالدوف، شم ٣٠٩٦-٣٠٩٩؛ حاجی خلیفه، ٢ / ١٧٩٥).
٥. مختلف الراویة (واعظ بلخی، همانجا)، در اختلافات فقهی بین ابوحنیفه، مالك و شافعی (حاجی خلیفه، ٢ / ١٦٣٦). نسخۀ روایتی كهن از این كتاب در كتابخانۀ بایزید تركیه (شم ٢١٦٧) با تاریخ كتابت ٤٥٧ ق نگهداری میشود، ولی تحریر شایع این كتاب، از آن علاءالدین سمرقندی (د ٥٥٣ ق) است كه نسخ خطی آن پرشمار است (GAS, I / ٤٤٧؛ خالدوف، شم ٣٧٦٢).
٦. تأسیس الفقه یا تأسیس النظائر، كه مختصری است در فقه تطبیقی (ابن قطلوبغا، همانجا؛ حاجی خلیفه، ١ / ٣٣٤، به نقل از این شحنه) و نسخهای از آن كتابخانۀ احمد ثالث استانبول یافت میشود (GAS, I / ٤٥٠، شم ١٨، قس: همانجا، شم ١٥، كه نسخهای با عنوان تأسیس الفقه را در اسكندریه نشان داده است).
كتاب شرعة الاسلام، كه سزگین نسخۀ آن را در كتابخانۀ پتنه (شم (٦)٢٦٢١) نشان داده است (همانجا، شم ١٦)، به گزارش فهرستنویس آن كتابخانه (مفتاح، ٢ / ٤٤٥) چیزی جز كتاب المقدمة نیست؛ همچنین ماهیت رسالة فی الفقه كه عبدالتواب (ص ٢٦٧) نسخۀ آن را در كتابخانۀ شبین الكوم مصر معرفی كرده است، روشن نیست (GAS، همانجا، شم ٢٤) و نیز قصیدة فی الفقه كه در فهرست كتابخانۀ اسعد افندی به شمارۀ ٣٦١٣ به ابولیث سمرقندی نسبت داده شده، ممكن است از سمرقندی دیگری بوده باشد (دفتر كتبخانۀ اسعد افندی، ٢٥٨).
آثار یافت نشدۀ ابولیث در فقه اینهاست: (شرح) مبسوط محمد بن حسن شیبانی (واعظ بلخی، همانجا؛ حاجی خلیفه، ٢ / ١٥٨٠، به نقل از عمادی)؛ (شرح) الجامع الكبیر و (شرح) الجامع الصغیر محمد بن حسن شیبانی (عبدالقادر، ١ / ٢٠٤؛ ذیل الجواهر، ٤٤٩؛ حاجی خلیفه، ١ / ٥٦٣، ٥٦٨؛ نیز نك : واعظ بلخی، ٣١٢)؛ الزیادات كه گویا شرحی است بر الزیادات محمد بن حسن (همانجا)؛ النوادر كه به گفتۀ حاجی خلیفه (٢ / ١٩٨٠) مطهر بن حسن یزدی (احتمالاً بزدی) آن را مختصر كرده است. صلاح ناهی در كتابی با عنوان المصنفات الفقیهة الامام الهدی ابی اللیث السمرقندی به مطالعۀ آثار فقهی او پرداخته است.
ج ـ آثار دیگر
١. تنبیه الغافلین (واعظ بلخی، همانجا؛ سمعانی، ٢ / ٢٤٧)، كتابی است اخلاقی مشتمل بر احادیث مسند، اقوال صحابه و تابعین و حكایات پندآموز دربارۀ احوال آخرت، امر به معروف، توبه، حقوق، گناهان، مذمت دنیا، فضیلت اعمال، ادعیه و اذكار، فضائل اخلاقی و مسائل پراكندۀ دیگر. یكی از ویژگیهای این كتاب گرایش شدید مؤلف به تقسیمات عددی در سراسر كتاب است؛ تقسیماتی از این دست كه حسود را ٥ عقوبت رسد (ص ١٣٧)، فقیر را ٥ كرامت است (ص ١٨٢) و قهقهه را ٨ آفت (ص ١٥٧). این كتاب كه از پرآوازهترین آثار ابولیث است، در سدههای مختلف از مشرق تا مغرب اقصی رواج داشته است (قاضی عیاض، ٩٠؛ رودانـی، ١٦٧؛ كتانی، ٢ / ٩٩٨؛ دربارۀ پراكندگی نسخ، نك : GAS, I / ٤٤٩-٤٥٠). متن عربی این اثر بارها در هند و مصر به چاپ رسیده است. از ترجمههای آن به زبانهای مختلف اینها را میتوان شمرد: ترجمۀ تركی توسط ابوبكر یوسف رهاوی، نسخۀ خطی در دارالكتب مصر (فهرس، ١ / ١٨٩)؛ ترجمۀ تركی دیگر از مصطفی بن یحیی، نسخۀ خطی كتابخانۀ توپكاپی استانبول (TS، شم ١٥٢٤)؛ ترجمه به فارسی، نسخههای خطی متعدد در برلین، پاریس، لندن، وین و جز آنها (GAS, I / ٤٥٠) و گزیده ــ ترجمهای به اسپانیایی با نوشتار عربی، نسخۀ خطی كتابخانۀ ملی پاریس (دوسلان، شم (٤)٧٧٤؛ نیز برای ترجمهها، نك : حاجی خلیفه، ١ / ٤٨٧).
