دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٩٨ - ابن جعابی
ابن جعابی
نویسنده (ها) :
احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ جِعابی، ابوبكر محمد بن عمر بن محمد تميمی ٢٨٤-٣٥٥ ق/ ٨٩٧-٩٦٦ م)، محدث و رجالی امامی.
ابن نديم (ص ٢٤٧) نام وی را عمرو بن محمد و طوسی ( الفهرست، چ نجف، ١١٤) عمر بن محمد ثبت كرده است. بنابر بعضی نسخ الفهرست طوسی (همانجا) ابنعبدون نيز مرتكب همين اشتباه شده است (قس: اردبيلی، ١/ ٦٣٧). ابنجعابی احتمالاً در بغداد زاده شد (نک : خطيب، ٣/ ٢٦). او در دهۀ آخر سدۀ ٣ ق در بغداد مشغول تحصيل بوده، و اين مطلب از حضور وی نزد مشايخی چون قاضی ابومحمد يوسف بن يعقوب (د ٢٩٧ ق/ ٩١٠ م) و برخی ديگر روشن میشود. از زندگی وی در فاصلۀ ٣٠٠-٣٣٠ ق/ ٩١٢-٩٤٢ م اطلاع چندانی در دست نيست، جز اينكه وی برای استماع از عبدالله بن محمد دينوری به دينور سفری داشته است (نک : خطيب، ٣/ ٢٩). بسيار محتمل است كه سفر او به موصل و تصدی منصب قضا در آنجا (همو، ٣/ ٣٠) مربوط به همين دوره باشد. ابن جعابی در دوران حكومت اِخشيد (٣٢٤-٣٣٤ ق) سفری به مصر كرد و با او ديدار كرد (ذهبی، سير، ١٦/ ٩٢). وی مدتی را نيز نزد سيفالدوله، حاكم شيعی حلب (٣٣٣-٣٥٦ ق) گذراند (ابن نديم، همانجا). ابنجعابی بجز حلب به ديگر نقاط شام از جمله دمشق و منطقۀ ساحلی مديترانه نيز سفر كرد (مفيد، ٣١١؛ ذهبی، سير، همانجا؛ قس: همو، تذكرة، ٣/ ٩٥٣). گر چه روايات در مورد ترتيب اين سفرها كمی با هم اختلاف دارند، ولی شايد بتوان همۀ سفرهای مذكور به مصر وشام را متصل به يكديگر و كمی قبل يا بعد از ٣٣٣ ق/ ٩٤٥ م دانست. به هر حال وی به بغداد بازگشت (خطيب، ٣/ ٢٧؛ ذهبی، تذكرة، همانجا). حاكم نيشابوری بين سالهای ٣٤١-٣٤٣ ق (نک : فارسی، ٦) و ابنعياش (ص ٨، ٢٢) پس از ٣٤٠ ق از شاگردان او در اين دوره بودهاند. ابنجعابی در ٣٤٨ ق در ارجان (ه م) نزد ابنعميد، وزير مشهور آل بويه بوده (خطيب، ٣/ ٣٠) و ظاهراً كمتر از يك سال بعد همراه او به بغداد بازگشت (سمعانی، ٣/ ٢٨٦)، اما در آنجا درنگ نكرد و در ٣٤٩ ق روانۀ اصفهان شد (ابونعيم، ٢/ ٢٨٧). اطلاعات ما در مورد سالهای ٣٤٩-٣٥٣ ق اندك است، ولی میدانيم كه وی در ٣٥٣ و ٣٥٤ ق در بغداد بوده و شيخ مفيد (ص ١٠٩-١١٠) و ابن بابويه ( امالی، ٣٨٦) در آنجا از او استماع كردهاند. ابن جعابی در طول حيات خود حداقل يك بار به كوفه (مفيد، ٣١٨) و دو بار به رقه (خطيب، ٣/ ٢٨) سفر كرده است كه از تاريخ آنها خبری نداريم. سرانجام وی در بغداد درگذشت (سمعانی، ٣/ ٢٨٧؛ قس: خطيب، ٣/ ٣١).
