دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٥٩ - اربلی
اربلی
نویسنده (ها) :
محمدرضا ناجی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِرْبِلی، ابوالحسن بهاءالدین علی بن عیسی بن ابیالفتح هكّاری (د ٦٩٣ق/ ١٢٩٤م)، محدث، شاعر و ادیب امامیمذهب. پدر او فخرالدین عیسى حاكم اربل و نواحی آن بود و در شهر ریاستی داشت (ابن فوطی، تلخیص، ٤ (٣)/ ٢٧٤).
تاریخ تولد اربلی دانسته نیست. از گزارش دیدار وی در كودكی با ابنظهیر حنفی شاعر (د ٦٣٧ق) در موصل (نك : اربلی، التذكرة...، ٧٦)، بر میآید كه تولد او باید در دهۀ سوم سدۀ ٧ق روی داده، و بخشی از دوران كودكی را در موصل گذرانده باشد؛ خاصه كه پدر او اصلاً منسوب به هكاریه (در شمال موصل) بود (ابنفوطی، همانجا). اربلی بعدها نیز در این شهر با كسانی چون نجمالدین یحیى موصلی شاعر در ٦٦٢ق دیدار كرده است (اربلی، همان، ١٢٣-١٢٤). وی در اربل نیز با شمسالدین احمد غزّی شاعر، بدرالدین یوسف دمشقی و یكی از پسران ابن سناءالملك (ه م)، محافل و مباحث ادبی داشته است (نك : همان، ١٠٨، ١٥١، ١٥٣). او در دیوان انشای اربل، چندی به دبیری پرداخت (ابن شاكر، ٣/ ٥٧). در پی سقوط بغداد، اربل نیز به محاصرۀ مغولان درآمد (نك : رشیدالدین، ٢/ ٧١٦). موصل هم در رمضان ٦٦٠ به دست مغولان سقوط كرد (نك : همو، ٢/ ٧٣٠). اربلی در گریز از اوضاع متشنج اربل و موصل پیشتر در رجب همان سال به بغداد آمده، و در سلك خدم و حشم و همكاران علاءالدین عطاملك جوینی قرار گرفته، و سمت دبیری انشا یافته بود (اربلی، همان، ٤١-٤٢). از آن پس، به استثنای سفرهایی كوتاه، اربلی تا پایان عمر در بغداد در خانهای مشرف بر دجله سكنی گزید (ابنفوطی، الحوادث...، ٣٦٦). اربلی همواره در سفر و حضر در ملازمت عطاملك جوینی بود (وصاف، ١٠٤) و خود از همراهی با او در سفر به بَیان (در سواد بصره و شرق دجله) و طیب (میان واسط و خوزستان) گزارش داده است (نك : رسالة...، ٨٥ -٨٦).
در ٦٨٠ق، حاسدان كه از نفوذ و مقام خاندان جوینی اندیشناك بودند، در پی زمینه چینی قبلی، نزد اباقاخان زبان به سعایت گشودند و عطاملك را متهم به اختلاس اموال دولت كردند. ازاینرو اموال وی مصادره، و خود او دربند شد. پس از یك ماه عطاملك و یاران او چون اربلی را در بند، به حضور ایلخان فرستادند. اربلی كه بیتابانه در اندیشۀ عطاملك بود، وی را به ابیاتی تسلی داد و او نیز در ابیاتی وی را به صبر خواند. پیش از رسیدن این گروه به اردوی ایلخان، خبر یافتند كه اباقاخان در پی بیماری درگذشته است. چون احمد تگودار ایلخان شد، سخن چینان كیفر دیدند و عطاملك مقام پیشین بازیافت و اربلی تا وفات وی (٦٨١ق) در ملازمت او بود (نك : وصاف، ٩١ - ١٠٩؛ شعرانی، ١/ ٧- ٨). از آن پس نیز اربلی با حشمت و جاه و جلال (نك : ابن شاكر، همانجا) تا ٦٨٧ق در مقام و موقع خویش باقی بود. در این سال سعدالدولۀ یهودی كه بعداً به وزارت ارغون خان رسید (نك : رشیدالدین، ٢/ ٨١٩)، به بغداد آمد و امور اشراف در عراق بدو واگذار شد. در پی آن گروهی از مناصب خویش عزل شدند و برخی به قتل رسیدند (نك : ابن فوطی، الحوادث، ٤٥٤). اربلی نیز مدتی از كار بركنار شد، اما پس از قتل سعدالدوله در ٦٩٠ق، منزلت خود را باز یافت (ابنشاكر، همانجا؛ نیز نك : رشیدالدین، ٢/ ٨٢٤ - ٨٢٥) و ٣ سالِ پایان عمر را در آرامش به سر برد. پیكر اربلی را پس از درگذشت در خانۀ بزرگ او دفن كردند (آقابزرگ، الذریعة، ١٨/ ٤٧) و مردم به زیارت قبر او میرفتند، اما چندی بعد آنجا به تملك كسانی دیگر درآمد (امینی، ٥/ ٤٥٢) و امروز آن خانه ویران شده است و اثری از آن بر جای نیست (جبوری، ١٧- ١٨).
