دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٨٧ - انجیل
انجیل
نویسنده (ها) :
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث - فاطمه لاجوردی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِنْجیل، هر یك از ٤ كتاب اول عهد جدید كه به ترتیب منسوب به متى، مرقس، لوقا و یوحناست. واژۀ انجیل معرّب اوانگلیون یونانی و اوانگلیوم لاتینی است و اصلاً به معنای مژدگانی، مژده و بشارت آمده است (حداد، ٢٩؛ موفت، مقدمه، ٢٨؛ «كتاب همراه ... »، ٢٠٦؛ لیدل، ٥٣٩؛ قس: جفری، ٧١-٧٢؛ برای این معنی در عهد عتیق، نک : مثلاً كتاب دوم سموئیل، ١٠:٤؛ اشعیا، ٩:٤٠؛ برای نظر لغویان عرب، نک : ابن منظور، ذیل نجل؛ جوالیقی، ٢٣). در آغاز ظهور حضرت عیسى (ع) این كلمه به معنای بشارتِ بخشایش و ظهور ملكوت خداوند (مثلاً: مرقس، ١٤:١؛ متى، ٢٣:٤؛ ٣٥:٩)، و در عصر حواریان و رسولان به مفهوم مژدۀ ظهور پسر با عزت خدا و رستاخیز او و نیز معانی دیگر مرتبط با آن به كار رفت. این «بشارت» بعدها (از حدود نیمۀ دوم قرن ١ م) تدوین شد و نوشتههای متعددی در آن باره پدید آمد. در نیمۀ دوم قرن ٢ م یوستینوس نخستین كسی بود كه به «خاطرات رسولان» اشاره كرد و آنها را «انجیلها» خواند (الیكات، ٢٧؛ هانتر، ١٣-١٤؛ بروس، ٥٩؛ ER, VI/ ٨١;
ERE, VI/ ٣٣٣). از آن پس انجیل به تدریج مفهوم نوشتهای را به خود گرفت كه دربردارندۀ بشارت به معنای خاص مسیحی آن بود و حتى بر متنهای آپوكریفی كه در زمرۀ كتابهای رسمی و مورد قبول كلیسا قرار نگرفتند، نیز اطلاق شد (شونفیلد، ٦٥-٦٨؛ الیكات، ١٤؛ «كتاب همراه»، ٣٩-٤٠؛ «فرهنگ ... »، ٨٨٢-٨٨٤). به هر روی، فراوانی اینگونه كتب، موجب ظهور فرایند تعیین كتب معتبر مسیحی و شكلگیری عهد جدید شد. نخستین نشانههای این فرایند كه به معتبر شناختن انجیلهای چهارگانه انجامید، در آثار شخصیتهای متقدم مسیحی دیده میشود (بروس، ٥٨؛ دیویس، ٦٠؛ ریچاردسن، ١٨؛ الیكات، ١٣؛ شونفیلد، ٧٣).
انجیلهای چهارگانه
هر یك از انجیلهای چهارگانه دربردارندۀ روایاتی دربارۀ زندگی و تعالیم عیسى مسیح (ع)اند كه از نظر موضوع و سبك و سیاق ارائۀ مطالب گونهای خاص محسوب میشوند:
انجیل متى
این كتاب كه در تمام نسخههای كهن یونانی اولین انجیل، و در اكثر نسخ نخستین كتاب عهد جدید است (دیویدسن، ٧٧٨)، مشتمل بر ٣ بخش است. بعضی ازمحققان معاصر، برخلاف شخصیتهای مسیحی كهن این انجیل را نوشتۀ متى نمیدانند؛ اما در عین حال، برخی نیز برآنند كه متای حواری، در اواخر سدۀ ١م مجموعهای از سخنان عیسى (ع) را به نام «لوگیا» گرد آورد و سپس آن را با انجیل مرقس درهم آمیخت و انجیلی دیگر خطاب به یهودیان و برای رد انتقادات آنان نگاشت (اسكروجی، ١٣١-١٣٣؛ مول، ٨٧-٨٨؛ «كتاب همراه»، ٥٠٢؛ ERE, VI/ ٢٤٤).