ابن جعابی در حفظ و ضبط متون و اسناد احاديث توانا بود و علاوه بر نقل به نقد حديث نيز میپرداخت (خطيب، ٣/ ٢٧- ٢٨؛ طوسی، الفهرست، چ نجف، ١٥١). ابن جعابی در احوال و انساب رجال اطلاعات وسيعی داشت، از بزرگترين مشايخ عصر خود در عراق و شام و مصر حديث شنيد، و اسانيد اهل خراسان را نيز در اختيار داشت (نک : خطيب، همانجا). از جمله مشايخ وی میتوان ابوبكر محمد بن يحيی مروزی، ابوعمر محمد بن جعفر قتات، محمد بن حسن بن سماعۀ حضرمی، ابوبكر جعفر بن محمد فريابی، ابوبكر محمد بن محمد بن سليمان باغندی، احمد بن محمد بن عقدۀ همدانی، و ابومحمد هيثم بن خلف دوری را نام برد (مفيد، ٢١، ٢٥١، ٣٣٢؛ خطيب، ٣/ ٢٦-٢٧). از شاگردان و راويان وی نيز میتوان از ابوالحسن علی بن عمر دارقطنی، ابوحفص عمر بن احمد بن شاهين، ابومحمد هارون بن موسی تلعكبری، ابوعبدالله حسين بن عبيدالله غضائری، ابوالفتح هلال بن محمد حفار، ابوعبدالله احمد بن عبدالواحد بن عبدون، بزاز، ابوطاهر عبدالله بن احمد خازن و ابونعيم احمد بن عبدالله اصفهانی نام برد (ابن رستم طبری، ٩٣؛ طوسی، الفهرست، چ نجف، ١١٤، ١٥١؛ همو، رجال، ٥٠٥؛ همو، امالی، ١/ ٣٦١- ٣٦٥؛ خطيب، ٣/ ٢٦).
اينكه مذهب ابنجعابی امامی بوده، بارها توسط رجالنويسان مورد تأييد قرار گرفته است (ابننديم، همانجا؛ خطيب، ٣/ ٢٦، ٣٠)، اما در مورد وثوق وی اقوال اهل سنت مختلف است. دارقطنی در روايتی بر امانت او در روايت تأكيد كرده، ليكن بعضی از معاصران وی او را مورد طعن قرار دادهاند (خطيب، ٣/ ٣٠-٣١؛ ذهبی، تذكره، ٣/ ٩٥٣؛ همو، سير، ١٦/ ٩١). برخی رجالنويسان متأخر با تكيه بر اين اتهامات ابنجعابی را در دين سست دانسته و فاسق شمردهاند (ذهبی، ميزان، ٣/ ٦٧٠)، از عوامل تضعيف او توسط افراد ياد شده، تشيع ابن جعابی (نک : خطيب، ٣/ ٣١) و همنشينی او با متكلمان (نک : ذهبی، سير، ١٦/ ٩١) قابل ذكر است، اما در كتب رجالی شيعه وی مورد مدح قرار گرفته است (نجاشی، ٣٩٤)، حتی در بعضی نسخ الفهرست طوسی (چ نجف، ١١٤) وی توثيق شده است (نک : حرعاملی، ٢٠/ ٢٨٣؛ اردبيلی، ١/ ٦٣٧؛ قهپايی، ٤/ ٢٦٣؛ قس: طوسی، الفهرست، چ كلكته، ٢٣٩؛ علامۀ حلی، ١١٩؛ ابن داوود، ٢٦٠).
آثار
به گفتۀ خطيب بغدادی (٣/ ٢٦)، ابن جعابی آثار زيادی در حديث، تاريخ و رجال تأليف كرده است. برخی گفتهاند كه او به هنگام احتضار دستور داده تا كتابهايش را بسوزانند، و در پی آن تلی از كتاب به آتش كشيده شد (خطيب، ٣/ ٣١؛ ذهبی، سير، ١٦/ ٩٠)، پيش از آن نيز بخشی از كتابهايش در رقه از بين رفته بود (خطيب، ٣/ ٢٨)، با اينهمه قسمتی از آثار وی تا مدتی پس از مرگش باقی بوده است. برخی از اين آثار كه در حال حاضر اثری از آنها در دست نيست عبارتند از:
١. تسمية من روی الحديث و غيره من العلوم و من كانت له صناعة و مذهب و نحلة (طوسی، الفهرست، چ نجف، ١٥١؛ قس: همان، چ كلكته، ٣١٠).
