دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٢٩ - ابن هبیره
ابن هبیره
نویسنده (ها) :
فرامرز حاج منوچهری
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ هُبَیْره، ابوالمظفر عونالدین یحیی بن محمد بن هبیرۀ شیبانی (٤٩٩-٥٦٠ ق / ١١٠٦-١١٦٥ م)، ادیب، محدث، فقیه حنبلی و وزیر دو تن از خلفای عباسی. اگرچه در تبارنامۀ مفصلی نسب او را به بنی بکر بن وائل، از اعراب عدنانی، رساندهاند، اما نویسندگان بعدی غالباً آن را بر ساختۀ دوران وزارت وی دانستهاند (عمادالدین، خریدة، القسم العراقی، ١ / ٩٦، ٩٧؛ ابن جوزی، یوسف، ٨ (١) / ٢٥٦؛ ابنخلکان، ٦ / ٢٣٠).
ابنهبیره در روستایی به نام «دور بنی اوقر» (که بعدها به «دورالوزیر عونالدین» شهرت یافت)، از توابع دُجیل عراق، زاده شد (همانجا؛ یاقوت، ٢ / ٦١٥). پدرش که کشاورز (ابنطقطقی، ٣١٢) و به روایتی مردی سپاهی بود (ابنخلکان، همانجا)، او را در کودکی برای تحصیل به بغداد فرستاد و گویا اندکی بعد که هنوز ابنهبیره کودک بود، درگذشت و پس از آن ابنهبیره روزگار را با سختی و تنگدستی میگذرانید و به کارهای مختلف میپرداخت (ابنطقطقی، همانجا). با اینهمه به تحصیل علم همت گماشت. فقه را نزد کسانی چون ابوبکر دینوری و ابوالحسین محمد فرّاء فراگرفت، از ابومنصور جوالیقی ادب آموخت و نزد ابوعثمان اسماعیل بن محمد بن قیلۀ اصفهانی و ابوالقاسم هبةاللـه بن محمد بن حسین کاتب حدیث خواند و مدتی نیز مصاحبت ابوعبداللـه محمد بن یحیی بن علی زبیدی واعظ را برگزید (ابنخلکان، ٦ / ٢٣١؛ ابنایبک، ٢٦١). همچنین از کسانی چون ابوغالب بن بنا، ابوبکر محمد بن عبدالباقی انصاری، عبدالوهاب انماطی، ابوعثمان ابنمله و ابنزاغونی حدیث شنید (همانجا؛ ابنرجب، ١ / ٢٥١) و به روایتی از ابوطالب علوی محمد بن محمد حسنی، نقیب طالبیان بصره، بخشهایی از السنن ابی داوود را فرا گرفت و با اجازۀ او آن را روایت کرد (ذهبی، ٣ / ٣٤).
اولین منصب او از مشاغل دولتی، نظارت امور مالیاتی مناطق غربی خلافت بود. از آن پس مشاغل مهم و متعددی را عهدهدار شد و به سبب تدبیری که در دفع شرارت و بیحرمتی مسعود بلالی، شحنۀ بغداد از سوی مسعود سلجوقی، نسبت به خلیفه و نیز ممانعت از هجوم ابن القش مسعودی و ایلدگز سلطانی به بغداد نشان داد، کارش بالا گرفت و در ٥٤٤ ق از سوی خلیفه المقتفی، به جای ابنصدقه به وزارت منصوب شد و عونالدین لقب گرفت (عمادالدین، تاریخ دولة، ٢٠٥؛ ابنعمرانی، ٢٢٥؛ ابنخلکان، ٦ / ٢٣١- ٢٣٢؛ ابناثیر، الکامل، ١١ / ١٤٦). به گفتۀ ذهبی در ٥٤٩ ق که مسعود بلالی و ابن القش با جلب رضایت سلطان محمد سلجوقی به بغداد تاختند، عونالدین آنان را درهم شکست و لقب «سلطان العراق ملک الجیوش» یافت (٣ / ٨). در ٥٥٣ ق سلطان محمد به تنِ خویش بغداد را به محاصره گرفت، اما به سبب تدبیرهای عونالدین، شهر دستخوش قحطی و گرانی نشد و سلطان محمد چندی بعد از آنجا برخاست (ابناثیر، التاریخ، ١١٣، ١١٤).
