دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٢٢ - خطابی
خطابی
نویسنده (ها) :
احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٢٢ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
خَطّابی، ابوسلیمان حَمد (حماد) بن محمد ابراهیم (٣١٧- ٣٨٨ ق / ٩٢٩- ٩٩٨ م)، محدث و ادیب خراسانی. نسبت خطابی بازگشت به نیای سوم او دارد (ابنقیسرانی، ١ / ٦٠) و نسل او به زید بن خطاب برادر خلیفۀ دوم باز میگردد (یاقوت، ١٠ / ٢٦٨).
وی اهل بُست از شهرهای شرق خراسان بود و درطی سفرهایش، از کسانی مانند ابوالعباس اصم در نیشابور، اسماعیل بن محمد صفار در بغداد، ابوبکر ابنداسه در بصره و ابوسعید ابناعرابی در مکه حدیث شنید و از کسانی چون قفال چاچی و ابن ابی هریره فقه شافعی آموخت. از دیگر شیوخ او میتوان به ابوعمرو ابنسماک واعظ بغداد، جعفر بن محمد خُلدی از شیوخ صوفیه، ابوعمر غلام ثعلب از ادیبان نامی، و ابوبکر نجاد از شیوخ حنابله نام برد (ابننقطه، ١ / ٢٥٤؛ ذهبی، سیر، ١٧ / ٢٣-٢٤). در میان شاگردانش نیز مشاهیری چون حاکم نیشابوری، ابوحامد اسفراینی، ابوعبید هروی، حسین کرابیسی، ابوذر هروی و عبدالغافر فارسی دیده میشود (همان، ١٧ / ٢٤).
از نظر حوزۀ دانش، وی را در شناخت متن و اسناد حدیث چیرهدست گفتهاند (همانجا)؛ برخی از منابع از او احادیث مسند آوردهاند (مثلاً قاضی قضاعی، ١ / ٣٥٦، ٣٦٩) و برخی اقوالی در ضبط رجال نیز از او نقل کردهاند (مثلاً سمعانی، ١ / ٤٤٧، ٢ / ٣١٦-٣١٧). شاگردش حاکم نیشابوری، در یادکردهای مختلف او را فقیه خوانده (ابنعساکر، ٢٢ / ١٩٥؛ سمعانی، ٢ / ٣٨٠)، و عبادی نامش را در شمار فقیهان برجستۀ شافعی آورده است (عبادی، ٩٤).
برخی بر چهرۀ او به عنوان ادیب نیز تأکید کردهاند (مثلاً نک : سمعانی، همانجا)، ثعالبی به اشعارش و ارزش ادبی آنها توجه کرده (٤ / ٣٨٣-٣٨٥) و یاقوت او را در شمار ادبا آورده است (همانجا) و برخی هم مانند حاکم نیشابوری (نک : سمعانی، همانجا) و ابنجوزی (١٤ / ١٢٩) به تنوع حوزۀ دانش او اشاره کردهاند. ثعالبی اشاره دارد که معاصران در علم و زهد و تألیف و جنبههایی دیگر، او را همتایی برای ابوعبید میشمردند (٤ / ٣٨٣).
تا آنجا که به نقل مربوط میشود، شیوۀ محدثانه بر شخصیت خطابی غلبه داشت و همین امر او را وا میداشت تا در نقل اقوال علما (ابنصلاح، علوم ... ، ١٣٧؛ ابنعساکر، ٢٢ / ١٩٦)، شعر (همو، ١٢ / ٤٢٦، ٢٨ / ٧٧، جم ) و حکایات تاریخی (همو، ٤٥ / ٣٧٦، ٥٠ / ٣٢٤) اسناد آورد.
خطابی در عقاید بر مذهب متأخران اصحاب حدیث بود و کتابش الغنیة عن الکلام را در رد متکلمان نوشت؛ وی در این اثر، اظهار میدارد که در باب صفات، مذهب سلف اثبات و جاریکردن آنها بر ظاهر در عین نفی کیفیت و تشبیه بود (ذهبی، العلو ... ، ٢٣٦). حسن بن عبدالرحمان علوی، به تحلیل عقاید او در باب توحید، ایمان، معاد و امامت در مواضع اختلاف اصحاب حدیث با متکلمان پرداخته است (نک : سطرهای بعد).
با این حال باید توجه داشت که خطابی در تلفیق میان عقاید سلفی و دانش ادبیاش، نظریات بدیعی هم ارائه نموده است؛ ازجمله، وی در باب اعجاز قرآن دیدگاهی ویژه داشت که زمینۀ تألیفی از او در این باره بوده است. لُب نظریۀ او این است که از مهمترین وجوه اعجاز قرآن تأثیر کلام آن بر نفوس، و نفوذ آن در قلوب است، بدین معنا که شنوندۀ قرآن از آن کلام چنان شیرینی و لذتی درمییابد، یا چنان ترس و رعبی بدو چیره میشود که از کلام دیگری آن تأثیر شناختهشده نیست (خطابی، «بیان ... »، ٧٠-٧١).