در منابع متأخر، گاه از اربلی با عنوان وزیر یاد شده است و گفتهاند كه او وزیر یكی از آخرین خلفای عباسی بود، ولی بعداً از وزارت كناره گرفته، و به تألیف و تصنیف پرداخته است (نك : افندی، ٤/ ١٦٦، ١٦٨؛ زنوزی، ٢/ ٦٦٠؛ خوانساری، ٤/ ٣٤١)؛ اما چنین نسبتی در هیچ یك از منابع كهن نیامده است.
اربلی نزد دانشمندانی نامدار علم اندوخته، یا اجازۀ روایت گرفته است، از آن جملهاند: رضیالدین ابوالهیجاء علی بن حسن اربلی، استاد ادب و صرف و نحو (اربلی، التذكرة، ٧٦، ١٣٧)؛ رضیالدین علی ابن طاووس كه با او دربارۀ تفسیر دعای امام كاظم (ع) مباحثه كرده (همو، كشف...، ٣/ ٤٢-٤٣) و از او روایت كرده است (همان، ١/ ٣٤٧)؛ محمد بن یوسف گنجی شافعی كه اربلی دو كتاب كفایة الطالب فی مناقب علی بن ابیطالب و البیان فی اخبار صاحب الزمان را در دو مجلس نزد او خواند (جلسۀ پایانی: ٦٤٨ق در اربل) و از وی اجازۀ روایت گرفت (همان، ١/ ١٠٨، ٣/ ٢٦٥). اربلی در ذكر اخبار امام علی (ع) و امام مهدی (ع) از این دو كتاب نقل كرده است (همانجا)؛ علی بن محمد بن محمد بن وضاح شهرابانی از بزرگان حنبلیان (همان، ١/ ١٤، ٣٦٣، ٢/ ٧٥) و جلالالدین بن عبدالحمید بن فخار موسوی حائری كه در ٦٧٦ق از او اجازۀ روایت گرفته است (همان، ١/ ٣٦٣-٣٦٤). اربلی كتاب الذریة الطاهرۀ ابوبشر دولابی را از او به اجازه روایت كرده است (همان، ٢/ ١٥٥، ١/ ٣٦٣-٣٦٤)، محییالدین یوسف بن یوسف بن یوسف ابن زیلاق كاتب (همو، التذكرة، ٨٠). اربلی از كسان دیگر نیز روایت كرده است: ابو محمد عبدالرزاق بن عبدالله عزالدین رسعنی حنبلی (همو، كشف، ١/ ٧٧، ٨٤)، رشیدالدین ابو عبدالله محمد بن ابی القاسم (همان، ٢/ ٣٧٢)، برهان الدین ابوالحسین احمد بن علی غزنوی (خوانساری، همانجا)، علی بن انجب (امینی، ٥/ ٤٤٦) و ابن شعار كمالالدین مبارك بن احمد موصلی (ابن فوطی، تلخیص، كتاب الكاف، ٢٤١-٢٤٢).
