دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٥١ - ابن براج
ابن براج
نویسنده (ها) :
سید محمد بحرالعلوم
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١٧ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ بَرّاج، سعدالدين ابوالقاسم عبدالعزيز بن نحرير بن عبدالعزيز ابن براج طرابلسی معروف به قاضی و ملقب به عزالمؤمنين (د شعبان ٤٨١ ق/ اكتبر ١٠٨٨ م)، فقيه و قاضی شيعی امامی. از تاريخ تولد او آگاهی دقيقی در دست نيست، ولی با توجه به اينكه عمرش را هشتاد و اندی نوشتهاند (افندی، ٣/ ١٤٢، ١٤٣)، میتوان گفت كه در حدود ٤٠٠ ق به دنيا آمده است. ابن براج در مصر متولد گرديد و در همانجا رشد يافت و چون ديرزمانی قضای طرابلس شام را به عهده داشت، به طرابلسی معروف شد (منتجبالدين، ١٠٧؛ افندی، همانجا). فقيهان، امامی وقتی به نحو مطلق از «قاضی» ياد میكنند، مرادشان ابن براج است (نوری، ٣/ ٤٨٠). آوازۀ مجلس درس سيدمرتضی علمالهدی او را به بغداد كشاند. ابن براج در ٤٢٩ ق/ ١٠٣٨ م در درس وی حاضر شد و ٧ سال يعنی تا زمان درگذشت سيدمرتضی نزد او دانش آموخت (ابن شهرآشوب، معالم، ٨٠؛ افندی، ٣/ ١٤٢). علمالهدی كه كمك هزينۀ دانشجويان را به اندازۀ شأن علميشان میپرداخت، به شيخ طوسی ماهانه ١٢ و به ابن براج ٨ دينار میداد و از اين رو میتوان او را برجستهترين و نامبردارترين شاگرد علمالهدی، پس از شيخ ابوجعفر طوسی (د ٤٦٠ ق/ ١٠٦٨ م) دانست. ابن براج پس از درگذشت علمالهدی، در مجلس درس شيخ طوسی شركت جست و چند سالی نيز در محضر او بود. در ٤٣٨ ق/ ١٠٤٦ م به عنوان خليفۀ شيخ رهسپار طرابلس شام شد (همانجا؛ مجلسی، ١٠٤/ ١٩٨). برخی از نويسندگان برآنند كه جلالالملك (از فرمانروايان بنی عمار، حک ٤٦٤-٤٩٢ ق/ ١٠٧١- ١٠٩٩ م) در همين سال او را بر منصب قضا گماشت ( صدر، ٣٠٤)، ولی با توجه به زمان روی كار آمدن جلالالملك (نک : ابن اثير، ١٠/ ٧١) چنين سخنی درست به نظر نمیرسد. اگر جلالالملك درست در آغاز حكومت خود، ابن براج را بر آن منصب گمارده باشد، از آنجا كه وی تا پايان عمر در طرابلس ماندگار شد (افندی، ٣/ ١٤٢، ١٤٥)، میتوان گفت كه وی حدود ١٧ سال قاضی طرابلس بوده است. افندی (٣/ ١٤١). افزون بر استادان ياد شده، شيخ مفيد محمد بن نعمان (د ٤١٣ ق/ ١٠٢٢ م) را نيز با ترديد از استادان قاضی میشمارد كه اگر وی در سال درگذشت شيخ مفيد ١٣ ساله بوده باشد، میتوان اين ترديد را موجه دانست. افندی از خلال كلمات مجلسی چنين برداشت كرده كه ابوالفتح كراجكی (د ٤٤٩ ق/ ١٠٥٧ م) استاد وی بوده است، ولی شخصاً بر آن است كه كراجكی استاد قاضی عبدالعزيز بن ابی كامل طرابلسی، شاگرد ابن براج بود و برخی از رجالشناسان، پارهای از احوال، كتابها و حتی لقب آن قاضی را با ابن براج درآميختهاند (همو، ٣/ ١٤١-١٤٣). كسان بسياری از مجلس درس ابنبراج بهره جسته و از او حديث شنيدهاند كه به برخی از آنان اشاره میشود: حسكا بن بابويه جد منتجبالدين، عبدالجبار مقری رازی، عبدالرحمن نيشابوری خزاعی، حسن ابن عبدالعزيز جيهانی (منتجب الدين، ٤٤، ١٠٧- ١٠٨، ١١١)، قاضی ابن ابی كامل طرابلسی (حر عاملی، ١٤٩)، ابوجعفر محمـد حلبی (شهيد اول، ٧٤)، زيد بن داعی (نک : ه د، آبی، رضیالدين) و كميح (مجلسی، ١٠٥/ ١٦٣؛ آقابزرگ، طبقات، ٦/ ٤).
