دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٧٢ - ابن برهان، ابوالفتح
ابن برهان، ابوالفتح
نویسنده (ها) :
محمد کاظم موسوی بجنوردی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١٧ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ بَرْهان، ابوالفتح، احمد بن علی بن محمد بن بَرْهان (٤٧٩- ٥١٨ ق/ ١٠٨٦-١١٢٤ م)، اصولی و فقيه شافعی از مردم بغداد (سبكی، ٦/ ٣٠). چون پدر او حمامی بود به «ابن الحمامی» نيز شهرت داشت (ابن جوزی، ٩/ ٢٥٠). وی نخست حنبلی بود و در نوجوانی نزد يكی از علمای حنبلی به نام ابوالوفاء بن عُقيل فقه آموخت (ابن اثير، ١٠/ ٦٢٥؛ ابن نجار، ٦٢). به نظر ميرسد كه طعن و انتقاد شديد حنابله نسبت به او (ابنجوزی، ٩/ ٢٥١) به سبب نوآوری مذهبی وی بوده است و شايد به جهت همين روحيه بوده كه بعدها اظهار داشت: فرد عامی لازم نيست از مذهب معينی تبعيت كند (اسنوی، ١/ ٢٠٨؛ ابن قاضی، ١/ ٣٠٩). ابن برهان پس از مواجه شدن با طعن و انتقاد حنابله، به مذهب شافعی روی آورد و نزد ابوبكر شاشی و ابوحامد غزالی (ابن جوزی، ٩/ ٢٥١) و كيا ابوالحسن هراسی (ابن خلكان، ١/ ٩٩) فقه آموخت. وی در فقه و اصول به چنان شهرتی رسيده بود كه مدرس دانشگاه نظاميۀ بغداد گرديد، اما به دليلی كه برای ما روشن نيست پس از يك ماه از آن مقام بركنار شد (ابن جوزی، ٩/ ٢٥١). سپس بار ديگر به همان مقام عودت داده شد و روز بعد معزول گرديد (صفدی، ٧/ ٢٠٨). با اينكه عمر او كوتاه بود، در فقه و خلاقيات و متفقات (= مسائل فقهی مورد اختلاف با مورد اتفاق مسلمين) و به ويژه در اصول فقه متبحر بود (ابن خلكان، ١/ ٩٩). همين شهرت علمی او بود كه طلاب علوم دينی از هر سو به او روی میآوردند، به نحوی كه تمام روز و پارهای از شب را به درس و بحث اختصاص داده بود (صفدی، ٧/ ٢٠٨). از جمله شاگردان او در اصول فقه، هبةالله بن حسن بن هبة الله فقيه شافعی برادر ابن عساكر (ابننجار، ٢٤٤-٢٤٥)، ابونزار حسن بن صافی ابن عبدالله ملقب به «ملك النحاة»، ابن ابی السری، عبدالله بن محمد (سبكی، ٧/ ٦٣، ١٣٢) و در مسائل اختلافی فقه، ابومحمد عبدالله بن علی بن سعيد القصری الفقيه (همو، ٧/ ١٢٥) بودند.
ابن برهان حديث را شخصاً از ابوطاهر احمد بن حسن كرخی، ابوالخطاب نصر بن احمد بن بَطِر، ابوعبدالله حسين بن احمد بن محمد ابن طلحة النعال (ابننجار، ٦٢)، علی بن حسين بزاز و گروهی ديگر فراگرفت، اما خود به ندرت حديث میگفت (صفدی، ٧/ ٢٠٨). او سرانجام در چهارشنبه ١٧ جمادیالاول (ابن جوزی، ٩/ ٢٥١)، يا به گفتۀ ابن نجار (ص ٦٢) در ١٨ جمادی الاول ٥١٨ ق/ ٣ ژوئيۀ ١١٢٤ م در بغداد درگذشت و در باب ابرز آن شهر به خاك سپرده شد. ابن خلكان سال درگذشت وی را ٥٢٠ ق ياد كرده است (١/ ٩٩).
تأليف كتابهای اصولی الوجيز (همانجا) و الاوسط (سبكی، ٦/ ٣١)، يا به قول اسنوی الوسيط (١/ ٢٠٨) و البسيط (همانجا) و الوصول الی الاصول كه سيوطی در كتاب خود المزهر از آن نقل قول كرده است (١/ ٢٠، ٦١، ٢٩٨، ٢٩٩، ٣٦٤)، به ابن برهان نسبت داده شده است. حاجی خليفه از البسيط ذكری نكرده و ضبط دو كتاب الاوسط و الوجيز را نيز به صورت الاوسط فی اصول الفقه و الوجيز فی الاصول آورده است (١/ ٢٠١، ٢/ ٢٠٠١). هيچ كدام از كتابهای ياد شده فعلاً در دست نيست.
مآخذ
ابن اثير، الكامل؛
ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم، حيدرآباد دكن، ١٣٥٩ ق؛
ابنخلكان، وفيات؛
ابنقاضی شهبه، ابوبكر احمد، طبقات الشافعية، به كوشش حافظ عبدالعليم خان، حيدرآباد دكن، ١٣٩٨ ق/ ١٩٧٨ م؛
ابننجار، محمد بن محمود، المستفاد، به كوشش قيصر ابوفرح، حيدرآباد دكن، ١٩٧١ م؛
اسنوی، عبدالرحيم بن حسن، طبقات الشافعية، به كوشش عبدالله الجبوری، بغداد، ١٣٩٠ ق؛
حاجی خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١ م؛
سبكی، عبدالوهاب بن علی، طبقات الشافعية الكبری، به كوشش عبدالفتاح محمد الحلو و محمودالطناحی، قاهره، ١٣٨٨ ق/ ١٩٦٨ م؛
سيوطی، المزهر فی علوم اللغة و انواعها، به كوشش محمد احمد جادالمولی بك و ديگران، بيروت، ١٩٨٦ م؛
صفدی، خليل بن ایبک، الوافی بالوفيات، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٣٨٩ ق/ ١٩٦٩ م.
كاظم موسویبجنوردی