دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٠٣ - اسود بن یزید نخعی
اسود بن یزید نخعی
نویسنده (ها) :
حسین فرهنگ انصاری
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَسْوَدِ بْن یزیدِ نَخَعی، ابوعمرو یا ابوعبدالرحمان (د ٧٥ق/ ٦٩٤م)، از تابعین مشهور كوفه و یكی از زهّاد ثمانیه.
بی آنكه گزارشی از زمان تولد وی در دست باشد، روایت شده كه دورۀ پیش از اسلام را درك كرده است (عجلی، ٦٧؛ ذهبی، سیر...، ٤/ ٥٠) و به اصطلاح از مخضرمین بهشمار میآید. برخی از منابع كهن از این جهت كه اسود، پیامبراكرم (ص) را ندیده بوده، او را از طبقۀ اول تابعین دانستهاند (ابن سعد، ٦/ ٦٦، ٧٠؛ ابن عبدالبر، ١/ ٩٢)، اما دیگران از آنجا كه وی به روزگار پیامبراسلام (ص) ایمان آورده، او را در زمرۀ صحابه شمردهاند (همانجا؛ ابن حجر، ١/ ٣٤٣). بیشتر منابع سال وفات او را ٧٥ق و برخی ٧٤ یا ٧٦ق ذكر كردهاند (ابن سعد، ٦/ ٧٥؛ خلیفه، ١/ ٣٥٢-٣٥٣؛ بخاری، التاریخ الصغیر، ١/ ١٨٢؛ ابن قتیبه، ٤٣٢؛ ابن حبان، ٤/ ٣١؛ ذهبی، همان، ٤/ ٥٣).
نسبت وی به تیرۀ «نخع» از قبیلۀ بزرگ مَذْحِج در یمن بازمیگردد. وی به خاندانی اهل دانش تعلق داشت كه از آن میان علقمۀ بن قیس، عموی او، ابراهیم نخعی، خواهرزادهاش و عبدالرحمان بن اسود، پسرش، از مشاهیر روزگار خویش بودهاند (مزی، ٣/ ٢٣٣؛ ذهبی، همان، ٤/ ٥٠). بسیاری از منابع، در مقامات معنوی به مقایسه میان او و علقمۀ بن قیس پرداخته، و غالباً وی را در عبادت و زهد از علقمه برتر دانستهاند (ابنسعد، ٦/ ٨٩؛ بخاری، التاریخ الكبیر، ١(١)/ ٤٠٤؛ ابونعیم، ٢/ ١٠٤). دانشاندوزی و سخت كوشی او در امر حدیث مورد ستایش بسیار قرار گرفته است، چنانكه به قول احمد بن حنبل وی برای شنیدن روایتی كه از قول عمر برای او نقل شده بود، از عراق روانۀ مدینه شد و تا خود آن را از عمر نشنید، قانع نشد (خطیب، ١٩٧).
در شمار صحابهای كه وی از ایشان روایت كرده است، میتوان حضرت علی(ع)، ابوبكر، عمر، ابن مسعود، معاذ بن جبل، ابوموسی اشعری، عایشه، بلال حبشی، حذیفۀ بن یمان و أم سلمه را نام برد، در حالی كه نام تابعیانی چون عبید بن عمیر نیز در شمار مشایخ روایی او دیده میشود (نك : ابن سعد، ٦/ ٧٠؛ دارمی، ٢/ ٥٦٢؛ طبری، ٢/ ٣٩٠؛ طوسی، ٣٥؛ مزی، ٣/ ٢٣٣-٢٣٤؛ ذهبی، همان، ٢/ ٢٢١). دربارۀ روایت وی از عثمان در میان منابع اختلاف است: ابن سعد (همانجا) و ابن حجر عسقلانی (همانجا) بر اینكه وی از عثمان روایت نكرده، اتفاق نظر دارند، اما ذهبی تصریح دارد كه وی از عثمان روایت كرده است ( معرفۀ...، ١/ ٥٠). برادرش عبدالرحمان بن یزید، پسرش عبدالرحمان و نیز عامر بن شراحیل شعبی، ابراهیم بن یزید نخعی، ابواسحاق سبیعی، عمارۀ بن عمیر و كسان بسیار دیگری از او روایت كردهاند (نك : ابن سعد، ٦/ ٢٤٧؛ مسلم، ١/ ٥٦٥، ٥٧٢؛ ابونعیم، ٢/ ١٠٤، ١٠٥؛ ابن قیسرانی، ١/ ٣٧؛ مزی، ٣/ ٢٣٤؛ ذهبی، سیر، همانجا).
