دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٥٣ - آل زهره
آل زهره
نویسنده (ها) :
هادی عالم زاده
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢٤ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
آلِ زُهْره، یا بنی زهره، خاندانی از سادات شیعۀ دوازده امامی که بسیاری از آنان اهل علم و سیاست و دارای تألیف بودهاند و دانشمندانی بزرگ از آنان دانش آموختهاند. نسب این دودمان به زهرة بن علی بن محمد بن محمد بن احمد بن محمد بن حسین بن اسحاق ابن جعفر الصادق (ع) میرسد. گاه آنان را اسحاقی (اسحاقیون) نیز خواندهاند.
اسحاق، مشهور به المؤتمن، محدّثی بزرگ بود. برخی در نقل حدیث از وی، با لقب «الثقة الرضا» یاد کردهاند. اگرچه گروهی از شیعیان او را امام دانستهاند، وی امامت برادر خویش، موسی الکاظم (ع) را تأیید کرده است. پسرش حسین به حَرّان آمد (ابن عِنَبَه، ٢٤٩-٢٥٠). نیای دوم زهره، ابوابراهیم محمد بن احمد بن محمد بن حسین حرانی حجازی، مردی دانشمند و شاعر و معاصر و ممدوح ابوالعلای مَعَرّی (د ٤٤٩ ق / ١٠٥٧ م) بود. وی در حران توانگر و نیرومند گردید و به حلب کوچید. گفتهاند وی نخستین فرد این خاندان است که به حلب درآمد و تشیع را با خود به حلبِ حنفی مذهب آورد (محمد راغب، ٥ / ٣٧٣). سَخاوی وی را نخستین کسی میخواند که در زمان سیفالدولۀ حَمْدانی (٣٠٣-٣٥٦ ق / ٩١٥-٩٦٧ م) نقابت طالبیان (نک : آل ابیطالب) حلب یافت (١ / ٢٢٠). این مقام تا اواخر قرن ١٠ ق / ١٦ م به عهدۀ مردانی از این خاندان بوده است،ولی از منابع برمیآید که بعضی از نقیبان متأخر از این خاندان ــ اگرتقیه نورزیده باشند ــ دیگر شیعه نبودهاند (محمد راغب، ٥ / ٥٢٦). در اینجا تنها به شناساندن چند تن از بزرگان این خاندان که بهویژه در زمینۀ دانش و ادب شهرهاند و در کتابهای رجال بدانان عنایتشده است، اکتفا میشود:
١. عزالدّین ابوالمکارم حمزة بن علی بن زهرة الحسینی الحلبی، معروف به ابن زهره و سیّد بن زهره (٥١١-٥٨٥ ق / ١١١٧- ١١٨٩ م). وی فقیه، اصولی، متکلّم، نحوی و از ثقات و نقیب سادات حلب و بنامترین فرد این خاندان است، تا آنجا که هرگاه «ابن زهره» بدون قرینهای به کار رود، مقصود اوست. ابن زهره آموزش را نزد پدر خویش آغاز کرد و از وی و شیخ ابوعبدالله حسین بن طاهر صوری و محمد بن حسن نقاش و با یک واسطه از ابوعلی پسر شیخ طوسی اجازۀ روایت یافت. النهایۀ شیخ طوسی را بر حاجب حلبی خواند و ازاینرو در فقه با ٤ واسطه شاگرد شیخ به شمار میآید. برادرش عبدالله بن علی بن زهره، برادرزادهاش محییالدّین محمد بن عبدالله، محمد بن جعفر المشهدی نویسندۀ المزار، شادان بن جبرئیل قمی، معینالدّین سالم بن بدران مصری مازنی و عزالدّین ابوالحرث محمد بن حسن بغدادی از او اجازۀ روایت یافتند. فقیه نامدار محمد بن ادریس حِلّی (د ٥٩٨ ق / ١٢٠٢ م) نویسندۀ السرائر که با ابوالمکارم حمزه معاصر بوده و از او اجازۀ روایت یافته، مینویسد: «او را دیدهام و با یکدیگر مکاتبه داشتهایم. در یکی از تصانیفش خطایی یافتم و با او در میان نهادم. وی با دلایل ناموجه از پذیرفتن آن تن زد و نشان داد که این اعتراض بر