دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٤٠ - جمال مصری
جمال مصری
نویسنده (ها) :
علی تولایی
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٣ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جَمالِ مِصْری، جمـالالـدین یـونـس بـن بـدران قـرشـی (د ٦٢٣ ق / ١٢٢٦م)، عالم و فقیه شافعی و قاضی القضات شام. کنیۀ او را ابوالولید، ابومحمد، ابوالفضائل و ابوالفرج آوردهاند (نک : ذهبی، تاریخ ... ، ١٧٨).
وی حدود سال ٥٥٠ ق / ١١٥٥م (همو، سیر ... ، ٢٢ / ٢٥٧، العبر، ٣ / ١٩٢؛ ابن قاضی شهبه، ٢ / ٩٧) یا ٥٥٥ ق / ١١٦٠م (اسنوی، ٢ / ٤٤٨؛ سیوطی، ١ / ٣٥٣؛ نعیمی، ١ / ١٨٦) در مصر زاده شد. او خود را اصالتاً حجازی، و به قریش و بنی شیبه منتسب میدانست (ذهبی، تاریخ، همانجا؛ ابن کثیر، ١٣ / ١٣٤)؛ اما این انتساب گفتوگوهایی را سبب شده است (ذهبی، العبر، سیر، نیز اسنوی، همانجاها؛ نعیمی، ١ / ١٨٧). شاید از همین رو ست که به تیرگی رنگ گندمگون چهرهاش و تلفظ نادرست برخی حروف در کلام او اشاره کردهاند (ذهبی، تاریخ، ١٧٩، سیر، همانجا).
جمال مصری از سلفی سماع کرده است و علی بن هبة الله کاملی را نیز از مشایخ وی برشمردهاند (نک : همانجاها، نیز العبر، همانجا). کسانی چون عمر بن حاجب، شهاب قوصی و برزالی از وی روایت کردهاند (سبکی، ٨ / ٣٦٦؛ ذهبی، سیر، ٢٢ / ٢٥٨؛ اسنوی، نعیمی، همانجاها).
جمال مصری که مدتی کارگزار بیتالمال در دمشق بود (نک : سبط ابن جوزی، ٨ / ٦٤٣؛ ذهبی، تاریخ، ١٧٨)، پس از تقی ضریر، عیسی بن احمد عراقی (د ٦٠٢ ق) با حکم وزیر صفیالدین بن سُکر عهدهدار تدریس در مدرسۀ امینیه شد (همو، نیز اسنوی، ابن قاضی شهبه، همانجاها؛ نعیمی، ١ / ١٨٧)؛ همچنین وکالت سلطانیۀ شام را برعهده داشت (ذهبی، العبر، همانجا) و به عنوان پیامرسان ملک عادل، فرمانروای دمشق به نزد ملوک و خلفا فرستاده میشد (همو، تاریخ، نیز ابن کثیر، همانجاها)؛ چنانکه در ٥ جمادیالآخر ٦٠٣ ق / ٧ ژانویۀ ١٢٠٧م با نامهای از سوی ملک عادل به بغداد رفت و با چند تن از جمله، پسر برادر صاحب اربل، مظفرالدین کوکری بر خلیفه وارد شد. در این مجلس، وی ضمن تسلیم نامۀ ملک عادل، پاسخ خلیفه را نیز دریافت کرد (ابن کثیر، ١٣ / ٦٣).
پس از فوت ملک عادل در ٦١٩ ق / ١٢٢٢م، در زمان ملک معظم و پس از عزل زکی بن زکی، منصب قاضی القضاتی دمشق به جمال سپرده شد و او تا زمان فوت در این منصب باقی بود (سبط ابن جوزی، اسنوی، همانجاها). به گفتۀ برخی، وی در تصدی امور روش نیکویی نداشت (ذهبی، اسنوی، همانجاها). قضا پس از وی به شمسالدین احمد بن خلیلی جوینی واگذار شد (ابن کثیر، ١٣ / ١٣٥).
در ٦١٩ ق، با تکمیل بنای مدرسۀ عادلیۀ کبیره، جمال مصری نخستین عالمی بود که از سوی حاکم عهدهدار تدریس در آن مدرسه شد (ذهبی، تاریخ، العبر، نیز اسنوی، همانجاها؛ ابنکثیر، ١٣ / ١٣٤؛ نعیمی، همانجا). در گزارش ابنکثیر (١٣ / ١١٥) آمده است که سلطان معظم در آن مدرسه حاضر شد و در صدر نشست. سمت چپ او قاضی جمال مصری و سمت راست او صدرالدین حصیری، شیخ حنیفه قرار گرفت. در این مجلس عالمانی چون تقیالدین ابن صلاح، سیفالدین آمدی، محییالدین ترکی و ابنعساکر حضور داشتند.
