دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥٣ - حاجت، نماز
حاجت، نماز
نویسنده (ها) :
فرهنگ مهروش
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٦ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حاجَت، نَماز، منسکی فردی و مستحب، رایج در میان عموم مسلمانان، بهویژه شیعیان به منظور حاجتخواهی از خداوند؛ این خواسته بیشتر بعد از نمازی خاص طلب میشود. در روایات اسلامی، برای نماز حاجت آدابی از قول بزرگان دین نقل شده، و تنوع روایات به پدید آمدن گونههای مختلفی از منسک انجامیده است که در کیفیت نماز و حاجتخواهی، یا عبادات پیشین و پسین آن با هم تمایز دارند.
ممکن است حاجت، هر یک از مصالح دنیوی یا اخروی باشد (ابن ماجه، ١ / ٤٤١)، مانند رفع گرسنگی (کلینی، ٣ / ٤٧٥)، دفع شرّ ظالم (طوسی، مصباح ... ، ٤٢٣-٤٢٤)، رفع اندوه (مجلسی، ٨٨ / ٣٤١)، یا عافیت و رستگاری (طوسی، حسن، ٢ / ٤٤٦- ٤٤٨). به همین ترتیب ممکن است منسک، به انگیزۀ حاجتخواهی برای غیر برپا شود، همچون اعضای خانواده و دوستان (یحیی بن سعید، ١١٥)، یا حتى رفع گرفتاریهای عموم (کفعمی، ٣٢٥). تنها شرط است خواهشی نامشروع چون قطع رحم، طلب نشود (طبرسی، ٣٤٠). زمان برپایی منسک نیز همواره وقت درماندگی و نیازی خاص نیست؛ بلکه به جای آوردن برخی گونههایش گاه چونان برنامهای زمانمند برای طول هفته، ماه، سال و حتى حداقل یکبار در طول عمر توصیه شده است (ابن ماجه، ١ / ٤٤٣). در میان اعمال مختلف این منسک، نماز جایگاهی ویژه دارد و از همین رو در سنت اسلامی اصل منسک چونان یک سنخ نماز شناخته شده است. در نماز نیز، معمولاً تکرار ذکر یا سورهای خاص، جایگاه بنیادی دارد.
از میان گونههای فراوان نماز حاجت، بهعنوان دو نمونۀ شناختهتر در میان شیعیان و عامه، میتوان بهترتیب نماز حاجت منتسب به امام صادق(ع)، و نماز حاجت یاد شده در حدیث عبدالله بن ابی اوفى و منتسب به پیامبر(ص) را یاد کرد (نک : کلینی، ٣ / ٤٧٦-٤٧٧؛ ترمذی، ١ / ٢٩٧- ٢٩٨). گذشته از اختلافات جزئی، در این هر دو روایت سخن از آن است که پیشوایی دینی به یک درماندۀ پناهجو گزاردن نمازی خاص با آدابی پیشینی و دعایی در پایان آموزش میدهد و وی را به برآمدن حاجتش با مراعات این آداب، امیدوار میکند.
نماز حاجت بهویژه نزد شیعیان دارای انواع بسیار است (طوسی، تهذیب ... ، ٣ / ١٨٤) و منشأ این کثرت، روایات مختلف است (صاحبجواهر، ١٢ / ١٧٦).
گرچه بهطورکلی گزاردن چند رکعت نماز و طلب حاجتی ساده و بیتکلف نیز به تنهایی کافی دانسته شده است (کلینی، ٣ / ٤٧٨، شم ٥، نیـز ص ٤٧٩، شم ٩، ١٠)، معمـولاً آداب مفصلـی مشتمل بر رفتارهایی مقدماتی، نماز، دعا و عباداتی پایانی برای آن آوردهاند.