او گران آمده است» (ص ٢٦٥). این سخن ابن ادریس، که برخی او را از نوابغ شیعه به شمار میآورند، چیزی از پایۀ علمی ابوالمکارم نمیکاهد، زیرا ابن ادریس از این دست سخنان در باب دیگر دانشمندان بزرگ شیعه نیز دارد (خوانساری، ٢ / ٣٧٦). ابوالمکارم «در غالب مسائل خلافیه دعوی اجماع میکند و این باعث وهن و وهم و عدم حصول ظن به آن است» (تنکابنی، ٤٢٦). وی افزونبر پایۀ بلند علمی، نقیب طالبیان و پیشوای مورد قبول شیعیان حلب بود. در ٥٧٠ ق / ١١٧٤ م که صلاحالدین ایوبی آهنگ حلب کرد و در بیرون شهر اردو زد، الملک الصالح زنگی صاحب حلب از بیم آنکه مردم حلب شهر را به صلاحالدین تسلیم کنند، آنان را در میدان شهر گرد آورد و با گریه و لابه از آنان یاری خواست. شیعیان با تحمیل این شرایط قول همکاری دادند: حَیّ عَلی خَیْرِ العَمَل بر اذکار اذان افزوده شود؛ بخش شرقی مسجد جامع به آنان اختصاص یابد؛ نام ١٢ امام (ع) پیشاپیش جنازهها برده شود؛ در نماز بر مردگان پنج تکبیر زنند و صیغۀ عقود و نکاحهایشان را ابوالمکارم حمزه جاری سازد. پیش از این، یک بار دیگر نیز، شیعیان حلب توانسته بودند از زمان سعدالدولۀ حمدانی (٣٦٧- ٣٦٩ ق / ٩٧٨-٩٨٠ م) تا روزگار نورالدّین محمود زنگی (د ٥٤٤ ق / ١١٤٩ م) شعار خویش را در اذان آشکار سازند (ابن عدیم، ١ / ١٧٢، ٢ / ٢٩٤).
نزدیک به٢٠ کتاب و رساله و نامه بدو نسبت دادهاند. تنوع موضوعات این آثار نشاندهندۀ وسعت دامنۀ دانش اوست. برخی از آنها عبارتند: غنیة النزوع فی علمی الاصول و الفروع (این اثر در مجموعۀ الجوامع الفقهیة در ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م از سوی کتابخانۀ آیةالله مرعشی در قم تجدید چاپ گردیده است)؛ مسألة فی کونه تعالی جباراً؛ مسألة فی نفی الرؤیة و اعتقاد الامامیة و مخالفیهم؛ مسألة فی الرد علی من زعم ان الوجوب و القبح لایعلمان الاسمعاً؛ نقض شبهة الفلاسفة؛ النکت (فی النحو)؛ قبس الانوار فی نصرة العترة الاخیار و چند رسالۀ دیگر و پاسخ به نامههایی که از جبل و حِمْصْ و بغداد به او رسیده بود. وی در ٥٨٥ ق / ١١٨٩ م درگذشت و در دامنۀ جبل جوشن به خاک سپرده شد. بر کنارههای گور او که در ١٢٩٧ ق / ١٨٨٠ م آشکار گردید، با خطی خوش چنین آمده: بسم اللّه الرّحمن الرحّیم، هذه تربة الشّریف الاوحد رکنالدّین ابی المکارم حمزة بن علی بن زهرة بن علی بن محمد بن محمد بن احمد بن محمد بن الحسین بن اسحاق بن جعفر الصادق صلوات الله علیه و علی آبائه و ابنائه الائمة الطاهرین و کانت وفاته فی رجب خمس و ثمانین و خمسمائة رضی الله عنه».
٢. جمالالدین ابوالقاسم عبدالله بن علی بن زهرة الحسینی الحلبی (٥٣١-٥٨٠ ق / ١١٣٧-١١٨٤ م)، فقیه، متکلم و از ثقات رجال شیعه. تألیفاتی چند در فقه و کلام بدو نسبت دادهاند، از آن جمله است: التجرید فی الفقه؛ الغنیة عن الحجج و الادلة؛ جوابُ سؤال عن العقل؛ جواب سؤال من مصرفی النبوة.
٣. ابوعلی حسن بن زهرة الحسینی (د ٦٢٠ ق / ١٢٢٣ م)، نقیب و پیشوای شیعیان حلب. وی در قرآن، عربیت، اخبار و فقه صاحبنظر و در سیاست مردی سرشناس بود و چند بار از سوی حکومت وقت به سفارت عازم عراق و دیگر بلاد گردید.