در مروری بر آثار اصلی خطابی، در خصوص غریب الحدیث، باید گفت که وی خود در مقدمه توضیح میدهد که اَعلام بزرگ حدیث که در ٣ سدۀ نخستین میزیستند، اکنون رفتهاند و حدیث در دستان گروهی از عجم نقل میشود که در میان آنان بیشتر همتها مصروف روایت است و نه درک معنا؛ و در نقل هم خطا و لحن در اعراب بسیار دیده میشود (همو، غریب ... ، ١ / ٤٧). وی مدعی است که روش ابوعبید و ابنقتیبه را دنبال کرده، و به تکمیل کار آنان برخواسته است؛ چنانکه خود در مقدمه میگوید و در عمل هم ثابت کرده، حجمی معادل مجموع آن دو کتاب را از احادیث غریب گردآورده است (همان، ١ / ٤٨). در مجموع میتوان گفت: توجه به ضبط الفاظ روایات و مقایسههایی در این باره، گردآوری اقوال معتبر در شرح هر حدیث از کتب پیشین غریب الحدیث، ارائۀ وجوه مختلف معنایی ذیل یک حدیث و مقایسۀ مستندات آنها با یکدیگر، آوردن شواهدی از احادیث دیگر که به فهم معنا یاری میرساند به شیوهای نزدیک به ابوعیسى ترمذی، و پرداختن به جنبههای فقهی و عقایدی احادیث از ویژگیهای بارز در سراسر کتاب خطابی است.
دو اثر مهم دیگر او، یعنی اعلام الحدیث و معالم السنن نخستین شرحهای نوشتهشده بر کتب ستّهاند و مؤلف خود یادآور شده است که وی از نزول سطح علمی اهل حدیث در عصر خود نگران بوده، و برای فهم صحیح معانی، چارهای جز ارائۀ چنین آثاری نمیدیده است (نک : همو، معالم ... ، ١ / ٣). اینکه هر دو شرح خطابی دارای حجمی محدودند و صرفاً به شرح مشکلات پرداختهاند، بهخوبی نشان میدهد که رویکرد او در شرحنویسی به شدت متأثر از رویکرد غریبالحدیث است و در الگو قرار دادن آثار قرآنی نیز وی از آن دسته از تفاسیر الهام گرفته است که نه در تفسیر لفظ به لفظ قرآن، بلکه تفسیر غرایب آیات قرآنی به ترتیب سور بودهاند.
آثـار
آثار چاپشدۀ او عبارتاند از: ١. اصلاح غلط المحدثین، به کوشش محمدعلی عبدالکریم ردینی، دمشق، دار المأمون للتراث، ١٤٠٧ ق؛ ٢. اعلام الحدیث، شرح صحیح بخاری (ه م)؛ ٣. بیان اعجاز القرآن (ه د، ٩ / ٣٦٥)؛ ٤. شأن الدعاء، به کوشش احمد یوسف دقاق، دمشق، دارالثقافة العربیه، ١٤١٢ ق / ١٩٩٢ م، که ظاهراً آنچه یاقوت با دو عنوان شرح الادعیة المأثورة و شرح دعوات ابوخزیمه (٤ / ٢٥٣) نام میبرد، اشارهای به همان است؛ ٥. العزلة، به کوشش یاسین محمد سواس، دمشق / بیروت، دار ابنکثیر، ١٤١٠ ق / ١٩٩٠ م؛ ٦. غریب الحدیث (ه م)؛ ٧. معالم السنن، شرح سنن ابی داوود، به کوشش محمد راغب طباخ، حلب، المطبعة العلمیه، ١٣٥١ ق / ١٩٣٢ م، که خود مختصری از آن با عنوان عجالة العالم فراهم آورده بوده است (بغدادی، ١ / ٦٨)؛ ٧. الغنیة عن الکلام و اهله (چ قاهره، ١٤٢٥ ق).
