دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٠١ - ابوالولید باجی
ابوالولید باجی
نویسنده (ها) :
عبدالامیر سلیم
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٣ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوالوَلیدِ باجی، سلیمان بن خلف بن سعد (سعدون) بن ایوب ابن وارث (ذیحجۀ ٤٠٣-٤٧٤ / ژوئن ١٠١٣- ١٠١٨)، از بزرگان فقهای مالكی در اندلس. اصل او از بَطَلْیوس بود و خود همانجا زاده شد. پس از آن، خاندانش به باجۀ اندلس كوچ كردند و بعدها در قرطبه سكنی گزیدند و ابوالولید در شرق اندلس مستقر شد (قاضی عیاض، ٤ / ٨٠٢). جد مادری او محمد بن موهب قبری فقیهی دانشمند بود (حمیدی، ١ / ١٥٠) و پدرش از تجار باجۀ قیروان بود كه به اندلس رفتوآمد میكرد (ابنعساكر، ٧ / ٥٢٦). درا ندلس از كسانی از جمله داییاش ابوشاكر قبری دانش فرار گرفت. در حدود ٤٢٦ ق روی به حجاز نهاد و مدت ٣ سال در آنجا در محضر ابوذر هروی به استماع حدیث پرداخت و از عدهای چون مُطوًّعی، ابن سَحنون و دیگران حدیث شنید. آنگاه به بغداد رفت و در آنجا نیز ٣ سال از جمعی مانند ابن عمروس، صیمری، ابوالطیب طبری، ابواسحاق شیرازی و ابوعبدالله دامغانی بهره گرفت، سپس راهی شام شد و از ابن سمسار و دیگران حدیث شنید، آنگاه به مصر رفت و نزد ابن ولید و سایر محدثان به شنیدن حدیث پرداخت و بعد به موصل رفت و یك سال از محضر سمنانی بهرۀ علمی برد (قاضی عیاض، همانجا). گفتهاند كه وی مدتی نیز منصب قضای حلب را برعهده داشت (ابن خلكان، ٢ / ١٤٢).
ابوالولید پس از ١٣ سال با توشهای از دانش به اندلس بازگشت. در آنجا گروهی از او فقه و حدیث آموختند. وی غالباً به شهرهای سَرَقُسطه، بَلنسیه، مُرسیه و دانیه رفت و آمد میكرد (قاضی عیاض، ٤ / ٨٠٣) و چون در آن زمان ملوك طوایف به تفرقه و جدایی گراییده بودند، ابوالولید به منظور ایجاد صلح میان آنان فعالیت میكرد. ملوك طوایف احترام او را نگاه میداشتند، ولی از كار او به سردی استقبال میكردند (مقری، ٢ / ٢٨٦) و شاید به همین سبب بود كه او را به قضا در شهرهایی، چون اُریوله كه در شأن او نبود، میگماشتند (قاضی عیاض، ٤ / ٨٠٥). به هر روی، اقبال دانشمندان به او و پیروزی او بر ابن حزم ظاهری (ه م) طی مناظرات متعدد، نشانگر مقام علمی اوست (همانجا).
ابوالولید به هنگام اقامت در بغداد، برای گذران زندگی به نگهبانی تن در داده بود. پس از بازگشت به اندلس نیز همچنان گرفتار تنگدستی بود و با نوشتن قباله و پیمان نامه یا از راه طلاكوبی امرار معاش میكرد، بهطوریكه در مجلس درس آثار چكش بر دستان او دیده میشد. پس از آشكار شدن مراتب علمی وی، مشاغلی از قبیل قضا بدو محول شد و به دریافت صلههای فراوان و مصاحبت رؤسا نایل آمد و جایزههای ایشان را پذیرفت و از این بابت مورد نكوهش بسیاری از مردم قرار گرفت (همو، ٤ / ٨٠٤-٨٠٥)
به هنگام ورود او به اندس، ابنحزم ظاهری از شهرتی فراگیر برخوردار بود. دانشمندان مالكی اندلس، با آنكه با نظریات ابن حزم ظاهری مخالف بودند، بدان سبب كه بر استدلال و مناظره تسلط نداشتند. از مقابلۀ او باز ایستادند. ابوالولید كه از روشهای جدل و مناظره آگاهی داشت، چند بار با ابن حزم به بحث و مجادله پرداخت كه به خروج ابن حزم، از میورقه منجر گردید. ابوالولید صورت مناظرات خود را در كتاب خویش مسوم به الفرق آورده است (همو، ٤ / ٨٠٥).