٤. محییالدّین ابوحامد محمد بن عبدالله بن زهرة الحسینی الحلبی (٥٦٤ یا ٥٦٦-٦٣٤ یا ٦٣٦ ق / ١١٦٩ یا ١١٧١-١٢٣٧ یا ١٢٣٩ م)، فقیه و از مشایخ ثقۀ راویان شیعه. وی از پدر و عم خویش ابوالمکارم حمزه و ابن شهر آشوب و تنی چند از دانشمندان اجازۀ روایت داشت و دانشمندان بزرگی چون علی بن موسی بن طاووس (د ٦٦٤ ق / ١٢٦٦ م)، محقق حلّی (د ٦٧٦ ق / ١٢٧٧ م) و یحیی بن احمد بن سعید حلّی (د ٦٩٠ / ١٢٩١ م) از شاگردان او بودهاند. از آثار وی الاربعون حدیثاً دربارۀ حقوق برادران دینی است. نامۀ مشهور به «اهوازیّه» که امام جعفر صادق (ع) به عبدالله نَجاشی نوشته، یکی از آن احادیث است.
٥. بدرالدین حسن بن محمد بن علی بن الحسین بن زهرة الحسینی الحلبی (مق ٧٣٢ ق / ١٣٣٢ م)، نقیب اشراف و ناظر بیمارستان حلب.
٦. علاءالدین ابوالحسن علی بن ابراهیم بن محمد بن الحسین بن زهرة الحسینی الحلبی (د ٧٥٥ ق / ١٣٥٤ م)، از دانشمندان بزرگ وثقۀ شیعه. وی یکی از ٥ تن افراد خاندان است که علامه حسن بن یوسف بن علی بن المطهر الحلّی (د ٧٢٦ ق / ١٣٢٦ م) در ٧٢٣ ق / ١٣٢٣ م بدانان اجازۀ روایت داده است. این اجازه که به «اجازۀ کبیره» شهرت دارد و از دستنویس ٢٥ شعبان ٧٢٣ ق / ٢٩ اوت ١٣٢٣ م علامه در ١٠٩٦ ق / ١٦٨٥ م استنساخ شده، در مجلد ١٠٤ بحار الانوار صص ٦٠-١٣٧ چاپ گردیده است. ٤ تن دیگر که نامشان در این اجازه آمده عبارتند از الف ـ بدرالدین ابوعبدالله محمد بن ابراهیم (د ٧٣٣ ق / ١٣٣٣ م)؛ ب ـ امینالدین ابوطالب احمد بن محمد بن ابراهیم (د ٧١٧ یا ٧١٨-٧٧٥ ق / ١٣١٧ یا ١٣١٨-١٣٧٣ م). وی از مشایخ شهید اول محمد بن مکی (مق ٧٨٦ ق / ١٣٨٤ م) است و افزونبر این اجازه، در ١٤ ربیعالاول ٧٥٦ ق / ٢٩ مارس ١٣٥٥ م از محمد بن حسن بن یوسف حلی، فرزند علامه، نیز اجازه یافته است که همۀ آنچه در «اجازۀ کبیره» آمده، روایت کند (بحار، ١٠٤ / ٥٩)؛ ج ـ عزالدین (جمالالدین) ابومحمد حسن بن محمد بن محمد بن ابراهیم، از دانشمندان شیعه؛ د ـ شرفالدّین ابوعبدالله حسین بن علی بن ابراهیم، فقیه.
٧. الشریف محمد بن علی بن محمد بن الحسن بن زهرة (د ٧٧٩ ق / ١٣٧٧ م). وی به ایران آمد و از دانشمندان روزگار خویش سود جست و با گروهی از دانشمندان خراسان و ماوراءالنهر دیدار کرد و سپس به حلب بازگشت. او مشارق الانوار را از فقیه محدث مفسر، شمسالدّین ابوعبدالله محمد بن فیروزآبادی شنید و بخشی از آن را در حلب از او روایت کرد.
ارائۀ شجرۀ نسب این خاندان دور از لغزش نخواهد بود، زیرا از یک سوی کتب رجال غالباً در ذکر زنجیرۀ نامها، برخی واسطهها را حذف کردهاند و از سوی دیگر وجود افراد همنام متعدد دراین خاندان، خلطهایی پیش آورده است.