٢. بستان العارفین (واعظ بلخی، همانجا؛ عبدالقادر، ٢ / ١٥٣)، كتابی است كه به نظر میرسد راهنمایی برای واعظان و عالمان بوده است. در این كتاب معارف گوناگون دینی، از عقاید و فقه و علوم قرآنی و حدیث و اخلاق و قصص و جز آن به صورت گزیده و طبقهبندی شده، گرد آمده است. این اثر بارها از جمله در ١٢٨٥ ق در كلكته، ١٢٨٩ ق در استانبول و ١٣٠٤ ق در بمبئی به چاپ رسیده است (برای پراكندگی نسخ، نك : GAS, I / ٤٤٩). عبدالرزاق بن عبدالقادر صوفیانی بر بستان العارفین شرحی نوشته است كه نسخۀ خطی آن در مؤسسۀ خاورشناسی ازبكستان یافت میشود (سمنوف، شم ٢٠١١). كتاب دیگری با عنوان بستان العارفین در شرح حال بزرگان صوفیه به زبان فارسی تألیف یافته كه گاه با نوشتۀ ابولیث خلط شده است (همو، شم ٤٠٥٣).
٣. تفسیر القرآن (واعظ بلخی، همانجا؛ سمعانی، ١ / ٥٥٤؛ عبدالقادر، ٢ / ١٩٦)، كه تفسیری بر قرآن به شیوۀ روایی است و در بغداد (١٤٠٥-١٤٠٦ ق / ١٩٨٥-١٩٨٦ م) به چاپ رسیده است (برای نسخ پرشمار آن، نك : GAS, I / ٤٤٥-٤٤٦). ترجمههایی تركی از این اثر از سوی احمد داعی، ابوالفضل موسی بن حسین ازنیقی و احمد بن محمد ابن عربشاه فراهم آمده است كه از كهنترین نمونههای ادبیات تركی عثمانی بهشمار میروند (برای نسخههای خطی این ترجمهها، نك : همانجا؛ هارتمان، ٤٩٧-٥٠٣؛ شاخت، «دو تفسیر»، TS;
٧٤٧-٧٥٢، شم ١٦-١٧؛ فهرس، ١ / ١٨٧- ١٨٨؛ برای دیگر تألیفات دربارۀ این تفسیر، نك : حاجی خلیفه، ١ / ٤٤١).
٤. قرة العیون و مفرح القلب المحزون، كتابی است منسوب به ابولیث سمرقندی در باب عقوبت اهل كبایر كه بارها از جمله در ١٣٠٠ ق در بولاق در حاشیۀ مختصر التذكرۀ شعرانی و پس از ١٩٦٠ م در طنطا به چاپ رسیده است. همین اثر براساس دو نسخۀ خطی مصری به كوشش مصطفی عبدالقادر عطا در ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م در بیروت با عنوان عقوبة اهل الكبائر به چاپ رسیده است.
٥. اسرار الوحی، رسالهای است منسوب به ابولیث مشتمل بر حدیث معراج كه نسخههای خطی آن در كتابخانههای برلین ( آلوارت، شم ٢٦٠٠-٢٦٠١) و مؤسسه خاورشناسی ازبكستان (سمنوف، شم ٢١٠٨) نگهداری میشود. دو شرح فارسی بر این متن در دست است: نخست شرحی است از سید علی بن شهاب همدانی، نسخۀ خطی ازبكستان (سمنوف، همانجا) و دیگری شرحی از برهانالدین محمد بختیار بخاری از رجال سدۀ ١٢ ق / ١٨ م، نسخۀ خطی ایاصوفیه (دفتر كتبخانۀ ایاصوفیه، شم ٢٠١٦). ترجمهای از متن كتاب را به زبان آلمانی، هل در كتاب از «محمد تا غزالی» آورده است.
