دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٦٤ - ابن قطان، ابوالحسن
ابن قطان، ابوالحسن
نویسنده (ها) :
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ قَطّان، ابوالحسن علی بن محمد بن عبدالملك كُتامی حِمَيری فاسی (د ٦٢٨ق / ١٢٣١م)، فقيه و محدّث مالكی. اصل او از قرطبه بود (ابن زبير، ١٣١؛ ابن قاضی مكناسی، ٢ / ٤٧٠) اما ذهبی (ص ٢٩٦) به نقل از ابن مَسدی اصل خاندان وی را (شايد در گذشتهای دورتر) به مصر باز میگرداند. گويا او مدتی مقيم فاس بوده و به همين جهت به فاسی شهرت داشته است (نك : ابن قاضی مكناسی، همانجا)؛ به هر حال وی بخش مهمی از ساليان عمر خود را در مراكش زيسته است (ذهبی، همانجا).
ابن قطان در راه طلب دانش، از محضر عالمان مغرب و اندلس چون ابوذر خُشَنی، ابوالحسن ابن نقرات، ابوجعفر ابن يحيی خطيب، ابوبكر ابن خلف موّاق، قاضی ابوجعفر ابن مضاء و بيش از همه از ابوعبدالله ابن فخار بهره برد (ابن ابار، ٢ / ٦٨٦؛ ابن زبير، ١٣١-١٣٢؛ ذهبی، همانجا؛ براي فهرستی از مشايخ او، نك : ابن قاضی مكناسی، ٢ / ٤٧٠-٤٧١).
در منابع رجالی بر وسعت آگاهی ابن قطان در فنون حديث چون رجال و علل تكيه شده و از او به عنوان نقادی چيرهدست در اين فن سخن رفته است (نك : ابن ابار، ابن زبير، همانجاها؛ ذهبی، ٢٩٦-٢٩٧). او نه تنها در مراكش، بلكه هنگامی كه در عدوه نيز مستقر بود، به تعليم دانش میپرداخت. از جملۀ شاگردان وی قاضی ابوعبدالله ابن عياض است كه از او حديث شنيد (ابن زبير، ١٣٢)، و ابن مسدی از وی اجازۀ روايت گرفت (ذهبی، ٢٩٦).
ابنقطان در مراكش، مقر حكومت موحدون، به عنوان شيخالشيوخ شناخته میشد و چنانكه گفته شده است با نفوذ در دربار موحدون به جاه و ثروت دست يافت (ابن ابار، ٢ / ٦٨٦-٦٨٧). مدتی نيز به قضا اشتغال داشت، ولی در گيرودار پريشانيهای سياسی دولت موحدون مورد هتك حرمت قرار گرفت (ذهبی، همانجا). به دنبال وفات المستنصر در ١٢ ذيحجۀ ٦٢٠ و جدال شديد ميان سران و موحدون بر سر حكومت در نيمۀ اول ٦٢١ق به ناچار مراكش را به طور موقت ترك كرد، اما چندی بعد به آنجا بازگشت (ابن قاضی مكناسی، ٢ / ٤٧١) و به قضای شهر سجلماسه منصوب گرديد و با اينكه هنوز وضع متزلزلی داشت تا هنگام مرگ در اين سمت باقی بود (ابن ابار، ٢ / ٦٨٧؛ ابن زبير، ابن قاضی مكناسی، همانجاها).
تأليف مهم ابن قطان الوهم و الايهام الواقعين فی كتاب الاحكام است كه نقدی است بر كتاب الاحكام الكبری از ابن خراط (ه م). نسخههايی از آن در دارالكتب مصر (خديويه، ١ / ٤٥٠) و كتابخانۀ قرويين فاس (مجلة معهد المخطوطات، ٥(٢) / ١٦٥) موجود است. برخی از صاحبنظران متقدم، ضمن ستايش تحقيقات مؤلف در اين اثر، بخشی از نظرات او را مورد انتقاد قرار دادهاند (نك : ابن زبير، همانجا؛ تجانی، ٩؛ ذهبی، ٢٩٧).
كار ابن قطان در الوهم و الايهام پس از وي توسط محمد بن يحيی ابن مواق در كتاب المآخذ الحفال السامية، و سپس توسط ابن رُشيد سبتی دنبال گرديد (كتانی، ١٧٨) و محمد بن عبدالملك مراكشی اين دو اثر ابن قطان و ابن مواق را در كتابی تلفيق نمود (فروخ، ٦ / ٦٠). به گفتۀ غبرينی (ص ٤٣) كتاب الوهم و الايهام از همان سدۀ ٧ق / ١٣م به مشرق نيز رسيده و مورد توجه مؤلفان واقع شده است.