ابنهبیره پس از مرگ المقتفی، به روزگار خلافت المستنجد نیز در وزارت ابقا شد. در دوران این خلیفه، بر اثر تلاشهای ابن هبیره، در مصر که از قلمرو خلافت عباسی خارج بود، خطبه به نام خلیفۀ بغداد خوانده شد (ابنرجب، ١ / ٢٥٨). ابنهبیره سرانجام در بغداد بر اثر بیماری درگذشت و احتمالاً وی را مسموم کردند (ابنجوزی، عبدالرحمن، المنتظم، ١٠ / ٢١٦) و در مدرسهای که خود برای حنبلیان بنیاد نهاده بود، دفن شد (ابناثیر، الکامل، ١١ / ٣٢١).
با اینکه روزگار طولانی عباسیان وزیران معتبر و مقتدر بسیاری دیده است، اما برخی (ابنعمرانی، همانجا) بر این عقیدهاند که هیچ وزیری در اقتدار و درایت و سیاستمداری به ابنهبیره نمیرسد. در روزگار وزارت او، سلجوقیان تقریباً نفوذ خود را از دست دادند، تا آنجا که پس از مرگ سلطان مسعود، املاک او به فرمان ابنهبیره به صورت اقطاع درآمد و بین هواداران خلیفه تقسیم شد (کلوزنر، ٤٥). وی برای بقای خلافت از هیچ کوششی فروگذار نمیکرد (ابنجوزی، عبدالرحمن، همان، ١٠ / ٢١٤؛ ابنطقطقی، ٣١٤)، چنانکه ظاهراً مسموم کردن ملکشاه سلجوقی در ٥٥٥ ق در اصفهان به تحریک او بوده است (ابنکثیر، ١٢ / ٢٤٢). با اینهمه او را بسیار متشرع، متقی، پارسا و بیاعتنا به ظواهر دنیا دانستهاند. از نظر اخلاقی نیز اهل تساهل و گذشت و مدارا بود و او را مردی دادگر دانسته و گفتهاند که در رفع ستم از مردم کوشش میکرد. چنانکه از زندگی او بر میآید، وی از نظر اخلاقی سخت تحتتأثیر استادش زبیدی واعظ بود که در جوانی از او بهره برده بود (ابن رجب، ١ / ٢٥١).
ابنهبیره مردی دانشمند بود و در فقه و حدیث و لغت مهارت داشت. سخنان حکمتآموز و لطیفی که از او در دست است (نک : همو، ١ / ٢٧٤-٢٧٦)، دقت نظر و نکتهسنجی او را معلوم میدارد. با اینکه خود حنبلی بود، علمای مذاهب دیگر نیز در مجلس درس او حضور مییافتند (ابوشامه، ٢ / ١٤١)، بدینسان در زمان او محیطی علمی و فرهنگی پدیدار شد و انجمنهای متعدد انعقاد یافت و بحث و تحقیق علمی شایع گردید (کلوزنر، ٨٨). بسیاری از همان عالمان و فقیهانی که با ابنهبیره دوستی داشتند و گاه نیز در مسائل سیاسی و اجتماعی مورد مشورت او قرار میگرفتند، از جملۀ ستایشگران او بهشمار میآیند که پس از مرگش نیز در رثای او شعرها سرودند (ابنجوزی، یوسف، ٨ (١) / ٢٦١، ٤٢١، ٨ (٢) / ٥٠٤، ٥٠٥؛ عمادالدین، خریدة، ١ (٤) / ١٠-١٥، ٤٦، ٢(٤) / ٥٠٦؛ ابن تعاویذی، ٣٤٤-٣٤٧؛ حیص بیص، ٣ / ٤١٠-٤١١). حتی خلیفه مستنجد نیز او را در شعری ستوده است (ابنرجب، ١ / ٢٦٠). با اینهمه شاعری نیز او را هجو کرده است (هندوشاه، ٣١٣).
عالمان و فقیهان متعددی از ابنهبیره فقه و حدیث و ادب آموخته اند که مشهورترین اینان ابوالفرج عبدالرحمن ابنجوزی است که از وی با عنوان «شیخ» خود یاد کرده است (مشیخة، ١٩٣). ابن جوزی یکی از نخستین گزارشگران زندگی ابنهبیره است و روایات او در این باب معتبرترین مأخذ احوال وزیر بهشمار میرود و نویسندگان و محققان بعدی عمدتاً از روایات ابنجوزی استفاده کردهاند. افزون بر وی، این مارستانیه نیز در شرح حال این وزیر عباسی، اثری با عنوان سیرة الوزیر ابنهبیرة تألیف کرده است و به نظر میرسد که ابنرجب (١ / ٢٥١، ٢٥٣) و ابنخلکان (٦ / ٢٣٢) در شرح زندگانی ابنهبیره از آن سود برده باشند (نک : ﻫ د، ٤ / ٥٦٢). ابنجوزی همچنین بهرههایی علمی را که از ابنهبیره برگرفته، در کتاب المقتبس فی الفوائد العونیۀ خود منعکس کرده است. وی گزیدهای از مطالب الافصاح استاد را در کتاب محض المحض آورده است (ابنرجب، ١ / ٢٥٣). او چندان به استاد نزدیک بوده که چون ابنهبیره درگذشت، این شاگرد وفادار عهدهدار غسل او شد (ابن جوزی، عبدالرحمن، منتظم، ١٠ / ٢١٦).
