دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٢٤ - بردعی
بردعی
نویسنده (ها) :
علی تولایی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَرْدَعی، ابوسعید احمد بن حسین (مق ذیحجۀ ٣١٧/ژانویۀ ٩٣٠)، فقیه و قاضی حنفی و متکلم معتزلی ساکن عراق، اصل او از بردعه شهری در منطقۀ اران (ه م) است (نک: یاقوت، ١/١٨٣، ٥٥٨؛ سمعانی، ٢/١٤٦، ١٥٢).
بردعی در سفر حج به بغداد رفت و چون غلبۀ ظاهریه را در آنجا دید، عزم ماندن کرد. در همین دوران، در مناظرهای که با داد بن علی اصفهانی پیشوای ظاهراین دربارۀ مسألۀ بیع «امهات اولاد» داشت، بر او غالب آمد (خطیب، ٤/٩٩-١٠٠؛ ابواسحاق، ١٤١). وی سالیان دراز در بغداد سکنێ گزید و در «مشهد دَرب عبده» به تدریس مشغول بود (قرشی، ٢/٢٣٨).
دربارۀ مشایخ وی گفتنی است که فقه او از طریق اسماعیل بن حماد ابن ابی حنیفه ( د ٢١٢ق/٨٢٧م)، به ابو حنیفه میرسد؛ همچنین بردعی نزد مشایخ حنفی ری چون موسی بن نصر رازی (د ٢٦٣ق/٨٧٧م)، علی بن موسی بن نصر و ابوعلی دقّاق رازی فقه آموخته است (خطیب، ابواسحاق، همانجاها؛ قرشی، ١/١٦٤، ٤/٦٩؛ لکهنوی، ١٩، ٢١). از مشایخ عراقی نیز آنکه بردعی او را به نام آورده، قاضی ابوخازم بصری (د٢٩٢ق/٩٠٥م) است (همو، ٢٠، به نقل از الکافی نسفی).
به هر تقدیر، ریاست حنفیان بغداد پس از ابوخازم به بردعی رسید (نک: قرشی، ٢/٤٩٣). از میان شاگردان وی ابوالحسن کرخی (د ٣٤٠ق/٩٥١م)، ابوطاهر دَبّاس و ابو عمر و طبری (د ٣٤٠ق) قابل ذکرند (ابن ندیم، ٢٠٨؛ خطیب، ابو اسحاق، همانجاها؛ قرشی، ١/١٦٤). بردعی در ٣١٧ق برای گزاردن حج به مکه رفت و در جریان قتل عام حجاج توسط ابو طاهر جَنّابی (نک: ابن عماد، ٢/٢٧٤)، در ١٠ ذیحجه کشته شد (خطیب، ٤/١٠٠؛ ذهبی، ٥٢٨).
در بررسی آراء وی، نخست باید متذکر شد که او را از طبقۀ نهم معتزله و از شاگردان ابو علی جبایی (د ٣٠٣ق/٩١٥م) محسوب داشتهاند (نک: ابن مرتضێ، ١٠١). وی همانند غالب بصریان و ابوالهذیل، و برخلاف حنفیانی چون ابن عون و علی بن موسێ قمی، به «وجوب معرفت معنای نص قبل از وقوع حادثه» قائل بود (عبادی، ٧٢-٧٣). بردعی از آن دسته از عالمان حنفی است که بر لازم الاتباع بودن اقوال صحابه را بر قیاس مقدم میدانسته، و این دیدگاه را به مشایخ حنفیه منسوب میکرده است (سرخسی، اصول، ٢/١٠٥، برای تحلیلی از آن نک: ٣/١٠٨). همچنین ابو سعید بردعی برخلاف دیدگاه منقول از ابوخازم، اتفاق خلفای راشدین را در صورت وجود قول مخالف، اجماع نمیدانست. از فروع فقهی مبتنی بر این نظر باید به مسألۀ «توریث ذوی الارحام» اشاره کرد؛ بردعی برپایۀ دیدگاه خود، حکم کردن معتصم خلیفه عباسی را بر رد اموالی که به واسطه ترکاتِ ذوی الارحام در بیت المال جمع شده بود، مخالف قول زید بن ثابت مبنی بر عدم توریث ذوی الارحام و اولویت بیت المال دانست (نک: جصاص، ٤/٤٧٥؛ سرخسی، همان، ١/٣١٧؛ نیز المبسوط، ١٢/١٣٩: نمونهای از آرا خاص فقهی ابو سعید).
از بردعی کتابی با عنوان مسائل الخلاف درباره مسائل اختلافی میان فقهای حنفیه با شافعی بر جای مانده که نسخه خطی آن در جامع زیتونه تونس موجود است (نک: زرکلی، ١/١١٤–١١٥؛ GAS, I/٤٣٩;
GALS, I/٢٩٣).
مآخذ
ابنعماد، عبدالحی، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥٠ق؛
ابنمرتضیٰ، احمد، طبقات المعتزلة، به کوشش دیوالد میلتسر، بیروت، ١٣٨٠ق/١٩٦١م: ابن ندیم، الفهرست؛
ابواسحاق شیرازی، ابراهیم، طبقات الفقهاء، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛
حصاص، احمد، مختصر اختلاف الفقهاء، به کوشش نذیر احمد، بیروت، ١٤١٧ق/١٩٩٦م؛
خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق؛
ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام، حوادث سالهای ٣٠١- ٣٢٠ق؛
به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، ١٤١٥ق/ ١٩٩٤م؛
زرکلی، اعلام ؛
سرخسی، محمد، اصول، به کوشش ابوالرفا افغانی، حیدرآباد دکن، ١٣٧٢ق؛
همو، المبسوط، بیروت، دارالمعرفه؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، حیدرآباد دکن، ١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛
عبادی، محمد، طبقات الفقهاء الشافعیة، به کوشش یوستا ویتسام، لیدن، ١٩٦٤م؛
قرشی، عبدالقادر، الجواهر المضیئة، به کوشش عبدالفتاح محمد حلو، بیروت، ١٩٨٨م؛
لکهنوی، محمد عبدالحی، الفوائدالبهیة، قاهره، ١٣٢٤ق/١٩٠٦م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
GAL, S;
GAS.
علی تولّایی