دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٦٢ - ابن ابی یعفور
ابن ابی یعفور
نویسنده (ها) :
محمدهادی مؤذن جامی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٧ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ اَبی یعْفور، ابومحمد، عبدالله بن ابی یعفور عبدی كوفی (د ١٣١ق / ٧٤٩م)، محدث شیعی و از خواص اصحاب امام جعفر صادق (ع). او را به سبب انتساب به عبدالقیس بن اقصی، از نوادگان ربیعة بن نزار، عبدی گفتهاند (سمعانی، ٩ / ١٩٠-١٩٢؛ برقی ٢٢). نام پدرش كه به ابویعفور اكبر شهرت داشت (ابنحجر، ١٢ / ٢٨١)، واقد و به قولی وقدان بوده است (نجاشی، ٢١٣)، ولی سمعانی وقدان را لقب او دانسته است (٩ / ١٩٢).
از زندگی ابن ابی یعفور اطلاع چندانی در دست نیست. نجاشی (همانجا) وی را شیعهای جلیلالقدر و مكرم نزد امام صادق (ع) معرفی نموده است. طوسی (رجال، ٢٢٣، ٢٦١) در دو جا تحت عنوان عبدالله بن ابی یعفور عبدی و عبدالله بن ابی یعفور كوفی به عنوان صحابی امام صادق (ع) از وی یاد كرده است. به گفتۀ نجاشی (همانجا) او در مسجد كوفه قاری بود و كتابی داشت كه عدهای از امامیه، از جمله ثابت بن شریح آن را از وی روایت كردهاند. همو از وی با عنوان «ثقة ثقة» یاد كرده (همانجا) و نوری (٣ / ٦١٥) او را از فقهای معروف امامیه چون زُراره و امثال او دانسته است. طوسی (اختیار، ٤٢٧) نقل میكند كه در كوفه او را از اصحاب ورع و اجتهاد به شمار میآوردهاند. همو به چند طریق مختلف از امام صادق (ع) روایت نموده كه در اطاعت از امام كسی چون ابن ابییعفور نبوده است (همان، ٢٥٠) و نیز روایتی دیگر از امام صادق (ع) نقل كرده كه «كسی آنچه را خدا در مورد ما واجب كرده، ادا نكرد مگر عبدالله بن ابییعفور» (همان، ٢٤٩) و نیز به گفتۀ همو، ابوحمزه معقل عجلی از ابنابییعفور نقل كرده است كه او به امام صادق عرض نمود كه اگر اناری را نصف كنی و بگویی این نیمه حرام و آن نیمه حلال است، گواهی میدهم كه آنچه را تو حلال دانستی حلال است و آنچه را حرام دانستی، حرام (همانجا). در حدیث مشهور «حواریون» (مفید، ٦١-٦٢) كه امام كاظم (ع) اخص اصحاب و حواریون پیامبر اسلام و ائمۀ اطهار را بر شمرده است، وی از حواریون امام محمدباقر (ع) و امام صادق (ع) به شمار آمده است. ابن ابی یعفور در ایام حیات امام صادق (ع) در ١٣١ق مشهور به سنة الطاعون (نك : ذهبی، ٥ / ١٩٩؛ ابن تغری بردی، ١ / ٣١٣) درگذشت. پس از مرگ او امام صادق (ع) در نامهای به مفضل بن عمر جعفی از او به عنوان كسی كه مطیع خدا و رسول و امام بوده، ستایش كرده است (طوسی، همان، ٢٤٨- ٢٤٩). از نظر مذهب گرچه به یقین وی شیعه بوده است، اما شرایط سیاسی موجود در زمان حیات او (دورۀ اموی و عباسی) مانع از آن بود كه وی تشیع خود را آشكار سازد. كلینی (٧ / ٤٠٤) از واقعهای خبر داده كه طی آن وی در پاسخ به ایراد ابویوسف قاضی، از اقرار صریح به تشیع خود طفره رفته است. گفتنی