دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٥٧ - ابن ابی عصرون
ابن ابی عصرون
نویسنده (ها) :
بخش معارف
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٤ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ اَبی عَصْرون، ابوسعد شرفالدین عبدالله بن ابیالسّری محمد ابن هبةالله علی بن المُطَهّر بن علی تمیمی موصلی دمشقی (٤٢٩ یا ٤٩٣-٥٨٥ق / ١٠٩٩ یا ١١٠٠- ١١٨٩م)، از بزرگترین فقیهان شافعی و قاضی القضاة دمشق در سدۀ ٦ق / ١٢م. وی در موصل متولد شد (سُبكی، ٧ / ١٣٢؛ ذهبی، ٢١ / ١٢٥؛ عمادالدین، ٢ / ٣١٥) و قرآن را نزد ابوالغنائم سُلَمی سَروجی، فقه را از عبدالله بن قاسم بن شهرزوری، علی بن عمار و ابی محمد بن خلدة (منذری، ١١٨؛ ابن دُبیثی، ٢٢١؛ سبكی، همانجا) آموخت و سپس به بغداد رفت و در این شهر نیز قرآن را پیش استادانی همچون دَعوان بن علی، ابودلف زاهد، و فقه را از اسعد المِیهَنی فراگرفت (ابن دبیثی، همانجا؛ ذهبی، ٢١ / ١٢٦؛ منذری، ١١٨- ١١٩)، آنگاه به واسط رفت سپس به موصل بازگشت و در آنجا به تدریس پرداخت (٥٢٣ق / ١١٢٩م) و سپس مدتی در سِنجار ساكن شد. در ٥٤٥ق / ١١٥٠م به حلب رفت و مورد توجه ملك نورالدین محمود بن زنگی قرار گرفت و همراه وی در ٥٤٩ به دمشق رفت و در مدرسه غزاّلیه به تدریس پرداخت و سرپرستی اوقاف را بر عهده گرفت (سبكی، ٧ / ١٣٣؛ نعیمی، ١ / ٤٠٠). سپس به حلب بازگشت و پس از آن مدتی در سنجار و حران و جز آن بر مسند قضا نشست و سرانجام در ٥٧٠ق / ١١٧٤م به دمشق بازگشت و در این شهر نیز به امر قضا پرداخت و تا پایان زندگی در همانجا زیست (سبكی، همانجا). ابن ابی عصرون در واپسین سالهای زندگی خویش نابینا شد و فرزند خود محییالدین (یا نجمالدین) محمد را به جای خویش نشاند (ابن خلكان، ٣ / ٥٤؛ ابن كثیر ١٢ / ٣٣٣). وی پس از مرگ در مدرسهای كه خود در دمشق بنا كرده بود، به خاك سپرده شد (ابن خلكان، ٣ / ٥٥؛ نعیمی، ١ / ٤٠١). عمادالدین كاتب اصفهانی (د ٥٩٧ق / ١٢٠١م) كه معاصر او بوده، وی را ستوده و از او با عناوینی چون حجت الاسلام و مفتی عراق و شام یاد كرده است (٢ / ٣٥١). ملك نورالدین محمود، به فتاوی او اعتماد داشت و امور شرعی را به وی سپرد (همو، ٢ / ٣٥٢) و مدارسی در شهرهای حلب، حماة، حمص و بعلبك برای وی ساخت (سبكی، ٧ / ١٣٣).
آثـار
با اینكه ابن ابی عصرون را نویسندهای پر كار دانستهاند، امّا بیشتر آثار وی در دست نیست. این آثار به نام وی در منابع یاد شده است: ١. الارشاد فی نصرة المذهب (ابنخلكان، ٣ / ٥٤؛ نعیمی، ١ / ٤٠١) كه ناتمام مانده است؛ ٢. الانتصار لماجرد فی المذهب من الاخبار و الاختیار، در ٤ مجلد (نعیمی، همانجا؛ حاجی خلیفه، ١ / ١١٧٤ كه نسخهای عكسی از آن شامل ٤ جزء در قاهره موجود است (سید، ١ / ٢٨٧- ٢٨٨)؛ ٣. التنبیه فی معرفة الاحكام (نعیمی، ١ / ٤٠١)؛ ٤. التیسیر فی الخلاف (سبكی، ٧ / ١٣٤)؛ ٥. الذریعة فی معرفة الشریعة (بغدادی، ایضاح المكنون، ١ / ٥٤٢)؛ ٦. رسالة فی نفی قضاء الاعمی و جوازه (همو، هدیة العارفین، ١ / ٤٥٧)؛ ٧. صفوة المذهب من نهایة المطلب، در ٧ جلد، ملخص نهایة المطلب فی درایة المذهبی امام الحرمین جوینی (د ٤٧٨ق / ١٠٨٥م) كه در اصل شامل ٤٠ جلد بوده و اكنون نسخههایی از آن موجود است (حاجی خلیفه، ٢ / ١٩٩٠)؛ ٨. الفرائض (ابن كثیر، ١٢ / ٣٣٤)؛ ٩. فوائد المهذب (سبكی، همانجا)؛ ١٠. مآخذ النّظر (سبكی، ٧ / ١٣٤؛ نعیمی، همانجا)؛ ١١. المرشد (ابن خلكان، ٣ / ٥٤)؛ ١٢. الموافق و المخالف (سبكی، همانجا).
مآخذ
ابن خلكان، وفیات؛
ابن دبیثی، محمدبن سعید، المختصر، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
ابن شحنه، محمد، الدر المنتخب فی تاریخ مملكة حلب، به كوشش عبدالله محمد الدرویش، دمشق، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
ابن كثیر، البدایة و النهایة، قاهره ١٣٥١- ١٣٥٨ق؛
بغدادی، اسماعیل پاشا، ایضاح المكنون، استانبول، ١٩٤٥-١٩٤٧م؛
همو، هدیة العارفین، استانبول، ١٩٥١-١٩٥٥م؛
حاجی خلیفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١م؛
ذهبی، شمسالدین محمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش بشار عواد معروف و محیی هلال السرحان، بیروت، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
سبكی، عبدالوهاب بن علی، طبقات الشافعیة الكبری، به كوشش محمود محمد الطناحی و عبدالفتاح محمد الحلو، قاهره، ١٣٨٣ق / ١٩٦٤م؛
سید، فؤاد، فهرس المخطوطات المصورة، قاهره، ١٩٥٤م؛
عمادالدین كاتب، محمد، خریدة القصر، دمشق، ١٣٧٨ق / ١٩٥٩م؛
منذری، عبدالعظیم، التكملة، به كوشش بشار عواد معروف، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٤م؛
نُعیمی، عبدالقادربن محمد، الدراس فی تاریخ المدارس، به كوشش جعفر الحسنی، دمشق، ١٣٦٧ق / ١٩٤٨م.
بخش معارف