دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٢٢ - بلوغ
بلوغ
نویسنده (ها) :
علی تولایی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُلوغ، اصطلاحی در فقه و حقوق، به معناي رسيدن انسان به مرحلهاي از رشد كه ملزم به رعايت قوانين شرعی يا عرفی باشد. بلوغ يكی از شرايط عمومی الزام به تكاليف، و برخورداري از برخی حقوق است كه «اهليت» خوانده میشوند.
اين موضوع با تعابير مختلف در قرآن كريم مورد اشاره قرار گرفته (براي نمونه، نک : نور / ٢٤ / ٥٨-٥٩؛ نساء / ٤ / ٦؛ انعام / ٦ / ١٥٢)، و با مترتب شدن آثاري بر آن، در سنت نبوي بسط يافته است (براي نمونه، نک : سعيد بن منصور، ٣(٢) / ٩٥). در عهد صحابه و تابعين، گسترش بحث از اشتراط بلوغ را میتوان در پيرامون پارهاي احكام فقهی مربوط به نفوذ بيع، طلاق و وصيت، پذيرش اقرار و شهادت و حتی برخی احكام جزايی همچون اقامۀ حد پیگيري كرد (نک : صنعانی، ٤ / ١٥٣-١٥٤؛ سعيد بن منصور، ٣(١) / ١٥١؛ ابن ابی شيبه، ١ / ٣٠٥، ٤ / ٧٤، ٣٣٩، ٣٦٠، ٥ / ٤٨٠؛ براي دو تكنگاري از شافعی دراين باره، نک : ابن نديم، ٢٦٤).
برخی گزارشهاي رسيده از سدۀ نخست هجري نشان میدهند كه صرفاً ظاهر شدن نشانههاي جسمی، بهعنوان تحقق بلوغ و مبدأ زمانی تكليف تلقی شدهاند (صنعانی، ٤ / ١٥٤؛ سعيدبن منصور، ٣(١) / ١٥٢؛ ابنابیشيبه، ٦ / ٢٢١؛ حرعاملی، ١١ / ٤٥؛ نيز، نک : ابنقاسم، ١٦ / ٢١٧؛ بخاري، ٣ / ١٥٨). از اواخر سده اول و طی سده دوم ق، در كنار تأكيد برخی فقيهان بر نشانههاي جسمی (نک : طحاوي، ٣ / ٢١٧؛ نيز ابن ابی شيبه، ٥ / ٤٨٠)، از سوي برخی ديگر، رسيدن به مقطع سنی خاص نيز نشانه بلوغ تلقی شده است (نک : سعيد بن منصور، ٣(٣) / ٣٨٢؛ بخاري، ٣ / ١٥٨-١٥٩). غالب فقيهان اصحاب حديث، برخی از فقيهان مالكی و حنفی و عموم فقيهان شافعی و زيدي، ١٥ سالگی را بهعنوان سن بلوغ در دختر و پسر پذيرفتند (نک : شافعی، ٣ / ٢٢٠؛ طحاوي، همانجا؛ جصاص، ٣ / ٦٢٥؛ ابواسحاق، ١ / ٣٣٠؛ ابنعربی، عارضه...، ٦ / ١١٦، احكام ...، ١ / ٣٢٠؛ ابنقدامه، ٤ / ٥١٤؛ نووي، ١٣ / ١٩، ٢١؛ ابنمرتضی، ١ / ١٥٠؛ مرداوي، ٣٢٠؛ غنيمی، ٢ / ٧١). اما رأي ابوحنيفه شايان تأمل است كه بلوغ پسر را در ١٨ سالگی (روايت ابويوسف و حسن بن زياد) يا ١٩ سالگی (روايت محمدبن حسن) و بلوغ دختر را در ١٧ سالگی میدانست (جصاص، همانجا). در سدۀ ٣ق / ٩م، داووداصفهانی، بنيانگذار مكتب ظاهري ملاك قرار دادن سن براي تحقق بلوغ را مخالف مضمون روايات «رفع قلم از صبی» شمرد. به نظر وي، مادام كه نشانههاي جسمی بلوغ در فرد ظاهر نشوند، هر چند سال كه بر او بگذرد، بالغ نشده است (ابنقدامه، همانجا؛ نووي، ١٣ / ٢٢).
