دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠١٢ - ابن سید الناس
ابن سید الناس
نویسنده (ها) :
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ سَيَّدِ النّاس، ابوبكر محمد بن احمد بن عبدالله بن محمد يحيی يعمری اشبيلی (محرم ٥٩٧- جمادیالثانی ٦٥٩/ اكتبر ١٢٠٠- مۀ ١٢٦١)، فقيه، محدث، مورخ و اديب اندلسی.
اصل او از اُبَّده از نواحی جيّان بود كه يعمريان اندلسی در آن منطقه زندگی میكردند (غبرينی، ٢٩١). وی در حُجيره از روستاهای اشبيليه به دنيا آمد و تحصيلات خود را نزد پدر آغاز كرد و ١٥ سال از او دانش آموخت، شش سال و نيم نيز از مادر بزرگ پدريش امّ العفاف بهره جست (فروخ، ٦/ ٢٢٩-٢٣٠). از ديگر مشايخ وی، ابومحمد عبدالرحمن بن علی زهری، ابوالعباس احمد بن محمد بن مقدام رعينی، ابوحفص عمر ابن عبدالله سلمی، ابوعمران موسی بن حسين قَيسی زاهد و ابوذر مصعب بن محمد خُشَنی را میتوان نام برد (غبرينی، ٢٩١-٢٩٢). ذهبی گفته است: بنابر قولی وی قرائت نافع را از ابونصر بن عظيمه فراگرفته است (٤/ ١٤٥٠). برخی از علمای مشرق همچون قاضی ابوالقاسم عبدالصمد بن محمد حَرَستانی نيز به وی اجازۀ روايت دادهاند (همانجا؛ غبرينی، ٢٩٣). ابن سيدالناس پس از ترك موطن خود مدتی در حُصْن القصر به تدريس پرداخت و سپس برای چندی در بوُنينه از روستاهای شَريش به تعليم قرآن پرداخت. پس از ٦٤٠ ق نخست به سبته و پس از آن به بجايه رفت و در آنجا به تدريس و امامت و ايراد خطبه در مسجد جامع پرداخت، سرانجام به دعوت مستنصر بالله به تونس رفت و به تدريس مشغول شد و در همانجا نيز درگذشت (غبرينی، ٢٩٥؛ ذهبی، ٤/ ١٤٥١؛ فروخ، ٦/ ٢٣٠). گفتهاند ابن سيدالناس ٠٠٠‘١٠حديث را با اسانيد آن از حفظ داشت و چند برابر آنها را مذاكره میكرد (غبرينی، ٢٩٤- ٢٩٥). وی در فقه، مذهب ظاهری داشت و پيرو روش ابوالعباس نباتی بود (ذهبی، همانجا). بابا تنبكتی (ص ٢٢٩) و مخلوف (ص ١٩٤) او را مالكی به شمار آوردهاند. از شاگردان او در فقه و حديث ابومحمد بن هارون را میتوان نام برد. قاضی عزالدين شريف نيز از او اجازه داشته است (ذهبی، همانجا). غبرينی هوشمندی و دانش گستردۀ ابن سيدالناس را ستوده و او را استاد در علم قرائات و متبحر در حديث خوانده است (ص ٢٩٤). او بجز حديث و فقه از فنون ادبی نيز اطلاع داشت و شعر نيكو میگفت و خطی زيبا داشت (همو، ٢٩٥). در منابع از او تنها يك اثر با عنوان بيع اُمّهات الاولاد ياد شده است (نک : ذهبی، همانجا) كه نسخهای از آن در دست نيست.
مآخذ
باباتنبكتی، احمد بن احمد، «نيل الابتهاج»، در حاشيۀ الديباج المذهبِ ابن فرحون، قاهره، ١٣٥١ ق؛
ذهبی، محمد بن احمد، تذكرة الحفاظ، حيدرآباد دكن، ١٣٣٣-١٣٣٤ ق؛
غبرينی، احمد بن احمد، عنوان الدراية، به كوشش عادل نويهض، بيروت، ١٩٦٩ م؛
فروخ، عمر، تاريخ الادب العربی، بيروت، ١٩٨٢ م؛
مخلوف، محمد بن محمد، شجرة النور الزكية، بيروت، ١٣٥٠ ق.
بخش علوم قرآنی و حديث