دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٢٣ - جوهری، ابوبکر
جوهری، ابوبکر
نویسنده (ها) :
علی بهرامیان
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٤ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جوهَری، ابوبکر احمد بن عبدالعزیز (د ٢٤ ربیعالآخر ٣٢٣ق / ٢ آوریل ٩٣٥م)، راوی مشهور اخبار تاریخی و ادبی، و مؤلف کتاب السقیفة.
از سوابق خانوادگی و همچنین تاریخ تولد وی اطلاعی در مآخذ موجود نیامده است؛ اما گفتنی است که تاریخ درگذشت هیچیک از شیوخ روایی او، از همه مهمتر ابن شَبّه (د جمادیالآخر ٢٦٣ / مارس ٨٧٧، در سامرا)، پیش از ٢٦٠ق نبوده است. جوهری اهل بصره بوده (مثلاً نک : خطیب، ٣ / ١٣٣، ٧ / ١٦٣؛ طوسی، الامالی، ٥٠٣)، و در این شهر نیز درگذشته است (نک : صولی، ٦٤).
بیشترین فعالیت جوهری، نقل و گردآوری اخبار و روایتهای تاریخی، بهویژه مربوط به مقطع زمانی سدۀ ١ق / ٧م بوده است. مهمترین کسی که جوهری به نحو گستردهای از او روایت استماع کرد، ابن شبّه (ه م) بود؛ چندانکه او را «صاحب عمر بن شبّه» خواندهاند (صولی، همانجا؛ نک : ابن حجر، ٣ / ١٢٩).
جوهری از شیوخ دیگری نیز، شاید در جایی غیر از بصره و در شهرهایی مانند بغداد، کوفه و سامرا حدیث استماع کرده بود، مانند ابوجعفر محمد بن عبدالملک دقیقی واسطی (د ٢٦٦ق / ٨٨٠ م)، در بغداد، ابوالحسن علی بن حرب طائی موصلی (د ٢٦٥ یا ٢٦٦ق، در موصل)، احمد بن عبدالجبار عطاردی (د ٢٧١ یا ٢٧٢ق، در کوفه)، ابوسعید عبدالرحمان بن محمد حارثی بصری (د ٢٧١ق، در کوفه)، سلیمان بن ربیع نَهدی (د ٢٧٤ق، در کوفه)، ابوحاتم مغیرة بن محمد مهلبی (د ٢٧٨ق)، ابوبکر احمد بن اسحاق بن صالح وزان (د ٢٨١ق) و حسن بن عُلَیل عَنزی (د ٢٩٠ق / ٩٠٣م؛ نک : جوهری، ٤٠، ٤٨، ٥١، ٥٦، ٦٣، ٦٤، ٧١، ٧٤؛ مفید، ١ / ١٠٧؛ طوسی، همان، ٩٠).
وضعیت جوهری را در نقل و روایت گستردۀ میراث روایی ابن شبه، کمابیش میتوان به نمونههای متقدم دیگر، همچون واقدی و ابن سعد (ابن ندیم، ١١١)، یا مدائنی و احمد بن حارث خرّاز (خزّاز) (همو، ١١٣، ١١٧) تشبیه کرد. بنابراین، اغلب اخبار تاریخی ـ ادبی به روایت جوهری از ابن شبه، در آثار سدههای بعد، مربوط به یکی از آثار متنوع ابن شبه است (برای فهرستی از آثار او، نک : همو، ١٢٥) و تا حدودی میتوان از روی نام کتاب و موضوع روایت، دریافت که این روایتها به کدامیک از آثار ابن شبه تعلق داشتهاند؛ مثلاً: کتاب محمد و ابراهیم اِبنَی عبدالله بن حسن (همانجا) که ابوالفرج اصفهانی از طریق جوهری به آن استناد کرده است (نک : مقاتل ... ، ٢٣٧-٢٣٨)، یا کتاب الشعر و الشعراء (ابن ندیم، همانجا؛ ابوالفرج، الاغانی، ١ / ١٦، ١٩، ٧٥-٧٦، جم ، الاماء ... ، ٢٤، ٢٥؛ مرزبانی، ٣٧، ٤٢، ٤٥، جم )؛ یا کتاب امراء الکوفة (ابن ندیم، همانجا؛ نیز نک : خطیب، ٧ / ١٦٣).