رفتارهای مقدماتی، آدابی برای آمادهسازی است که از دو سنخاند: یک دسته نظافتهایی شرعی همچون غسل (ابوالصلاح، ١٣٥) و وضو (ترمذی، همانجا) هستند. اهمیت نظافت پیش از عمل تا بدانجا ست که حتى در آن قبیل نماز حاجتها که سخن از غسل نرفته، تأکید بر «نیکو وضو ساختن»، چشمگیر است (همانجا). دستۀ دوم از رفتارهای مقدماتی، عبادی صرفاند. مهمترین و مشهورترین این رفتارها حداقل ٣ روز پیدرپی روزه گرفتن است (ابن براج، ١ / ١٥٠). عبادت مقدماتی دیگر، صدقه است (ابن بابویه، من لا یحضر ... ، ١ / ٥٥٨)، که گاه برای آن مقادیری نیز مشخص کردهاند (ابن طاووس، المجتنى، ٥٣؛ نزهة ... ، ٥١؛ علامۀ حلی، تذکرة ... ، ٢ / ٢٩٣). گفتن برخی اذکار، و استغفار از گناهان هم در طول این دورۀ آمادگی توصیه میشود (مجلسی، ٩٧ / ٤٢٥)؛ چه، در این باور، گناهان فرد، مهمترین سبب منع حاجات وی هستند (مفید، المقنعة، ٢٢٣؛ نیز شعرانی، ١١٠).
مرحلۀ دوم منسک، برپاداشتن ٢ تا ٤ (مثلاً کلینی، ٣ / ٤٧٨؛ نووی، روضة ... ، ١ / ٤٣٦) و در روایاتی ١٢ رکعت نماز است (عراقی، ١ / ١٦٠)؛ تنها در یک مورد استثنایی، از بهجا آوردن منسک بدون خواندن نماز مستحبی، و با اکتفا به نماز جمعه سخن رفته است (طوسی، مصباح، ٣٤١؛ مجلسی، ٨٧ / ٤٧). آداب یادشده برای این نماز، بسیار است. در برخی روایات، از برهنه کردن زانوان، و چهره به خاک مالیدن (کلینی، ٣ / ٤٧٧؛ ابن طاووس، جمال ... ، ٢١٣)، یا کارهایی از این قبیل برای نشان دادن خضوع و خشوع خویش در درگاه الٰهی سخن میرود. آرایش ظاهری بدن هم شایان توجه است. در بسیاری اشکال نماز، تنی آراسته با لباس نو یا خوشبو با عطر (همانجاها؛ نیز ابن بابویه، همان، ١ / ٥٥٦)، ضروری دانسته شده است.
اذکار مختلف و سورههای قرآن کریم، بهویژه تکرار فراوان آنها در این نماز جایگاهی خاص و کاملاً متفاوت با نمازهای روزانه دارد. در بیشتر انواع آن سورۀ توحید دارای نقشی محوری است و بر ضرورت تکرار آن گاه از ده تا هزاربار تأکید میشود (برای نمونه، نک : کلینی، ٣ / ٤٧٧؛ فقه الرضا، ١٥١؛ نیز احمدبنحنبل، ٤ / ١٢٢؛ ابن بابویه، من لا یحضر، ١ / ٥٦٢). گاه بر قرائت سورۀ کافرون ( فقه الرضا، همانجا)، قدر (طوسی، همان، ٢٥٨)، مُعوَّذَتین (غزالی، احیاء ... ، ١ / ١٩٩)، و گاه سورۀ انعام (ابن طاووس، المجتنى، ١٠٥) هم تأکید میرود (برای برخی ادعیۀ قرآنی در قیام و قنوت، مثلاً نک : طبرسی، ٣٣٤).