ابوالولید در بحث از حدیثی در كتاب بخاری اعلام داشت كه نسبت كتابتب به پیامبر (ص) خالی از اشكال است. همین امر موجب شد كه ابن صائغ به انكار و تكفیر ابوالولید بپردازد و این مطلب به سمع مردم ــ كه غرض ابوالوید را در نیـافته بودنـد ــ رسید و موجب بیزاری از او و لعن بر وی گردید و اشعاری در طعن او سرده شد. ابوالولید نیز رسالۀ تحقیق المذهب را در این باره نوشت و خواندن و نوشتن پیامبر (ص) را منافی با امّی بودن آن حضرت ندانست، بلكه آن را معجزه شمرد وعلمای صقلیه نیز به دفاع از آن نظریه پرداختند ( همو، ٤ / ٨٠٥-٨٠٦). از ابوالولید اشعاری نیز به جای مانده است (همو، ٤ / ٨٠٧؛ فتح بن خاقان، ١٨٨؛ یاقوت، ١١ / ٢٤٩-٢٥١).
آثـار
الف ـ چاپی
١. احكام الفصول فی احكام الاصول، به كوشش عبدالمجید تركی، بیروت، ١٩٨٦ م؛ ٢. جواب علی رسالة الراهب من افرنسة، كه در مجلۀ الاندلس (١٩٥٢ م) به چاپ رسیده است؛ ٣. رسالة فی الحدود، به كوشش جوده هلال در«مجلۀ مؤسسۀ مصری مطالعات اسلامی مادرید»، در مادرید (١٩٥٤ م) چاپ شده است؛ ٤. المنتقی، در شرح موطأ مالك، قاهره، ١٩١٤ م، در ٧ مجلد؛ همچنین خلاصهای از كتاب او المختصر من مشكل الآثار، به نام المعتصر من المختصر تألیف جمالالدین یوسف بن موسی ملطی حنفی (د ٨٠٣ ق / ١٤٠٠ م)، در حیدرآباد دكن در ١٣٠٧ و ١٣٦٢ ق چاپ شده است.
ب ـ خطی
١. الاشارة فی اصول الفقه، در كتابخانۀ ازهریه (ازهریه، ٢ / ٨٩)؛ ٢. التعدیل و التجریح لمن خَرَّج عنه البخاری فی الصحیح، در كتابخانۀ نور عثمانیه (GAS, I / ١٣٠)؛ ٣. سنن الصالحین، در لیون (ورهووه، ٣٤٧)؛ ٤. بیان مامضی بها العمل عند الفقهاء و الحكام، در دارالكتب مصر (خدیویه، ٣ / ١٨٠-١٨١)؛ ٥. شرح كتاب السواد الاعظم، در قاهره (GAL, I / ١٨٣)؛ ٦. منهاج الاحكام، در رباط ( المعرض السادس، شم ٣٠)؛ ٧. وصیة الباجی، در لیدن و اسكوریال (ورهووه، ٣٩٩؛ ESC٢، شم ٧٣٢(٤)؛ برای دیگر آثار وی، نك : قاضی عیاض، ٤ / ٨٠٦-٨٠٧ ؛ یاقوت، ١١ / ٢٤٨- ٢٤٩).
مآخذ
ابن خلكان، وفیات؛
ابن عساكر، علی بن حسن، تاریخ مدینه دمشق، [عمان]، دارالبشیر؛
ازهریه، فهرست؛
حمیدی، محمد بن ابی نصر، جذوة المقتبس فی تاریخ علماء الاندلس، به كوشش ابراهیم ابیاری، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
خدیویه، فهرست؛
فتح بن خاقان ، قلائد العقیان، بولاق، ١٢٨٤ ق؛
قاضی عیاض، ترتیب المدارك، به كوشش احمد بكیر محمود، بیروت، ١٣٨٧ ق / ١٩٦٧ م؛
المعرض السادس ( المخطوطات)، رباط، ١٩٧٤ م؛
مقری، احمد بن محمد، نفح الطیب، به كوشش یوسف محمد بقاعی، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
یاقوت، ادبا؛
نیز:
ESC٢;
GAL;
GAS;
Voorhoeve.
عبدالامیر سلیم