جـوهری خـود اثـر مستقلی در بـاب سقیفه داشتـه است (نک : طوسی، فهرست، ٣٦، شم ١٠٠) و نسخۀ کهنی از آن با تاریخ سمـاع در ربیعالآخر ٣٢٢، از شخص جوهری ــ یکسال پیش از درگذشت او ــ در دست اربلی بوده است (نک : اربلی، ٢ / ١٠٨-١٠٩، ١١٤). نشانی از این کتاب را، دستکم تا اواخر سدۀ ٨ ق / ١٤م میتوان پیگرفت. تا آنجا که از مآخذ موجود میتوان دریافت، ابن ابی الحدید نه تنها بیشترین نقل از این کتاب را در مباحث تاریخی مربوط به سقیفه دارد، بلکه حفظ اسناد جوهری، در اغلب موارد، بر ارزش نقلهای او بسی افزوده است (مثلاً نک : ابن ابیالحدید، ٢ / ٤٩، ٥١، ٥٣، جم ؛ نیز مجلسی، ٢٩ / ٢١٦، ٣٤٩، ٣٥٠، ٣١ / ٤٧٢، جم ). احمد ابن طاووس (د ٦٧٣ ق / ١٢٧٤م) نیز اثر جوهری را در دست داشته، و از آن روایتهایی نقل کرده است (نک : بناء ... ، ٣٣٥، ٣٦٣، ٤٠٢، عین ... ، ٥٥).
کتاب جوهری، فقط حوادث سقیفه را دربر نمیگرفته، و شامل پارهای روایتهای دیگر، و به تعبیر ابن ابی الحدید «زیادات» (٩ / ٤٩-٥٠) هم میشده است؛ چنانکه در باب حوادث، حتى رخدادهای مربوط به اواخر دوران خلافت عمر را نیز دربر میگرفته است. اما نام کتاب، براساس مآخذ کهن، فقط السقیفة بوده، و ابن ابیالحدید هم در ذکر مسائل مربوط به فدک، چنانکه از فحوای نوشتۀ او برمیآید، نه به نام کتاب، بلکه به موضوع کلی آن اشاره کرده است (١٦ / ٢١٠). بسیار محتمل است که این اخبار را جوهری از یک یا دو کتاب دیگر ابن شبه، با نام کتاب المدینة و کتاب امراء المدینة (ابن ندیم، همانجا)، روایت کرده باشد. گفتنی است تنها کتابی که تاکنون از ابن شبه باقی مانده، و با نام تاریخ المدینة المنورة منتشر شده است، به دلایلی که با نحوۀ تفکر اصحاب حدیث دربارۀ این بخش از تاریخ نیم سدۀ نخست بیارتباط به نظر نمیرسد، فاقد بخش سقیفه و اخبار ابوبکر و حوادث مربوط به خلافت او ست. البته، رضیالدین علی ابن طاووس (د ٦٦٤ ق / ١٢٦٦م) از کتابی با نام السقیفة، از عمر بن شبه (در متن: «شیبه») روایتهایی نقل کرده (ص ٢٣٨، ٢٤٠)، اما از آنجا که نام چنین کتابی در فهرست آثار ابن شبه نیامده است، محققان احتمال دادهاند، این کتاب نه اثر مستقلی از ابن شبه، بلکه همین روایت موجود جوهری از او، در موضوع سقیفه بوده است (نک : کُلبرگ، ٣٢٦-٣٢٧)؛ اگرچه باید به این نکته توجه کرد که کتاب السقیفة جوهری مشتمل بر روایتهایی از شیوخی غیر از ابن شبه نیز بوده، و این اثر از دیرباز به نام او شهرت داشته است. در هر حال، اکنون ارتباط اثر مذکور با کتاب السقیفة جوهری روشن نیست. مجموعه روایتهای ابن ابی الحدید از جوهری، با نام السقیفة و فدک، همراه مقدمه و حواشی و ملحقات، به کوشش محمدهادی امینی در ١٤٠١ق / ١٩٨٠م در تهران و پس از آن بارها منتشر شده است.
در شمار کسانی که از جوهری روایت کردهاند، میتوان به اینها اشاره کرد: ابوالفرج اصفهانی (نک : سطور پیشین)، ابواحمد عسکری (١ / ١١٠، ١٢٩، ٣٧٣، ٢ / ٥٥٢، ٣ / ٩٢٥، جم )، ابوبکر احمد ابن عبدالله دوری ورّاق (خطیب، ٤ / ٢٣٤-٢٣٥)، احمد بن محمد انطاکی (ابن عدیم، ٣ / ١٠٦٢)، محمد بن عمر جعابی (ابن عساکر، ٢٣ / ١٩٠) و محمد بن عبدالله اخباری (همو، ١٢ / ١٧٤).
جوهری گذشته از اخبـار تـاریخی ـ ادبـی، چند حدیث نیز با اسنـاد خـود، از حضرت رسول(ص) روایت کرده است (مثلاً نک : ابواحمد عسکری، ٢ / ٥٣٧؛ قضاعی، مسند ... ، ١ / ١٦٨)، و ابواحمد عسکری نیز که کتابی شامل راویان از پیامبر(ص) را به روایت از جوهری یاد کرده است (٢ / ٤٢٩)، ضمن یادآوری دقت او در ثبت و ضبط، به آنچه از جوهری در باب ثبت دقیق و درست برخی اسامی و القاب شنیده بود، استناد کرده است (٢ / ٤٥١-٤٥٢). بهرغم این دست توثیقات از او (نیز نک : ابن ابی الحدید، ١٦ / ٢١٠)، در آثار موجود رجالشناسی، اشارهای به او دیده نمیشود. بعید نیست این موضوع، به روایت او از سقیفه و ماجراهای پس از آن مربوط باشد؛ بهویژه که این روایتها از سدههای نخستین، مورد استناد علمای امامیه بوده است (نک : ابن طاووس، احمد، نیز ابن طاووس، علی، مجلسی، همانجاها؛ نیز نک : عاملی، ٢ / ٢٩٨، ٣ / ٢٣).