در بسیاری روایات، مکانی نیز برای اقامۀ نماز توصیه میشود که طیف وسیعی را دربر میگیرند: گاه در نقاط مختلف خانه (کلینی، ٣ / ٤٧٨؛ مفید، همان، ٢٢٠؛ ابن بابویه، همان، ١ / ٥٥٦)، یا مکانهای غیر مسقف (ابن طاووس، جمال، ٢١٠)، و گاه نیز اماکن مقدس همچون مسجد (کلینی،٣ / ٤٧٥). از میان مساجد نیز اقامۀ آن مثلاً میان مرقد و منبر پیامبر(ص) در مسجد مدینه (همو، ٣ / ٤٧٣)، یا برخی مساجد کوفه (حرعاملی، ٥ / ٢٦٥؛ مجلسی، ٩٧ / ٤٢٥) افضل دانسته شده است (قس: صنعانی، ٣ / ٤٩؛ کلینی، همانجا). تقیه به زمان اقامۀ نماز نیز در هر دو حالت اثباتی و سلبی در روایات نمونه دارد (ابن ماجه، ١ / ٤٤١؛ کلینی، همانجا؛ طوسی، تهذیب، ١ / ١١٧؛ مجلسی، ٩٧ / ٤٢٥).
با پایان یافتن نماز، رکن سوم این منسک، با تفاوتهایی جزئی در گونههای مختلف آغاز میگردد: دعایی برای طلب حاجت. گرچه دعایی ساده و برآمده از دل خود دعاگر نیز کافی دانسته میشود (صنعانی، همانجا)، آموزشهای متنوعی نیز در این باره رسیده است که معمولاً دربردارندۀ ٤ مرحلۀ اصلیاند: مدح و ثنای خداوند، توسل، شکایت و عرض حال، و به زبان آوردن حاجت.
برخی دعاهای مذکور برای نماز حاجت، خود به تنهایی مشهور و دارای اهمیتاند، همچون دعای «یا من اظهر الجمیل» (حر عاملی، ٨ / ٥٧؛ قس: شیخ بهایی، ١٤٧)، یا دعای «لا الٰه الا اللّٰه الحلیم الکریم ... » (نووی، الاذکار، ١٨٤؛ قس: قمی، ذیل «تعقیب نماز ظهر»). برخی از این دعاها نیز بدان شهرت و رواج داشتهاند که در مناسک دیگر بهکار میروند؛ ازجمله میتوان به دعای رفع مصحف اشاره کرد (نک : طبرسی، ٣٢٦) که در بخشی از مراسم احیای شب قدر هم هست (قمی، ضمن «اعمال مشترکۀ شب قدر»؛ نیز نک : مهروش، ١٤٨). اینکه فرد بعد از دعا قسم بخورد که چون حاجتروا شود، کاری خیر انجام دهد (طوسی، همان، ٣ / ١٨٢-١٨٣)، یا نماز شکر بهجای آورد (سلار، ٨٤)، از آداب تکمیلی آن است.
در پیجویی ریشههای این منسک، نخست باید به منابع بنیادین فرهنگ اسلامی توجه کرد. قرآن کریم به صراحت از نماز حاجت نمیگوید، ولی میتوان برخی اشاراتش را پشتوانۀ اثربخشی آن دانست. برای نمونه، آنگاه که به یاری جستن از خدا فرد را به صبر و نماز میخواند (بقره / ٢ / ٤٥)، نماز چونان راهی برای مددجویی شناسانده میشود. برخی روایات با تفسیر صبر در این آیه به روزه (ابن بابویه، من لا یحضر، ٢ / ٧٦)، زمینۀ دلالت بیشتر آن بر مناسک نماز حاجت، و روزه و نماز مندرج در آن را فراهم ساختهاند (نک : مقدس اردبیلی، ١٢٨). افزون بر قرآن کریم، در روایات اسلامی نیز جدا از انتساب برخی گونههای نماز حاجت به خود پیامبر(ص)، شواهدی هم از مبادرت ایشان به گزاردن این نماز ارائه شده است (ابن ابی الحدید، ١٤ / ٨٦-٨٧).
برپایۀ برخی روایات، با نماز حاجت بود که صالح بن نبی(ع) برای قومش از دل کوه ناقه بیرون آورد (ابن اثیر، ١ / ٩٠)؛ همچنان که برخی پیامبران پیشین دیگر نیز همچون ذیالکفل (ابن طاووس، سعد ... ، ٢٤٠-٢٤١) یا یوسف(ع) (عیاشی، ٢ / ١٩٩) با آن حاجتروا شدند.