غالب فقيهان امامی با استناد به روايات رسيده از اهل بيت (ع)، رسيدن به سن ١٥ در پسران و ٩ سالگی در دختران را شرط بلوغ دانستهاند (نک : ابن ادريس، ٢ / ١٩٩؛ صاحب جواهر، ٢٦ / ١٧، ٣٨؛ مراغی، ٢ / ٧٣٢؛ نيز قانون مدنی، ماده ١٢٠٩، اصلاحی ٨ دي ١٣٦١؛ براي اقوال ديگر، نک : بحرانی، ١٣ / ١٦٩). اختلاف روايات منقول از اهل بيت (ع) در باب تعيين دقيق سن بلوغ (نک : حرعاملی، ١ / ٤٢-٤٦)، سبب گرديده است كه برخی فقيهان متأخر درصدد جمع بين اين اخبار برآيند. ازجمله، فيض كاشانی با گرايش معتدل اخباري، بلوغ را به اعتبار انواع تكاليف داراي مراتبی دانسته است (١ / ١٣-١٤؛ براي نقد آن، نک : بحرانی، ١٣ / ١٦٨؛ صاحب جواهر، ٢٦ / ٤١). شيخ يوسف بحرانی (د ١١٨٦ق / ١٧٧٢م)، فقيهی با همان گرايش، با عنايت به قراينی، اين احتمال را مطرح كرده كه ممكن است اختلاف در اخبار، بر حسب اختلاف اشخاص در قدرت عقلی و جسمی باشد (همانجا؛ درباره برداشتهاي ديگر، نک : آبی، ١ / ٥٥٢-٥٥٣؛ كاشف الغطاء، ٧٩).
از تكنگاريهاي مربوط به بلوغ درفقه اماميه،كتاب مسألة فی البلوغ، از شيخ مفيد (د٤١٣ق / ١٠٢٢م) (نجاشی، ٤٠١) و رسالة فی البلوغ و حده، از عبدالعالی بن علی كركی (د ٩٩٣ق / ١٥٨٥م) (مدرسی طباطبايی، ٢٠٣؛ براي متن اين رساله، نک : بلوغ دختران، ٢٢-٣٢) قابل ذكرند. در عصر حاضر نيز مسئلۀ نشانههاي بلوغ، به ويژه سن بلوغ در دختران، مورد توجه محافل فقهی و حقوقی قرار گرفته، و مقالاتی در نقد ديدگاه مشهور نوشته شده است (نک : همان، سراسر كتاب). هدف اصلی از اين مقالات را بايد روي آوردن به نشانههاي طبيعی و عَرَضی بلوغ و تطبيق سن با آن ــ و نه موضوعيت بخشيدن به سن مذكور در روايات ــ دانست (براي نمونهاي از نقد اين ديدگاهها،نک : سبحانی، ٥٧-٦٣).
در خصوص آثار بلوغ، بايد توجه داشت كه تكاليف الزامی مشروط به بلوغ است. علاوهبر آن، به استناد قرآن كريم (نساء / ٤ / ٦)، كودك از تصرف در اموال و حقوق مالی خود محجور است و بلوغ به همراه «رشد» ــ كه برخی از علما در تبيين ماهيت آن، دوعنصر«صلاح دينی» و «حفظ مالی» را دخيل دانستهاند (نک : راوندي، ٢ / ٧٣؛ سيوطی، ٧٨) ــ مبدأ زوال حجر به شمار میرود (نيز نک : قانون مدنی، ماده ١٢٠٧). بايد افزود احكامی چون مواريث، ديات و ضمان مشروط به بلوغ نيست (مراغی، ٢ / ٦٦٠؛ براي نمونههايی از قوانين مدون، نک : قانون مدنی، مواد ١١٨٣ و ١٢١٦؛ قانون مجازات اسلامی، مادۀ ٥٠). در برخی مسائل خاص، از جمله صحت اسلام آوردن كودك، صحيح بودن عبادات و نفوذ تصرفات او نيز اختلاف است (نک : ابنعربی، عارضة، ٦ / ١٩٧؛ زركشی، ٢ / ٢٩٥بب ؛ نراقی، ٧٩١؛ مراغی، ٢ / ٦٦٤، ٦٧٢، ٦٧٤، ٦٧٨؛ براي پارهاي تفصيلات در اين مسئله، نک : ابن عربی، همان، ٦ / ١١٦؛ سرخسی، ٢ / ٣٤٠-٣٥٢).
مآخذ
آبی، حسن، كشف الرموز، به كوشش علی پناه اشتهاردي و حسين يزدي، قم، ١٤٠٨ق؛
ابن ابی شيبه، عبدالله، المصنف، به كوشش كمال يوسف حوت، رياض، ١٤٠٩ق؛
ابن ادريس، محمد، السرائر، قم، ١٤١٠ق؛
ابن عربی، محمد، احكام القرآن، به كوشش علی محمد بجاوي، بيروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
همو، عارضة الاحوذي، بيروت، ١٤١٥ق / ١٩٩٥م؛
ابن قاسم، عبدالرحمان، المدونه الكبري، قاهره، ١٣٢٣ق؛
ابن قدامه، عبدالله، المغنی، بيروت، دارالكتاب العربی؛
ابن مرتضی، احمد، البحر الزخار، به كوشش عبدالله جرافی، بيروت، ١٣٩٥ق / ١٩٧٥م؛
ابن نديم، الفهرست؛
ابواسحاق شيرازي، ابراهيم، المهذب، بيروت، دارالفكر؛
بحرانی، يوسف، الحدائق الناضرة، به كوشش محمد تقی ايروانی، نجف، ١٣٨٤ق؛
بخاري، محمد، صحيح، بيروت، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
بلوغ دختران، به كوشش مهدي مهريزي، قم، ١٣٧٦ش؛
جصاص، احمد، مختصر اختلاف العلماء، به كوشش نذير احمد، بيروت، ١٤١٧ق / ١٩٩٦م؛
حرعاملی، محمد، وسائل الشيعة، قم، ١٤١٢ق؛
راوندي، سعيد، فقه القرآن، به كوشش احمد حسينی، قم، ١٤٠٥ق؛
زركشی، محمد، المنثور، به كوشش محمد حسن اسماعيل، بيروت، ١٤٢١ق / ٢٠٠٠م؛
سبحانی، جعفر، البلوغ، قم، ١٤١٨ق؛
سرخسی، محمد، الاصول، به كوشش ابوالوفا افغانی، حيدرآباددكن، ١٣٧٢ق؛
سعيد ابن منصور، السنن، به كوشش حبيب الرحمان اعظمی، بمبئی، ١٤٠٣ق / ١٩٨٢م؛
سيوطی، الاكليل، به كوشش سيفالدين عبدالقادر كاتب، بيروت، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
شافعی، محمد، الام، به كوشش محمد زهري نجار، بيروت، دارالمعرفه؛
صاحب جواهر، محمد حسن، جواهر الكلام، به كوشش محمود قوچانی، تهران، ١٣٩٤ق؛
صنعانی، عبدالرزاق، المصنف، به كوشش حبيب الرحمان اعظمی، بيروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
طحاوي، احمد، شرح معانی اﻵاثار، به كوشش محمد زهري نجار، بيروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
غنيمی، عبدالغنی، اللباب، به كوشش محمد محيیالدين عبدالحميد، بيروت، ١٣٩٩ق / ١٩٧٩م؛
فيض كاشانی، محمد محسن، مفاتيح الشرائع، به كوشش مهدي رجايی، قم، ١٤٠١ق؛
قانون مجازات اسلامی؛
قانون مدنی؛
قرآن كريم؛
كاشف الغطاء، جعفر، كشف الغطاء، چ سنگی، ١٣١٧ق؛
مدرسی طباطبايی، حسين، مقدمهاي بر فقه شيعه، ترجمۀ محمد آصف فكرت، مشهد، ١٣٦٨ش؛
مراغی، عبدالفتاح، العناوين، قم، ١٤١٨ق؛
مرداوي، علی، الانصاف، به كوشش محمد حامد فقی، قاهره، ١٣٧٦ق / ١٩٥٦م؛
نجاشی، احمد، الرجال، به كوشش موسی شبيري زنجانی، قم، ١٤٠٧ق؛
نراقی، احمد، عوائد الايام، قم، ١٤٠٨ق؛
نووي، يحيی، المجموع، جده، مكتبة الارشاد.
علی تولاّيی