دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٤١ - ابو البختری، وهب
ابو البختری، وهب
نویسنده (ها) :
احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوالْبَخْتَری، وهْب بن وهْب کبیر بن عبداللـه بن زمعۀ قرشی (د ٢٠٠ ق / ٨١٦ م)، دولتمرد، قاضی، مورخ و محدّث. ابن سعد (٧(٢) / ٧٥) و در پی او ابنقتیبه ( المعارف، ٥٩٠) و ابنرسته (ص ٢٢٨) نام جد او را نیز «وهب» گفتهاند. در برخی منابع نام نیای بزرگ او به تصحیف «کثیر» ضبط شده است (قس: ابن کلبی، ٧٣؛ زبیر، ١ / ١٦١). نسب او به شاخۀ اسد از قریش میرسید (ابنکلبی، همانجا) و جد دوم او عبداللـه از اصحاب پیامبر (ص) بود (ابن عبدالبر، ٢ / ٣٠٧- ٣٠٨). مادر ابوالبختری عبدة دختر علی بن یزیدبن رُکانۀ هاشمی بود (زبیر، ١ / ٥٠٧) که گفته شده چندی در حِبالۀ نکاح امام صادق (ع) بوده است (ابنندیم، ١١٣؛ نجاشی، ٤٣٠؛ طوسی، اختیار، ٣١٠، الفهرست، ١٠٥). براساس تخمین ذهبی (٩ / ٣٧٥) و دیگر قراین ولادت او را میتوان در فاصلۀ ١٢٠-١٣٠ ق / ٧٣٨- ٧٤٨ م در مدینه دانست. او در همین شهر به تحصیل و فراگیری سیره، حدیث و فقه پرداخت و به گفتۀ خود از مشایخی چون محمد بن اسحاق، مالک بن انس، هشام بن عروه، ابنجریج، و ثور بن یزید حدیث شنید (نک : ابن عدی، ٧ / ٢٥٢٦- ٢٥٢٩؛ ابن رسته، ٢٥؛ قمی، ٢٧٤). او احادیث بسیاری از امام جعفر صادق (ع) روایت کرده (حمیری، ٢٥، جم ؛ ابن عدی، همانجا) و برقی (ص ١٩)، نجاشی (همانجا) و طوسی (رجال، ٣٢٧) او را از اصحاب وی شمردهاند. به گفته ابنداوود (ص ٥٢٣) وی صحبت امام باقر (ع) را نیز درک کرده، ولی باتوجه به وفات آن امام در ١١٤ ق این سخن پذیرفتنی نیست.
در یکی از سفرهای هارونالرشید به مدینه، احتمالاً در ١٧٤ ق / ٧٩٠ م (نک : ابن قتیبه، الامامة، ٢ / ١٨٣) که فقیهان برجستۀ مدینه او را از بالا رفتن بر منبر پیامبر (ص) باز داشتند، ابوالبختری با جعل حدیثی این امکان را برای او فراهم ساخت (وکیع، ١ / ٢٤٨؛ خطیب، ١٣ / ٤٥٢). ابوالبختری در حوالی همان سال مدینه را به قصد بغداد ترک گفت و در مسیر خود مدتی در کوفه اقامت گزید و به روایت حدیث پرداخت (ابن عدی، ٧ / ٢٥٢٧). آشنایی پیشین هارون با وی و احتمالاً سعایت او از یحیی بن عبداللـه علوی نزد هارون (نک : ابوالفرج، ٣١٤) اسباب نزدیکی او را به هارون فراهم ساخت و ازاینرو به منصب قضای «عسکر مهدی» واقع در بخش شرقی بغداد گمارده شد (ابن سعد، همانجا؛ وکیع، ٣ / ٣٢٦). وی در دسیسۀ دستگیری یحیی