از ابنهبیره دو پسر به نامهای عزالدین ابوعبداللـه محمد که مقام نیابت وزارت پدر را داشت، و شرفالدین ابوالولید مظفر بازماند (ابنخلکان، ٦ / ٢٤٢)، اما پس از درگذشت ابنهبیره، به فرمان خلیفه مستنجد، فرزندان وی را دستگیر و اموالشان را مصادره کردند. ازاینرو خاندان ابنهبیره به تهیدستی افتادند، تا آنجا که مجبور شدند کتابخانۀ وقفی وزیر را بفروشند (ابنجوزی، یوسف، ٨(١) / ٢٦٢)، اما به گفتۀ ابنطقطقی (ص ٣١٦) عزالدین پس از پدر به وزارت برگزیده شد، ولی زود برکنار و زندانی گردید.
مآخذ
در پایان مقاله.
حسن یوسفی اشکوری
بحثی در اعتقادات ابنهبیره
ابنهبیره با شیعیان که بهویژه در بغداد بخش قابل ملاحظهای از جمعیت را تشکیل میدادند، رابطۀ چندان خوبی نداشته و در زمان وزارت وی با آنان به سختی رفتار میشده است (نک : ﻫ د، ٣ / ٢٦٤-٢٦٥). در این بین مستنجد خلیفه هم برخی عملکردهای خود را به ابنهبیره منسوب داشته و بدینترتیب به ناخرسندی شیعیان از ابنهبیره دامن میزده است و کار بدانجا رسید که ابنهبیره را در مشاهد مقدسه لعن میکردند (ابنطقطقی، همانجا). شاید همین عوامل باعث شده است که نام این شخصیت، به عنوان پوشانندۀ فضایل اهل بیت (ع) در قصۀ مملکت فرزندان امام مهدی (ع) به چشم آید. چنانکه در متن داستان به نقل کمالالدین احمد بن محمد انباری آمده است، شخصیت اصلی قصه مشاهدات خویش را در مجلس وزیر ابنهبیره بازگو نموده و در پایان مجلس، ابنهبیره همگان را از فاش کردن آن داستان برحذر داشته است (نک : جزایری، ٢ / ٥٩، ٦٤؛
بحرانی، ١ / ١٣٢، ١٣٧؛
نوری، ٢١٤، ٢٢٠). از بخش پایانی این قصه و هشدار ابنهبیره، میتوان نتیجه گرفت که برای پردازندۀ داستان، این تلقی وجود داشته است که از نام این وزیر میتوان با عنوان شخصی بیمهر به اهل بیت (ع) سود جست.
آثـار
الافصاح عن معانی الصحاح. این اثر که ابنخلکان (٦ / ٢٣٣) آن را مشتمل بر ١٩ بخش دانسته، در اصل شرح و تفسیری بر صحیح بخاری و صحیح مسلم بوده است. چنانکه از منابع متقدم و فهارس نسخ خطی برمیآید، مؤلف باتوجه به گسترۀ آگاهی و نیز علایقش، هنگام برخورد با موضوعات جالب توجه، از هدف اصلی تألیف کتاب عدول کرده و فصولی مجزا را به آن موضوعات فرعی اختصاص داده است، چنانکه بخشی از آن را تفسیر قرآن (علیمی، ٢ / ٣٥٤) و علم قرائت (دوسلان، I / ١٤٠) تشکیل میدهد و از آنجا که احادیث صحاح را عمدهترین منبع استنباط فروع فقه میدانست، بخشی را هم به فقه تطبیقی مختص گردانید (ابنهبیره، ٢ / ٥٠١).
