دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٢٤ - ابن والی
ابن والی
نویسنده (ها) :
رضا محمدزاده
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ والی، ابراهیم بن والی بن نصر خجابن حسین مقدسی، ملقب به برهانالدین (د ح ٩٦٠ ق / ١٥٥٣ م)، ادیب و فقیه حنفی اهل غزّه. دانستههای ما دربارۀ او بسیار اندک است و تنها گزارش ابنحنبلی (١(١) / ٣٤)، از دوستان و علاقهمندان اوست که میتواند خطوط کلی زندگی وی را تا حدودی ترسیم نماید. او نوادۀ دختری شهابالدین احمد تمیمی داری بوده است. ابنحنبلی نام اشهر او را ابنوالی آورده، اما از قول خود وی نقل میکند که در نام پدرش تحریف واقع شده و اصل آن ولی است. خود وی نیز گاه خویشتن را «ابنولی» خوانده است (همو، ١(١) / ٣٤، ٣٥؛ نیز نک : جمالالدین، ٢٩٤). او دوران جوانی خود را در غزه گذرانده (ابنحنبلی، همانجا؛ تمیمی، ١ / ٢٥٠) و به گفتۀ ابنطولون صاحب کتاب الغُرَف العَلیّة در صفر ٩٤٢ ق به دمشق رفته است (نک : تمیمی، همانجا). وی سپس سفری نیز به بغداد کرد و از آنجا به حلب رفت. به گفتۀ ابنحنبلی (همانجا) او در بغداد یک تیمار (اقطاعی در درجۀ دوم اهمیت که معمولاً به نظامیان عثمانی داده میشد) داشته است. تاریخ ورود وی به حلب را ابنحنبلی (همانجا) در ٩٤٦ ق ضبط کرده است. او پس از چندی به وطن خویش غزه بازگشت. مدتی بعد آهنگ قاهره کرد و در آنجا از محضر فقیه حنفی، امینالدین ابن عبدالعال بهره برد و پس از دریافت اجازۀ فتوا از او، به وطن خود بازگشت و به افتا پرداخت (همو، ١(١) / ٣٥-٣٦). وی در غزه به تألیف تحفة العبید همت گماشت و در ٩٦٠ ق به عثمانی رفت و آن کتاب را به صدر اعظم رستم پاشا تقدیم کرد. آنگاه به حلب رفت و آن کتاب را به صدر اعظم رستم پاشا تقدیم کرد. آنگاه به حلب رفت و پس از دریافت تیماری که فوق تصور او بود، در همان سال از بیراهه رو به سوی دیار خویش کرد. از آن پس دیگر از او خبری نشد (همو، ١(١) / ٣٩؛ قس: جمالالدین، همانجا).
ابنوالی در سرودن شعر نیز تبحر داشت و نه تنها به عربی، بلکه به فارسی نیز شعر میگفت، گفته شده که زبان فارسی را در بغداد، با خواندن گلستان سعدی فرا گرفته بود (ابنحنبلی، ١(١) / ٣٤). از اشعار ابنوالی تنها ابیات چندی نقل شده (همو، (١) / ٣٥-٣٦) و روی هم رفته صنـاعـات لفظی بر اشعـار او حکمفرمـاست (نک : جمالالدین، ٢٩٣).
اثر مهم ابنوالی تحفة العبید فیما ورد فی الخیل و الرمایة و الصید است که دربارۀ اسب سواری و شکار و تیراندازی نوشته شده است. در این کتاب ابنوالی میکوشد تا از آیات و احادیث نبوی همراه با ذکر سند و مصدر آنها بهره جوید. گهگاه نیز به اشعار تمثل جسته و به اقوال ائمۀ مذاهب اهل سنت، خصوصاً ابوحنیفه اشاره میکند. از این کتاب نسخهای خطی در کتابخانۀ حرم مکه موجود است. از بررسی این نسخه معلوم میشود که در اواسط صفر ٩٦٠ نوشتن آن در غزه به پایان رسیده است (برای تفصیل در معرفی این نسخه، نک : جمالالدین، ٢٩٢-٢٩٦).
اثر دیگر ابنوالی که اکنون نشانی از آن در دست نیست الدرة البرهانیة نام دارد که منظومهای است نحوی. او متن آجرومیۀ ابن آجروم (ﻫ م) را به نظم کشید و خود مطالبی بدان افزود (نک : غزی، ٢ / ٨١). شاید به همین جهت حاجی خلیفه (٢ / ١٧٩٧) نام این اثر را در زُمرۀ شروح آجرومیه آورده است. تاریخ سرودن این منظومه به پیش از ٩٤٢ ق باز میگردد (نک : تمیمی، همانجا).
مآخذ
ابنحنبلی، محمد بن ابراهیم، درّ الحبب فی تاریخ اعیان حلب، به کوشش محمود احمد فاخوری و یحیی زکریا عباره، دمشق، ١٩٧٢ م؛
تمیمی، تقیالدین بن عبدالقادر، الطبقات السنیة فی تراجم الحنفیة، به کوشش عبدالفتاح محمد حلو، ریاض، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
جمالالدین، محسن، «تحفة العبید فیما ورد فی الخیل و الرمایة و الصید»، المورد، ١٣٩٢ ق / ١٩٧٢ م؛
س ١، شم ٣-٤؛
حاجی خلیفه، کشف؛
غزی، نجمالدین، الکواکب السائرة، به کوشش جبرائیل سلیمان جبور، بیروت، ١٩٤٩ م.
رضا محمدزاده