مآخذ
آقابزرگ، الذریعة، ١ / ١٤٢، ٤٢٦، ١٦ / ٦٩؛
همو، طبقات اعلام الشیعة، القرن السادس، بیروت، ١٩٧٢ م، صص ٨٧، ٨٨، ١٦٥؛
همو، همان، القرن السابع، ص ١٦٠؛
همو، همان، القرن الثامن، صص ٩، ٤١، ٤٥، ٤٦، ٤٨، ٥٦، ١٣٣، ١٤٠، ١٤٩، ١٧٧، ١٩٣، ١٩٥؛
ابن ادریس، ابوعبدالله محمد، کتاب السرائر، تهران، ١٣٩٠ ق؛
ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الدرر الکامنة، هند، ١٣٩٣ ق، ١ / ٢٨٩، ٢ / ١٢٤، ١٤٢، ١٤٣، ١٤٦، ١٧٥؛
ابن شهر آشوب، محمد بن علی، معالم العلماء، ١٣٨٠ ق، ص٤٦؛
ابن عدیم، عمر بن احمد، زُبْدة الحلب، به کوشش سامی الدهان، دمشق، ١٣٧٠ ق / ١٩٥١ م؛
ابن عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب، به کوشش محمد حسن آل طالقانی، نجف، ١٣٨٠ ق / ١٩٦١ م؛
ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، مصر، ١٢ / ٢٨٩؛
افندی اصفهانی، عبدالله، ریاض العلماء، قم، ١٤٠١ ق، ١ / ٥٩، ٦٠، ٣١٠، ٣١١، ٣٢١، ٣٢٢، ٢ / ١٣٨، ١٣٩، ٣ / ٢٢٧، ٢٢٨؛
امین؛
محسن، اعیان الشیعة، به کوشش حسن امین، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م، ٣ / ٧٥، ٥ / ٢٥١، ٢٥٩، ٢٦٠، ٦ / ١٠١، ٢٤٩، ٨ / ٥٩؛
امینی نجفی، عبدالحسین، شهداء الفضیلة، قم، صص ٧١-٧٣؛
بغدادی، اسماعیل پاشا، ایضاح المکنون، استانبول ١٣٦٤-١٣٦٦ ق / ١٩٤٥-١٩٤٧ م، ١ / ٢٢٥، ٢ / ٣٨، ١٥٠، ١٥١، ٢٢٠، ٣٤٤؛
همو، هدیة العارفین، استانبول، ١٩٥١-١٩٥٥ م، ١ / ٤٥٧، ٢ / ٢٢٧؛
تنکابنی، محمد، قصص العلماء؛
تهران؛
الجوامع الفقیهة، قم، ١٤٠٤ ق، صص ٤٦١-٥٦٤؛
حر عاملی، محمد بن حسن، املالآمل، به کوشش سید احمد حسینی، قم، ١٣٦٢ش، ٢ / ٢٢، ٢٤، ٧٦، ٩٥، ١٠٦،١٠٥، ١٦٢، ١٦٣، ١٧١، ٢٧١؛
خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، بیروت، دارالکتاب العربی، ٢ / ٣٧٤-٣٧٧؛
دوانی؛
علی، مفاخر اسلام، تهران، ١٣٦٣ ش، ٣ / ٤٨١-٤٩٢؛
زرکلی، خیرالدین، الاعلام، چ ٣، بیروت، ١٣٨٩ ق، ٢ / ٣١٢، ٣١٣؛
سخاوی، محمد بن عبدالرحمن، الضوء اللامع، قاهره، ١٣٥٣ ق؛
شوشتری، قاضی نورالله، مجالس المؤمنین، تهران، ١٣٧٥ ق، ١ / ٥٠٧- ٥٠٨؛
قایینی نجفی، معجم مؤلفی الشیعة تهران، ١٤٠٥ ق، ص ١٤١؛
قمی، عباس، الفوائد الرضویة، تهران، ١٣٢٧ ش، صص ٢٣، ١٦٣، ٢٦٤؛
همو، الکنی و الالقاب، تهران، ١٣٩٧ ق، ١ / ٢٩٩؛
همو، هدیة الاحباب، تهران، ١٣٦٣ ش، ص ٧٠؛
کحاله، عمر رضا، معجم المؤلفین، بیروت، ٣ / ٧٩، ٦ / ٨٨، ٩ / ٢٢٦، ٢٧٢؛
مامقانی، محمد بن عبدالله، تنقیح المقال، نجف، ١٣٤٩-١٣٥٠ ق، ١ / ٧٦، ٨١، ٣٠٥، ٣٧٦، ٢ / ٢٠٠؛
مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م، ١ / ٤٠؛
محمد راغب، اعلام النبلاء بتاریخ حلب الشهباء، حلب، ١٣٤٣ ق / ١٩٢٥ م، ٢ / ٩٥، ٩٦، ٤ / ٢٨٥-٢٨٦، ٣٤٣، ٥٤١، ٥٦١، ٥٧٢، ٥ / ١٦، ٤٤، ٧٠، ٣٧٢؛
مدرس محمدعلی، ریحانة الادب، تبریز، ١٣٤٦ ش، ٧ / ٥٤٩-٥٥٣؛
نوری، حسین، مستدرک الوسائل، تهران، ١٣٨٢ ق، ٣ / ٤٧٥، ٤٧٦؛
نیز:
GAL, S, I / ٧١٠.
هادی عالمزاده