كسانی نیز از او دانش آموختهاند. به گفتۀ ادفوی، اربلی در بغداد مجلسی داشت كه در اول و آخر روز بر پا میشد و فضلا در آنجا گرد میآمدند و میان آنان بحث و گفتوگو میشد (نك : قیسی، ٢٠). ابن فوطی نیز از شاگردان این مجالس است (ابن فوطی، همان، ٤(٢)/ ٧٥٦، جم). علامۀ حلی و برادرش رضیالدین علی نیز از راویان او به شمار میآیند (امینی، ٥/ ٤٤٧). همچنین كسانی از اربلی اجازۀ روایت گرفتهاند: مجدالدین فضل بن یحیى طیبی، كاتب او كه طی مجالسی (پایان آنها در ٦٩١ق) كتاب كشفالغمه را از او استماع كرده است (نك : اربلی، همان، ٣/ ٣٤٣)؛ دیگر علم الدین ابومحمد اسماعیل بن عزالدین موسی از سادات علوی است كه این كتاب را بر او خوانده است (ابنفوطی، همان، ٤(١)/ ٥٧٠ -٥٧١؛ نیز نك : اربلی، همان، ٢/ ٧١-٧٢).
دربارۀ اعتقادات اربلی روایات گوناگون است: ابن شاكر (٣/ ٥٧) از گرایش وی به تشیع سخن گفته، و فضل الله بن روزبهان خنجی در ابطال نهج الباطل گفته است كه همۀ امامیان، علی بن عیسی را از بزرگان و علمای خود میدانند (نك : شوشتری، ١/ ٢٩). دیگران نیز او را از علمای امامیه و از محدثان بزرگ شیعه برشمردهاند (مجلسی، ١/ ٢٩؛ خوانساری، ٤/ ٣٤١) و وی را ثقه و صدوق خوانده، و نیك ستودهاند (مجلسی، ١/ ١٠؛ حر عاملی، امل...، ٢/ ١٩٥، وسائل...، ٢٠/ ٤٣). با این حال، برخی شاگردان میر داماد تعبیر وی در شرعة التسمیة را اشاره به توقف میر داماد در امامیبودن اربلی دانسته، و او را زیدی مذهب خواندهاند (نك : افندی، ٤/ ١٦٩). افندی بی هیچ تردید او را شیعۀ امامی دانسته، اشاره میكند كه وی در كشف الغمه از جمله در بیان احوال مهدی(ع)، به این امر تصریح كرده است. به گفتۀ وی آنچه موجب این توهم شده، تألیفی به نام كشف الغمه از یكی از علمای زیدیه است كه افندی آن را در تبریز دیده بوده است (همانجا). از اینها گذشته، استوارترین منبع برای اظهار نظر دراینباره، كتاب كشف الغمۀ خود اوست. اربلی در چند جای این كتاب، گفتوگوهایی را كه صورت جدل و محاجه دارد، طرح كرده، و در آن خود را از پیروان تشیع (معشرالشیعه) بر شمرده، و به طعن و ایراد و اعتراض مخالفان پاسخ گفته است. این پاسخها بیتردید مینمایاند كه باید از موضع یك شیعۀ امامی ارائه شده باشد (برای مثال، نك : ١/ ٨٥، ٣٤٠، ٢/ ٥٢، ٨٦- ٨٨). افزون بر این، او خود را صریحاً هواخواه و پیرو راه و مذهب اهل بیت(ع) خوانده، و آن را مایۀ فخر و مباهات خویش دانسته است (همان، ١/ ٣ - ٥).
بجز مهارت اربلی در حدیث، شخصیت ادبی وی نیز در خور توجه است. او از خردسالی به شعر و ادب متمایل بود. برخی از ابیاتی كه وی در كودكی و نوجوانی سروده است، در التذكره دیده میشود (ص ١٥٥-١٥٦).