بن عبداللـه علوی شرکت فعالانه داشت و بدین منظور همراه فضل برمکی به ری رفت (ابوالعباس، ٥٧). او در ١٧٦ ق ظاهراً آنگاه که قاضی القضاه ابویوسف در بغداد حضور نداشت، در مجلس محاکمۀ یحیی به عنوان یکی از قضات شرکت کرد و همو بود که با طرح شبهات، حکم به محکومیت یحیی نموده، اسباب رضایت هارون را فراهم آورد (وکیع، ١ / ٢٤٩؛ طبری، ٦ / ٤٥٤؛ ابوالعباس، ٦١-٦٣؛ ابوالفرج، ٣١٨- ٣١٩). گویا همین حکم موجب ترقی او در مسند قضا گردیده است (همانجا؛ ابوطالب، ٨١-٨٢). وی در ١٨٠ ق / ٧٩٦ م به دربار هارون، در مقرّ وی واقع در رقّه که تحت حفاظت شدید امنیتی بود، آمد و شد داشت و صاحب نفوذ بود (نک : ابن سعد، ٥ / ٣١٦). به تصریح برخی منابع، هارون پس از وفات ابویوسف در ١٨٢ ق ابوالبختری را به سمت قاضی القضاتی منصوب کرد (خلیفه، ٢ / ٧٥٠؛ طوسی، الفهرست، همانجا؛ خطیب، ١٤ / ٢٤٣) و عزل و نصب قضات دیگر ولایات به او واگذار شد (به عنوان نمونه، نک : کندی، ٣٩٢). وی همچنین در بعضی سفرهای هارون از جمله سفرهای وی در ١٨٩ ق به ری و در ١٩٠ ق (یا ١٨٧) به سر حدات روم همراه او بود (وکیع، ١ / ٢٥٠؛ خطیب، ١٣ / ٤٥٣). عزل ابوالبختری از مناصب خود در بغداد در ١٩٢ ق و اعزام او به عنوان والی، قاضی و امام به مدینه را باید تنزِل ارج او نزد هارون دانست (نک : ابن سعد، ٧(٢) / ٧٥؛ وکیع، ١ / ٢٤٣-٢٤٤؛ طبری، ٦ / ٥٢٩). او در زمان ولایت بر مدینه نیز مردی پرنفوذ بود و اقتدار او به مدینه منحصر نمیشد. نمونهای از اعمال نفوذ او در مقامات شام در جمهرة نسب قریش (زبیر، ١ / ٣٤٥) آمده است. ابوالبختری تا وفات هارون و حتی در اوایل خلافت امین بر مسند خود باقی بود (وکیع، ١ / ٢٥٤؛ طبری، ٧ / ٩٣؛ مسعودی، التنبیه، ٣٠٢)، ولی ظاهراً از نفوذ او در زمان امین کاسته شده بود و در ١٩٤ ق امین وی را از ولایت و قضا عزل کرد (خلیفه، ٢ / ٧٥٣؛ وکیع، همانجا؛ طبری، ٧ / ٤٤، ٩٣-٩٤) و به دنبال آن ابوالبختری مدینه را ترک گفت و به بغداد بازگشت. به گزارش خلیفه (٢ / ٧٥٩) امین در ١٩٥ ق مجدداً او را به قضا منصوب کرد، ولی حتی در صورت صحت این گزارش، ماندن او در این سمت دیری نپاییده است. ابوالبختری در اواخر عمر خود چندی را در صیدا (لبنان) گذرانیده است (ابنحیان، ٣ / ٧٤، ٨٠؛ ابنعساکر، ١٢ / ٣٢٩). ابنسعد (همانجا) رفتن او به شام را پیش از آمدنش به بغداد دانسته است. ابوالبختری سرانجام به بغداد بازگشت و در آنجا وفات یافت (همانجا؛ ابن ندیم، ١١٣؛ خطیب، ١٣ / ٤٥١).