انجیل مرقس
این كتاب كوتاهترین اناجیل چهارگانه و مشتمل بر اجزاء مستقلی است كه در یك تقسیمبندی كلی میتوان آن را به ٥ بخش تقسیم كرد. محققان متقدم و متأخر همه در انتساب این انجیل به مرقس متفقند، ولی در اینکه او همان مرقس مذكور در «اعمال رسولان» است، اختلافنظر دارند (هانتر، ١٦-٢١؛ دیویدسن، ٨٠٩؛ اسكروجی، ١٣٣-١٣٤؛ موفت، همان، ٣٠؛ «كتاب همراه»، ٤٩٦، ٤٩٢-٤٩٣).
انجیل لوقا
این كتاب سومین انجیل، و خود بخش اول از كتابی دو بخشی است كه عموماً لوقا ـ اعمال ( انجیل لوقا و «اعمال رسولان») نامیده شده، و هر دو بخش را یك تن نوشته است. در این انجیل دیدگاهی تاریخنگارانه و دقیق مشاهده میشود و میتوان آن را مشتمل بر ٨ جزء، از ظهور یحیى تعمید دهنده تا رستاخیز عیسى (ع) دانست (همان، ٤٦٩-٤٧١؛ دیویدسن، ٨٤٠؛ اسكروجی، ١٣٤-١٣٥؛ موفت، «تحول ... »، ٦٠٥، مقدمه، ٣١؛ مول، ٩٢؛ ERE, VI/ ٣٣١).
انجیل یوحنا
این كتاب چهارمین انجیل در مجموعۀ عهد جدید است كه به ادلۀ سبكشناسانه و ویژگیهای كلامی و مسیحشناسی خاص خود با دیگر اناجیل تفاوت دارد. با آنکه در تحقیقات دو سدۀ اخیر، به ویژه در آثار بولتمان، كاربرد تعابیر و مفاهیمی چون نور و ظلمت و خیر و شر در انجیل یوحنا، به تأثیر آراء ایرانی و یونانی و گنوسی نسبت داده شده، ولی كشف و بررسی طومارهای بحرالمیت نشان میدهد كه این مفاهیم در قرن اول میلادی و پیش از آن متداول بوده است (شونفیلد، ٢٠٣-٢٠٥؛ ریچاردسن، ٢٢-٢٥؛ دیویدسن و لینی، ٢٧١؛ «كتاب همراه»، ٣٧٣-٣٧٤). انجیل یوحنا علاوه بر حوادث جلیل، به رخدادهای اورشلیم نیز نظر دارد (شونفیلد، ١٦٠؛ الیكات، ٣٤) و متن آن نشان میدهد كه نویسنده با فرهنگ و خصوصیات اقلیمی فلسطین كاملاً آشنا بوده، و متون كهن آرامی و اناجیل دیگر را در دست داشته است. سنن مسیحی و آباء كلیسا این انجیل را نوشتۀ یوحنا پسر زبدی میدانند، گرچه بعضی از محققان معاصر در صحت این انتساب تردید كردهاند؛ ولی به هر حال، بعضی كشفیات و تحقیقات حاكی از آن است كه این انجیل در اواخر قرن ١ یا اوایل قرن ٢م نوشته شده است (ریچاردسن، ٢١-١٣؛ دیویدسن، ٢٦٥؛ دیویدسن و لینی، ٢٦٧-٢٦٨, ٢٧٥-٢٧٦؛ بروك، ٧٤٤؛ «كتاب همراه»، ٣٧٤-٣٧٥).
بررسیهای تطبیقی انجیلهای چهارگانه مؤید نوعی ارتباط میان ٣ انجیل نخست و تفاوت آشكار آنها با انجیل یوحنا ست. از این رو، انجیلهای متی، مرقس و لوقا را انجیلهای «هم نظر»، و مسألۀ شباهتها و اختلافهای آنها را كه موضوع بحثهای دراز بوده است، «مسألۀ هم نظری» خواندهاند (اسكروجی، ٨٣؛ شونفیلد، همانجا؛ «كتاب همراه»، ٧٢٤؛ زیتلین، ٨٥). در این باره نظریات مختلفی ابراز شده است كه برخی پذیرفتنی، و برخی ناپذیرفتنی مینماید (همو، ٨٦؛ اسكروجی، ٨٥-٨٦, ٨٨؛ بروس، ٥٩؛ موفت، «تحول»، ٦٠٤؛ دیویدسن، ٧٧١؛ «فرهنگ»، ٤٨٤-٤٨٥)؛ از آن میان، دو فرضیه اهمیت و قطعیت بیشتری یافته است: نخست فرضیۀ گریسباخ است كه انجیل متى را كهنترین اناجیل، و انجیل مرقس را برگرفته از انجیل متى و لوقا میداند (زیتلین، ٨٦, ٩٣؛ دیویدسن و لینی، ٢٣٦-٢٣٧)؛ دوم فرضیۀ تقدم مرقس است كه این انجیل را كهنتر از همه میداند و برای رفع بعضی اشكالات، به وجود یك منبع شفاهی یا كتبی متقدم، از سخنان عیسى (ع) قائل شده است (براونینگ، ٢١-٢٢؛ انسلین، ١٧٨-١٩١؛ مول، ٨٩؛ اسكروجی، ٨٥-٨٩؛ شونفیلد، ١٦٠-١٦١؛ ویلز، ١-٢). این نظریه اكنون طرفداران بیشتری دارد (زیتلین، ٩٣، ٨٦-٨٧).
انجیل در قرآن
در آیات متعددی از قرآن كریم از انجیل به عنوان كتابی آسمانی سخن رفته (نک : آل عمران/ ٣/ ٣، ٤٨؛ مائده/ ٥/ ٤٦، ١١٠؛ حدید/ ٥٧/ ٢٧)، و پذیرش حقانیت آن از سوی مسلمانان از شروط ایمان دانسته شده است (بقره/ ٢/ ٤؛ نساء/ ٤/ ٦٠، ١٦٢). بدینسبب، انجیل نزد مسلمانان تقدس و حرمتی خاص دارد و در برخی ادعیه و اذكار به آن سوگند یاد شده است (مثلاً نک : مسلم، ٤/ ٢٠٨٤؛ ابوداوود، ٤/ ٣١٢؛ كلینی، ٢/ ٥٧٦؛ ابنطاووس، ٣٢٧، ٣٤٣). در سورۀ مائده (٥/ ٤٧، ٦٦، ٦٨) بارها مسیحیان به ایمان و عمل به انجیل فراخوانده شدهاند، ولی این پرسش همواره مطرح بوده كه مراد، عمل به كدام انجیل است؛ چه، از تاریخ مسیحیت برمیآید كه مسیحیان به انجیلی واحد كه الفاظ آن وحی باشد، باور ندارند و نزد آنها اناجیل چهارگانه در آغاز عهد جدید، معتبر است (نک : ER, II/ ١٨٣-٢٠٢). اما برپایۀ نگرشی كه از عهد صحابه وجود داشته، چنین تصور میشده است كه تا عهد پیامبر اكرم (ص)، برخی از روحانیان حقیقتجوی مسیحی، نسخههایی از انجیل اصیل در دست داشتهاند و مدلول آیات قرآنی ناظر بر همین انجیل راستین بوده است (نک : نسایی، ٨/ ٢٣١-٢٣٣؛ سیوطی، ٦/ ١٧٧- ١٧٨؛ نیز نک : ترمذی، ٥/ ٦٧٤؛ بیرونی، ٢٣: دربارۀ سلمان فارسی و انجیل راستین او). در منابع تفسیری و اعتقادی اسلامی، باور به بقای انجیل راستین تا عهد پیامبر اكرم (ص)، به عنوان پایهای برای تفسیر آیات مربوط به آن مطرح گشته است (ابن تیمیه، ١/ ٧٨-٧٩)؛ در حالی كه بعضی، دعوت قرآن به اقامۀ انجیل را مفهومی تعریضی دانسته، و آوردهاند كه مراد از عمل به انجیل حقیقی، اقامۀ خود قرآن است (مثلاً نک : شهرستانی، ١/ ١٩١).
قرآن كریم انجیل را دربردارندۀ «هدایت و نور» و «مواعظی برای اهل تقوا» دانسته است (مائده/ ٥/ ٤٦) و دانشمندان مسلمان نیز بر همین پایه آن را وصف كردهاند (مثلاً نک : زمخشری، ١/ ٦٣٩؛ شهرستانی، ١/ ١٩٠). قرآن اشاراتی به مضامین انجیل نیز دارد و در روایات اسلامی سورههای مئین (از اسراء تا ٧ سوره) به عنوان جایگزین قسمتی از انجیل معرفی شدهاند (دارمی، ٢/ ٤٥٣؛ كلینی، ٢/ ٦٠١). در قرآن بارها نقل صریح از مضامین انجیل نیز بازتاب یافته است (مثلاً اعراف/ ٧/ ١٥٧؛ توبه/ ٩/ ١١١؛ فتح/ ٤٨/ ٢٩؛ قس: متیى، ٢٤:١٣ بب ؛ مرقس، ٢٦:٤ بب ؛ لوقا، ٤:٨ بب ) و علاوه بر نقل صریح، برخی از پژوهشگران در پی آن بودهاند تا به نقلهایی غیر صریح از انجیل در قرآن دست یابند، اما از دریچۀ باورهای اسلامی، چنین كاوشی بینتیجه خواهد بود، چه حتى اگر انجیل راستین هم در دست بود، از آنجا كه هم آن و هم قرآن از سرچشمۀ وحی صادر گشته، همخوانی در آنها به مفهوم نقل نمیتوانست بوده باشد. با این حال، برخی از علمای غیراسلامی در بررسیهای تطبیقی خود كوشیدهاند تا با یافتن همسانیهایی میان قرآن و اناجیل موجود، برخی از مضامین قرآن را بازتابی از مضامین انجیل بشمارند. در این مقایسهها موضوعاتی چون احوال حضرت مریم(ع)، ولادت حضرت عیسى(ع) و معجزات او و داستان حضرت یحیى(ع) به خصوص مورد توجه قرار گرفته است (EI١, III/ ٥٠١-٥٠٤؛ گیبسن، ٣٣٤-٣٤٥). در اناجیل موجود، مضامینی چون تثلیث و تصلیب آمده كه در قرآن بر بطلان آن تصریح شده، و همین امر مسلمانان را نسبت به مضامین اعتقادی اناجیل بدگمان كرده است؛ اما در باب مضامین اخلاقی وضع دیگری حاكم است. مسلمانان برپایۀ این دیدگاه كه سخنان حكمتآموز را نزد هر كس یافت شود، باید همچون گمشدهای بـازجست (نک : ترمذی، ٥/ ٥١؛ نهجالبلاغة، حكمت ٨٠)، نسبت به اندرزهای انجیل نیز چنین نگرشی داشتند. ازاینرو، در بسیاری از منابع اسلامی اعم از آثار حدیثی، ادبی و اخلاقی میتوان اندرزهایی منقول از انجیل را باز یافت (مثلاً نک : ابن عبدربه، ٢/ ٢٨٥، ٣/ ١٤٥؛ بیهقی، ٢٨٩، ٤٣٣؛ سعدی، ١٨٩؛ ابن شعبه، ٥٠١ بب ). در رتبۀ بعد باید به برخی استفادهها از مضامین انجیل در باب قصص نیز اشاره كرد (مثلاً نک : ابن قتیبه، ٥٣، ٥٧- ٥٨). به عنوان اشاره به جایگاه انجیل نزد شیعۀ امامیه باید گفت مطابق شماری از روایات، نسخۀ اصیل انجیل به عنوان میراث نبوت، از پیامبر(ص) به حضرت علی (ع)، و سپس به امامان دیگر منتقل شده، و از این رو، گاه نقل قولهای صریح از انجیل در احادیث مستند به امامان (ع) آمده است (كلینی، ١/ ٤٤-٤٥، ٢٢٥، ٢٢٧، ٢٤٠، ٢٩٣؛ صفار، ١٥٥ بب ).