از دیگر آثار او ست: الجهاد (حاجیخلیفه، ٢ / ١٤١٠)؛ الرسالة الناصحة، شامل عقایدی در باب صفات باری (ابنصلاح، طبقات ... ، ١ / ٤٧١) که مورد استفادۀ ابنتیمیه قرارگرفته است (ابنتیمیه، بیان ... ، ١ / ٤٤١، ٢ / ١٦٩)؛ الشجاج (قفطی، ١ / ١٦٠؛ یاقوت، ١٠ / ٢٦٩)؛ شرح الاسماء الحسنى (ابننقطه، ١ / ٢٥٤؛ یاقوت، ٤ / ٢٥٢)؛ شعار الدین، در عقاید اصحاب حدیث که از منابع مورد توجه ابنتیمیه بوده است (نک : ابنتیمیه، درء ... ، ٧ / ٢٩٤، ٣١٦، ٣٣٢، منهاج ... ، ٥ / ٦٣، بیان، ١ / ١٧٧، ٢٤٩، جم ). برخی نامها تصحیف آثار شناختهشدۀ او ست، مانند علم الحدیث (GAS, I / ٢١١) به عنوان تصحیفی از اعلام الحدیث؛ النجاح (بغدادی، همانجا) به عنوان تصحیفی از الشجاج؛ و معرفة السنن و الآثار (حاجیخلیفه، ٢ / ١٧٣٩) که تحریفی از معالم السنن است و نسبت منتخب القبس ابنعربی فقیه (د ٥٤٣ ق) به وی نیز خطایی در تطبیق نام است (نک : همو، ١ / ١٩٠٨).
در سالهای اخیر آثار خطابی توجه جمعی از پژوهشگران را به خود جلب کرده است؛ ازجمله تحقیقات معاصر دربارۀ آثار خطابی اینها ست: الامام الخطابی و منهجه فی کتاب معالم السنن، پایاننامۀ تحصیلی محمد بن عبدالله آل معدی، ریاض، دانشگاه محمد بن سعود؛ الامام الخطابی و اثره فی علوم الحدیث، پایاننامۀ تحصیلی مصطفى عمار منلا، دانشگاه امالقرى، ١٤١٠ ق؛ الامام الخطابی و منهجه فی العقیدة، اثر حسن بن عبدالرحمان علوی، ریاض، ١٤١٨ ق / ١٩٩٧ م؛ القواعد و الضوابط الفقهیة من کتاب معالم السنن للخطابی، پایاننامۀ تحصیلی سلطان بن حمود عمری، دانشگاه امالقرى مکه، ١٤٢٥ ق؛ الاختیارات الفقهیة للامام الخطابی، نوشتۀ سعد بریک، ریاض، ١٤٢٦ ق؛ الآراء الاصولیة المتعلقة بالتعارض فی الاخبار و طرق دفعه عند الامام الخطابی، با تکیه بر معالم السنن، اثر عبدالله محمد عبدالله، مکه، دانشگاه امالقرى، ١٤٢٦ ق.
مآخذ
ابنتیمیه، احمد، بیان تلبیس الجهمیة، به کوشش محمد عبدالرحمان قاسم، مکه، ١٣٩٢ ق؛
همو، درء تعارض العقل و النقل، به کوشش محمد رشاد سالم، ریاض، ١٣٩١ ق؛
همو، منهاج السنة النبویة، به کوشش محمد رشاد سالم، ریاض، ١٤٠٦ ق؛
ابنجوزی، عبدالرحمان، المنتظم، به کوشش محمد عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٢ ق / ١٩٩٢ م؛
ابنصلاح، عثمان، طبقات الفقهاء الشافعیة، به کوشش محییالدین علی نجیب، بیروت، ١٩٩٢ م؛
همو، علوم الحدیث، المقدمة، به کوشش صلاح بن محمد بن عویضه، بیروت، ١٤١٦ ق؛
ابنعساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت / دمشق، ١٤١٥ ق / ١٩٩٥ م؛
ابنقیسرانی، محمد، المؤتلف و المختلف، به کوشش کمال یوسف حوت، بیروت، ١٤١١ ق؛
ابننقطه، محمد، التقیید، به کوشش کمال یوسف حوت، بیروت، ١٤٠٨ ق؛
بغدادی، هدیه؛
ثعالبی، عبدالملک، یتیمة الدهر، به کوشش مفید محمد قمیحه، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
حاجیخلیفه، کشف؛
خطابی، حمد، «بیان اعجاز القرآن»، ثلاث رسائل فی اعجاز القرآن، به کوشش محمد خلفالله و محمد زغلول سلام، قاهره، ١٩٩١ م؛
همو، غریب الحدیث، به کوشش عبدالکریم ابراهیم عزباوی، مکه، ١٤٢٢ ق / ٢٠٠١ م؛
همو، معالم السنن، به کوشش محمد راغب طباخ، حلب، ١٣٥١ ق / ١٩٣٢ م؛
ذهبی، سیر؛
همو، العلو للعلی الغفار، به کوشش اشرف بن عبدالمقصود، ریاض، ١٩٩٥ م؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
عبادی، محمد، طبقات الفقهاء الشافعیة، به کوشش یوستا ویتستام، لیدن، ١٩٦٤ م؛
قاضی قضاعی، محمد، مسند الشهاب، به کوشش حمدی بن عبدالمجید سلفی، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٦ م؛
قفطی، علی، انباه الرواة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧٤ ق / ١٩٥٥ م؛
یاقوت، ادبا؛
نیز:
GAS.
احمد پاکتچی