٢. الشيعة من اصحاب الحديث و طبقاتهم، كه بر اساس گزارش نجاشی (ص ٣٩٥) اين كتاب حداقل تا يك سده پس از ابن جعابی باقی بوده است.
٣. من حدث هو و ولده (ابوه) عن النبی(ص)، ابنحجر (١/ ٣٨، ٢/ ٣٢٠) آن را به وی نسبت داده و از آن نقل كرده است.
٤. من روی حديث غديرخم (نجاشی، همانجا). ابن شهر آشوب احتمالاً اين كتاب را ديده بوده است. وی متذكر شده كه ابنجعابی حديث غدير را از ١٢٥ طريق گرد آورده است (٣/ ٢٥). هفت طريق از طرق مزبور را ابنبابويه در معانی الاخبار (ص ٦٥-٦٧) نقل كرده است (در مورد ساير آثار وی نک : ابن نديم، نجاشی، همانجاها؛ طوسی، فهرست، چ نجف، همانجا).
مآخذ
ابن بابويه، محمد بن علی، الامالی، بيروت، ١٤٠٠ ق/ ١٩٨٠ م؛
همو، معانی الاخبار، به كوشش علیاكبر غفاری، بيروت، ١٣٩٩ ق/ ١٩٧٩ م؛
ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة، قاهره، ١٣٢٨ ق/ ١٩١٠ م؛
ابن رستم طبری، محمد بن جریر، دلائل الامامة، نجف، ١٣٨٣ ق/ ١٩٦٣ م؛
ابن شهر آشوب، محمد بن علی، المناقب، قم، ١٣٧٨ ق؛
ابن عياش جوهری، احمد بن محمد، مقتضب الاثر، قم، ١٣٧٩ ق؛
ابن نديم، الفهرست؛
ابونعيم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلية الاولياء، قاهره، ١٣٥٧ ق/ ١٩٣٨ م؛
اردبيلی، محمد بن علی، جامع الرواة، بيروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، بيروت، ١٣٨٩ ق/ ١٩٦٩ م؛
حلی، حسن بن علی، الرجال، به كوشش جلالالدين محدث، تهران، ١٣٤٢ ش؛
خطيب بغدادی، احمد بن علی، تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
ذهبی، محمد بن احمد، تذكرة الحفاظ، حيدرآباد دكن، ١٣٣٣-١٣٣٤ ق؛
همو، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و ديگران، بيروت، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٤ م؛
همو، ميزان الاعتدال، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٢ ق/ ١٩٦٣ م؛
سمعانی، عبدالكريم بن محمد، الانساب، به كوشش عبدالرحمن يمانی، حيدرآباد دكن، ١٣٨٣ ق/ ١٩٦٣ م؛
طوسی، محمد بن حسن، الامالی، بغداد، ١٣٨٤ ق/ ١٩٦٤ م؛
همو، رجال، به كوشش محمد صادق آل بحرالعلوم، نجف، ١٣٨١ ق/ ١٩٦١ م؛
همو، الفهرست، به كوشش محمد صادق آل بحرالعلوم، نجف، المكتبة الحيدرية؛
همان، به كوشش اشپرنگر، كلكته، ١٢٧١ ق/ ١٨٥٣ م؛
علامۀ حلی، حسن بن یوسف، رجال، به كوشش محمد صادق آل بحرالعلوم، نجف، ١٣٨١ ق/ ١٩٦١ م؛
فارسی، عبدالغافر بن اسماعیل، تاريخ نيسابور المنتخب من السياق، به كوشش محمد كاظم محمودی، قم، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
قهپايی، علی، مجمعالرجال، به كوشش علامۀ اصفهانی، اصفهان، ١٣٨٤ ق/ ١٩٦٤ م؛
مفيد، محمد بن محمد، الامالی، به كوشش استاد ولی و غفاری، تهران، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
نجاشی، احمد بن علی، رجال، به كوشش موسی شبيری، قم، ١٤٠٧ ق/ ١٩٨٧ م.
احمد پاكتچی