دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٠٧ - بسوی
بسوی
نویسنده (ها) :
امیر جابری
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَسَوی، ابویوسف یعقوب بن سفیان بن جوان فارسی (د ٢٧٧ق / ٨٩٠ م)، محدث و مورخ ایرانی. او در شهر بسا یا پسا (فسا) كه از شهرهای مهم ولایت دارابگرد در فارس شمرده میشد، به دنیا آمد. نسبت نسوی وی ناشی از تصحیف است (نك : خطیب، ٩ / ٤٢٨؛ ابن شهر آشوب، ١ / ٨؛ رودانی، ٣٧٤). تاریخ دقیق تولد بسوی معلوم نیست و درگذشت او را برخی در ٢٨٠ یا ٢٨١ق هم آوردهاند (نك : ابن حبان، ٩ / ٢٨٧). او به هنگام مرگ بیش از ٨٠ سال داشت (ذهبی، العبر، ١ / ٣٩٩)، از اینرو، تولد وی را میتوان پس از ١٩٠ق / ٨٠٦ م تخمین زد (نیز نك : همو، سیر... ، ١٣ / ١٨٠).
بسوی در ٢١٦ق رهسپار سفر حج شد و در شوال همان سال مسند حُمَیدی را استماع كرد (بسوی، ١ / ٢٠٠). پس از آن، اشتیاق بسیار او برای درك محضر عالمان، وی را همواره از جایی به جای دیگر كشانید، تا آنجا كه به قول خود ٣٠ سال از عمر خویش را در سفر به اقطار شرق و غرب جهان اسلام سپری كرد (نك : مزی، ٣٢ / ٣٣٢؛ ذهبی، همان، ١٣ / ١٨١-١٨٢).
از مجموعۀ اخبار كوتاهی كه بسوی راجع به سفرهای خود در فاصلۀ سالهای ٢١٦-٢٤٢ق یادداشت كرده، میتوان دریافت كه اشتیاق او به سفر مكه - با به جا آوردن دست كم ١٦ بار حج - بیش از هر شهر دیگری بوده است. این سفرها به ترتیب در سالهای ٢١٦-٢١٩، ٢٢٢- ٢٢٥، ٢٣٠-٢٣٦ و ٢٤١ق اتفاق افتاده است. او همچنین در سالهای ٢١٧- ٢٢٦ق از مصر (بسوی، ١ / ٢٠١، ٢٠٤، ٢١٣)، در سالهای ٢١٧ و ٢١٩ق و احتمالاً ٢٤٢ق از شام (دمشق و حمص) (همانجا)، در سالهای ٢١٩ و ٢٤١ از فلسطین (عسقلان) (همو، ١ / ٢٠٤، ٢١٢)، در ٢٣٦ق از بصره (همو، ١ / ٢١١)، در ٢٣٩ق از سیرجان و در ٢٤٠ق از بلخ (همانجا) دیدن كرده است. افزون بر این، میدانیم كه بسوی سفرهایی نیز به مدینه (ابن نقطه، ٢ / ٣١٤)، اسكندریه (همو، ٢ / ٣١٥)، حلب (همانجا)، اَیله (ذهبی، میزان...، ٣ / ٦٤٨)، نیشابور (ابن نقطه، ٢ / ٣١٦)، كوفه (همو، ٢ / ٣١٥)، موصل (همانجا) و بلاد جزیره (سمعانی، الانساب، ٤ / ٣٨٤) داشته است.
بسوی بر طبق سنت معمول آن زمان، رنج در نوردیدن سرزمینهای بسیاری را بر خود هموار نمود، تا محضر شیوخ طراز اول علم حدیث را در گوشه و كنار ممالك اسلامی درك كند و از این راه محفوظات روایی خویش را گسترش دهد و تا آنجا كه ممكن است بر اِسنادهای عالیتر دست یابد. از این روست كه منابع موجود به نقل از خود وی آوردهاند كه از بیش از هزار كس كه همگی در شمار ثقاتند، حدیث نوشته است (نكـ: ابن ابی یعلی، ١ / ٤١٦؛ یاقوت، ٣ / ٨٩٢؛ مزی، ٣٢ / ٣٣٣؛ ذهبی، سیر، ١٣ / ١٨١). بر گزینش بسوی از میان شیوخ، همین گواه بس كه پس از اسماع موطأ مالك از عبدالله بن مسلمة بن قَعنَب، به اشاره حمیدی استادش، از قرائت آن نزد مطرف بن عبدالله یساری چشم پوشیده است، زیرا روایت ابن قعنب دقیقتر و قابل اعتمادتر بود (بسوی، ٢ / ١٧٧).