از برخی نوشتههای قاضی میتوان پی برد كه وی در مجلس درس شيخ طوسی يك شاگرد معمولی نبوده، چنانكه در مهذب مباحثهای را میبينيم كه ميان شيخ با ابن براج رخ داده و شيخ در اين گفتوگو مجاب گرديده است (ابنبراج، ٢/ ٤١٩-٤٢٠). نيز شيخ طوسی در سرآغاز پارهای از نوشتههايش ( رسائل، ١١٧، ١٥٥؛ الفهرست، ٢) تصريح میكند كه اين كتابها را به درخواست شيخ فاضل مینويسد و آقابزرگ ( الذريعة، ٥/ ١٤٥؛ همو، مقدمۀ تبيان، «ث») در حاشيه پارهای از نسخ كتاب الجمل و العقود وی ديده كه مراد از شيخ فاضل، ابن براج است. نيز به گفتۀ كاظمينی (ص ٩)، راوندی در حلالعقود تصريح كرده است كه شيخ مورد نظر همان ابنبراج است. افزون بر آن اينكه شيخ كتاب جداگانهای به نام مسائل ابن براج پرداخته است (طوسی، الفهرست، ٢٨٨ [مسائل ابن راح!]؛ قس: ابن شهرآشوب، معالم، ١١٥).
ابنبراج از دانشمندان پرآوازه و معتبر شيعی است كه آرای او پيوسته مورد توجه فقيهان بزرگ بوده و غالباً به نظريات او اشاره و استناد شده است، به عنوان نمونه میتوان به اينان اشاره كرد: علامۀ حلی (د ٧٢٦ ق/ ١٣٢٦ م) در مختلفالشيعة (ص ٣٠٢، جم )؛ شهيد اول (د ٧٨٦ ق/ ١٣٨٤ م) در القواعد و الفوائد (١/ ٢٧٣، قس: فهرست اعلام)، الذكری (كتاب الصلوة، جم ) و الدروس (ص ١٠، جم )؛ فاضل مقداد (د ٨٢٦ ق/ ١٤٢٣ م) در التنقيح الرائع (١/ ٦٩، ١١٤، جم ) و سيدجواد حسينی عاملی (د ح ١٢٢٦ ق/ ١٨١١ م) در مفتاح الكرامة (ص ٣، جم ). بسياری از فقيهان و محدثان سدههای بعد در اجازههايی كه به برخی از شاگردان خود دادهاند به شخصيت و آثار او اشاره كردهاند. قاضی از نويسندگانی است كه نوشتههايی در فقه و كلام پرداخته است. نوشتههای به جای ماندۀ او شامل مجموعهای از فتواهای فقهی است كه در آن استدلالهای فقهی و نقد نظرهای ديگر فقيهان بسيار كم به چشم میخورد.
آثار
آثار چاپی
١. الجواهر، در ١٢٧٦ ق/ ١٨٩٥ م در تهران در مجموعهای به نام الجوامع الفقهية چاپ شده است. در اين كتاب حدود ٨٢٠ پرسش در بابهای گوناگون فقه مطرح و به آنها پاسخ داده شده است. برخی بر آنند كه اين كتاب اولين نوشتهای است كه مسائل فقهی را به صورت پرسش و پاسخ طرح نموده است (مدير شانهچی، ٢١)؛ ٢. شرح جمل العلم و العمل (نک : مآخذ) كه شرحی است بر بخش فقهی كتاب جمل العلم و العمل علم الهدی. اين كتاب مختصر به بيان احكام طهارت، نماز ميت، روزه، اعتكاف، حج و زكات پرداخته است و از ويژگيهای آن اين است كه نظرهای فقهی گروهی از صحابۀ پيامبر (ص) و تابعين و فقيهان سدۀ ١ و ٢ ق/ ٧ و ٨ م را در بردارد؛ ٣. المهذب (نک : مآخذ). اين كتاب چنانكه از فحوای عبارتی از آن (٢/ ٤٧٦) برمیآيد، در حدود ٤٦٧ ق/ ١٠٨٣ م نوشته شده است و صاحب مفتاح الكرامۀ آن را مهذب قديم در مقابل مهذب ابنفهد ( مهذب جديد) میخواند (نک : آقابزرگ، الذريعة، ٢٣/ ٢٩٤).