اسود افزون بر حدیث، در علم قرائت نیز دست داشت و قرآن را از محضر ابن مسعود آموخته بوده است (همو، معرفۀ، همانجا؛ ابن جزری، ١/ ١٧١). یحیی بن وثّاب، ابراهیم نخعی و ابواسحاق سبیعی از شاگردان او در قرائت به شمار میآیند (همانجاها؛ برای روایات مربوط به قرائت آموزی وی، نك : احمد بن حنبل، العلل...، ١/ ٢٨٩؛ مسلم، ١/ ٥٦٥). اعمش كه از بزرگان علم قرائت در سدۀ ٢ق محسوب میشود، قرائتش با واسطۀ ابراهیم نخعی و یحیی بن وثّاب به اسود میرسد (ابن جزری، ١/ ٣١٥). گاه در منابع، قرائات شاذی هم به وی نسبت دادهاند؛ از جمله قرائت « و غیر الضالین» در آیۀ پایانی فاتحۀ الكتاب (ابن ابی داوود، ١٠٠).
اسود را از ملازمان عمر بن خطاب (ابن سعد، ٦/ ٧٣) و نیز از جمله مفتیان «اصحاب» (شاگردان) ابن مسعود دانستهاند (عجلی، ٦٨). همچنین وی با عایشه مصاحبت بسیار داشته، و دربارۀ دوستی او با عایشهروایات فراوانی نقل شدهاست. بهگفتهای عایشهاو را «عزیزترین مردمان كوفه، نزد خود» دانسته است (ابن سعد، همانجا؛ احمد بن حنبل، همان، ١/ ٢٩٣، مسند، ٦/ ١٧٢). اسود از عایشه روایات فراوانی دربارۀ رفتار و كردار پیامبر(ص) نقل كرده است (همان، ٦/ ٣٣، ١٣٤، ٢١٦؛ بخاری، صحیح، ١/ ١٦٤؛ مسلم، ٢/ ١٥٧٨، ١٧٢٤؛ ترمذی، ٤/ ٦٥٤).
اسود به همراه ابن مسعود و تنی چند، در صحرای ربذه بر جنازۀ ابوذر غفاری نماز خواندند و به خاكش سپردند (طبری، ٤/ ٣٠٩؛ ابن اعثم، ١/ ٣٧٧). به گفتۀ سیف بن عمر در حركتهای ضدعثمان، اسود در كنار برخی از یاران ابن مسعود شركت داشته (طبری، ٤/ ٣٤٨، ٣٥٢؛ نیز نك : ابن ابی الحدید، ٢/ ١٢٩، ١٣٠)، و نیز گفته شده است كه وی برای حضور نیافتن در جنگ صفین از حضرت علی (ع) اجازه گرفت و قصد ثغور دیلم كرد و سپس با مصعب بن زبیر به باجمیرا در انبار رفت و از همانجا به قصد گزاردن حج محرم شد (ابوبشر، ٢/ ٤٥؛ نك : بلاذری، ٥/ ٣٥٤؛ قس: ثقفی، ٢/ ٥٦٢ - ٥٦٥). در منابع رجالی اهل سنت از او با عنوان ثقه یاد كردهاند (عجلی، ٦٧؛ نووی، ١(١)/ ١٢٢؛ مزی، همانجا). شعبه دربارهاش گوید كه «او سرمایۀ اهل كوفه به حساب میآید» (نك : ابن سعد، ٦/ ٧٥).