ابنشاكر از او بهعنوان منشی، كاتب زبردست، شاعر و مترسل یاد كرده (همانجا)، و ابن عماد (٥/ ٣٨٣) نظم و نثر او را ستوده است. اربلی در كشف الغمه كه حاكی از وسعت مهارت او در فنون ادب است، به مناسبتهای مختلف ابیاتی در غزل، وصف، مدح و رثا، با قلمی سیال و اسلوبی گیرا آورده است (بحرالعلوم، ٢/ ١٩٣). بخش دیگر شعر او وصف خمر و اندكی مجون است. سرودههای وی اگرچه متكلف است، ولی رونق، لطافت، شیرینی، اصالت و استواری دارد (فروخ، ٣/ ٦٦٢؛ جبوری، ٢٤).
اربلی به نوشتۀ خود، با عطاملك جوینی (نك : رسالة، ٨٥-٨٦)، ابنصلایا ( التذكرة، ١١٠) و دیگران مشاعره و مناشده و نشستهای ادبی داشته است (نك : همان، ٥٤، ٨٠ -٨١، ٨٥، جم ، رسالة، ٧٥). او گاه بالبداهه شعر میسرود. از این دست، شعری است در تفضیل نرگس بر گل سرخ در مقابله با تفضیل گل سرخ بر نرگس (نك : التذكرة، ٢٣٧، نیز نك : ١٠٤). از ابیات او دربارۀ كسان، مدیحهای است برای شمسالدین محمد جوینی ( رسالة، ١٣٥) و دیگر قصیدهای در رثای نصیرالدین طوسی (ابن فوطی، الحوادث، ٣٨٠-٣٨١). اربلی از راویان شعر امام علی(ع) است (امینی، ٢/ ٢٦) و خود غدیریهای (رائیه) دارد (همو، ٥/ ٤٤٤- ٤٤٥؛ اربلی، كشف، ١/ ٢٧٠-٢٧١) كه در شمار ابیات نیك و لطیف است.
آثار چاپی
١. التذكرة الفخریة. این كتاب به درخواست فخرالدین ابومنصور منوچهر پسر ابوالكرم همدانی نایب علاءالدین عطاملك جوینی فراهم آمده، و مشتمل است بر گزیدههایی از شعر و ادب كه مؤلف در آن به شرح لغات و ایضاح معانی پرداخته، و به او منسوب ساخته است (نك : ص ٤٢-٤٣). اربلی در این كتاب بیشتر به اشعار نوپردازان معاصر خود نظر دارد، چه به زعم وی، اشعار متأخران معانی نزدیك به فهم و الفاظی سالم و متناسب دارد و روش آنان در تلطیف الفاظ و معانی و زیبایی سبك و نیل به غرض و دوری از لغات مهجور، از قدما نیكتر و به طبع اهل عصر سازگارتر است (نك : ص ٤٣). اربلی به درخواست فخرالدین پارهای دوبیتی، موالیا و موشح نیز بر آن افزود (ص ٤٢-٤٣)، اما كاتب و تعلیقهنویس كتاب تا زمان فراغ از كتابت نسخه (١٤ رمضان ٦٩٣) نتوانسته بود بر این بخش ضمیمه دست یابد (همان، ٢٩٦). گفته میشود كه اربلی این كتاب را در ٦٧١ق به انجام رسانده است (ابنفوطی، تلخیص، ٤(٣)/ ٤١٩). اگر چه دانسته نیست كه مؤلف چه مدت دست اندركار این اثر بوده، ولی خود گزارشی از دیدار با نجمالدین یحیی شاعر موصلی در ٦٦٢ق در موصل به هنگام گردآوری این مجموعه به دست داده است (ص ١٢٣-١٢٤). مؤلف در این كتاب، غنا و اصوات مغنیان را بررسی كرده، و اشاراتی دارد كه حاكی از آشنایی دقیق اوست. جز این در هر باب مقدمهای بر اسلوبی آمیخته به سجع و ترسل آورده، و توان هنری خویش را آزموده است. او الفاظ و عبارات و گاه آراء قدما را نقد و ارزیابی كرده است و از شباب، خضاب، مشیب، غزل، نسیب، خمر، وصف بهار، گلها و گیاهان سخن دارد و ابیات و اشعاری را در این مجموعه گرد آورده كه از دیوانهای پراكندۀ شعراست و گاه به شرح حال آنان پرداخته كه در دیگر منابع به دست نمیآید (قیسی، ١٤، ١٦). این كتاب به كوشش نوری حمودی قیسی و حاتم صالح ضامن در بیروت (١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م) به چاپ رسیده است.