شواهد متعددی برای رواج این نماز در میان مسلمانان وجود دارد، چنانکه غزالی در آثار خویش بر تأثیر این نماز در تهذیب نفس و ضرورت مداومت بر آن در ایامی از هفته توصیه میکند ( سر ... ، ٦١، احیاء، ١ / ١٩٩). همچنین برخورداری برخی نمونههای آن از نامهای خاص و جداگانه، بهخوبی حکایتگر میزان رواج آنها، و پیش رفتنشان تا مرز تبدیل به آیینهایی مستقل است. از این میان، میتوان به نماز فرج، نماز تظلم، نماز پدر برای فرزند، نماز ادای دین، نماز گرسنه، و جز آنها اشاره کرد (نک : طبرسی، ٣٢٥ بب ).
پابهپای رواج این منسک در فرهنگ اسلامی، بحث فقهی نیز دربارۀ آن بهویژه در میان شیعیان گسترش یافته است. فقیهان شیعه افزون بر اجماع بر استحباب نماز حاجت (علامۀ حلی، منتهی ... ، ١ / ٣٦٢؛ قس: فتاوی ... ، ٨ / ١٦٠-١٦١)، در عمل به گونههای یادشده در روایات ضعیف نیز اشکالی ندیدهاند (محقق حلی، ٢ / ٣٧٤). آنها به اجماع، غسل آن را نیز چونان عملی مستحب مورد تأکید قرار دادهاند (فاضل هندی، ١ / ١٥٦-١٥٧؛ نیز نک : مفید، الاشراف، ١٧؛ علامۀ حلی، همان، ٢ / ١٤٧؛ خوانساری، ١ / ٤٥).
از دیگر بحثهای فقهی مرتبط با این منسک، فروع مطرح دربارۀ نیت نماز است (همدانی، ١٠٣؛ نراقی، ٥٢-٥٣). وجوه تمایز نماز حاجت از نمازهای واجب، موضوع دیگری است؛ مثلاً جواز قرائتِ بخشی از یک سورۀ قرآن کریم در آن به جای کل سوره (صاحبجواهر، ١٢ / ١٧٧- ١٧٨)، یا قرائت قرآن در رکوع و سجود نماز (ابن بابویه، الخصال، ٣٥٨؛ حرعاملی، ٦ / ٢٤٧).
تنوع روایات نماز حاجت، بدان انجامیده است که برخی محدثان، آثاری مستقل را به گردآوری این روایات و داوری دربارۀ آن اختصاص دهند. ازجمله، میتوان به کتاب صلاة الحوائج، تألیف محمد بن مسعود عیاشی (نجاشی، ٣٥٢)، و صلاة الحاجات، تألیف محمد ابن بابویه (ابنشهرآشوب، ١٤٦-١٤٧) اشاره کرد.
