دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٤٥ - ابن ابی الرجال، ابوالحسن
ابن ابی الرجال، ابوالحسن
نویسنده (ها) :
محمدعلی مولوی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْن اَبِی الرِّجال، ابوالحسن علی الكاتب الشیبانی المغربی (د نیمۀ اول سدۀ ٥ق / ١١م)، منجم و شاعر، مربی و وزیر، یا رئیس دیوان رسائلِ چهارمین امیر زیری، معزّبن بادیس (سلامه یوسف، ١١؛ ابن عذاری، ١ / ٢٨٥). از زندگی وی آگاهی زیادی در دست نیست. این اندازه میدانیم كه در فاس یا قُرطبه زاده شد و در قیروان شهرت یافت. غربیان او را آبنراجل (تصحیف ابن الرجال) یا آلبوهازن (تصحیف ابوالحسن) میخوانند. ابن ابی الرجال در آغاز امارت معز یعنی در زمانی كه این یك فقط ٨ سال داشت، به دربار وی راه یافت و مربی او شد (ابن عذاری، همانجا). بنی زیری از سوی فاطمیان بر افریقیه حكم میراندند و معز تحت تأثیر تربیت و آموزش ابن ابی الرجال به مذهب مالك گروید (همانجا). پیامدهای گرایش مذهبی امیر زیری، آن شاعر ستارهشناس را به صورت عامل معنوی یكی از خشنترین موارد تحمیل عقیده و نیز یكی از دَد منشانهترین خونریزیهای تاریخ در آورد: در ٤٣٣ق / ١٠٤٢م معز خود را تابع خلیفۀ عباسی خواند و تا ٤٤٠ق / ١٠٤٩م به كلی از فاطمیان گسست و مردم افریقیه را كه تا آن زمان بیشتر بر مذهب فاطمی بودند (همانجا؛ قس: ذهبی، ١٨ / ١٤٠ كه آنها را حنفی خوانده است)، به پیروی از مذهب مالك وادار ساخت و این كار بیخشونت و خونریزی، شدنی نبود. تنها در قیروان، سربازان و غلامان معز كه از مدتها پیش به دقت برگزیده شده بودند، ٠٠٠‘٣ تن از فاطمیان را كشتند و قتلگاه ایشان بركةالدم (= استخر خون) نام یافت (ابناثیر، ٩ / ٥٢١، ٥٦٦؛ ابن عذاری، ١ / ٢٨٥-٢٩٠). در دیگر شهرهای افریقیه نیز فاطمیان از آزار و كشتار مصون نماندند. سرانجام مستنصر فاطمی، عربهای بنی هلال و بنی سلیم را به سركوبی معزّ فرستاد؛ اینان سپاه وی را تاراندند و قیروان و سوسه و تونس را تصرف كردند (٤٤٩ق / ١٠٥٧م). معزّ به مهدیه عقب نشست و همانجا در شعبان ٤٥٤ق / اوت ١٠٦٢م درگذشت (ذهبی، ١٨ / ١٤٠، ١٤١؛ ابنعذاری، ١ / ٢٨٦). بدین سان دفتر زندگی سیاسی ابن ابی الرجال كه از این پس خبری از او در دست نیست، به عنوان مردی كه در مركز یك سلسله رویدادهای خونین و بیتوفیق قرار داشته، سخت تیره است، اما وی در عین حال به عنوان وزیر ادیب، مورد احترام و بزرگداشت ادبا و شعرا بوده است و بسیاری از اینان آثار خود را به نام او نگاشتهاند. ابن رشیق (صص ١١٠-١١٣) برخی از اشعار او را نیز آورده، و از وی به عنوان «رئیس ابوالحسن» یاد كرده است.
به گزارش قفطی، در رصد ورود شمس به صورت فلكی میزان كه در ٣٧٨ق / ٩٨٨م به فرمان شرفالدوله بویهی و زیر نظر ابوسهل بیژن بن رستم كوهی، هندسهدان و ستارهشناس برجستۀ طبرستانی، در بغداد انجام شد، منجمی به نام ابوالحسن مغربی نیز شركت داشته است (ص ٣٥٣). به نظر برخی پژوهشگران، آن منجم همین ابن ابی الرجال بوده است (سوتر، ٧٥) برخی دیگر، چنین چیزی را نامحتمل میشمارند (GAS, VII / ١٨٦).