تألیف این کتاب ــ دستکم بخش مربوط به فقه تطبیقی آن ــ در زمان وزارت وی بوده است (ابنرجب، ١ / ٢٥٢). آن قسمت از الافصاح که بیشتر مورد توجه قرار گرفته، همین بخش اخیر است. دربارۀ جایگاه این بخش در مجموعۀ الافصاح باید گفت که ابنهبیره با رسیدن به حدیث «من یرداللـه به خیراً یفقهه فیالدین» به ذکر مسائل فقهی مورد اتفاق و نیز مورد اختلاف در میان علما و فقهای مذاهب اربعه پرداخته است (١ / ٤٨؛
ابنرجب، همانجا). او با هزینهای هنگفت، بسیاری از علما را از شرق و غرب گردهم آورد و پس از ترتیب دادن مجالس بحث و گفتوگو به تألیف این کتاب دست یازید (ابنرجب، همانجا). شاید ابنهبیره برای برپا کردن اینگونه محافل، بجز انگیزۀ علمی ـ فرهنگی، انگیزۀ سیاسی نیز داشته است (قس: EI٢)، ولی باید اذعان داشت که کاستی منابع دربارۀ هویّت کسانی که در آن نشستها حضور داشتهاند، راه تحقیق دربارۀ هدف برپایی این محافل را سد میکند و در این مورد تنها از نام چند تن از حاضران مجلس، چون ابنجوزی، ابنشافع حنبلی، ابن خشّاب نحوی، ابومحمد اشتری مالکی و احتمالاً ابنمارستانیه و ابوحامد احمد بن محمد حنبلی آگاهی داریم (فخار، ٣٦٥-٣٦٦؛
ابنرجب، ١ / ٢٥٤، ٢٥٧، ٢٦١، ٢٦٣؛
دربارۀ ابنمارستانیه، نک : همو، ١ / ٢٥١، قس: ١ / ٢٦٢).
مؤلف در تبویب کتاب تقریباً سنت مؤلفان پیشین را در ترتیب بخشهای عبادات و معاملات و غیره رعایت کرده است. وی در برخی موارد به آراء فقیهانی که خود صاحب مذهب بودهاند، همچون ابنمنذر و ابوعبید قاسم بن سلام نیز نظر داشته است (برای نمونه، نک : ابنهبیره، ١ / ٨٣، ١٣٣) و در پارهای مسائل آراء خود را هم مطرح کرده است. با یک نگاه به نظرهای شخصی مؤلف در کتاب الافصاح، چنین برمیآید که ابنهبیره بیشتر در مباحث عبادات اظهارنظر میکرده است. او در دیدگاههای خود در مسائل مورد اختلاف فقهی، به جانب احتیاط میرفته است (نک : ابنرجب، ١ / ٢٥٩) و گاه خلاف اجماع عامه و خلاف نظر پیشوایش احمد بن حنبل حکم کرده است. چنانکه در مورد صلوات بر پیامبر (ص) در تشهد اول نماز، وی به نظر جدید شافعی نزدیک شده و صلوات را اولی دانسته است (ابنهبیره، ١ / ٩٥). همچنین در مواردی حکم غیرمشهور بین حنبلیان را مبنا قرار داده است. برای مثال وی روایتی از احمد بن حنبل را که در آن مُنشِئ سفر (نه کسی که که عبوری به جایی رسیده باشد) را که از موارد ابنسبیل دانسته شده است، صحیح میداند، حال آنکه مشهور بین حنبلیان، عدم الحاق آن به مصادیق ابنسبیل است (همو، ١ / ١٥٣؛
قس: ﻫ د، ٣ / ٦٦٥).
باری این اثر به عنوان منبعی کهن و پرمایه در فقه تطبیقی بسیار حایز اهمیت است. این بخش از الافصاح که در نسخ خطی با نامهای الاشراف علی مذاهب الاشراف و اختلاف الائمة العلماء از آن یاد شده (سید، ١ / ٢٧؛
خالدوف، شم ٣٨٤٧؛
نیز قس: GAL, S, I / ٦٨٨)، در حلب (١٣٦٦ ق / ١٩٤٧ م) توسط محمد راغب طباخ انتشار یافته است. بخشهای دیگر آن به صورت نسخههای خطی در کتابخانههای مختلف جهان موجود است. قسمتهای اصلی آن که منحصراً شرح بر احادیث صحاح است، در کتابخانههای محمودیه (کحاله، ١٢٧)، توپکاپی (TS، شم ٢٦٢٤-٢٦٢٩)، انستیتوی خاورشناسی لنینگراد (خالدوف، شم ٧٠٧, ٧٠٨) و کتابخانۀ برلین ( آلوارت، شم ١١٩٢) نگهداری میشود. همچنین نسخهای از بخشی که در علم قرائت است و با سورۀ نساء آغاز و به سورۀ رحمن ختم شده است، در کتابخانۀ ملی پاریس (دوسلان، شم ٦٠٧) یافت میشود. همچنین در فهرست کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران نسخهای با عنوان القوافی، در ضمن مجموعۀ شمارۀ ١٦١٢ به نام وی ثبت شده است (مرکزی، ٦٢٠).