٢. رسالة الطیف (بغدادی، ٢/ ٨٩: طیف الانشاء)، كه از آثار ارزشمند نثر اربلی است و متضمن اخبار و اشعار شعرای عرب جاهلی و اسلام و برخی معاصران مؤلف و مجموعاً ٤١٣ بیت است كه پارهای از ابیات نیك مؤلف در آن آمده است. اربلی در این كتاب به تقلید از سید مرتضی در طیف الخیال دستزده، و در بسیار جاها در وصف طیف، درازی شب عاشقان، رنج و شب زندهداری و كوتاهی شب وصال با نظم و نثر راه او را پیموده، و همچون او، پارهای از شعر ابوتمام طائی و بحتری را آورده است. رسالة الطیف گردشی فكری در عالم خیال است كه مؤلف در آن، میان اسلوب «مقامهنویسی» واسلوب «طیفالخیال» جمع كرده، و گوشۀ چشمی به رسالة الغفران معری دارد (جبوری، ٣٢). اگرچه بیشتر كتاب گزیدههایی از قطعههای شعری و ابیات شعراست، اما مؤلف این گزیدهها را با اسلوب سنگین صناعی ربط داده است كه توان و زیبایی از آن نمودار است (فروخ، ٣/ ٦٦٢). نگارش این كتاب به دست یاقوت بن عبدالله در شعبان ٦٧٤ در بغداد پایان یافته است (نك : ص ١٥٨). این كتاب به كوشش عبدالله جبوری در بغداد (١٣٨٨ق/ ١٩٦٨م) به چاپ رسیده است.
٣. كشف الغمة فی معرفة الائمة، كتابی است مشهور و ارزشمند در احوال و اخبار پیامبر اكرم(ص)، فاطمه(ع) و ائمۀ اثنا عشر(ع). مؤلف در این كتاب راه ایجاز و اختصار پیموده (نك : ٣/ ٨٦)، و در هر باب به عادت و شیوۀ خود ابتدا روایات را از طریق اهل سنت و سپس از طریق شیعه روایت كرده است (نك : ٢/ ٧٥). در پایان هر باب نیز قصایدی در مدح و یا رثا مندرج ساخته است (برای ابیاتی در مدح امام باقر(ع)، نك : ٢/ ٣٦٤). مؤلف، این كتاب را در ٢ جزء تألیف كرده است. جزء اول با زندگی پیامبر اكرم(ص) آغاز میشود و با احوال حضرت علی(ع) پایان مییابد. اربلی این جزء را در ٣ شعبان ٦٧٨ به انجام رسانده است (نك : ٢/ ٧٠). جزء دوم نیز با اخبار فاطمه(ع) آغاز میشود و با احوال امام مهدی(ع) پایان میپذیرد. وی این جزء را در ٢١ رمضان ٦٨٧ به پایان آورده است (نك : ٣/ ٣٤٣؛ قس: آقابزرگ، طبقات...، ١٠٧- ١٠٨ كه ٦٨٢ق آورده است).
حر عاملی (وسائل، ٢٠/ ٤٣) و مجلسی (١/ ١٠، ٢٩) این كتاب را ستوده، و از منابع تألیفات خویش برشمردهاند. افندی نسخهای صحیح و كهن از آن را به همراه پارهای تعلیقات كفعمی و حواشی میرزا ابراهیم همدانی دیده است (٤/ ١٧٢-١٧٣) كه متضمن اجازه نامۀ شیخ علی كركی به برخی شاگردانش بوده، و كركی آن را از روی نسخۀ علامه (مورخ ٧٠٦ق) نوشته و علامه نیز نسخۀ خود را از نسخۀ اصل مصنف تصحیح كرده بوده است.