معروفترین اثرِ علمی ابن ابی الرجال كتاب البارع فی احكام النجوم است كه به ویژه در جهان غرب شهرت عظیمی برای او به بار آورد. در این كتاب بسیاری از مطالب رسالههای كهنتر دربارۀ احكام نجوم بازگو شده است (EI٢). از ویژگیهای این كتاب، نقل قطعاتی از آثار یك منجم ناشناس به نام مستعار زرتشت است. ابن ابی الرجال خود مدعی است كه اثر زرتشت را خوانده و تحقیق و تكمیل كرده است (اشتگمان، ٣١٧-٣٣٦) كتاب البارع شامل ٨ باب است. سه باب نخست در اختیارات (گزینش اوقات سعد)، سه باب بعدی در موالید، باب هفتم در تحویل سنین و باب هشتم در تنجیم عمومی (EI٢). از مسائل جالب توجه در باب هفتم این كتاب، مبحث منازل القمر است. ابن ابی الرجال در این مبحث، آراء ستارهشناسان هندی را با نظرات دوروتئوس یونانی (سدۀ اول م) مقایسه میكند (شتاین شنایدر، ١٥٦). وی برای قمر ٢٨ منزل بر میشمارد، در حالی كه هندوان معاصر وی تنها ٢٧ منزل میشناختند (همانجا). كتاب البارع در ١٢٥٤م به فرمان آلفونس دهم توسط یهود بن موسی به زبان كاستیلی درآمد و از روی همین ترجمه، دو ترجمه به زبان لاتین، سه ترجمه به زبان عبری و یك ترجمه به زبان پرتغالی كهن تهیه شد (EI٢). ترجمۀ لاتین آن، نخستین بار در ١٤٨٥م در ونیز چاپ شد (بستانی). ترجمههایی نیز كه به زبانهای فرانسوی و انگلیسی از این كتاب شده، از روی نسخۀ لاتین صورت گرفته است. در اوایل سدۀ ١٤ق / ٢٠م، ابوالقاسم شیرازی (فرزند وصال شیرازی شاعر) و محمد امین موسوی خراسانی به دستور حاكم فارس از روی یك نسخۀ خطی عربی به ترجمۀ فارسی آن پرداختند (منزوی، ١ / ٢٥٧). نسخههایی از اصل عربی این اثر در موزۀ بریتانیا و كتابخانۀ مركزی دانشگاه تهران (مركزی، ٢٢٤) موجود است. دیگر آثار وی از این قرار است: ارجوزة فی الاحكام الفلكیة یا الدلالة الكلیة عن الحركات الفلكیة، قاهره، ١٨٩٢م. این ارجوزه توسط احمد بن حسن القنفذی القسطنطینی (د ٨١٠ق / ١٤٠٧م) و كمال التوركانی شرح شده است (GAL, I / ٢٥٦؛ سركیس، ١ / ٣١)؛ ارجوزة فی دلیل الرعد یا دوحة حوادث الرعاد (GALS, I / ٤٠١)؛ كتاب فی الرموز و حل العقد و بیان الرصد، كه هر دو اثر اخیر از میان رفته است (EI٢؛ اشتگمان، ٣٢٢).
مآخذ
ابن رشیق، حسن، العمدة فی محاسن الشعر و آدابه، به كوشش محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت، ١٩٧٢م؛
ابن عذاری، محمدبن محمد، البیان المغرب فی اخبار المغرب، لیدن، ١٨٤٨م، صص ٢٨٥-٣٠٠؛
بستانی ف؛
ذهبی، محمدبن احمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب الارنؤوط و محمد نعیم العرقوسی، بیروت، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
سركیس، چاپی؛
سلامه یوسف، محمد، ابن رشیق القیروانی، آرائه النقدیة و البیانیة، قاهره، ١٩٧٢م؛
قفطی، علی بن یوسف، تاریخ الحكماء، به كوشش یولیوس لیپرت، لایپزیک، ١٩٠٣م؛
مركزی، خطی؛
منزوی، خطی؛
نیز:
EI٢;
GAL;
GAL, S;
GAS;
Stegemann,Viktor, «Astrologishe Zarathustra Fragmente bei dem arabischen Astrologen Abul-Hasan, ªAli Ibn abir-Riğāl», Orientalia, ١٩٣٧, Vol. VI;
Steinschneider, M., «Über die Mundstationen», ZDMG, ١٨٦٤, XVIII / ١٥٥-١٥٧;
Suter Heinrich, Die Mathematiker und Astronomen der Araber und ihre Werke, Leipzig, ١٩٠٠, pp. ١٠٠, ١٧٠, ٢١٠, ٢١٤.
محمدعلی مولوی