دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٠٠ - بجیری
بجیری
نویسنده (ها) :
فرامرز حاج منوچهری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُجَیْری، ابوحفص عمربن محمدبن بجیر بن حازم همدانی سمرقندی (٢٢٣-٣١١ق/ ٨٣٨-٩٢٣م)، محدث و مفسر ماوراءالنهر. در برخی زا آثار نام نیای او را به صورت خازم آمده است (مثلاً ﻧﻜ : سمعانی، الانساب، ١/ ٢٨٦؛ ابنعساکر، ١٣/ ٣٤٩).
خاستگاه اصلی خاندان او قریۀ خُشوفَعَن (= رأس القنطره)، یکی از قرای سغد بود و به همینسبب، به خشوفغنی نیز شهرت داشت (یاقوت، ٢/ ٤٤٧). بجیری در این دیار در خاندانی اهل علم (ﻧﻜ : سمعانی، همان، ١/ ٢٨٦-٢٨٧؛ ذهبی، المشتبه، ١/ ٤٨-٤٩) رشد کرد و ضمن آموزش علوم متداول نزد پدر، همراه او به سرزمینهای گوناگون اسلامی از جمله خراسان، بصره، کوفه، حجاز، شام و مصر سفر کرد و از مشایخ بسیاری دانش آموخت (ﻧﻜ : همو، تاریخ...، ٤١٩-٤٢٠). سفرهای فراوان او برای طلب و استماع حدیث، سبب کشت تا نویسندگان بعدی از او به عنوان «رحّاله» یاد کنند (مثلاً ابن نقطه، ٢/ ١٧٥). در میان استادان بنام او افزودن بر پدرش، میتوان از کسانی چون محدبن بَشّار بَنْداری بصری (د ٢٥٢ق/ ٨٦٦م)، محمدبن مُثَنَى بصری (د ٢٥٢ق)، عیسیبن حمّاد مصری (در دمشق)، ابوطاهر ابن سَرْح و اسحاق بن شاهین واسطی یاد کرد (ﻧﻜ : بیهقی، ٢/ ٤٦٩؛ ابن عساکر، همانجا؛ ابنماکولا، ١/ ٤٦٤؛ سمعانی، همان، ١/ ٢٨٦؛ ابننقطه، ٢/ ١٧٥-١٧٦؛ ذهبی، سیر...، ١٤/ ٤٠٣).
بجیری که ظاهراً بیشترین بهرۀ علمی را از محمدبن بشار برده است، خود به ٣ دورۀ حضور در محضر شیخ اشاره کرده، و گفته است که از وی بالغ بر ٦٠ هزار حدیث شنیده بوه است (ابننقطه، ٢/ ١٧٦-١٧٧؛ ذهبی، تاریخ، ٤٢٠). عنایت فراوان بجیری به طلب حدیث و تحمل خبر، جایگاه حدیثی وی را بدانجا رساند که نویسندگان بعدی، از او به عنوان ثبت، صدوق و حافظ یاد کردهاند (همو، سیر، ١٤/ ٤٠٢؛ ابن نقطه، ٢/ ١٧٥). توانایی بجیری در حدیث بهویژه به سبب مسافرتهای فراوانش موجب علو اسانید او بود و همین عوالی، بسیاری کسان را برای طلب حدیث نزد او میکشاند و ابو سعد ادریسی که به سبب بُعد مسافت نتوانسته بود از عوالی او بهره بَرَد، ناخرسند بود (ﻧﻜ : ذهبی، هما، ١٤/ ٤٠٣).
در میان شاگردان او میتوان به ابنحبان، ابوبکر محمد بن علی قفّال چاچی، علی بن بندار صیرفی، احمد بن جناح کَشانی، سهل بن سری بخاری، اعین بن جعفر سمرقندی و ابونصر کَرْمینی اشاره کرد (ابنحبان، ٨/ ٥٧؛ بیهقی، سمعانی، ابن عساکر، همانجاها؛ ابن نقطه، ٢/ ١٧٦).
آثاری را برای بجیری برشمردهاند که بیشتر آنها از میان رفته است. مهمترین اثر وی، مجموعهای حدیثی بوده است که در منابع از آن با عناوینی چون الجامع المسند، الجامع الصحیح، یا بهطور مطلق الجامع و المسند یاد شده است. نسخهای خطی از این اثر در کتابخانۀ ظاهریۀ دمشق نشان داده شده است که براساس اطلاعات نسخه شناختی، در شیوۀتبویب با صیحیح بخاری قابل قیاس است (ﻧﻜ : ظاهریه، ٣٦٥؛ برای تداول آن، ﻧﻜ : سمعانی، همانجا، نیز التحبیر، ٢/ ٨٧؛ یاقوت، همانجا). از دیگر آثار او میتوان به المراسیل، التفسیر (ابن نقطه، همانجا) و جزئی حدیثی (بغدادی، ١/ ٣٦١) اشاره کرد. کتاب التفسیر او انگیزۀ داوودی برای آوردن نام او در طبقات المفسرین بوده است (٢/ ٩؛ برای محدثانی از فرزندانبجیری، ﻧﻜ : سمعانی، الانساب، ١/ ٢٨٧).
مآخذ
ابنحبان، محمد، صحیح، به کوشش عیب ارنؤوط، بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛
ابنعساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، عمان، دارالبشیر؛
ابنماکولا، علی، الاکمال، به کوشش عبدالرحمان بن یحیى معلمی یمانی، حیدرآباددکن، ١٩٦٢م؛
ابن نقطه، محمد، التقیید، حیدرآباددکن، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛
بغدادی، ایضاح، بیهقی، احمد، السنن الکبرى، حیدرآباددکن، ١٣٤٦ق؛
داوودی، محمد، طبقات المفسرین، یبروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام، حوادث سالهای ٣٠١-٣١٠، به کوشش عمرعبدالاسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی؛
سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛
همو، المشتبه، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٩٦٢م؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛
همو، التحبیر، به کوشش منیره ناجی سالم، بغداد، ١٣٩٥ق/ ١٩٧٥م؛
ظاهریه،؛
خطی (حدیث)، البانی، یاقوت، بلدان.
فرامرز حاجمنوچهری