از كشف الغمه ترجمههایی به فارسی صورت گرفته كه از آن جمله است: ترجمۀ فخرالدین علی بن حسن زواری در ٩٣٨ق با عنوان ترجمة المناقب برای امیر قوامالدین محمد (استوری، ١٥ /(١) I) كه با مقدمۀ ابوالحسن شعرانی و تصحیح ابراهیم میانجی همراه متن اصلی در تبریز (١٣٨١ق) در ٣ جلد چاپ شده است (برای اطلاع از دیگر ترجمههای كتاب و نسخههای آن، نك : افندی، ١/ ١٧٧؛ آقابزرگ، الذریعة، ٤/ ١٣٩؛ منزوی، ٦/ ٤٤٣٩-٤٤٤١؛ استوری، ١٢٦٠ / (٢) ,٢١٠ / (١)I). همچنین كشف الغمه توسط شرف الدین یحیی بن حسین بحرانی یزدی همراه با اضافاتی تلخیص شده است (افندی، ٥/ ٣٤٣؛ آقابزرگ، همان، ٤/ ٤٢٥).
متن عربی این كتاب بارها به چاپ رسیده است: ازجمله نخستینبار با شرح محمدعلی خوانساری، تهران، ١٢٩٤ش؛ با مقدمۀ جعفر سبحانی و به كوشش هاشم رسولی محلاتی، تبریز، ١٣٨١ق، در ٣ جزء؛ پارهای از آن با عنوان حیاة الامامین زینالعابدین و محمد الباقر(ع) با مقدمۀ محمدحسین كاشف الغطا، نجف، ١٩٥١م؛ قسمت دیگر آن با عنوان حیاة الامام جعفر الصادق(ع)، نجف، ١٩٥١م.
اربلی این كتاب را از منابعی چند برگرفته، و فرصت بازنگری منابع را نیافته است (نك : ٣/ ٣٤٣). از جملۀ منابع متنوع او، آثار نویسندگان شیعه و سنی چون خطیب خوارزمی، گنجی شافعی، ابوبشر دولابی، ابن علقمی، راوندی، جنابذی و ابن بطریق است (نك : ١/ ٨٤، ١٠٨، ٣٣٨، ٣٣٩، ٢/ ١٥٥، ٣٥٣؛ آقابزرگ، طبقات، ١٠٨).
اثر خطی
جلوة العشاق و خلوة المشتاق. نسخههایی از این كتاب در كتابخانۀ ملی پاریس (دوسلان، شم ٣٥٥١) و نیز كتابخانۀ ریكاردیانا در فلورانس موجود است ( GAL, S, I/ ٧١٣).
آثار یافت نشده
١. دیوان شعر (حر عاملی، امل، ٢/ ١٩٥). بجز آثار چاپشدۀ اربلی كه حاوی ابیات نغز و لطیف اوست، گزیدههایی از شعر او را ابن فوطی ( الحوادث، ٣٨٠-٣٨١)، ابنشاكر (٣/ ٥٨ -٦٠)، ابنعماد (٥/ ٣٨٣) و حر عاملی (همانجا) آوردهاند. اربلی قصاید فراوانی در مدح ائمه(ع) دارد كه بخشی از آنها را در كشف الغمه آورده است. پارهای از این ابیات را محمد بن طاهر سماوی نجفی (د ١٣٧٠ق) در كتابی مستقل با عنوان دیوانالاربلی گرد آورده كه نسخهای از آن (٢٠ صفحه) به خط او در كتابخانۀ سیدمحسن حكیم در نجف موجود است (جبوری، ٢٤). ٢. رسالههایی چند (حر عاملی، همانجا). ٣. المقامات الاربع، كه شامل مقامههای بغدادیه، دمشقیه، حلبیه و مصریه است (ابنشاكر، ٣/ ٥٧، حاشیه؛ ابنعماد، همانجا؛ بغدادی، ٢/ ٥٣٥). ٤. نزهة الاخبار فی ابتداء الدنیا و قدر القوی الجبار (فروخ، ٣/ ٦٦٢؛ قس: كحاله، ٧/ ١٦٣: نزهةالاخیار فی...؛ نك : حاجی خلیفه، ٢/ ١٩٣٨-١٩٣٩، كه نام مؤلف را علاءالدین علی بن عیسی اردبیلی ذكر كرده است).