است كه ابویوسف در همین واقعه از ابن ابویعفور با عنوان «صدوق» ستایش كرده است، امّا با توجه به تاریخ وفات ابن ابی یعفور این امر محل تأمل است. طوسی (همان، ٢٦٦) از فرقهای به نام یعفور یاد كرده و مشكور در تعلیقاتش بر كتاب المقالات و الفرق اشعری (ص ٢٢٧) احتمال داده است كه این فرقه منتسب به ابن ابی یعفور است، اما چنین نیست و این فرقه كه از غُلات شیعهاند به محمد بن یعفور منسوبند (خوارزمی، ٥٠). اشعری (ص ٨٨) ابن ابی یعفور را از دستهای از فرقههای شیعه میداند كه به امامت امام كاظم (ع) پس از امام صادق (ع) قائل بودهاند و به واسطۀ پایداری این دسته اكثر طرفداران عبدالله افطح به امامت امام هفتم شیعیان اثناعشری ــ امام كاظم (ع) ــ بازگشته و به آن معتقد شدهاند. ابن ابی یعفور با اینكه پدرش محدث بوده (مسلم بن حجاج، ١٩٩) و ثقه به شمار میرود (ابن حجر، ١١ / ١٢٣) از او روایت نكرده، اما از امام باقر (ع) از طریق برادرش عبدالكریم روایت كرده است (طوسی، تهذیب، ٦ / ٢٤٢). وی از ابوالصامت، اسحاق بن عمار و معلی بن خنیس (همان، ٤ / ١٥٠، ٦ / ٢٢٣، ٩ / ٣٣٠) و جز آنان روایت كرده است و برادرش یونس (ابن حجر، ١١ / ٤٥٢)، ابن مسكان، عبدالكریم بن عمر خثغمی، ابان بن عشان، احمد بن محمد بن ابینصر، عبداللهبن بكیر (طوسی، تهذیب، ٢ / ٩٤، ٢٣١، ٤ / ١٣٦، ١٥٠) و بسیاری دیگر از او روایت نمودهاند.
مآخذ
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابن حجر، احمدبن علی، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دكن، ١٣٢٧ق / ١٩٠٩م؛
اشعری قمی، سعدبن عبدالله، المقالات و الفرق، به كوشش محمد جواد مشكور، تهران، ١٩٦٣م؛
برقی، احمدبن ابی عبدالله، كتاب الرجال، تهران، ١٣٨٣ق / ١٩٦٣م؛
خوارزمی، محمدبن احمد، مفاتیح العلوم، به كوشش ابراهیم الابیاری، بیروت، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
ذهبی، شمسالدین محمد، تاریخ الاسلام، قاهره، ١٣٦٨ق / ١٩٤٨م؛
سمعانی، عبدالكریم بن محمد، الانساب، حیدرآباد دكن، ١٣٩٨ق / ١٩٧٨م؛
طوسی، محمدبن حسن، اختیار معرفة الرجال، به كوشش حسن مصطفوی، مشهد، ١٣٤٨ش؛
همو، تهذیب الاحكام، به كوشش حسن موسوی خرسان، تهران، ١٣٩٠ق / ١٩٧٠م؛
همو، رجال، به كوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف، ١٣٨١ق / ١٩٦١م؛
كلینی، محمدبن یعقوب، الفروع من الكافی، به كوشش علی اكبر غفاری، بیروت، ١٤٠١ق / ١٩٨١م؛
مسلم بن حجاج، الكنی و الاسماء، به كوشش مطاع الطرابیشی، دمشق، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
مشكور، محمد جواد، حاشیه بر المقالات و الفرق (نك : اشعری قمی در همین مآخذ)؛
مفید، محمدبن محمد، الاختصاص، به كوشش علی اكبر غفاری و محمود زرندی، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیه؛
نجاشی، احمدبن علی، رجال، بمبئی، ١٣١٧ق / ١٨٩٩م؛
نوری، میرزا حسین، مستدرك الوسائل، تهران، ١٣١٨-١٣٢١ق.
محمدهادی مؤَذّن جامی