٦-١٢. آثاری با عنوانهای دقائق الاخبار فی ذكر الجنة و النار؛ رسالة فی الحكم؛ قوت النفس فی معرفة الاركان الخمس؛ تحفة الانام فی مناقب الأئمة الاربعة ( ؟) الاعلام؛ اللطائف المستخرجة من صحیح البخاری؛ فضائل رمضان؛ تفسیر جزء عمّ یتساءلون، كه نسخههای معدود و گاه یگانۀ آنها به ابولیث سمرقندی منسوب شده است (GAS, I / ٤٥٠ شم ١٤, ٢٠-٢٣؛ زركلی، ٨ / ٢٧).
١٣ و ١٤. الاخلاق و السمرقندیة، در بلاغت منسوب به او (مجلة المجمع، ٥ / ١٧٧، ١٧ / ٥٣٧).
١٥. مجموعهای از حكایات و قصص منسوب به [ابولیث] سمرقندی كه ترجمۀ جاوهای آن به صورت خطی در دانشگاه لیدن موجود است (پیژو، ٣٧١).
اثری با عنوان تذكرة الاولیاء به تركی عثمانی توسط اولجای در ١٩٦٥ م در آنكارا به چاپ رسیده است كه احتمالاً متن اصلی آن به فارسی بوده و انتساب آن به ابولیث نادرست است ( ایرانیكا، I / ٣٣٣).
مآخذ
ابن حجر عسقلانی، احمد، تبصیر المنتبه، دهلی، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
ابن قطلوبغا، قاسم، تاج التراجم، بغداد، ١٩٦٢ م؛
ابوحنیفه، نعمان، العالم و المتعلم، به كوشش محمد رواس قلعهجی و عبدالوهاب هندی ندوی، حلب، ١٣٩٢ ق / ١٩٧٢ م؛
ابوالقاسم حكیم سمرقندی، اسحاق، السواد الاعظم، ترجمۀ كهن فارسی، به كوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٤٨ ش؛
ابولیث سمرقندی، نصر، «بستان العارفین»، در حاشیۀ تنبیه الغافلین، دهلی، كتابخانۀ اشاعة الاسلام؛
همو، تفسیر القرآن، به كوشش عبدالرحیم احمد زقه، بغداد، ١٤٠٥-١٤٠٦ ق / ١٩٨٥-١٩٨٦ م؛
همو، تنبیه الغافلین، به كوشش احمد سلام، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
همو، «عقیدة»، «اصول عقاید اسلامی» (نك : مل ، جوینبول)؛
همو، فتاوی النوازل (با تردید در انتساب)، كویته، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
اشعری، علی، اللمع، به كوشش ریچارد مكارتی، بیروت، ١٩٥٣ م؛
اوزجندی، فخرالدین، «فتاوی»، در حاشیۀ الفتاوی الهندیة، قاهره، ١٣٢٣ ق؛
جوینی، ابراهیم، فرائدالسمطین، به كوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م؛
حاجی خلیفه، كشف؛
خدیویه، فهرست؛
دفتر فاتح كتبخانه سی، استانبول، محمود بك مطبعهسی؛
دفتر كتبخانۀ اسعد افندی، استانبول، محمود بك مطبعهسی؛
دفتر كتبخانۀ ایاصوفیه، استانبول، ١٣٠٤ ق؛
دفتر كتبخانۀ عاطف افندی، استانبول، ١٣١٠ ق؛
دفتر كتبخانۀ لالهلی، استانبول، ١٣١١ ق؛
ذهبی، محمد، سیراعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
«ذیل الجواهر المضیئة»، همراه الجواهر المضیئة (نك : هم ، عبدالقادر قرشی)؛
رودانی، محمد، صلة الخلف، به كوشش محمد حجی، بیروت، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
زركلی، الاعلام؛
سخاوی، محمد، طبقات الحنیفة، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
سمرقندی، ابوطاهر، «سمریه»، همراه قندیه (نك : هم ، سمرقندی، محمد)؛
سمرقندی، محمد، قندیه، به كوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٦٧ ش؛
سمعانی، عبدالكریم، التحبیر فی المعجم الكبیر، به كوشش منیره ناجی سالم، بغداد، ١٣٩٥ ق / ١٩٧٥ م؛
سید، فؤاد، «نوادر المخطوطات فی مكتبة طلعت»، مجلة معهد المخطوطات العربیة، ١٣٧٧ ق / ١٩٥٧ م؛
«شرح الفقه الاكبر»، منسوب به ابومنصور ماتریدی، ضمن الرسائل السبعة فی العقائد، حیدرآباد دكن، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م؛