از شیوخ بسوی فهرستی شامل ٤٠٢ تن ترتیب داده شده است (نكـ: عمری، ١ / ٧٦-١١٢) كه با مقایسۀ اسامی شیوخ وی، مندرج در برخی مآخذ مهم دیگر، میتوان دست كم ٧٠ تن دیگر را به این فهرست افزود(نك : ابن ابی حاتم، ٤(٢) / ٢٠٨؛ ابن نقطه، ٢ / ٣١٤-٣١٦؛ مزی، ٣٢ / ٣٢٥-٣٣٠؛ ذهبی، همان، ١٣ / ١٨٠). قابل توجه آنكه مزی پس از برشمردن اسامی ٢٤٦ تن از شیوخ او، از شمارش بقیه چشم میپوشد، چه، به گمان او آوردن همۀ آنها به درازا میكشد (٣٢ / ٣٣٠). به هر حال، فهرست شیوخ وی مجموعۀ بزرگی است كه دانشمندان و مصنفان بسیاری را در زمینه لغت، ادب، تاریخ، رجال و حدیث در بر میگیرد.
از درس او نیز كسان بسیاری بهره برده، و وی را در زمرۀ استادان و مشایخ خویش جای دادهاند؛ از آن جمله میتوان ابراهیم بن محمد نیشابوری، معروف به ابن ابی طالب، اسحاق بن ابراهیم منجنیقی، ابوعیسی ترمذی، حسن بن سفیان بسوی، حسین بن محمد قَبّانی، عبدالرحمان بن ابی حاتم و عبدالرحمان بن یوسف ابن خراش مروزی (نك : همو، ٣٢ / ٣٣٠، ٣٣١؛ ذهبی، همان، ١٣ / ١٨١) را نام برد. ابن درستویه همچنین از شاگردان برجسته و راوی آثار بسوی به شمار میرود و از طریق اوست كه دو تألیف بازماندۀ وی به ما رسیده است. احادیث منقول از طریق بسوی نیز به طور گسترده در آثار محدثان خراسان، چون حاكم نیشابوری در مستدرك، ابوعوانه در المسند الصحیح و احمد بیهقی در السنن الكبری و شعب الایمان و جز آنها بازتاب یافته، و مضبوط گشته است.
بسوی در طول زمان از بزرگداشت و تكریم علمای رجال برخوردار بوده است، تا آنجا كه میتوان ادعای اجماع رجالیین بر توثیق او را بیگزاف دانست (نكـ: عمری، ١ / ١٤). براساس برخی منقولات مثلاً از حاكم نیشابوری (نكـ: ابن نقطه، ٢ / ٣١٦؛ مزی، ٣٢ / ٣٣١)، ابوزُرعۀ دمشقی (نك : همو، ٣٢ / ٣٣٢-٣٣٣: ذهبی، همان، ١٣ / ١٨٢) و ابن ابی حاتم به نقل از پدرش (نكـ: مزی، ٣٢ / ٣٣٣)، پایۀ وی بدان حد والا شمرده شده كه برخی خردهگیریها دربارۀ وی هیچ انگاشته شده، چنانكه قدح ابن عبدان شیرازی مبنی بر تشیع وطعن او نسبت به عثمان (نكـ: ذهبی، همان، ١٣ / ١٨٢-١٨٣) را در مورد وی بیاثر ساخته است.
محل درگذشت بسوی را برخی بصره و برخی همان فارس یا فسا دانستهاند (نك : مزی، ٣٢ / ٣٣٥؛ ابن نقطه، همانجا؛ ذهبی، همان، ١٣ / ١٨٣).
مهمترین اثر بسوی كتاب المعرفة و التاریخ است و تنها نسخۀ موجود آن، جلد دوم و سوم كتاب، به روایت ابن درستویه را در بر میگیرد. اكرم ضیاء عمری این كتاب را با مقدمهای در شرح حال و آثار بسوی و توضیحات مربوط به خود كتاب در ١٣٩٤ق / ١٩٧٤م در بغداد منتشر كرده است و چنانكه از نام آن پیداست، از دو بخش تشكیل میشود: بخش نخست به موضوعات تاریخی اختصاص دارد و در بخش دوم به معرفه الرجال پرداخته شده است. موضوعات جلد اول این كتاب (نك : بسوی، ٣ / ٢٤٧-٣٥٢) به شیوۀ تواریخ عمومی، با بیان خلقت زمین و آدم شروع میشود، به بعثت انبیا میپردازد و به شرح مولد و مبعث پیامبر اسلام(ص) میرسد. پس از آن، وقایع صدر اسلام، یعنی سیرۀ نبوی و عصر خلفا دنبال میشود و سپس رویدادها تا اواسط سال ١٣٥ق یاد میشود. بدینترتیب، جلد دوم كتاب با پیگیری حوادث سال ١٣٦ق آغاز میشود و تا حوادث سال ٢٤٢ ق ادامه مییابد.