جمال مصری در مدرسۀ عادلیۀ کبیره تدریس یک دوره تفسیر را تمام کرد. گفته شده است که پس از تفسیر به تدریس فقه پرداخت (ذهبی، تاریخ، ١٧٩؛ اسنوی، همانجا؛ ابن کثیر، ١٣ / ١٣٤؛ ابن قاضی شهبه، ١ / ٩٨؛ سیوطی، نعیمی، همانجاها). گویا وی تألیف دو اثر: اختصار الام شافعی و کتابی در باب فرائض (تقسیم ارث) را در همین دوره به پایان رسانده است (همانجاها؛ زرکلی، ٨ / ٢٦٠؛ کحاله، ١٣ / ٣٤٦). وی در همان مدرسه به ثبت و ضبط اسناد و پروندهها (اثبات محاضر و سجلات) میپرداخت. هر صبح جمعه و روز سهشنبه در ایوان عادلیه مینشست و همۀ شهود شهر را فرا میخواند. هرکس که دارای سند و قبالهای بود، حاضر میشد و شاهدانش را فرا میخواند. شهود نزد حاکم ادای شهادت میکردند و وی به سرعت به ثبت آن میپرداخت (ابن کثیر، همانجا). به گفتۀ ابوشامـه جمـال در اثبـات سجلات مورد اعتماد بود (نک : نعیمی، همانجا). همچنین آمده است که هر جمعه پس از عصر در مشهد عثمان مینشست و تا نماز مغرب و گاه تا نماز عشا حکم میداد (ابن کثیر، همانجا).
اگرچه خود وی به عنوان فردی درستکار و محترم شناخته شده، اما دربارۀ شیوۀ کار وی گفته شده است هنگامی که وراثت فردی نزد او ثابت میشد، او را به مصالحه با بیتالمال امر میکرد. وی فرزند خود، تاجمحمد را که فردی ناصالح بود و شیوۀ پسندیدهای نداشت، جانشین خود کرد. همین عوامل مایۀ بدبینی و کینهورزی مردم نسبت به وی شد (ذهبی، اسنوی، همانجاها؛ ابن کثیر، ١٣ / ١٣٤-١٣٥؛ نعیمی، ١ / ١٨٨).
جمال مصری در ربیعالاول ٦٢٣ در دمشق درگذشت (سبط ابن جوزی، نیز ذهبی، تاریخ، همانجاها)، اگرچه برخی وفات وی را در ماه ربیعالآخر نوشتهاند (نک : همو، العبر، اسنوی، سیوطی، همانجاها). وی را در حیاط خانهاش نزدیک قلیجیه، در رأس باب الریحان، رو به روی قبة الخضراء به خاک سپردند (همانجاها). به نظر میرسد که شیوۀ او در قضا سبب شده بود تا دمشقیان چندان از مرگش متأسف نباشند، چنانکه در گزارشی از ابوشامه آمده است: «شمار کسانی که از خداوند برای او طلب رحمت کردهاند، اندک است» (نک : ذهبی، تاریخ، همانجا، سیر، ٢٢ / ٢٥٧). ابن عنین هم در هجای وی شعری سروده است (ص ٢٣٧-٢٣٨). پس از فوت جمال، پسرش تاجالدین محمد، جانشین پدر شد (ابنکثیر، ١٣ / ٢٣٠).
مآخذ
ابن عنین، محمد، دیوان، به کوشش خلیل مردم بک، بیروت، دارصادر؛
ابن قاضی شهبه، ابوبکر، طبقات الشافعیة، به کوشش عبدالعلیم خان، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
ابن کثیر، البدایة و النهایة، به کوشش علی شیری، بیروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
اسنوی، عبدالرحیم، طبقات الشافعیة، به کوشش عبدالله جبوری، بغداد، ١٣٩١ق / ١٩٧١م؛
ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام، حوادث و وفیات ٦٢١- ٦٣٠ ق، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، ١٤١٨ق / ١٩٩٨م؛
همو، سیر اعلام النبلاء، به کوشش بشار عواد معروف و محیی هلال سرحان، بیروت، ١٤١٣ق / ١٩٩٣م؛
همو، العبر، به کوشش محمد سعید بن بسیونی زغلول، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
زرکلی، اعلام؛
سبط ابن جوزی، یوسف، مرآة الزمان، حیدرآباد دکن، ١٣٧١ق / ١٩٥٢م؛
سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیة الکبرى، به کوشش عبدالفتاح محمد حلو و محمود محمد طناحی، قاهره، ١٣٨٠ق / ١٩٦٠م؛
سیوطی، حسن المحاضرة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٤١٨ق / ١٩٩٨م؛
کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، ١٣٧٦ق / ١٩٥٧م؛
نعیمی، عبدالقادر، الدارس فی تاریخ المدارس، به کوشش جعفر حسنی، مکتبة الثقافة الدینیه، ١٩٨٨م.
علی تولّایی