دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣٨ - ابو اسحاق اسفراینی
ابو اسحاق اسفراینی
نویسنده (ها) :
محمدجواد حجتی کرمانی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبواِسْحاقِ اِسفَرایِنی، رکنالدین ابراهیم بن محمد بن ابراهیم ابنمهران (ح ٣٣٧- ٤١٨ ق / ٩٤٩-١٠٢٧ م)، فقیه شافعی و متکلم اشعری. شرح حالنویسان به زادگاه و سال تولد او تصریح نکردهاند، اما براساس نوشتۀ ذهبی ( العبر، ٢ / ٢٣٤) که عمر او را بیش از ٨٠ سال ذکر کرده، میتوان حدس زد که وی در حدود ٣٣٧ ق به دنیا آمده است. ابواسحاق در جوانی (ح ٣٥١ ق) در طلب علم به عراق رفت و در بغداد اقامت گزید. وی چندی بعد در حالی که همگان به فضل و تقدم او اقرار داشتند، به اسفراین بازگشت، ولی پس از مدتی با اصرار نیشابوریان به نیشابور رفت. در این شهر مدرسهای بینظیر برای او ساختند که در آن به تدریس و گفتن حدیث پرداخت (سمعانی، ١ / ٢٩٦؛ ابنعساکر، ٢٤٣-٢٤٤). پس از ابوطاهر زیادی در ٤١٠ ق، مجلس درسی در مسجد عقیل نیشابور برای او ترتیب دادند که مشایخ آن دیار در آن حضور مییافتند (فارسی، ١٥٢). رجالشناسان از ابواسحاق تجلیل فراوان کرده و او را ثقه و ثبت دانستهاند (همو، ١٥١-١٥٢؛ سمعانی، ١ / ٢٩٥-٢٩٦). بنابر نقل فارسی، ابواسحاق فقیهی مجتهد و متبحر در علوم، کوشا در عبادت و پرهیزگار و خویشتندار بود (فارسی، ١٥١). آراء فقهی و اصولی او در منابع مختلف شافعی مورد توجه قرار گرفته است (نک : عبادی، ١٠٤؛ نووی، ١(١) / ١٦٩-١٧٠؛ ابن صلاح، ٢٥٦، جم ؛ بلقینی، ١٠١، جم ؛ سبکی، ٤ / ٢٥٩-٢٦٠). از جمله نظرات اصولی وی این بود که قرآن با سنت نسخ میشود؛ نیز وی قول به مصیب بودن هر مجتهدی را از امام شافعی نمیدانست و آن را رد میکرد (نووی، همانجا).
دربارۀ نقش او در کلام اشعری گفتهاند: ابواسحاق، باقلانی و ابنفورک، سه تن بودند که مذهب ابوالحسن اشعری را با تلاش خود استحکام بخشیدند (نک : همانجا). مناظرۀ کوتاه او با قاضی عبدالجبار معتزلی دربارۀ مشیت الهی و معصیت بندگان که قاضی معتزلی را به سکوت واداشت، حاکی از توان او در بحث کلامی است (سبکی، ٤ / ٢٦١-٢٦٢). وی همچنین مناظرهای دیگر در مجلس سلطان محمود غزنوی با عالمان کرامیه داشته است (نک : اسفراینی، ١١٢؛ برای بحث کلامی دیگری، نک : جوینی، ٣٣٣-٣٣٤). مادلونگ با استفاده از دادههای پراکندۀ منابع، عقاید ابواسحاق را با کلام ابوالحسن اشعری و ابوبکر باقلانی مقایسه کرده است (EI٢). چنانکه در منابع آمده، ابوالقاسم قشیری در حالی که ابواسحاق را منکر کرامات اولیا دانسته (نک : ذهبی، سیر، ١٧ / ٣٥٥)، یادآور شده که او صوفیان را بزرگ میداشته است (نک : محمد بن منور، ٢٥٧).
ابواسحاق سرانجام در نیشابور درگذشت و در مقبرۀ حیره به خاک سپرده شد، ولی پس از سه روز پسرش پیکر او را به اسفراین انتقال داد (نک : فارسی، ١٥٢). مقبرۀ او دست کم تا سدۀ ٦ ق زیارتگاه بود و بدان تبرک میجستهاند (نک : همانجا؛ سمعانی، ١ / ٢٢٥).