آثار ديگری كه از او ياد كردهاند، اينهاست: ١. الاقناع فی مسائل الاجماع (حجوی، ٢ / ٢٣٠)؛ ٢. برنامج، كه در آن مشايخ خود را ذكر كرده و گويا در اختيار برخی مؤلفان سدۀ ١١ق قرار داشته است (نك : ابن قاضی مكناسی، ٢ / ٤٧١، جم ؛ مقری، ٣ / ١٣٥؛ نيز نك : ابن سوده، ٣٢٥)؛ ٣. مقالة فی الاوزان (ابن قاضی مكناسی، همانجا)؛ ٤. النزاع فی القياس (حجوی، همانجا)؛ ٥. النظر فی احكام النظر (ابن قاضی مكناسی، همانجا)، كه توسط احمد بن قاسم قباب اختصار شده است (وزير سراج، ١(٣) / ٦٥٦).
دربارۀ انتساب كتاب نظم الجمان كه از مهمترين منابع تاريخ مغرب در سدۀ ٦ق / ١٢م محسوب میشود، و در ١٨٤٨م دوزی قسمتهايی از آن را همراه البيان المغرب ابن عذاری منتشر كرده است، بايد با ديدۀ تأملنگريست (در مورد اين چاپ، نك : وانديك، ٣٧٣؛ سركيس، ١ / ١٧٢، ٢١٦). اين كتاب گرچه از منابع ابن عذاری در تأليف البيان المغرب بوده (نك : ابن عذاری، ١ / ٣، جم )، ولی وی نام كامل «ابن قطان» مؤلف نظم الجمان را نياورده است (نيز نك : ابن خطيب، ١٥٤). در واقع منابع متأخر تصريحی ندارند كه ابوالحسن علی بن محمد بن قطان مؤلف نظم الجمان بوده است. محمود علی مكی كه در حدود ١٩٦٥م نظم الجمان را مجدداً در دانشگاه محمد پنجم در مغرب منتشر كرد، با استناد به متن كتاب نشان داده كه تأليف آن بين ٦٤٦-٦٦٥ صورت گرفته و كتاب نمیتواند از آنِ ابن قطّان بوده باشد. اخيراً موسی لقبال (ص ١٢٩) ابوعلی حسين ابن قطان كتامی را به عنوان مؤلف كتاب ياد كرده است.
مآخذ
ابن ابار، محمدبن عبدالله، التكملة، به كوشش فرانسيسكو كودرا، مادريد، ١٨٨٢م؛
ابن خطيب، محمدبن عبدالله، اعمال الاعلام، به كوشش لوی پرووانسال، رباط، ١٩٣٤م؛
ابن زبير، احمد، صلة الصلة، به كوشش لوی پرووانسال، رباط، ١٩٣٧م؛
ابن سوده، عبدالسلام بن عبدالقادر، دليل مورخ المغرب الاقصی، تطوان، ١٣٦٩ق / ١٩٥٠م؛
ابن عذاری، احمدبن محمد، البيان المغرب، به كوشش ج. س. كولن و لوی پرووانسال، ليدن، ١٩٤٨م؛
ابن قاضی مكناسی، احمد، جذوة الاقتباس، رباط، ١٩٧٤م؛
تجانی، عبدالله بن محمد، رحلة، تونس، ١٣٧٧ق / ١٩٥٨م؛
حجوی، محمدبن حسن، الفكر السامی فی تاريخ الفقة الاسلامی، مدينه، ١٣٩٧ق / ١٩٧٧م؛
خديويه، فهرست؛
ذهبی، محمدبن احمد، تاريخ الاسلام، به كوشش بشار عواد معروف و ديگران، بيروت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨م؛
سركيس، يوسف اليان، معجم المطبوعات العربية، قاهره، ١٩٢٨م؛
غبرينی، احمدبن احمد، عنوان الدراية، به كوشش عادل نويهض، بيروت، ١٩٦٩م؛
فروخ، عمر، تاريخ الادب العربی، بيروت، ١٩٨٣م؛
كتانی، محمدبن جعفر، الرسالة المستطرفة، استانبول، ١٩٨٦م؛
لقبال، موسی، دور كتامة فی تاريخ الخلافة الفاطمية، الجزاير، ١٩٧٩م؛
مجلة معهد المخطوطات العربية، قاهره، ١٣٧٨ق / ١٩٥٩م؛
مقری، احمدبن محمد، نفح الطيب، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٣٨٨ق / ١٩٦٨م؛
وانديك، ادوارد، اكتفاء القنوع، قاهره، ١٨٩٦م؛
وزير سراج، محمدبن محمد، الحلل السندسية، به كوشش محمد حبيب هيله، تونس، ١٩٠٧م.
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث