دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٣ - ابن منذر، ابوبکر محمد
ابن منذر، ابوبکر محمد
نویسنده (ها) :
فرامرز حاج منوچهری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ مُنْذِر، ابوبكر محمد بن ابراهيم بن منذر بن جارود نيشابوری (ح ٢٤١- ٢٩ شعبان ٣١٨ق / ٨٥٥-٢٦ سپتامبر ٩٣٠م)، فقيه، محدث و مفسر مكی. ابواسحاق شيرازی (ص ١١٨) تاريخ وفات وی را در ٣٠٩ يا ٣١٠ق دانسته كه صحيح نمینمايد (نك : ذهبی، تذكرة، ٣ / ٧٨٣). از جزئيات زندگی وی اطلاع چندانی در دست نيست؛ شايد او بخش آغازين تحصيلش را در نيشابور گذرانده باشد، ولی به هر صورت پيش از ٢٦٨ق در مصر حضور يافته و در آنجا نزد شاگردان شافعی چون محمد بن عبدالحكم (د ٢٦٨ق) و ربيع بن سليمان (د ٢٧٠ق) فقه و حديث آموخته است. اقامت ابن منذر در مصر حدود ٨ سال به طول انجاميده و با رفتن وی به مكه پايان پذيرفته است. در آنجا در محضر محدثانی چون محمد بن اسماعيل صائغ (د ٢٧٦ق) دانش آموخت (همان، ٣ / ٧٨٢) و تا پايان عمر مجاورت حرم گزيد (نك : قرطبی، عريب، ١٥٦؛ ذهبی، سير، ١٤ / ٤٩٠؛ فاسی، محمد عابد، ٣ / ٢٥١، به نقل از نسخهای از الاقناع ابن منذر). از ديگر مشايخ او محمد بن ميمون، اسحاق بن ابراهيم دبری و علی بن عبدالعزيز (ذهبی، همانجا؛ ياقوت، ٢ / ٥٤٥-٥٤٦) و از شاگردان و راويانش كسانی چون محمد بن يحيی بن عمار دمياطی، ابوبكر ابن مقری و ابوطاهر محمد بن ابراهيم اصفهانی (ابن عطيه، ١٣٢؛ ابن حجر، لسان، ٥ / ٢٨) را میتوان نام برد.
در باب مسائل فقهی، غالباً برآنند كه ابن منذر از كسی تقليد نمیكرده است (نك : ذهبی، تذكرة، ٣ / ٧٨٣؛ اسنوی، ٢ / ٣٧٤؛ فاسی، محمد بن احمد، ١ / ٤٠٧). همچنين سبكی (٣ / ١٠٢) از وی در كنار محمد بن جرير طبری و محمد بن خزيمه كه هر كدام خود صاحب مذهب بودهاند، به عنوان مجتهد مطلق ياد كرده است؛ چنانكه ذهبی (سير، ١٤ / ٤٩١) و نووی (١(٢) / ١٩٧) به عدم التزام وی به مذهبی خاص تصريح كردهاند. اين مطلب را با توجه به گفتۀ سبكی (همانجا) میتوان بدين گونه تبيين كرد كه ابن منذر اگر چه در عداد فقهای شافعی به شمار میآيد (مثلاً نك : ابن نديم، ١٦٩؛ عبادی، ٦٧؛ ابواسحاق شيرازی، همانجا)، اما در مواردی از رأی شافعی عدول كرده و خود مجموعه فتاوايی داشته كه او را چون صاحب مذهبی خاص مطرح كرده است. مقدسی (ص ٩٦) به صراحت بيان میكند كه مذهب ابن منذر در مَعافِر يمن رواج داشته است و اين گفته بر ما معلوم میدارد كه اين مذهب دست كم تا اواخر سدۀ ٤ق / ١٠م دارای پيروانی بوده است، ليكن در مورد رواج مذهب وی بيش از اين اطلاعی در دست نيست. برخی از آراء خاص او را نويسندگان شافعی چون عبادی (همانجا) و سبكی (٣ / ١٠٣) مورد توجه قرار دادهاند.اطلاع و احاطۀ او بر اختلاف و اتفاق فقها در مسائل گوناگون، بیشك از جهات شايان توجه شخصيت فقهی اوست، تا حدی كه نووی (همانجا) يادآور شده كه علمای مذاهب مختلف، به گفتۀ وی اعتماد داشته و نظر او در بيان آراء مذاهب گوناگون مورد قبول عامه بوده است. او در عين نقل آراء، به بررسی در آنها نيز میپرداخته، و در اين باب كسی را يارای رقابت با وی نبوده است، كتاب الاجماع ابن منذر كه دربارۀ اتفاق نظر علمای مذاهب در مسائل فقهی تأليف شده، اين گفته را مستند میسازد، و وجود نظرات فقيهانی چون: ابن ابی ليلی از اصحاب رأی، حسن بن صالح، اوزاعی و يعقوب بن ابراهيم از اصحاب حديث (نك : ابن منذر، ٩١، ٩٥، جم ) مؤيد آگاهی وی بر مذاهبی جز مذاهب چهارگانه است. او همچنين در اختلافنظر فقها كتاب الاشراف را به رشتۀ تحرير در آورده كه ابن خلكان (٤ / ٢٠٧) آن را از كتب مشهور و مفيد در اين باب دانسته و ستوده است.
