دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٩٢ - انشراح
انشراح
نویسنده (ها) :
محمدعلی لسانی فشارکی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِنْشِراح، نود و چهارمین سوره از قرآن مجید، دارای ٨ آیه، ٢٩ كلمه و ١٠٢ حرف. این سوره را محدثان، قاریان و مفسران، همواره با توجه به سرآغاز آن «اَلَمْ نَشْرَحْ» مینامیدهاند، و ظاهراً از سر احتىاط، نام دیگری برآن نمینهادهاند (نک : طبری، ١٢/ ١٥٠؛ ابوعمرو، ٢٢٤؛ طبرسی، ٥/ ٥٠٧؛ قرطبی، ٢٠/ ١٠٤؛ فیروزآبادی، ١/ ٥٢٦). اما، خطاطان و نسخهپردازان قرآن مجید از دیرباز در كتیبۀ بالای سوره، عنوان «الانشراح» را مینگاشتهانـد (نک : ابن جوزی، ١٥٧؛ نائطی، ٧٤٩) كه مصدر فعل «الم نشرح» از باب «انفعال»، و حاصل معنای نخستین آیۀ سوره است و شاید هموزنی آن با نام سورههای انشقاق و انفطار نیز ملحوظ بوده است. در سدۀ گذشته، در مصحف امیری (چ بولاق، ١٣٣٧ ق) كه زیر نظر گروهی از علمای جامع الازهر مصر انتشار یافت، این سوره را «الشرح» عنوان نهادهاند (نیز نک : دروزه، ١/ ١٤؛ رامیار، ٥٩٠) و پس از آن، در برخی مصاحف و دورههای تفسیر قرآن كریم این عنوان متداول گردیده است (نک : ابوالسعود، ٩/ ١٧٢؛ قاسمی، ١٧/ ١٨٣؛ مراغی، ٣٠/ ١٨٨؛ قطب، ٦/ ٣٩٢٩).
سورۀ انشراح، به روایت مشهور، دوازدهمین سوره در ترتیب نزول است كه پس از سورۀ «ضُحى» و پیش از سورۀ «عصر» نازل شده (ابن جوزی، ١٥٧، ١٦٠؛ دروزه، همانجا)، و در دیگر روایات اسلامی ترتیب نزول نیز، ردیفهای متفاوتی به این سوره اختصاص یافته است (نک : طبرسی، ٥/ ٤٠٥؛ خازن، ١/ ٨؛ سیوطی، الاتقان ... ، ١/ ٤٠-٤٢؛رامیار، ٦٨٠-٦٨١). از این رو، مكی بودن سورۀ انشراح، و نزول آن در سالهای نخستین بعثت جای هیچ گونه تردید نیست (نک : ابن طاووس، ٢٨١-٢٨٢؛ اندرابی، گ ٤٧ الف؛ قرطبی، فیروزآبادی، همانجاها). با اینهمه، بعضی از محدثان و مفسران، در عصر حاضر، ظاهراً تحت تأثیر پارهای از روایات تفسیری (مثلاً نک : قمی، ٢/ ٤٢٨؛ حویزی، ٥/ ٦٠٣) ناظر بر وقایع اواخر رسالت، مدنی بودن این سوره را محتمل دانستهاند (قاسمی، همانجا؛ طباطبایی، ٢٠/ ٤٤٨) و حتى مدنی بودن آن را ترجیح دادهاند، و سورۀ انشراح را به سورۀ «نصر» ــ آخرین سورۀ نازل شده بر پیامبر اكرم(ص) بنابر مشهور ــ همانند كردهاند (قاسمی، ١٧/ ١٨٨- ١٨٩؛ نیز نک : بقاعی، ٢٢/ ١٢٩).
سورۀ انشراح با سورۀ ضحى، در ساختار بیانی، مضامین و معانی پیوندی آشكار دارد (سیوطی، تناسق ... ، ١٣٨)، چنانکه میتوان این سوره را تفصیل سورۀ ضحى (بقاعی، ٢٢/ ١١٥)، یا امتداد آن (دروزه، ١/ ١٦٧)، یا تكملۀ آن (قطب، همانجا) دانست، و محور موضوعی این دو سوره، تقویت روحیه و تثبیت قلب پیامبر اكرم(ص) و تبیین جایگاه آن حضرت در مقام قرب خداوند و برخورداری از عنایات ویژۀ ربانی است. در صدر اسلام، پیوستگی و همبستگی این دو سوره چندان مورد توجه صحابه و تابعان بوده است كه بنا به شماری از روایات، بعضی از آنان این دو سوره را همچون دو سورۀ فیل و قریش یك سوره میپنداشته، و در میان آن دو، بسمله نمیآوردهاند (نک : سیوطی، همانجا؛ قرطبی، ٢٠/ ٢٠٠-٢٠١؛ مراغی، همانجا؛ رامیار، ٥٩٠). این دیدگاه در حوزههای شیعه نیز به استناد روایاتی از ائمۀ اهل بیت (ع) تلقی به قبول شده، و به عنوان قول مشهور علمای شیعه شهرت یافته است (شیخ طوسی، ١٠/ ٣٧١؛ طبرسی، ٥/ ٥٠٧؛ حویزی، ٥/ ٦٠٢؛ نیز نک : فیض كاشانی، ٢/ ٢٦٤؛ مجلسی، ٨٩/ ٣٣٧) و دیدگاه مشهور فقه جعفری را دائر بر وجوب جمع میان دو سورۀ ضحى و انشراح در یك ركعت، در قرائت نمازهای واجب، البته با قرائت بسمله میان آن دو موجب گردیده است (حرعاملی، ٤/ ٧٤٣-٧٤٥؛ شیخ بهایی، ٤٦-٤٧). از سوی دیگر، برخی از مفسران یكی پنداشتن این دو سوره (یا سورههای فیل و قریش) را برخلاف تواتر و اجماع مسلمانان دانستهاند (طبری، ٣٠/ ١٩٨؛ فخرالدین، ٣٢/ ٢، ١٠٤؛ قاسمی، ١٧/ ٢٦٧؛ مراغی، ٣٠/ ١٨٨) و مستندات روایی فریقین را در این باره، به دلیل تعارض آنها با روایات دیگر نپذیرفتهاند و دلالت روایات منقول از امامان (ع) را نیز در نهایت بر جواز تلفیق این دو سوره (یا دو سورۀ فیل و قریش) در یك ركعت از نماز فریضه، نه وجوب آن، پذیرفتهاند (طباطبایی، ٢٠/ ٥١٤).