اگرچه ابوالبختری به عنوان یک فقیه، راوی سیره، محدّث و نسبشناس شناخته میشود (نک : یعقوبی، ٢ / ٤٣١؛ ابنندیم، همانجا؛ طوسی، الفهرست، ١٠٥)، ولی وثاقت او به شدت مورد تردید رجالیان قرار گرفته است. ابن معین، احمد بن حنبل، ابن راهویه، ابوداوود، جوزجانی و دارقطنی او را کذاب و واضع دانستهاند (ابن معین، ٣ / ١٨٣، ٥٥٥؛ جوزجانی، ١٣٤؛ عقیلی، ٤ / ٣٢٤-٣٢٦؛ دارقطنی، ٣٨٤؛ خطیب، ١٣ / ٤٥٦) و عثمان بن ابی شیبه او را «دجّال» خوانده است (همو، ١٣ / ٤٥٥). از رجالیان شیعه نیز ابن غضائری، طوسی و نجاشی او را ضعیف و کذاب خواندهاند (ابن داوود، ٥٢٣؛ طوسی، همان، ١٠٥، ١٧٣؛ نجاشی، ٤٣٠) و فضل بن شاذان او را از دروغگوترین مردم دانسته است (طوسی، اختیار، ٣٠٩). با این وصف جمع کثیری را در شمار راویان ابوالبختری آوردهاند که از آن جمله میتوان از محمد بن ادریس شافعی، قاسم بن سعید بن مسیب، رجاء بن سهل صنعانی، سندی بن محمد کوفی، محمد بن خالد برقی، ابراهیم بن هاشم کوفی و مسیب بن واضح نام برد (نک : ابن عدی، ٧ / ٢٥٢٧- ٢٥٢٩؛ حمیری، ٢٥؛ ابن بابویه، مشیخة، ٧٨؛ طوسی، الفهرست، ١٧٣؛ خطیب، ١٣ / ٤٥١، ٤٥٣؛ ابن حجر، ٦ / ٢٣٣).
آثـار
١. مولد امیرالمؤمنین علی (ع). این کتاب در قرن ٥ ق / ١١ م توسط نجاشی (ص ٤٣٠)، طوسی ( الفهرست، ١٧٣) و خطیب بغدادی (٧ / ٤١٩) ذکر شده و مورد استفادۀ مسعودی ( اثبات، ١١٢- ١٢٢) و احتمالاً کراجکی (ص ١١٦) قرار گرفته است؛ ٢. کتابی مشتمل بر قریب به ١٠٠ حدیث به روایت ابوالبختری از امام صادق (ع) که ظاهراً بهطور کامل توسط حمیری در قرب الاسناد (صص ٢٥، جم ) نقل شده است (قس: ابن بابویه، همانجا؛ نجاشی، طوسی، همانجاها)؛ ٣. الرّایات یا الالویة و الرایات. ابن ندیم (ص ١١٣) و نجاشی (همانجا) آن را ذکر کردهاند و قمی (٢٧٤، ٢٨١- ٢٨٣) قطعاتی از آن را نقل کده است؛ ٤. صفات النبی (ص). ابن ندیم و نجاشی (همانجاها) از آن یاد کردهاند. این کتاب ظاهراً مورد استفادۀ یعقوبی در تاریخ (٢ / ٨٨) و ابن بابویه در الخصال (٢ / ٤٢٥) قرار گرفته است. وی آثار دیگری هم دارد (نک : مسعودی، مروج، ٣ / ١٣٨؛ ابن عدی، ٧ / ٢٥٢٧؛ ابن ندیم، همانجا). جمعی از مؤلفان نیز بدون ذکر عنوان از آثار او استفاده و نقل کردهاند (نک : ابنحبیب، ١٨٥، جم ؛ ابنرسته، ٢٥؛ ابن فقیه، ٢٣، ١٩٧؛ مفید، ٤٣؛ ابن شهر آشوب، ٣ / ٣٥٣).