آثار منسوب
١. الاربعین، در حدیث (نك : محدث، ٢/ ١١٥٨). ٢. برهة من الدهر (بغدادی،١/ ١٨٠). ٣. الثاقب فی المناقب (نك : افندی، ٤/ ١٧٣؛ خوانساری، ٤/ ٣٤٣، كه این كتاب را از عمادالدین فقیه طوسی دانسته است). ٤. حدائق البیان فی شرح التبیان، در معانی و بیان. عباس عزاوی به اشتباه این كتاب را به او نسبت داده است (قیسی، ٢١).
مآخذ
آقابزرگ، طبقات اعلام الشیعة، قرن ٧، به كوشش علینقی منزوی، بیروت، ١٩٧٢م؛
همو، الذریعة؛
ابن شاكر كتبی، محمد، فوات الوفیات، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٧٤م؛
ابن فوطی، عبدالرزاق، تلخیص مجمع الآداب، ج ٤، بهكوشش مصطفی جواد، دمشق، ١٩٦٢-١٩٦٧م؛
همو، همان، كتاب الكاف، به كوشش محمد عبدالقدوس قاسمی، لاهور، ١٣٥٨ق/ ١٩٣٩م؛
همو، الحوادث الجامعة و التجارب النافعة، به كوشش مصطفی جواد، بغداد، ١٣٥١ق؛
ابن عماد، عبدالحی، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥١ق؛
اربلی، علی، التذكرة الفخریة، به كوشش نوری حمودی قیسی و حاتم صالح ضامن، بیروت، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م؛
همو، رسالة الطیف، به كوشش عبدالله جبوری، بغداد، ١٣٨٨ق/ ١٩٦٨م؛
همو، كشف الغمة، به كوشش هاشم رسولی محلاتی، قم، ١٣٨١ق؛
افندی، عبدالله، ریاض العلماء، قم، ١٤٠١ق؛
امینی، عبدالحسین، الغدیر، بیروت، ١٣٨٧ق/ ١٩٦٧م؛
بحرالعلوم، محمد صادق، تعلیقات بر تكملة الرجال عبدالنبی كاظمی، نجف، مطبعة الآداب؛
بغدادی، ایضاح؛
جبوری، عبدالله، مقدمه بر رسالة الطیف (نك : هم ، اربلی)؛
حاجی خلیفه، كشف؛
حر عاملی، محمد، امل الآمل، به كوشش احمد حسینی، قم، ١٣٦٢ش؛
همو، وسائل الشیعة، به كوشش محمد رازی، بیروت، ١٣٨٩ق؛
خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، قم، ١٣٩١ق؛
رشیدالدین فضلالله، جامع التواریخ، به كوشش بهمن كریمی، تهران، ١٣٣٨ش؛
زنوزی، محمدحسن، ریاض الجنة، نسخۀ خطی كتابخانۀ ملی تبریز، شم ٣٥٧٨؛
شعرانی، ابوالحسن، مقدمه بر كشف الغمة اربلی، به كوشش ابراهیم میانجی، تبریز، ١٣٨١ق؛
شوشتری، نورالله، احقاق الحق، قم، مكتبة آیتالله مرعشی نجفی؛
فروخ، عمر، تاریخ الادب العربی، بیروت، ١٩٨٤م؛
قیسی، نوری حمودی، مقدمه بر التذكرة الفخریة (نك : هم ، اربلی)؛
كحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، ١٩٥٧م؛
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
محدثارموی، جلالالدین، تعلیقات نقض، تهران، ١٣٥٨ش؛
منزوی، خطی؛
وصاف، تاریخ، بمبئی، ١٢٦٩ق؛
نیز:
De Slane;
GAL, S;
Storey, C. A., Persian Literature, London, ١٩٧٠.
محمدرضا ناجی