آثار دیگری نیز به او نسبت داده شده که نسخۀ آنها یافت نشده است، از آن جملهاند: العبادات الخمس، در فقه حنبلی؛
مختصر اصلاح المنطق ابنسکیت؛
المقتصد، در نحو که ابنخشاب آن را در ٤ مجلد شرح کرده و این خود نشانی از توانایی ابنهبیره در علم نحو است؛
دو ارجوزه، یکی در مقصور و ممدود و دیگری در خط و نیز اشعار دیگری که در کتب مختلف باقی مانده است (عمادالدین، خریدة، القسم العراقی، ١ / ٩٨-١٠٠؛
ابنرجب، ١ / ٢٥٢).
مآخذ
ابن اثیر، التاریخ الباهر، به کوشش عبدالقادر احمد طلیمات، قاهره، ١٩٦٣ م؛
همو، الکامل؛
ابن ایبک، احمد، المستفاد من ذیل تاریخ بغداد، به کوشش قیصر ابوفرح، بیروت، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩ م؛
ابن تعاویذی، محمد بن عبیداللـه، دیوان، به کوشش د. س. مارگلیوث، قاهره، ١٣٢١ ق / ١٩٠٣ م؛
ابن جوزی، عبدالرحمن، مشیخة، به کوشش محمد محفوظ، بیروت، دارالعرب الاسلامی؛
همو، المنتظم، حیدرآباد دکن، ١٣٥٨ ق؛
ابن جوزی، یوسف بن قزاوغلی، مرآة الزمان، حیدرآباد دکن، ١٣٧٠ ق / ١٩٥١ م؛
ابن خلکان، وفیات؛
ابن رجب، عبدالرحمن بن شهابالدین، الذیل علی طبقات الحنابلة، به کوشش حامد الفقی، قاهره، ١٣٧٢ ق / ١٩٥٢ م؛
ابن طقطقی، محمد، الفخری، بیروت، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م؛
ابن عمرانی، محمد، الانباء فی تاریخ الخلفاء، به کوشش قاسم سامرائی، لیدن، ١٩٧٢ م؛
ابن کثیر، البدایة؛
ابن هبیره، یحیی بن محمد، الافصاح عن معانی الصحاح، به کوشش احمد راغب طباخ، حلب، ١٣٦٦ ق / ١٩٤٧ م؛
ابوشامه، عبدالرحمن، الروضتین فی اخبار الدولتین، قاهره، ١٣٧٧ ق؛
بحرانی، یوسف، الکشکول، نجف، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٥ م؛
جزایری، نعمت اللـه، الانوار النعمانیة، تبریز، مطبعۀ شرکت چاپ؛
حیص بیص، سعد بن محمد، دیوان، به کوشش مکی سیدجاسم و شاکر هادی شکر، بغداد، ١٣٩٤ ق / ١٩٧٤ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، العبر، به کوشش محمدسعید بن بسیونی؛
بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
سید، خطی؛
علیمی، عبدالرحمن بن محمد، المنهج الاحمد، به کوشش محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
عمادالدین کاتب، محمد بن محمد، تاریخ دولة آل سلجوق، اختصار بنداری اصفهانی، بیروت، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م؛
همو، خریدة القصر و جریدة العصر، به کوشش محمد بهجة الاثری، بغداد، ١٩٧٣ م؛
همو، همان، القسم العراقی، بغداد، ١٣٧٥ ق / ١٩٥٥ م؛
فخار بن معد موسوی، ایمان ابیطالب، به کوشش محمد بحرالعلوم، قم، انتشارات سیدالشهداء؛
کحاله، عمررضا، المنتخب من مخطوطات المدینة المنورة، دمشق، ١٣٩٣ ق / ١٩٧٣ م؛
کلوزنر، کارلا، دیوانسالاری در عهد سلجوقی، ترجمۀ یعقوب آژند، تهران، ١٣٦٤ ش؛
مرکزی، میکروفیلمها؛
نوری، حسین، «جنة المأوی»، همراه بحارالانوار مجلسی، بیروت، مؤسسه الوفاء، ج ٥٢؛
هندوشاه بن سنجر، تجارب السلف، به کوشش عباس اقبال، تهران، ١٣٥٧ ش؛
یاقوت، بلدان، نیز:
De Slaner;
EI٢;
GAL, S;
Khalidov;
TS.
فرامرز حاجمنوچهری