دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٦٨ - ابن دیزیل
ابن دیزیل
نویسنده (ها) :
عنایت الله فاتحی نژاد
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٢ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ دیزیل، ابواسحاق، ابراهیم بن حسین بن علی بن دیزیل كسائی همدانی معروف به سیفنَّه (د ٢٨١ ق/ ٨٩٤ م)، محدث و فقیه. ابن دیزیل را به این سبب سیفنه لقب داده بودند كه وی هرگاه به عالِمی برمیخورد، تا همۀ احادیث او را نمینوشت او را رها نمیكرد سیفنه نام پرندهای است كه گویند هرگاه بر درختی مینشیند تمام برگهای آن را یا میخورد یا میكند و دور میریزد (سمعانی، ١٣/ ٤٢٥؛ فیروزآبادی، ٤/ ٢٣٥). او را به خاطر كثرت ملازمتش با عَفّان بن مسلم، دابّۀ عفان نیز نامیدهاند (ذهبی، تذكرة، ٢/ ٦٠٨).
ذهبی ولادت او را اندكی قبل از ٢٠٠ ق دانسته است ( سیر، ١٣/ ١٨٥). وی در حجاز، شام، مصر، عراق و جبال استماع حدیث كرد (صفدی، ٥/ ٣٤٦) و از كسانی چون عفان بن مسلم انصاری و علی بن عیاش حِمصی و آدم بن ابیایاس عسقلانی و ابوصالح كاتب اللیث حدیث شنید سمعانی، ١٣/ ٤٢٤؛ ابن عساكر، ٢/ ٢٠٥). قرائت قرآن را نزد قالون كه از روات قرائت نافع بوده، آموخت و از او روایت نمود (ابن جزری، ١/ ١١) و به گفتهای ٦٠ سال از عمر خود را به منظور جمع حدیث در سفرهای طولانی گذراند (ابنعساكر، ٢/ ٢٠٦). ابوعوانۀ اسفراینی، احمد بن هارون بردیجی، عمر بن حفص مستملی، احمد بن مروان دینوری و كسان دیگری از او روایت كردهاند (ذهبی، سیر، همانجا).
وی در ضبط و كتابت حدیث چندان دقیق بود كه میگفت اگر كتابم در دستم باشد و احمد بن حنبل در طرف راستم و یحیی بن معین در طرف چپم باشند، نگرانی ندارم، یعنی از ضبط و نوشتن آن عاجز نیستم (همان، ١٣/ ١٨٦).
حاكم نیشابوری (همانجا) و ابن عساكر (٢/ ٢٠٥) او را ثقه و امین دانسته و صحت اسناد وی را مورد تأیید قرار دادهاند. ابن حجر پس از نقل گفتۀ ابنقیم جوزیه در جلاء الافهام در خصوص تضعیف وی، گوید: ظاهراً ابن قیم او را با شخص دیگری اشتباه كرده، زیرا ابن دیزیل یكی از حافظان بزرگ بوده است (١/ ٤٨؛ قس: ابن قیم، ١٥).
چیزی از آثار ابن دیزیل بر جای نمانده و كتاب صفین تنها اثری است كه به او منسوب است. ابنكثیر (٦/ ٧٥) كتاب مصنفات را نیز به او نسبت داده و صفین را جزئی از این كتاب دانسته است. ابن ابی الحدید (٢/ ٢٢٢ به بعد، ٣/ ٢٠٦- ٢٠٨، ٥/ ٢٥٤، ٢٥٥) قطعاتی از كتاب صفین وی را در شرح نهج البلاغه نقل كرده كه بعضی از آنها را نصر بن مزاحم (ص ٣٩٥) نیز از طریق دیگر در كتاب وقعة صفین خود آورده است (قس: ابن ابی الحدید، ٢/ ٢٢٢، ٢٢٤).
مآخذ
ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبةالله، شرح نهج البلاغة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧٨ ق/ ١٩٥٩ م؛
ابن جزری، محمد، غایة النهایة، به كوشش گ. برگشترسر، قاهره، ١٣٥١ ق/ ١٩٣٢ م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، حیدرآباد دكن، ١٣٢٩ ق/ ١٩١١ م؛
ابن عساكر، علی بن حسن، التاریخ الكبیر، به كوشش افندی بدران، دمشق، ١٣٣٠ ق/ ١٩١٢ م؛
ابن قیم الجوزیه، محمد بن ابوبکر، جلاء الافهام، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
ابن كثیر، البدایة؛
ذهبی، محمد بن احمد، تذكرة الحفاظ، حیدرآباد دكن، ١٣٣٣-١٣٣٤ ق؛
همو، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و علی ابوزید، بیروت، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٤ م؛
سمعانی، عبدالكریم بن محمد، الانساب، حیدرآباد دكن، ١٤٠٢ ق/ ١٩٨٢ م؛
صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، به كوشش س. ددرینگ، بیروت، ١٣٨٩ ق/ ١٩٧٠ م؛
فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، قاموس؛
نصر بن مزاحم، وقعة صفین، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٨٢ ق/ ١٩٦٢ م.
عنایتالله فاتحینژاد