اسود را به پارسایی و دینداری ستوده، و از «زهاد ثمانیه» به شمار آوردهاند. در منابع نیز، اخبار زیادی از زهد و عبادات وی نقل شده است (همو، ٦/ ٧١؛ ابن عبدربه، ٣/ ١٧١؛ ابونعیم، ٢/ ١٠٣). به گفتۀ ذهبی ( سیر، ٤/ ٥٠) شهرت فراوان وی در عبادت میان مردمان، ضربالمثل شده بود. گفتهاند كه وی، پیوسته روزهدار بوده، و حتی به هنگام سفر یا در روزهای بسیار گرم، روزۀ خود را افطار نمیكرده است، چندانكه گاه دوستانش در این باره بر او خرده میگرفتهاند. همچنین به گفتۀ حنش بن حارث، وی یكی از چشمانش را بهسبب روزهداری زیاد، از دست داده بوده است (ابن سعد، ٦/ ٧٠، ٧١؛ بسوی، ٢/ ٥٥٩).
این نكته جالب توجه است كه برپایۀ نقل منابع، اسود در هنگام عبادت همچون راهبان مسیحی، ردایی بر تن میكرده است (ذهبی، همان، ٤/ ٥١) و عمارۀ بن عمیراو را «راهبی از راهبان» شمرده است (نك : ابونعیم، ٢/ ١٠٤). دربارۀ اهتمام وی به نماز، روایتهای بسیاری در دست است كه گاه از اغراق به دور نیست؛ از جمله آوردهاند كه وی در شبانه روز ٧٠٠ ركعت نماز میگزارده است (ذهبی، تذكرۀ...، ١/ ٥١؛ قس: نووی، همانجا، كه نظیر همین روایات را دربارۀ پسر اسود آورده؛ مزی، ٣/ ٢٣٤، ٢٣٥) و نیز در روایاتی دیگر، به علاقۀ فراوان او، به شركت در نماز جماعت و الزام به خواندن نماز در اول وقت در هر شرایطی اشاره شده است (ابن سعد، ٦/ ٧١؛ بخاری، صحیح، ١/ ١٥٨؛ بسوی، ٢/ ٥٥٩، ٥٦٠). در شدت دلبستگی او به خواندن قرآن، گفتهاند كه در ماه رمضان، قرآن را در ٢ شب، و در ماههای دیگر در ٦ شب ختم میكرده است.
اسود در بهجای آوردن حج، سخت اهتمام میورزید. از اینرو، او را «حَجّاج» لقبدادهبودهاند (ابنسعد، ٦/ ٧٣؛ ذهبی، همانجا). درمنابع كهن سخن از آن است كه وی در طول عمر خود ٤٠ بار (یا به گفتهای ٧٥ یا ٨٠ بار) حج و عمره به جای آورده است (ابن سعد، ٦/ ٧١، ٧٢؛ ابن قتیبه، ٤٣٢؛ ابن حبان، ٤/ ٣١؛ ابونعیم، همانجا؛ سمعانی، ١٣/ ٦٥). همچنین روایت شده كه پسرش نیز در كثرت حج به او اقتدا كرده است (نووی، همانجا؛مزی، ٣/ ٢٣٤؛ ذهبی،همانجا). بهگفتۀ ابنسعد(٦/ ٧٠)، اسود یكبار به اتفاق ابوبكر حج گزارده است. ابن حجر عسقلانی میگوید كه وی علاوه بر ابوبكر، عمر و عثمان را نیز در برخی از سفرهای حج همراهی میكرده است (١/ ٣٤٣). گویند كه وی برای شركت در مراسم حج از خانهاش در كوفه یا محلی در نزدیكی آن شهر محرم میشده، و از آنجا لبیك گویان قصد حج میكرده است (ابن سعد، ٦/ ٧١، ٧٢؛ ذهبی، سیر، ٤/ ٥١) و به امر حج چندان عنایت داشته كه اگر فرد مستطیعی حج نگزارده از دنیا میرفت، وی بر جنازهاش نماز نمیخوانده است (ابنسعد، ٦/ ٧٣).
اسود در كوفه از دنیا رفت (ذهبی، دول...، ١/ ٣٦) و گویند هنگام مرگ به گریه افتاد و علت زاریش را شرمساری از پروردگار بهسبب خطاهایش عنوان كرد (همو، سیر، ٤/ ٥٢؛ ابنكثیر، ٩/ ١٤).
