دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٦٣ - ابو الجیش بلخی
ابو الجیش بلخی
نویسنده (ها) :
حسن انصاری
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوالْجَيْشِ بَلْخی، مظفر بن محمد بن احمد خراسانی (د ٣٦٧ ق / ٩٧٨ م)، متكلم و محدث امامی. منابع در مورد تاريخ تولد وی سكوت كردهاند. او نزد محمد بن جرير طبری (د ٣١٠ ق) و ابوسهل نوبختی (د ٣١١ ق) دانش آموخته (نجاشي، ٤٢٢؛ طوسي، امالي، ١ / ٢٥٠، الفهرست، ١٦٩) و در بغداد افزون بر اين دو از كسانی مانند ابن همام اسكافي، محمد بن احمد بن ابی الثلج و محمد بن جعفر علوی حسينی بهره برده و از آنان حديث شنيده است (مفيد، الارشاد، ٢٠، ٢٦، الامالي، ٣١٠؛ طوسي، امالي، ١ / ١٦٦). وی ظاهراً به شغل وراقی اشتغال داشته است، زيرا در اسناد پارهای از روايات به وی نسبت وراق داده شده است (مفيد، همانجا؛ طوسي، همان، ١ / ٧٦). علمای اماميه ابوالجيش را به عنوان متكلم ميشناختند (ابننديم، ٢٢٦؛ نجاشي، همانجا). وی چنانكه از عناوين آثارش برميآيد، درخصوص مسائل حساسی در اين زمينه قلم زده است. ابوالجيش از شاگردان خاص ابوسهل بوده، به طوری كه طوسی او را از «غلمان» وی شمرده است ( الفهرست، همانجا). از اينرو شخصی همچون ابوالجيش ميتوانست انتقال دهندۀ آراء كلامی ابوسهل به آيندگان بوده باشد (قس: مكدرموت، ١١-١٢). ابوحيان توحيدی در اخلاق الوزيرين از مجلسی در رمضان سال ٣٦٠ ق در محضر عزّالدولۀ بويهی ياد ميكند كه دانشمندانی چون ابوعبدالله بصري، علی بن عيسی رمّاني، ابوحامد مرورودی و ابوالجيش بلخی حضور داشتهاند. در آن ميان ابوالجيش به طرح سؤالی راجع به قرآن و اختلاف فقها، متكلمان و ديگر علما دربارۀ آن ميپردازد كه حاضران تا مدتی از پاسخ به آن درميمانند (ص ٢٠٢-٢٠٧).
در ميان شاگردان وی بهويژه بايد از شيخ مفيد نام برد كه از او حديث نيز شنيده است (مفيد، الارشاد، الامالي، همانجاها؛ نجاشي، طوسي، همانجاها). شاگرد ديگر وی ابوياسر بوده كه شيخ مفيد در جوانی هنگامی كه برای كسب علم به بغداد آمده بود، نزد او در محلۀ باب خراسان دانش آموخت و همو بود كه مفيد را برای كسب علم راهی درس علی بن عيسی رمّانی كرد (ابن ادريس، ١٦١؛ ورام، ٢ / ٣٠٢). شخصيت ابوياسر كه به غلام (شاگرد خاص) ابوالجيش نيز مشهور بود (همانجاها)، چندان شناخته نيست و در خصوص رابطۀ او با شخصی به نام طاهر كه نجاشی (ص ٢٠٨) و طوسی (همان، ٨٦) از وی با عنوان ابوالجيش ياد كردهاند، چيزی نميدانيم. اين دو در شرح حال طاهر يادآور شدهاند كه وی متكلم بوده و آغـاز دانشاندوزی شيخ مفيد نزد وی بـوده است (نيز نك : ابننديم، همانجا، كه از شخصی به نام غلام ابوالجيش در ميان متكلمان اماميه نام برده، ولی اطلاعی درخصوص وی به دست نداده است). به هر روی چنانكه از عبارت نجاشی در شرح حال طاهر برميآيد، شيخ مفيد پيش از آنكه نزد ابوالجيش به تحصيل پرداخته باشد، از طاهر شاگرد وی بهره برده است. درخصوص تبحر ابوالجيش در حديث، نجاشی (ص ٤٢٢) يادآور شده كه وی حديث بسيار شنيده و طوسی در الفهرست (ص ١٦٩) او را عارف به اخبار دانسته است. مفيد در الارشاد (ص ٢٠، ٢٦، جم ) و الامالی (ص ٣١٠، ٣٢٨، جم ) و طوسی در امالی (١ / ١٦٦، ٢٥٠، جم ) برخی روايات وی را نقل كردهاند.