ابن منذر علاوه بر فقه، در حديث نيز دست داشته است. اگرچه از زبان برخی چون عقيلی مطالبی در تضعيف ابن منذر نقل شده، اما اين انتقادها چنان بیمورد مینموده كه ذهبی (ميزان، ٣ / ٤٥١) و به تبع او ابن حجر ( لسان، ٥ / ٢٧) به راحتی از آن گذشته، و اين انتقادها را نابجا شمردهاند. ابن منذر در كتاب الاشراف ضمن بيان مطالب فقهی، تبحر خويش را در حديث نيز نشان داده است، چنانكه تحقيق دربارۀ صحت ادلۀ احكام و نقد احاديث مورد استناد در اين اثر چنان تحسين برانگيز است كه وی را در شمار محدثان چيرهدست قرار میدهد (نك : نووی، همانجا). نام ابن منذر و احاديث منقول از او در بسياری از كتب حديث به چشم میخورد (نك : قرطبی، محمد، ١ / ١١٧، ١٢٥، جم؛ ابن حجر، تلخيص، ١ / ١٠، ١٩، جم؛ ابن قدامه، ١ / ١١، ١٤، جم ).
آثار
الف ـ چاپی
١. الاجماع، كه پيش از اين بدان اشاره شد، كم حجمترين اثر او در زمينۀ فقه بوده و مشتمل بر ٧٦٥ مسأله است (قس: چاپ عمر بارودی كه ٧٦٧ مسأله را در بردارد). اين اثر بدون شك از نخستين كتب فقهی است كه از بين نرفته است (قس: ابن نديم، ١٦١، ٢٠٨، ٢٧٢، ٢٩٢). الاجماع بار نخست در ١٩٨٥م به چاپ رسيده و سه چاپ انتقادی آن نيز توسط عبدالله عمر بارودی (بيروت، ١٩٨٦م)، محمدعلی قطب (بيروت، ١٩٨٧م) و فؤاد عبدالمنعم احمد (قطر، ١٩٨٧م) منتشر شده است؛ ٢. رحلة الامام الشافعی الی المدينة المنورة، كه در ١٣٥٠ق در قاهره چاپ شده است.
ب ـ خطی
١. الاشراف فی اختلاف العلماء يا الاشراف علی مذاهب الاشراف ( اهل العلم)، كه ابن خلكان (همانجا)، ذهبی (سير، ١٤ / ٤٩٠) و ديگران در اشاره به آثار ابن منذر بيش از همه به آن توجه كردهاند و اين توجه خود نشانۀ اهميت آن نسبت به ديگر آثار اوست. در حال حاضر تنها بخشهايی از الاشراف در كتابخانۀ توپكاپی، (TS، شم ٤٢٨٦) و دارالكتب مصر (خديويه، ٣ / ١٩٣) موجود است؛ ٢. الاقناع، در فقه كه نسخهای از آن در جامع قرويين فاس محفوظ است (فاسی، محمد عابد، شم ١١٦٧)؛ ٣. تفسير القرآن، كه ذهبی (سير، ١٤ / ٤٩٢) آن را نشانۀ تبحر ابن منذر در تفسير قرآن دانسته است. اين اثر احتمالاً تا اواخر سدۀ ٩ق / ١٥م هنوز به طور كامل موجود بوده و سيوطی آن را در اختيار داشته است (نك : سيوطی، طبقات، ٢٨). اين تفسير يكی از منابع اساسی سيوطی در تأليف الدر المنثور بوده و آن را همواره در رديف تفسير طبری مورد استفاده و استناد قرار داده است (مثلاً نك : ١ / ١٢، ٣٨، جم ). اين كتاب يقيناً از همان آغاز به جهت وجود تفسير طبری ـ معاصر ابن منذر ـ تحتالشعاع قرار گرفته و چندان توجهی بدان نشده است. امروزه نسخهای از آن كه فقط مشتمل بر تفسير بخشی از قرآن: از آيۀ ٢٧ سورۀ بقره تا آيۀ ٩٤ سورۀ نساء است، در كتابخانۀ گوتا