دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٧١ - اسباط
اسباط
نویسنده (ها) :
فرامرز حاج منوچهری
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَسْباط، نامی قرآنی كه اهل تفسير، مراد از آن را فرزندان يعقوب يا قبايل بنیاسرائيل دانستهاند. اين واژه ٥ بار در قرآن كريم آمده است. در ٤ مورد از اين يادكردها، يعنی در سورههای مدنیِ بقره (٢/ ١٣٦، ١٤٠)، آل عمران (٣/ ٨٤) و نساء (٤/ ١٦٣)، جدای از مفهوم آيات، جايگاه اين واژه در كنار نام پيامبران الهی و به صورت «ابراهيم، اسماعيل، اسحاق، يعقوب و اسباط» ديده میشود. در سورۀ مكی اعراف (٧/ ١٦٠) به تقسيم اسباط به ١٢ امت (قبيله) اشاره شده است.
واژۀ اسباط كه جمع كلمۀ سِبط است، در اشعار عربی پيش از اسلام نيامده است. سيوطی در كتاب المتوكلی (ص ١٢٥-١٢٧) اين واژه را از «معرَّبات» قرآن و بر گرفته از عبری شمرده، و در الاتقان (٤/ ٩٥ -٩٦) آن را از مبهمات قرآن دانسته است. پژوهشگران دربارۀ ريشۀ اين كلمه برآنند كه كلمات «شبَط» (زدن) در آرامی، «س ب ط م» (عصا، زدن) در سبايی، «شِبطو» (عصا) و «شَباطو» (زدن، شكست دادن) در آشوری و نمونههايی از همين دست در ديگر زبانهای سامی - حامی و سرانجام «شبَط» و «شباط» (عصا، زدن) در عبری، دست كم از لحاظ ماده به اسباط و مفرد آن سبط بسيار نزديك هستند (نك: نولدكه، ٧٣٦ ؛ جفری، ٥٨ -٥٧ ؛ نيز گزنيوس، ٩٨٦-٩٨٧).
در منابع تفسيری و لغت عربی، سِبط به معنای نوادگان و قبايل، هر دو آمده است (طوسی، ١/ ٤٨١-٤٨٢؛ ابن دريد، ١/ ٣٣٦؛ ابن منظور، ذيل سبط). بيشتر مفسران و لغويان منظور از اسباط را همانا ١٢ فرزند يعقوب دانستهاند (مثلاً نك: طوسی، ١/ ٤٨٢؛ ابن دريد، ٣/ ١٣٢٨؛ زمخشری، الكشاف، ١/ ١٩٥). همچنين گفته شده كه اسباط، قبايل تشكيل شده از ١٢ فرزند يعقوبند و اين لفظ نزد بنیاسرائيل همان معنای قبايل نزد اعراب را دارد و برای تميز آنان از قبايل عرب و تشخيص فرزندان اسماعيل و اسحاق از يكديگر آنان را بدين نام خواندند (طبری، تفسير، ١/ ٤٤٢-٤٤٣؛ طوسی، همانجا؛ طبرسی، ٧/ ٤٣-٤٤؛ بغوی، ١/ ١٦٣؛ زمخشری، اساس...، ذيل سبط).
در اسفار عبرانی عهد عتيق نيز واژۀ « شبَط » علاوه بر آنچه ياد شد ، به معنی قبيله نيز به كار رفته است (نك: گزنيوس، همانجا). كاربرد اخير، اگر چه دارای معنايی عام است، ولی كاربرد خاص آن برای ١٢ قبيلۀ بنیاسرائيل است كه همانا فرزندان يعقوب و قبايل ايشان باشند.