مآخذ
ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغۀ، بهكوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧٨ق/ ١٩٥٩م؛
ابن ابی داوود، عبدالله، المصاحف، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛
ابن اعثم، احمد، الفتوح، بهكوشش علی شیری، بیروت، ١٤١١ق/ ١٩٩١م)؛
ابن جزری، محمد، غایۀ النهایۀ، بهكوشش برگشترسر، قاهره، ١٣٥١ق/ ١٩٣٢م؛
ابن حبان، محمد، الثقات، حیدرآباد دكن، ١٣٩٨ق/ ١٩٧٨م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دكن، ١٣٢٥ق؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الكبری، بیروت، دارصادر؛
ابن عبدالبر، یوسف، الاستیعاب، بهكوشش علیمحمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٠ق/ ١٩٦٠م؛
ابن عبدربه، احمد، العقد الفرید، بهكوشش احمد امین و دیگران، بیروت، ١٤٠٢ق/ ١٩٨٢م؛
ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، بهكوشش ثروت عكاشه، قاهره، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛
ابن قیسرانی، محمد، الجمع بین رجال الصحیحین، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛
ابن كثیر، اسماعیل، البدایۀ و النهایۀ، بهكوشش احمد ابوملحم و دیگران، بیروت، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م؛
ابوبشر دولابی، محمد، الكنی و الاسماء، حیدرآباد دكن، ١٣٢٢ق؛
ابونعیم، احمد، حلیۀ الاولیاء، قاهره، ١٣٥١ق/ ١٩٣٣م؛
احمد بن حنبل، العلل و معرفۀ الرجال، به كوشش طلعت قوچ ییگیت و اسماعیل جراح اوغلی، آنكارا، ١٩٦٣م؛
همو، مسند، قاهره، ١٣١٣ق؛
بخاری، محمد، التاریخ الصغیر، بهكوشش محمود ابراهیم زاید، بیروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛
همو، التاریخ الكبیر، حیدرآباد دكن، ١٤٠٢ق/ ١٩٨٢م؛
همو، صحیح، بهكوشش محمد ذهنی افندی، استانبول، ١٤٠١ق/ ١٩٨١م)؛
بسوی، یعقوب، المعرفۀ و التاریخ، بهكوشش اكرم ضیاء عمری، بغداد، ١٩٧٥م؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، بهكوشش گویتین، بیتالمقدس، ١٩٣٦م؛
ترمذی، محمد، سنن، بهكوشش ابراهیم عطوه عوض، استانبول، ١٤٠١ق/ ١٩٨١م)؛
ثقفی، ابراهیم، الغارات، بهكوشش جلالالدین محدث ارموی، تهران، ١٣٥٥ش؛
خطیب بغدادی، احمد، الرحلۀ فی طلب الحدیث، بهكوشش نورالدین عتر، بیروت، ١٣٩٥ق/ ١٩٧٥م؛
خلیفۀ بن خیاط، تاریخ، بهكوشش سهیل زكار، دمشق، ١٩٦٧م؛
دارمی، عبدالله، سنن، استانبول، ١٤٠١ق/ ١٩٨١م)؛
ذهبی، محمد، تذكرۀ الحفاظ، حیدر آباد دكن، ١٣٨٨ق/ ١٩٦٨م؛
همو، دول الاسلام، حیدرآباد دكن، ١٣٦٤ق؛
همو، سیر اعلام النبلاء، بهكوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛
همو، معرفۀ القراء الكبار، بهكوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛
سمعانی، عبدالكریم، انساب، حیدرآباد دكن، ١٤٠٢ق/ ١٩٨٢م؛
طبری، تاریخ؛
طوسی، محمد، رجال، نجف، ١٣٨٠ق/ ١٩٦١م)؛
عجلی، احمد، تاریخ الثقات، بهكوشش عبدالمعطی قلعجی، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٤م؛
مزی، یوسف، تهذیب الكمال، بهكوشش بشار عواد معروف، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛
مسلم بن حجاج، صحیح، بهكوشش محمدفؤاد عبدالباقی، استانبول، ١٤٠١ق/ ١٩٨١م)؛
نووی، یحیی، تهذیب الاسماء و اللغات، قاهره، ١٣٤٦ق/ ١٩٢٧م.
حسین فرهنگانصاری