مآخذ
ابن تیمیه، احمد، مجموعة الرسائل الكبرى، بیروت، ١٣٩٢ ق/ ١٩٧٢ م؛
ابن شعبه، حسن، تحف العقول، به كوشش علیاكبر غفاری، تهران، ١٣٧٦ ق؛
ابن طاووس، علی، اقبال الاعمال، چ سنگی، ١٣٢٠ق؛
ابن عبدربه، احمد، العقد الفرید، به كوشش احمد امین و دیگران، بیروت، ١٤٠٢ ق/ ١٩٨٢ م؛
ابن قتیبه، عبدالله، المعارف، به كوشش ثروت عكاشه، قاهره، ١٣٨٠ ق/ ١٩٦٠ م؛
ابن منظور، لسان؛
ابوداوود سجستانی، سلیمان، سنن، به كوشش محمد محییالدین عبدالحمید، قاهره، داراحیاء السنة النبویه؛
بیرونی، ابوریحان، الآثار الباقیة، به كوشش زاخاو، لایپزیگ، ١٩٢٣ م؛
بیهقی، علی، معارج نهجالبلاغة، به كوشش محمدتقی دانشپژوه، قم، ١٤٠٩ ق؛
ترمذی، محمد، سنن، به كوشش احمد محمد شاكر و دیگران، قاهره، ١٣٥٧ ق/ ١٩٣٨ م؛
جوالیقی، موهوب، المعرب، به كوشش احمد محمد شاكر، قاهره، ١٣٦١ ق/ ١٩٤٢ م؛
حداد، یوسف دره، الدفاع عن المسیحیة فی انجیل بحسب متى، بیروت، ١٩٨٨ م؛
دارمی، عبدالله، سنن، دمشق، ١٣٤٩ ق؛
زمخشری، محمود، الكشاف، قاهره، ١٣٦٦ ق/ ١٩٤٧ م؛
سعدی، گلستان، به كوشش محمدعلی فروغی، تهران، ١٣٧٥ ش؛
سیوطی، الدر المنثور، قاهره، ١٣١٤ ق؛
شهرستانی، محمد، الملل و النحل، به كوشش محمد بدران، قاهره، ١٣٧٥ق/ ١٩٥٦م؛
صفار، محمد، بصائر الدرجات، تهران، ١٤٠٤ق؛
عهد جدید؛
عهد عتیق؛
قرآن كریم؛
كلینی، محمد، الكافی، به كوشش علیاكبر غفاری، تهران، ١٣٧٧ ق؛
مسلم بن حجاج، صحیح، به كوشش محمد فؤاد عبدالباقی، قاهره، ١٩٥٥ م؛
نسایی، احمد، سنن، قاهره، ١٣٤٨ ق؛
نهجالبلاغة؛
نیز:
Brooke, A. E., «John», A Commentary on the Bible, ed. A. S. Peake, London, ١٩٥٢;
Browning, W. R. F., The Gospel According to Saint Luke, London, ١٩٧٥;
Bruce, F. F., «The Fourfold Gospel», The New Bible Commentary, ed. F. Davidson, Grand Rapids, ١٩٥٣;
Davidson, F., «introd. The Gospel According to Matthew», The New Bible Commentary, Grand Rapids, ١٩٥٣;
Davidson, R. and A. R. C. Leaney, Biblical Criticism, Middlesex, ١٩٧٠;
Davies, J. G., «Christianity», The Concise Encyclopaedia of Living Faiths, ed. R. C. Zaehner, Boston, ١٩٥٩;
EI١;
Ellicott, C. J., introd. Commentary on the Whole Bible, Grand Rapids, ١٩٥٩, vol. VI;
Enslin, M. S., «Luke and Matthew», The Seventy -Fifth Anniversary Volume of the Jewish Quarterly Review, Philadelphia, ١٩٦٧;
ER;
ERE;
Gibson, J. C. L., «John the Baptist in Muslim Writings», The Muslim World, ١٩٥٥, vol. XLV;
Hunter, A. M., The Gospel According to Saint Mark, London, ١٩٧٦;
Jeffery, A., The Foreign Vocabulary of the Qurʾān, Baroda, ١٩٣٨;
Liddell, H. G. and R. Scott, A Greek-English Lexicon, Oxford, ١٨٦٤;
Moffatt, J., «The Development of New Testament Literature», A Commentary on the Bible, ed. A. S. Peake, London, ١٩٥٢;
id, introd. Translation of the Bible, London, ١٩٧٢;
Moule, C. F. D., The Birth of the New Testament, London, ١٩٧٦;
The New Bible Dictionary, ed. J. D. Douglas, Grand Rapids, ١٩٧٠;
The Oxford Companion to the Bible, eds. B. M. Metzger and M. D. Coogan, New York, ١٩٩٣;
Richardson, A., The Gospel According to Saint John, London, ١٩٧٦;
Schonfield, H. J., A History of Biblical Literature, New York, ١٩٦٢;
Scroggie, W. G., A Guide to the Gospels, London, ١٩٦٥;
Wills, L. M., The Quest of the Historical Gospel, London, ١٩٩٧;
Zeitlin, I. M., Jesus and the Judaism of His Time, Cambridge, ١٩٨٨.
فاطمه لاجوردی ـ بخش فقه علوم قرآنی و حدیث