گفتنی است كه در ميان مشايخ مفيد از شخصی به نام ابوالحسن محمد بن مظفر وراق نام برده شده كه از ابن ابی الثلج و طبری روايت ميكند. با توجه به اطلاعاتی كه از ابوالجيش در دست داريم، اين احتمال وجود دارد كه اين فرد كسی جز ابوالجيش نبوده و اين نام ضبطی غيردقيق از نـام وی بوده باشد (نك : مفيد، همان، ١٨- ١٩؛ قس: طوسي، همان، ١ / ١٦٦).
ابوالجيش دارای تأليفاتی به خصوص در زمينۀ امامت بوده است (نك : همو، الفهرست، ١٦٩). از ميان عناوين آثار وی آنچه به ما رسيده، اينهاست: ١. الارزاق و الآجال (نجاشي، همانجا)؛ ٢. الامامة (ابن شهر آشوب، ١٢٤)؛ ٣. الانسان و انّه غير هذه الجملة (نجاشي، همانجا)، كه احتمالاً تأليفی است مربوط به حقيقت انسان و اينكه مكلف به تكاليف الهی كيست. از ظاهر عنوان اين كتاب چنين برميآيد كه ابوالجيش همچون استادش ابوسهل نوبختی بر اين اعتقاد بوده كه حقيقت انسان چيزی است ورای صورت ظاهری آدمی و البته از مقولة امری غيرمادی (نك : سيدمرتضي، ١١٣- ١١٤)؛ ٤. خصال الكمال (ابن شهر آشوب، همانجا)؛ ٥. الرد علی من جوّز علی القديم البطلان؛ ٦. فدك (نجاشي، همانجا)؛ ٧. قد فعلت فلاتلم، كه طوسی از آن با عنوان المثالب نيز ياد كرده و گفته كه كتاب بزرگی بوده است (نجاشي، طوسي، همانجاها). اين كتاب مورد استفادۀ عمادالدين طبری در كامل بهائی (٢ / ١٢٩- ١٣٢) قرار گرفته است؛ ٨. مجالس مع المخالفين فی معان مختلفة (نجاشي، همانجا)، كه نشان ميدهد ابوالجيش با مخالفان خود از مكاتب مختلف كلامی مناظراتی داشته است؛ ٩. نقض العثمانية للجاحظ (طوسي، همانجا؛ قس: نجاشي، همانجا)؛ ١٠. نقض ماروی من مناقب الرجال (ابن شهر آشوب، همانجا)؛ ١١. النكت و الاغراض، در امامت (نجاشي، همانجا؛ قس: طوسي، همانجا).
مآخذ
ابن ادريس، محمد بن احمد، مستطرفات السرائر، قم، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٧ م؛
ابن شهر آشوب، محمد بن علي، معالم العلماء، نجف، ١٣٨٠ ق / ١٩٦١ م؛
ابن نديم، الفهرست؛
ابوحيان توحيدي، اخلاق الوزيرين، به كوشش محمد طنجي، دمشق، ١٣٨٥ ق؛
سيد مرتضي، علی بن حسين، الذخيرة، به كوشش احمد حسيني، قم، ١٤١١ ق؛
طوسي، محمد بن حسن، امالي، بغداد، ١٣٨٤ ق / ١٩٦٤ م؛
همو، الفهرست، به كوشش محمد صادق بحرالعلوم، نجف، كتابخانۀ مرتضويه؛
عمادالدين طبري، حسن بن علي، كامل بهائي، قم، ١٣٧٦ ق؛
مفيد، محمد بن محمد، الارشاد، نجف، ١٣٨٢ ق؛
همو، الامالي، به كوشش غفاری و استاد ولي، قم، ١٤٠٣ ق؛
نجاشي، احمد بن علي، رجال، به كوشش موسی شبيری زنجاني، قم، ١٤٠٧ ق؛
ورام بن ابی فراس، تنبيه الخواطر، قم، ١٣٧٥ ق؛
نيز:
McDermott, M. J., The Theology of Al-Shaikh al-Mufīd, Beirut, ١٩٨٦.
حسن انصاري