نگهداری میشود (پرچ، شم ٥٢١؛ نيز نك : GAS, I / ٤٩٦)؛ ٤. الاوسط، (نك : نووی، ١(٢) / ١٩٦) كه حاجی خلیفه (١ / ٢٠١-٢٠٢) با نام الاوسط فی السنن و الاجماع و الاختلاف از آن ياد كرده و آن را در حدود ١٥ جلد معرفی كرده است. بخشهايی از اين كتاب در كتابخانۀ توپكاپی (TS، شم ٤٦٣٣) و اياصوفيه وجود دارد (نك : GAL, S, I / ٣٠٦). همچنين نسخهای از آن با عنوان اختلاف العلماء در فهرست خديويه (١ / ٢٦٢) معرفی شده كه محتمل است با الاشراف بیرابطه نباشد. در ميان آثار يافت نشدۀ ابن منذر عناوين اثبات القياس، المبسوط و المسائل فی الفقه به چشم میخورد (ابن نديم، ٢٦٩؛ ابن خلكان، ٤ / ٢٠٧؛ قس: پرچ، II / ٣٥٨-٣٥٩).
مآخذ
ابن حجر عسقلانی، احمدبن علی، تلخيص الحبير فی تخريج احاديث الرافعی الكبير، به كوشش عبدالله هاشم يمانی، مدينه، ١٣٨٤ق / ١٩٦٤م؛
همو، لسان الميزان، حيدرآباد دكن، ١٣٢٩ق؛
ابن خلكان، وفيات؛
ابن عطيه، فهرس، به كوشش محمد ابواجفان و محمد زاهی، بيروت، ١٩٨٣م؛
ابن قدامه، عبدالله بن محمد، المغنی، قاهره، ١٣٦٧ق؛
ابن منذر، الاجماع، به كوشش فؤاد عبدالمنعم احمد، قطر، ١٤٠٨ق / ١٩٨٧م؛
ابن نديم، الفهرست؛
ابواسحاق شيرازی، ابراهيم بن علی، طبقات الفقهاء، به كوشش خليل الميس، بيروت، دارالقلم؛
اسنوی، عبدالرحيم بن حسن، طبقات الشافعية، به كوشش عبدالله جبوری، بغداد، ١٣٩١ق / ١٩٧١م؛
حاجی خليفه، كشف؛
خديويه، فهرست؛
ذهبی، محمدبن احمد، تذكرة الحفاظ، حيدرآباد دكن، ١٣٣٣-١٣٣٤ق؛
همو، سيراعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و اكرم بوشی، بيروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
همو، ميزان الاعتدال، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٩٦٣م؛
سبكی، عبدالوهاب ابن علی، طبقات الشافعية الكبری، به كوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، ١٩٦٨م؛
سيوطی، الدر المنثور، بيروت، ١٩٨٣م؛
همو، طبقات المفسرين، به كوشش مورسينگ، ليدن، ١٨٣٩م؛
عبادی، محمدبن احمد، طبقات الفقهاء الشافعية، به كوشش گوستا ويتستام، ليدن، ١٩٦٤م؛
فاسی، محمدبن احمد، العقد الثمين، به كوشش محمد حامد الفقی، بيروت، ١٩٨٦م؛
فاسی، محمد عابد، فهرس مخطوطات خزانة القرويين، فاس، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
قرطبی، عريب بن سعد، صلة تاريخ طبری، به كوشش دخويه، ليدن، ١٨٩٧م؛
قرطبی، محمدبن احمد، الجامع لاحكام القرآن، به كوشش احمد عبدالعليم بردونی، بيروت، ١٣٧٢ق / ١٩٥٢م؛
مقدسی، محمدبن احمد، احسن التقاسيم، به كوشش دخويه، ليدن، ١٩٠٦م؛
نووی، محيیالدين بن شرف، تهذيب الاسماء و اللغات، قاهره، ادارة الطباعة المنيرية؛
ياقوت، بلدان؛
نيز:
GAL, S;
GAS;
Pertsch;
TS.
فرامرز حاج منوچهری