بسوی در تاریخ خود همچون دیگران، در بیان وقایع گذشته به تفصیل پرداخته، ولی دربارۀ آنچه در عصر وی روی داده، یا خود مشاهده كرده، به اجمال سخن گفته است. گزارشهای بسوی در این فترت، از حد یادآوری سفر به نقطهای، یا راهی شدن به حج چندان فراتر نمیرود، و این مینمایاند كه به هر حال بسوی مرد حفظ و روایت بوده است، نه تجربه و معاینت؛ و گویا اشتغال به حدیث و كتابت و سماع آن، او را به گونهای بار آورده بود كه به تاریخ و آنچه گذشته است، نزدیكتر بود، تا به آنچه در زمان خود او در جریان بوده است. بسوی در بخش دوم كتاب كه قسمت اعظم مجلد دوم و تمام مجلد سوم از چاپ حاضر را در برمیگیرد، احوال صحابه و تابعین را مد نظر قرار داده، و سپس به جرح و تعدیل رجال حدیث پرداخته است. او همچنین فصلهایی را به قضات بصره، فضایل مصر و شام، اخبار اهل كوفه و ذكر فضایل و ذمایم آن دیار اختصاص داده است. بسوی در پایان، فصلی نیز برای معرفی راویانی كه به كنیه شهرت دارند، گشوده است.
بجز المعرفة و التاریخ، ٤ كتاب دیگر را در شمار آثار بسوی آوردهاند: ١. المشیخة، كه جزء دوم و سوم آن به روایت ابن درستویه بر جای مانده است. این دو جزء كه اولی ٢٩ برگ و دومی ٢٢ برگ را در بر دارد، در كتابخانۀ ظاهریه نگهداری میشود (نك : ظاهریه، ٣٧٤؛ سواس،٣٢٣) و بهگفتۀ رودانی (ص٣٧٤)، محمد كتانی(ص١٤٠-١٤١) و عبدالحی كتانی (٢ / ٦٢٥)، این كتاب در ٦ جزء نگاشته شده، و براساس شهرها ترتیب یافته است. هر چند بر پایۀ گزارش عمری (١ / ١٩)، این دو جزء موجود ترتیب معینی ندارد و مؤلف در آنها از هر شیخی از شیوخ خود یكی دو حدیث، با سند آن نقل كرده، و احوال شیوخ خویش را نیز بیان نداشته است (برای منتخب آن، نك : ظاهریه، همانجا). ٢. الزوال، كه آن را احمد بن ابراهیم بن شاذان، شاگرد بسوی از وی روایت نموده است (خطیب، ٩ / ٣٩٣). ٣. السنة و مجانبة اهل البدع، در باب عقاید اصحاب حدیث. ٤. البروالصلة، در اخلاق (سمعانی، التحبیر، ٢ / ٨٣؛ ذهبی، سیر، ١٣ / ١٨٣؛ عمری، ١ / ١٨).
در پارهای از منابع، همچنین از شخصی موسوم به بسوی صغیر، ابویوسف یعقوب بن سفیان بن زیاد، یاد شده كه از بسوی كبیر روایت كرده است (نك : سمعانی، الانساب، ٤ / ٣٨٥؛ ابن اثیر، ٢ / ٢١٦).
مآخذ
ابن ابی حاتم، عبدالرحمان، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دكن، ١٣٧٣ق / ١٩٥٣م؛
ابن ابی یعلی، محمد، طبقات الحنابلة، به كوشش محمد حامد فقی، قاهره، ١٣٧١ق / ١٩٥٢م؛
ابن اثیر، علی، اللباب، قاهره، ١٣٥٦ق؛
ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دكن، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
ابن شهر آشوب، محمد، المناقب، قم، انتشارات علامه؛
ابن نقطه، محمد، التقیید، حیدرآباد دكن، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
بسوی، یعقوب، المعرفة و التاریخ، به كوشش اكرم ضیاء عمری، بغداد، ١٣٩٤-١٣٩٦ق / ١٩٧٤-١٩٧٦م؛
خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
همو، العبر، به كوشش محمد سعید بن بسیونی، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
همو، میزان الاعتدال، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٢ق / ١٩٦٣م؛
رودانی، محمد، صله الخلف، به كوشش محمد حجی، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
سمعانی، عبدالكریم، الانساب، به كوشش عبدالله بارودی، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
همو، التحبیر، به كوشش منیره ناجی سالم، بغداد، ١٣٩٥ق / ١٩٧٥م؛
سواس، یاسین، فهرس مجامیع المدرسة العمریة فی دارالكتب الظاهریة بدمشق، كویت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٧م؛
ظاهریه، خطی (حدیث)؛
عمری، اكرم ضیاء، مقدمه بر المعرفة و التاریخ (نكـ: هم، بسوی)؛
كتانی، عبدالحی، فهرس الفهارس و الاثبات، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٤٠٢ق / ١٩٨٢م؛
كتانی، محمد، الرسالة المستطرفة، استانبول، ١٩٨٢م؛
مزی، یوسف، تهذیب الكمال فی اسماء الرجال، به كوشش بشار عواد معروف، بیروت، ١٤٠٠ق / ١٩٨٠م؛
یاقوت، بلدان.
عبدالامیر جابری زاده