طحاوی، احمد، اصول العقیدة الاسلامیة، به كوشش عبدالمنعم صالح، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٧ م؛
عبادی، محمد، طبقات الفقهاء الشافعیة، به كوشش یوستا ویتستام، لیدن، ١٩٦٤ م؛
عبدالتواب، عبدالرحمن، «قائمة مخطوطات دارالكتب بشبین الكوم»، مجلة معهد المخطوطات العربیة، ١٣٧٥ ق / ١٩٥٦ م؛
عبدالقادر قرشی، الجواهر المضیئة، حیدرآباد دكن، ١٣٣٢ ق؛
فادانی، محمد یاسین، اتحاف المستفید، دمشق، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
«الفقه الاكبر(٢)»، منسوب به ابوحنیفه، قاهره، مكتبة محمدعلی صبیح و اولاده؛
الفقه الاكبر(٣)، منسوب به شافعی، به ضمیمۀ «الفقه الاكبر(٢)» (هم )؛
فهرس المخطوطات التركیة العثمانیة، دارالكتب المصریة، قاهره، ١٩٨٧ م؛
قاضی عیاض، الغنیة، به كوشش ماهر زهیر جرار، بیروت، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
قاضی نعمان مغربی، دعائم الاسلام، به كوشش آصف فیضی، قاهره، ١٣٨٣ ق / ١٩٦٣ م؛
كتانی، عبدالحی، فهرس الفهارس و الاثبات، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
كلابادی، ابوبكر، التعرف لمذهب اهل التصوف، به كوشش عبدالحلیم محمود و طه عبدالباقی مسرور، بیروت، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م؛
كوپریلی، خطی؛
ماتریدی، محمد، التوحید، به كوشش فتحالله خلیف، بیروت، ١٩٨٦ م؛
همو، «عقیدة» ضمن شرح السیف المشهور از سبكی، به كوشش مصطفی صائم یپرم، استانبول، ١٩٨٩ م؛
مجلة المجمع العلمی العربی، دمشق، ج ٥، ١٩٢٥ م، ج ١٧، ١٩٤٢ م؛
مفتاح الكنوز الخفیة، پتنه، ١٩٢٢ م؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، بیروت، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٧ م؛
نسفی، عمر، القند فی ذكر علماء سمرقند، به كوشش نظر محمد فاریابی، ریاض، ١٤١٢ ق / ١٩٩١ م؛
واعظ بلخی، عبدالله، فضائل بلخ، ترجمۀ كهن فارسی، به كوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٥٠ ش؛
هجویری، علی، كشف المحجوب، به كوشش والنتین ژوكوفسكی، سنپترزبورگ، ١٩٢٦ م؛
نیز:
Ahlwardt;
Arshi, I. A., Catalogue of the Arabic Manuscripts in Reza Library, Rampur, ١٩٦٦;
Becker, C. H., «Materialien zur Kenntnis des Islam in Deutsch-Ostafrika», Der Islam, Hamburg, ١٩١١, vol, II;
Brinner, W. M., «Le traite arabé Muḳaddima d’ Abou-l-lait ... », Journal of the American Oriental Society, New Haven, ١٩٦٤, vol. LXXXIV;
De Slane;
GAL;
GAL, S;
GAS;
Hartmann, Richard, «Ein altosmanische kor’ān-kommentar», Orientalistische Literaturzeitung, Leipzig, ١٩٢٤, vol. XXVII;
Iranica;
Juynboll, A. W. T., «Een moslimsche Catechismus», Bijdragen tot de taal-, land-en volkenkunde, Dordrecht, ١٨٨١, vol. V;
Khalidov;
Pigeaud, Th. G. Th., Literature of Java, Batavia, ١٩٧٠;
Schacht, J., «New Sourses for the History of Muhammadan Theology», SI, ١٩٥٥, vol. I;
id, «Zwei altosmanische Kor’ān Kommentare», Orientalistische Literatur-zeitung, Leipzig, ١٩٢٧, vol. XXX;
Semenov. A. A., Sobranie vostochnykh rukopiseĭ Akademii Nauk Uzbekskoĭ SSR, Tashkent, ١٩٥٤;
TS, türksçe.
احمد پاكتچی