سورۀ انشراح، مانند سورۀ ضحى، مشتمل بر خطابهای صریح به پیامبر اكرم (ص) است و عنایات پروردگار متعال را نسبت به آن حضرت یكایك بر میشمرد و تأكید میكند بر اینکه خداوند هیچ گاه آن حضرت را تنها نگذاشته است و نخواهد گذاشت، آن حضرت را از هر سوی مدد رسانیده است و خواهد رساند.
در میان احادیثی كه در فضیلت سورۀ انشراح رسیده است، این حدیث، به لحاظ مضمون سوره و موضوع آن بسیار جالب توجه است كه حضرت رسول اكرم (ص) فرمودهاند: «هركس این سوره را بخواند، چنان است كه نزد من آمده باشد، و من اندوهگین بوده باشم و او اندوه مرا زدوده باشد» (فیروزآبادی، ١/ ٥٢٦؛ نیز نک : حویزی، همانجا).
آیۀ «اِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً» كه دو بار در این سوره آمده است (٩٤/ ٥-٦)، از جمله تعابیر قرآنی است كه از هنگام نزول آن، همواره ضربالمثل بوده، و همه جا در مقام دلداری به ستمدیدگان، امید بخشیدن به گرفتاران و تقویت روحیۀ نومیدان به كار میرفته است.
مآخذ
ابن جوزی، عبدالرحمان، فنون الافنان، به كوشش محمد ابراهیم سلیم، قاهره، ١٤٠٨ ق/ ١٩٨٨ م؛
ابنطاووس، علی، سعد السعود، نجف، ١٣٦٩ ق/ ١٩٥٠ م؛
ابوالسعود، محمد، تفسیر، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛
ابوعمرودانی، عثمان، التیسیر، به كوشش اوتو پرتسل، استانبول، ١٩٣٠ م؛
اندرابی، احمد، الایضاح فی القراءات، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
بقاعی، ابراهیم، نظم الدرر، حیدرآباد دكن، ١٩٨٤ م؛
حرعاملی، محمد، وسائل الشیعة، به كوشش عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت، ١٣٩١ ق؛
حویزی، عبدعلی، تفسیر نور الثقلین، به كوشش هاشم رسولی محلاتی، قم، ١٣٨٥ق؛
خازن، علی، لباب التأویل، بیروت، دارالمعرفه؛
دروزه، محمد عزت، التفسیر الحدیث، قاهره، ١٣٨١ ق/ ١٩٦٢ م؛
رامیار، محمود، تاریخ قرآن، تهران، ١٣٦٢ ش؛
سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٧ ق/ ١٩٦٧ م؛
همو، تناسق الدرر، به كوشش عبدالقادر احمد عطا، بیروت، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦ م؛
شیخ بهایی، محمد، جامع عباسی، چ سنگی، تهران، ١٣١٢ ق؛
شیخ طوسی، محمد، التبیان، به كوشش احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛
طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، تهران، ١٣٨٩ ق؛
طبرسی، فضل، مجمع البیان، صیدا، ١٣٥٦ ق/ ١٩٣٧ م؛
طبری، تفسیر؛
فخرالدین رازی، محمد، التفسیر الكبیر، قاهره، المطبعة البهیه؛
فیروزآبادی، محمد، بصائرذوی التمییز، به كوشش محمد علی نجار، قاهره، ١٣٨٣ ق؛
فیض كاشانی، محمد، المحجة البیضاء، به كوشش علیاكبر غفاری، قم، ١٣٨٣ ق؛
قاسمی، محمد، محاسن التأویل، به كوشش محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت، ١٣٩٨ق/ ١٩٧٨ م؛
قرآن كریم؛
قرطبی، محمد، الجامع لاحكام القرآن، بیروت، داراحیا التراث العربی؛
قطب، سید، فی ظلال القرآن، بیروت، ١٤٠٢ ق/ ١٩٨٢ م؛
قمی، علی، تفسیر، به كوشش طیب موسوی جزائری، نجف، ١٣٨٧ ق؛
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
مراغی، احمد مصطفى، تفسیر، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛
نائطی اركاتی، محمد غوث، نثر المرجان فی رسم نظم القرآن، حیدرآباد دكن، ١٣٣١ ق.
محمدعلی لسانی فشاركی