مآخذ
ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهجالبلاغة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧٩ق / ١٩٥٩م؛
ابن اثیر، الکامل؛
ابن بابویه، محمد، الخصال، به کوشش علی اکبر غفاری، قم، ١٤٠٣ق / ١٣٦٢ش؛
همو، من لا یحضره الفقیه، به کوشش علی اکبر غفاری، قم، جامعۀ مدرسین؛
ابن براج، عبدالعزیز، المهذب، قم، ١٤٠٦ق؛
ابن شهرآشوب، محمد، معالم العلماء، نجف، ١٣٨٠ق / ١٩٦١م؛
ابن طاووس، علی، جمال الاسبوع، به کوشش جواد قیومی، قم، ١٣٧١ش؛
همو، سعد السعود، قم، ١٣٦٣ش؛
همو، المجتنى، به کوشش صفاءالدین بصری، مشهد، ١٤١٢ق؛
ابن ماجه، محمد، سنن، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت، دارالفکر؛
ابوالصلاح حلبی، تقی، الکافی، به کوشش رضا استادی، اصفهان، ١٤٠٣ق؛
احمد بن حنبل، مسند، بیروت، دارصادر؛
ترمذی، محمد، سنن، به کوشش عبدالوهاب عبداللطیف، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
حر عاملی، محمد، وسائل الشیعة، قم، ١٤١٤ق؛
خوانساری، حسین، مشارق الشموس، چ سنگی، قم، آل البیت؛
سلار دیلمی، ابویعلى، المراسم العلویة، به کوشش محسن حسینی امینی، قم، ١٤١٤ق؛
شعرانی، عبدالوهاب، العهود المحمدیة، قاهره، ١٣٩٣ق / ١٩٧٣م؛
شیخ بهایی، محمد، مفتاح الفلاح، بیروت، اعلمی؛
صاحب جواهر، محمدحسن، جواهر الکلام، به کوشش عباس قوچانی، تهران، ١٣٦٥ق؛
صنعانی، عبدالرزاق، المصنف، به کوشش حبیب الرحمان اعظمی، بیروت، ١٤٠٣ق؛
طبرسی، حسن، مکارم الاخلاق، قم، ١٣٩٢ق / ١٩٧٢م؛
طوسی، حسن، مختصر الاحکام، به کوشش انیس بن محمد اندونوسی، مدینه، ١٤١٥ق؛
طوسی، محمد، تهذیب الاحکام، به کوشش حسن موسوی خرسان، تهران، ١٣٩٠ق؛
همو، مصباح المتهجد، بیروت، ١٤١١ق / ١٩٩١م؛
عراقی، عبدالرحیم، المغنی، به کوشش اشرف عبدالمقصود، ریاض، ١٤١٥ق / ١٩٩٥م؛
علامۀ حلی، حسن، تذکرة الفقهاء، قم، ١٤١٤ق؛
همو، منتهی المطلب، چ سنگی، ایران؛
عیاشی، محمد، التفسیر، تهران، اسلامیه؛
غزالی، محمد، احیاء علوم الدین، بیروت، دارالمعرفه؛
همو، سر العالمین، به کوشش محمد مصطفى ابوالعلا، قاهره، مکتبة جندی؛
فاضل هندی، محمد، کشف اللثـام، قم، ١٤١٦ق؛
فتـاوی اللجنة الدائمة للبحـوث العلمیة و الافتاء، بـه کـوشش احمد دویش، ریاض، ١٤١٧ق / ١٩٩٦م؛
فقه الرضا(ع)، مشهد، ١٤٠٦ق؛
قرآن کریم؛
قمی، عباس، مفاتیح الجنان، مشهد، ١٣٨٠ش؛
کفعمی، ابراهیم، البلد الامین، چ سنگی، ایران؛
کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران، ١٣٦٣ش؛
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
محقق حلی، جعفر، المعتبر، قم، ١٣٦٤ش؛
مفید، محمد، الاشراف، بیروت، ١٤١٤ق / ١٩٩٣م؛
همو، المقنعة، قم، ١٤١٠ق؛
مقدس اردبیلی، احمد، زبدة البیان، به کوشش محمدباقر بهبودی، تهران، مرتضوی؛
مهروش، فرهنگ، «تاریخ مراسم احیاء»، تاریخ پژوهشی، مشهد، ١٣٨٩ش، س ١٢، شم ٤٢-٤٣؛
نجاشی، احمد، رجال، به کوشش موسى شبیری زنجانی، قم، ١٤١٦ق؛
نراقی، احمد، مستند الشیعة، قم، ١٤١٥ق؛
نزهة الناظر، منسوب به یحیی بن سعید حلی، به کوشش احمد حسینی و نورالدین واعظی، نجف، ١٣٨٦ق؛
نووی، یحیى، الاذکار، بیروت، ١٤١٤ق / ١٩٩٤م؛
همو، روضة الطالبین، به کوشش عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیه؛
همدانی، رضا، مصباح الفقیه، چ سنگی، تهران، صدر؛
یحیی بن سعید حلی، الجامع للشرائع، به کوشش جعفر سبحانی و دیگران، قم، ١٤٠٥ق.
فرهنگ مهروش