در واقع، پس از نامبری شیخ طوسی از کتاب السقیفة جوهری، دیگر علمای امامیه نیز از جوهری و کتاب وی یاد کردهاند (مثلاً نک : ابن شهر آشوب، ٢٢؛ تفرشی، ١ / ١٢٩؛ بحرالعلوم، ٤ / ١١٨؛ آقابزرگ، ١٢ / ٢٠٦). این موضوع گفتوگوهایی را در باب مذهب جوهری و بررسی احتمال تشیع او پدید آورده است (برای تفصیل، نک : امین، ٣ / ٦؛ خویی، ٢ / ١٣٤؛ تستری، ١ / ٤٨٩-٤٩٠؛ مامقانی، ١ / ٦٤)؛ بهویژه آنکه از طریق جوهری روایتهایی در باب فضائل و سخنـان منسوب بـه امیرالمؤمنین علی (ع) (مثـلاً نک : ابـواحـمـد عسکـری، ٢ / ٥٥١؛ حسکـانـی، ١ / ١١٧، ٣٨٦، ٤١١؛ قضاعی، دستور ... ، ١٩٩) و اخباری مربوط به اهل بیت(ع) هم نقل شده است (مثلاً نک : طوسی، همان، ٩١؛ ابن ابی الحدید، ١٦ / ٢١١).
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهجالبلاغة، به کوشش محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٩٥٩-١٩٦٦م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، الاصابة، قاهره، ١٣٢٨ق / ١٩١٠م؛
ابن شهرآشوب، محمد، معالم العلماء، به کوشش محمدصادق آل بحر العلوم، نجف، ١٣٨٠ق / ١٩٦١م؛
ابن طاووس، احمد، بناء المقالة الفاطمیة، به کوشش علی عدنانی غریفی، قم، ١٤١١ق / ١٩٩١م؛
همو، عین العبرة، قم، دارالشهاب؛
ابن طاووس، علی، الطرائف، قم، ١٣٩٩ق؛
ابن عدیم، عمر، بغیة الطلب، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٤٠٩ق / ١٩٨٨م؛
ابن عساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت، ١٤١٥ق / ١٩٩٥م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
ابواحمد عسکری، حسن، تصحیفات المحدثین، به کوشش احمد میره، قاهره، ١٤٠٢ق / ١٩٨٢م؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، قاهره، دارالکتب المصریه؛
همو، الاماء الشواعر، به کوشش نوری حمودی قیس و یونس احمد سامرایی، بیروت، ١٤٠٦ق / ١٩٨٦م؛
همو، مقاتل الطالبیین، به کوشش احمد صقر، قاهره، ١٣٦٨ق / ١٩٤٩م؛
اربلـی، علـی، کشف الغمـة، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
امین، محسن، اعیـان الشیعة، بیروت، ١٩٨٣م؛
بحرالعلوم، محمدمهدی، رجال، تهران، ١٣٦٣ش؛
تستری، محمدتقی، قاموس الرجال، قم، ١٤١٠ق؛
تفرشی، مصطفى، نقد الرجال، قم، ١٤١٨ق؛
جوهری، احمد، السقیفة و فدک، به کوشش محمدهادی امینی، بیروت، ١٤١٣ق / ١٩٩٣م؛
حسکانی، عبیدالله، شواهد التنزیل، به کوشش محمدباقر محمودی، تهران، ١٤١١ق / ١٩٩١م؛
خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، قاهره، ١٩٤٩م؛
خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، قم، ١٤١٣ق / ١٩٩٢م؛
صولی، محمد، الاوراق، اخبار الراضی باللّٰه و المتقی للّٰه، به کوشش هیورث دن، قاهره، ١٣٥٤ق / ١٩٣٥م؛
طوسی، محمد، الامالی، قم، ١٤١٤ق؛
همو، فهرست، به کوشش عبدالعزیز طباطبایی، قم، ١٤٢٠ق؛
عاملی، علی، الصراط المستقیم، به کوشش محمدباقر محمودی، تهران، ١٣٨٤ق؛
قضاعی، محمد، دستور الحکم، قم، مکتبة المفید؛
همو، مسند الشهاب، به کوشش حمدی سلفی، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، تهران، دارالکتب الاسلامیه؛
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
مرزبانی، محمد، الموشح، به کوشش محبالدین خطیب، قاهره، ١٣٨٥ق / ١٩٦٥م؛
مفید، محمد، الارشاد، قم، ١٤١٣ق؛
نیز:
Kohlberg, E., A Medieval Muslim Scholar at Work: Ibn Tāwūs and His Library, Leiden, ١٩٩٢.
علی بهرامیان