جای گرفتن اين واژه در كنار نام پيامبران در قرآن كريم (بقره، آل عمران، نساء، همان آيات) و تصريح به نزول وحی بر ايشان، به ويژه در سورۀ نساء، گاه پنداری را مبنی بر پيامبر بودن «اسباط» پديد آورده است. اگر چه در منابع اسلامی، گاه به نقل از «اهل كتاب» يا حتی بدون نقل از آنان، به پيامبری ١٢ فرزند يعقوب اشاره شده است (نك: ابن جوزی، ١/ ٣٠٩؛ نيشابوری، ١٤٩؛ نيز نك: طوسی، همانجا)، غالباً بر اين باورند كه در بين اسباط بنی اسرائيل تنها برخی كسان همچون يوسف، داوود، سليمان، موسی و عيسی (ع) به پيامبری رسيدهاند (نك: طبری، همان، ١/ ٤٤٢؛ طوسی، ٣/ ٣٩٣) و ١٢ فرزند يعقوب (ع) تنها اولاد پيامبران بودهاند (كلينی، ١/ ٣٣٦-٣٣٧). طوسی (همانجا)، و در پی وی طبرسی (١/ ٤٨٩) معتقد است كه برادران يوسف به سبب ستمی كه بر وی روا داشتند، مرتكب گناه شدند و از اين رو نمیتوانند به پيامبری برگزيده شوند، چرا كه پيامبر، معصوم از فعل قبيح است. شايان توجه است كه در اين مبحث، در كتب تفسيری از سويی «اسباط» به سان قبايل بنی اسرائيل مطرح گرديده است كه از ميانشان پيامبرانی برخاستهاند و از سويی ديگر با طرح كردن مسألۀ گناه برادران يوسف عملاً از ١٢ فرزند يعقوب به عنوان «اسباط» سخن به ميان آمده است.
ابن حبيب (ص ٢٦) دربارۀ اسباط نظری ديگر دارد. وی ضمن بر شمردن اسامی ٢٩ پيامبر كه ذكر آنان در قرآن آمده است، اسباط را در زمرۀ پيامبرانی چون يوسف، موسی، داوود، سليمان، يحيی، عيسی و... ياد كرده، و عملاً اسباط را عَلَم برای فرد در نظر آورده است. و شايد از همين روست كه مسلمانان پس از آنكه با اين واژۀ احتمالاً معرّب و بهكار رفته در قرآن آشنا گشتند، بدون توجه به صورت جمع آن، از آن به عنوان عَلَم شخصی استفاده كرده، گاه فرزندان خويش را اسباط نام نهادند (برای نمونهها، مثلاً نك: ابن حجر، ٩٨).
داستان فرزندان يعقوب و قبايل ايشان كه به اسباط دوازدهگانه شهرهاند، بر پايۀ آنچه در عهد عتيق آمده، و كمابيش در روايات اسلامی نيز تكرار گشته، از اين قرار است: يعقوب برای ازدواج با راحيل، ٧ سال پدر وی، لابان را خدمت كرد، اما با نيرنگ لابان مجبور به ازدواج با «لِيه» خواهر بزرگتر راحيل شد. وی از همسر خود صاحب ٦ پسر به نامهای رَئوبين، شَمعون، لاوی، يهودا، يَسّاكار و زَبولون شد. از سوی ديگر، يعقوب ٧ سال ديگر لابان را خدمت كرد و راحيل را نيز به همسری خود درآورد و راحيل به سبب سترون بودن، كنيزش، بِلْهه را به شوهر خود داد تا از او صاحب فرزندی گردد. بدين ترتيب بلهه برای يعقوب دان و نَفْتالی را بزاد. ليه خواهر بزرگتر برای آنكه از ارج و منزلتش نزد شوی كاسته نشود، كنيز خود زِلْفه را در اختيار يعقوب گذارد و يعقوب از زلفه نيز صاحب ٢ فرزند به نامهای جاد و اَشير شد. اما نازايی راحيل از ميان برفت و برای شوهرش، بنيامين و يوسف را آورد (سفر پيدايش، باب ٢٩؛ نيز