ابواسحاق را استادان نامآوری بوده است که از آن جمله اینانند: ابوجعفر محمد بن علی جوسقانی، ابوبکر احمد بن ابراهیم اسماعیلی، ابوبکر محمد بن یزداد اسفراینی، ابواحمد محمد بن احمد غطریفی، ابومحمد دعلج بن احمد سجزی و ابوبکر محمد بن عبداللـه شافعی (فارسی، ١٥١؛ سمعانی، ١ / ٢٢٥-٢٩٦؛ ذهبی، همان، ١٧ / ٣٥٣). شاگردان او نیز بسیارند؛ به گفتۀ ابواسحاق شیرازی عامۀ شیوخ نیشابور، کلام و اصول را از ابواسحاق آموختند (ص ١٢٧). شاگردان نامآور او اینانند: ابومنصور عبدالقادر بن طاهر بغدادی، قاضی ابوطیّب طبری، حاکم نیشابوری، ابوبکر احمد بن حسین بیهقی، ابوالقاسم قشیری (نک : عبادی، ١٠٤؛ ابواسحاق شیرازی، ١٢٦؛ سمعانی، ١ / ٢٩٦؛ حاکم نیشابوری، ٨٢؛ ذهبی، همانجا).
آثـار
ابواسحاق را دارای تصـانیف فراوان دانستهانـد (نک : فارسی، ١٥٢)، از آن جمله نورالعین فی مشهد الحسین (ع)، نخستینبار در قاهره (١٢٧١ ق) و سپس بارها ازجمله همراه با کتاب قرة العین فی اخذ ثارالحسین (ع) در بمبئی (١٢٩٢ ق / ١٨٧٥ م) به چاپ رسیده است. از آثار یافت نشدۀ اوست: ١. ادب الجدل (حاجی خلیفه، ١ / ٤٥)؛ ٢. تعلیقة، در اصول فقه (سبکی، ٤ / ٢٥٧)؛ ٣. الجامع، در اصول دین و رد بر مخالفان (اسفراینی، ١٩٣؛ جوینی، ٣٣٣- ٣٣٤؛ ابنخلکان، ١ / ٢٨)؛ ٤. شرح الاعتقاد (اسفراینی، همانجا)؛ ٥. شرحی بر المولدات ابنحداد در فقه شافعی (حاجی خلیفه، ٢ / ١٢٥٧، ١٩١١)؛ ٦. المختصر فی الرد علی اهل الاعتزال والقدر (اسفراینی، همانجا)؛ ٧. المختلف، در اصول فقه (همانجا).
مآخذ
ابن خلکان، وفیات؛
ابن صلاح، تقیالدین، مقدمة، به کوشش عائشه بنت الشاطی، قاهره، ١٩٧٤ م؛
ابن عساکر، علی بن حسن، تبیین کذب المفتری، دمشق، ١٣٤٧ ق؛
ابواسحاق شیرازی، طبقات الفقهاء، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٤٠١ ق / ١٩٨٢ م؛
اسفراینی، ابوالمظفر، التبصیر فیالدین، به کوشش کمال یوسف حوت، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
بلقینی، سراجالدین، «محاسن الاصطلاح»، همراه مقدمۀ ابن صلاح (نک : هم ، ابن صلاح)؛
جوینی، عبدالملک بن عبداللـه، الارشاد، به کوشش محمد یوسف موسی و علی عبدالمنعم عبدالحمید، قاهره، ١٣٦٩ ق / ١٩٥٠ م؛
حاجی خلیفه، کشف؛
حاکم نیشابوری، محمد بن عبداللـه، تاریخ نیشابور، تلخیص و ترجمۀ خلیفۀ نیشابوری، به کوشش بهمن کریمی، تهران، ١٣٣٩ ش؛
ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
همو، العبر، به کوشش محمد سعید زغلول، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
سبکی، عبدالوهاب بن علی، طبقات الشافعیة الکبری، به کوشش عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، ١٣٨٥ ق / ١٩٦٦ م؛
سمعانی، عبدالکریم ابن محمد، الانساب، حیدرآباد دکن، ١٣٨٢ ق / ١٩٦٢ م؛
عبادی، محمد بن احمد، طبقات الفقهاء الشافعیة، به کوشش گوستا ویتستام، لیدن، ١٩٦٤ م؛
فارسی، عبدالغافر بن اسماعیل، تاریخ نیشابور، انتخاب صریفینی، به کوشش محمد کاظم محمودی، قم، ١٤٠٣ ق؛
محمد بن منور، اسرار التوحید، به کوشش محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، ١٣٦٦ ش؛
نووی، یحیی بن شرف، تهذیب الاسماء و اللغات، قاهره، ادارة الطباعة المنیریة؛
نیز:
EI٢.
محمدجواد حجتی کرمانی