مآخذ
ابن بابویه، محمد بن علی، الخصال، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، ١٣٨٩ ق؛
همو، «مشیخة»، من لایحضره الفقیه، نجف، ١٣٧٦ ق؛
ابن حبان، محمد، المجروحین، به کوشش محمود ابراهیم زاید، بیروت، ١٣٩٦ ق؛
ابن حبیب، محمد، المنمّق، به کوشش خورشید احمد فارق، حیدرآباد دکن، ١٣٨٤ ق / ١٩٦٤ م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، حیدرآباد دکن، ١٣٢٩-١٣٣١ ق؛
ابن داوود حلی، حسن بن علی، الرجال، به کوشش جلالالدین محدث، تهران، ١٣٤٢ ش؛
ابن رسته، احمد بن عمر، الاعلاق النفیسة، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٩١ م؛
ابن سعد، محمد، کتاب الطبقات الکبیر، به کوشش ادوارد زاخاو، لیدن، ١٩٠٤-١٩١٦ م؛
ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابیطالب، قم، انتشارات علامة؛
ابنعبدالبر، یوسف بن عبداللـه، «الاستیعاب»، الاصابۀ ابن حجر عسقلانی، مصر، ١٣٢٨ ق؛
ابن عدی، عبداللـه، الکامل فی الضعفاء، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
ابنعساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛
ابن فقیه همدانی، مختصر کتاب البلدان، به کوشش دخویه، لیدن، ١٨٨٥ م؛
ابن قتیبه، عبداللـه بن مسلم، الامامة و السیاسة، قاهره، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٩ م؛
همو، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ١٩٦٠ م؛
ابن کلبی، هشام بن محمد، جمهرة النسب، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٦ م؛
ابن معین، یحیی، التاریخ، به کوشش احمد محمد نورسیف، مکه، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩ م؛
ابنندیم، الفهرست؛
ابوطالب الناطق یالحق، یحیی بن حسین، «الافادة فی تاریخ الاأئمة السادة»، اخبار الائمة الزیدیة، به کوشش مادلونگ، بیروت، ١٩٨٧ م؛
ابوالعباس حسنی، احمد بن ابراهیم، «المصابیح»، همان؛
ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، نجف، ١٣٨٥ ق / ١٩٦٥ م؛
برقی، احمد بن محمد، الرجال، به کوشش جلالالدین محدث، تهران، ١٣٤٢ ش؛
جوزجانی، ابراهیم بن یعقوب، احوال الرجال، به کوشش صبحی بدری سامرائی، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
حمیری، عبداللـه بن جعفر، قرب الاسناد، چاپ سنگی، قم؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
خلیفة بن خیاط، التاریخ، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ١٩٦٨ م؛
دارقطنی، علی بن عمر، الضعفاء و المتروکون، به کوشش موفق بن عبداللـه، ریاض، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
زبیر بن زکار، جمهرة نسب قریش، به کوشش محمود محمد شاکر، قاهره، ١٣٨١ ق؛
طبری، محمد بن جریر، تاریخ، مصر، ١٣٥٧ ق؛
طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفة الرجال، به کوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ ق؛
همو، رجال، نجف، ١٣٨٠ ق / ١٩٦١ م؛
همو، الفهرست، به کوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف، المکتبة المرتضویة؛
عقیلی، محمد بن عمرو، کتاب الضعفاء الکبیر، به کوشش عبدالمعطی امین قلعجی، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
قمی، حسن بن محمد، تاریخ قم، ترجمۀ حسن بن علی قمی، به کوشش جلالالدین تهرانی، تهران، ١٣٥٣ ش؛
کراجکی، محمد بن علی، کنزالفوائد، چاپ سنگی، تبریز، ١٣٢٢ ق؛
کندی، محمد بن یوسف، الولاة، به کوشش روون گست، بیروت، ١٩٠٨ م؛
مسعودی، علی بن حسین، التنبیه والاشراف، مصر، ١٣٥٧ ق؛
همو، اثبات الوصیة، قم، ١٤٠٤ ق؛
همو، مروج الذهب، به کوشش یوسف اسعد داغر، بیروت، ١٣٨٥ ق؛
مفید، محمد بن محمد، الارشاد، نجف، ١٣٨٢ ق؛
نجاشی، احمد بن علی، الرجال، به کوشش موسی زنجانی، قم، ١٤٠٧ ق؛
وکیع، محمد بن خلف، اخبار القضاة، مصر، ١٣٦٦ ق؛
یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ، بیروت، دارصادر.
احمدپاکتچی