٣٠: ١-٢٤؛ ٣٥: ١٦- ١٨، ٢٣-٢٦؛ نيز نك: يعقوبی، ١/ ٣١؛ طبری، تاريخ، ١/ ٣١٧؛ مسعودی، ١/ ٥٩). از ميان اولاد برادران، دو فرزند يوسف، به نامهای مَنَسّی و اَفرائيم هر كدام برای خود قبيلهای تشكيل دادند (نك: سفر اعداد، ٢٦: ٢٨؛ نيز نك: ه د، يوسف). و بدين سان، بنی يوسف خود به دو سبط بنی منسی و بنی افرائيم منقسم شدند. اين دو سبط در كنار ١١ سبط يعقوب جمعاً ١٣ سبط را پديد آوردند. پس از گذشت زمان و توالی نسلها از هر كدامِ اينان، قبايلی به وجود آمد و آنان اسباط بنی اسرائيل يا به طور مطلق بنی اسرائيل خوانده شدند. بر پايۀ عهد عتيق، در آن هنگام كه اسباط بنی اسرائيل به همراه موسی (ع) و العازار در موآب مقابل اَريحا حضور داشتند، به دستور خداوند هر قبيله شمارش شده، بر حسب جمعيت ايشان، زمين كنعان ميان آنان، از بزرگترين قبيله تا كوچكترين، تقسيم شد. در اين ميان بنی لاوی متصدی خدمات مقدسه در هيكل قرار داده شدند و به همين سبب سهمی از اراضی به ايشان نرسيد (سفر اعداد، باب ٢٦؛ سفر تثنيه، ١٠: ٨ - ٩؛ نيز نك: ابن كثير، ١/ ٢٩٩) و شايد به همين علت، طبری ( تفسير، ٢/ ٣٧٩) سبط لاوی را سبط نبوت خوانده است. در هر حال ١٢ سبط ديگر كه اراضی را تصاحب نمودند، در كنار يكديگر زندگی میكردند و هر كدام برای خود رئيس و قلمروی مجزا داشتند (كتاب دوم تواريخ ايام، ٥:٢) و در مواقع لازم به يكديگر ياری میرساندند (مثلاً نك: سفر داوران، ١:٣). پس از مرگ سليمان (ع) اين ١٢ سبط به دنبال برخی مناقشات به دو گروه منقسم شدند؛ اعقاب يهودا و بنيامين در جنوب، و ديگر اسباط دهگانه در شمال، صاحب مملكت و پادشاهان جداگانه گشتند (كتاب اول پادشاهان، ١٢: ٢٠-٢٤؛ برای توضيحات بيشتر، نك: ه د، بنیاسرائيل).
در عهد جديد نيز از اسباط بنیاسرائيل ياد شده، و غالباً در مقابل ايشان ١٢ حواری حضرت عيسی (ع) قرار داده شدهاند؛ چنانكه بر پايۀ وعدۀ عيسی(ع) به هنگام رستاخيز، داوری ١٢ سبط بنیاسرائيل بر عهدۀ ١٢ حواری وی خواهد بود (انجيل متی، ١٩:٢٨؛ نيز نك: كلارك، V/ ١٩٤)، در حالی كه مسيح (ع) خود، از سبط يهودا شمرده شده است (نامۀ پولس به عبرانيان، ٧ :١٤). جالب توجه است كه در عهد جديد قبايل دوازده گانۀ بنیاسرائيل با آنچه در عهد عتيق از آنان ياد شده، اندكی تفاوت دارد؛ چه در عهد جديد، بنی لاوی به جای بنی دان، و بنی يوسف به جای بنی افرائيم آورده شدهاند. در واقع بنی منسی كه خود منقسم از بنی يوسف بودهاند، به عنوان قسيم بنی يوسف در شمار اسباط آمدهاند (مكاشفۀ يوحنا، ٧:٤- ٨؛ نيز نك: ديويدسن، ١١٨٦). در «مكاشفۀ يوحنا» از اسباط به گونهای كاملاً نمادين، و رمزگونه ياد شده است. در اين مكاشفه، پس از آنكه « موت ثانی » و آنچه در آن موت، بر پاكان و ناپاكان میگذرد، بر يوحنا عرضه گشت، فرشتهای شهر جديد اورشليم را به وی نماياند. در اين رؤيا، يوحنا ديواری بزرگ و بلند گرداگرد شهر میبيند با ١٢ دروازه كه نامهای ١٢ سبط بنیاسرائيل بر آنها نوشته بوده است (٢١: ١-١٢؛ نيز نك: ديويدسن، ١١٩٦ ؛ قس: ابن عبدربه، ٧/ ٢٩٢، كه از ابواب ششگانۀ اسباط بنیاسرائيل در بيت المقدس ياد میكند؛ نيز ياقوت، ذيل «مقدس»، كه يكی از ابواب مسجد الاقصی را باب الاسباط میگويد). همچنين در آثار كهن مسيحی با بهرهگيری از آموزشهای عهدين، نام يوسف در ميان فهرستی از اسامی پيامبران ذكر گرديده، و از برادران وی با چهرهای خطاكار ياد شده است (مثلاً نك: «كتاب... »، ١٤٣). شايان ذكر است كه آپوكريفی تحت عنوان «عهدنامۀ ١٢ بَطريَرك» به تحريرهای يونانی، ارمنی و اسلاوی موجود است كه عهدنامهای نمادين از ١٢ فرزند يعقوب (ع) است. تحريرهای مختلف اين آپوكريف را چارلز و ديگران منتشر ساختهاند (برای اطلاع بيشتر، نك: ويزر، ٤٤٢-٤٤٥).
مآخذ
ابن جوزی، عبدالرحمان، المنتظم، به كوشش محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بيروت، ١٣٥٨ق؛
ابن حبيب، عبدالملك، التاريخ، به كوشش آگواده، مادريد، ١٩٩١م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، تقريب التهذيب، به كوشش محمد عوامه، حلب، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛
ابن دريد، محمد، جمهرة اللغة، به كوشش رمزی منير بعلبكی، بيروت، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م؛
ابن عبدربه، احمد، العقد الفريد، به كوشش مفيد محمد قميحه، بيروت، دارالكتب العلميه؛
ابن كثير، البداية و النهاية، به كوشش احمد ابوملحم و ديگران، بيروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛
ابن منظور، لسان؛
بغوی، حسين، معالم التنزيل، بيروت، دارالفكر؛
زمخشری، محمود، اساس البلاغة، بيروت، ١٣٩٩ق/ ١٩٧٩م؛
همو، الكشاف، قاهره، ١٣٦٦ق/ ١٩٤٧م؛
سيوطی، الاتقان، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٨٧ق/ ١٩٦٧م؛
همو، المتوكلی، به كوشش عبدالكريم زبيدی، بيروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛
طبرسی، فضل، مجمع البيان، بيروت، دار مكتبۀ الحياۀ؛
طبری، تاريخ؛
همو، تفسير؛
طوسی، محمد، التبيان، نجف، ١٣٨٩ق/ ١٩٦٩م؛
عهد جديد؛
عهد عتيق؛
قرآن كريم؛
كلينی، محمد، الكافی، به كوشش علی اكبر غفاری، بيروت، ١٤٠١ق؛
مسعودی، علی، مروج الذهب، به كوشش يوسف اسعد داغر، بيروت، ١٣٨٥ق/ ١٩٦٥م؛
نيشابوری، ابراهيم، قصص الانبياء، به كوشش حبيب يغمايی، تهران، ١٣٤٠ش؛
ياقوت، بلدان؛
يعقوبی، احمد، تاريخ، بيروت، ١٣٧٩ق/ ١٩٦٠م؛
نيز:
The Book of the Himyarites, ed. and tr. Moberg, Leipzig, ١٩٢٤;
Clarke, A., The New Testament of Our Lord, New York, Abingdon - Cokesbury Press;
Davidson, F., The New Bible Commentary, Michigan, ١٩٥٣;
Gesenius, W., A Hebrew and English Lexicon of the Old Testament, NewYork/ Boston, ١٩٠٦;
Jeffery, A., The Foreign Vocabulary of the Qur'ān, Baroda, ١٩٣٨;
N N ldeke, Th., X Anzeigen n , ZDMG, ١٨٨٦, vol. XL;
Weiser, A., Introduction to the Old Testament, London, ١٩٧٥.
فرامرز حاجمنوچهری