آثار منسوب
حسن التعريف (ابن شهر آشوب، معالم، ٨٠) كه حر عاملی (٢/ ١٥٣) آن را حسنالتقريب ضبط كرده است: الروضة (منتجبالدين، ١٠٧) كه ابن شهرآشوب آن را روضةالنفس فی احكام العبادات الخمس ناميده است (معالم، همانجا). عماد المحتاج فی مناسك الحاج (منتجبالدين، همانجا) كه كنتوری (ص ٣٨٥) آن را عماد الحاج فی مناسك المحتاج، و بغدادی (١/ ٥٧٨) آن را الاحتجاج ... ضبط كرده است؛ الكامل در فقه (منتجبالدين، ابن شهرآشوب، همانجاها)؛ العالم در فروع (همانجا)؛ المعتمد (منتجبالدين، همانجا)؛ المقرب (همانجا؛ ابن شهرآشوب، همانجا) كه بعضاً به شكل المغرب و يا المعرب ضبط شده است (نک : ذيل منتجبالدين، همانجا؛ اردبيلی، ١/ ٤٦٠)؛ المنهاج (ابن شهرآشوب، همانجا)؛ الموجز در فقه (منتجبالدين، همانجا)؛ التفسير (ابن شهر آشوب، المناقب، ١/ ٣٥، ٣٧).
مآخذ
آقابزرگ، الذريعة؛
همو، طبقات اعلام الشيعة، القرن السادس، به كوشش علينقی منزوی، بيروت، ١٣٩٢ ق/ ١٩٧٢ م؛
همو، مقدمه بر تبيان شيخ طوسی، بيروت، داراحياء التراث العربی؛
ابناثير، الكامل؛
ابنبراج، عبدالعزيز، شرح جمل العلم و العمل، به كوشش كاظم مدير شانهچی، مشهد، ١٣٥٢ ش؛
همو، المهذب، قم، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦ م؛
ابن شهرآشوب، محمد بن علی، معالم العلماء، نجف، ١٣٨٠ ق/ ١٩٦٠ م؛
همو، المناقب، قم، انتشارات علامه؛
اردبيلی، محمد بن علی، جامع الرواة، بيروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
افندی، اصفهانی، ميرزا عبدالله، رياض العلماء، به كوشش محمود مرعشی و احمد حسينی، قم، ١٤٠١ ق/ ١٩٨١ م؛
بغدادی، اسماعيل بن محمد امين، هدية العارفين، استانبول، ١٩٥١ م؛
حر عاملی، محمد بن حسن، املالآمل، به كوشش احمد حسينی، نجف، ١٣٨٥ ق/ ١٩٦٥ م؛
حسينی عاملی، محمدجواد، مفتاح الكرامة، قم، ١٣٧٥ ق/ ١٩٥٦ م؛
شهيد اول، محمد بن مكی، الدروس الشرعية، چاپ سنگی، ١٢٦٠ ق؛
همو، الذكری، چاپ سنگی، ١٢٧١ ق؛
همو، القوائد و الفوائد، به كوشش عبدالهادی حكيم، قم، مكتبةالمفيد؛
صدر، سيدحسن، تأسيس الشيعة، بغداد، ١٣٥٤ ق/ ١٩٣٥ م؛
طوسی، محمد بن حسن، رسائل العشر، به كوشش محمد واعظزاده، خراسانی، قم، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
همو، الفهرست، به كوشش آلويس اشپرنگر، بمبئی، ١٢٧١ ق/ ١٨٥٥ م؛
علامۀ حلی، حسن بن يوسف، مختلف الشيعة، چاپ سنگی، ١٣٢٣ ق؛
فاضل مقداد، التنقيح الرائع، به كوشش حسينی كوهكمری، قم، ١٤٠٤ ق؛
كاظمينی، اسدالله، مقابسالانوار، تهران، ١٣٢٢ ق؛
كنتوری، اعجاز حسين، كشف الحجب و الاستار، به كوشش هدايت حسين، كلكته، ١٩٣٥ م؛
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
مدير شانهچی، كاظم، مقدمه بر شرح جمل (نک : ابنبراج در همين مآخذ)؛
منتجبالدين، علی بن عبيدالله، فهرست، به كوشش عبدالعزيز طباطبائی، بيروت، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦ م؛
نوری، ميرزاحسين، مستدركالوسائل، تهران، ١٣١٨-١٣٢١ ق.
سيدمحمد بحرالعلوم