دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٩٠ - ابراهیم حربی
ابراهیم حربی
نویسنده (ها) :
حسن یوسفی اشکوری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْراهیمِ حَرْبی، ابوسحاق بن اسحاق بن ابراهیم بن بشیر (یا بِشْر) بن دَیسَم بغدادی مروزی (١٩٨-٢٨٥ ق / ٨١٤- ٨٩٨ م). ادیب، لغتدان، محدّث، متكّلم، فقیه و مؤلّف. پدرش از مرو بود، اما چنانكه او خود گفته، مادرش از قبیلۀ تَغْلِب بوده و داییهایش از نصاری بودهاند (ابن جوزی، ٤ / ٦؛ یاقوت، ادبا، ١ / ١١٤). محتمل است كه او در عراق زاده شده باشد، اما قطعی است كه دوران تحصیل و آموختن علوم را در بغداد گذرانده و زندگی را در همانجا به سرآورده است. او را از آن رو حربی گفتهاند كه در محلّۀ حربیه در غرب بغداد میزیسته، یا با كسانی از آنجا معاشرت و دوستی داشته است (ابن جوزی، همانجا؛ یاقوت، ادبا، ١ / ١١٣). ابراهیم نزد عالمان بنام روزگارش ادب، لغت، حدیث، فقه و كلام آموخت. مشهورترین استادان او اینان بودند: ابونُعَیم فضل بن دكین، عفّان بن مسلم، عبدالله بن صالح عِجْلی، ابوسلمه موسی بن اسماعیل تَبوذكی، مسدّد بن مُسَرْهَد، هوذة بن خلیفه، عاصم بن علی، ابوعبید قاسم ابن سلاّم، شعیث بن محرز (خطیب بغدادی، ٦ / ٢٧- ٢٨؛ سبكی، ٢ / ٢٥٦). ابراهیم بیش از همه از احمدبن حنبل حدیث و فقه آموخت و از او تأثیر پذیرفت و ازاینرو از یاران برجستۀ او گردید (صفدی، ٥ / ٣٢١). كسان بسیاری از ادیبان و محدّثان و فقیهان سدۀ ٣ ق / ٩ م از ابراهیم حربی دانش آموخته و از وی روایت كردهاند، كه از آن میان میتوان به اینان اشاره كرد: ابن صاعد، ابوبكر نجّاد، عبدالرحمن بن عباس مُخلّص (سبكی، همانجا)، ابوعمروبن سماك (صفدی، همانجا)، عمربن جعفر ختلی (ذهبی، ٢ / ٥٨٤)، ابراهیم بن حبیش بن دینار، عثمان ابن عبدویه، عبیدالله بن احمد بن احمد بن بُكیر، ابوسهل بن زیاد، محمّد بن علی بن علوان، قاضی ابوالحسین بن اشنانی، محمدبن عبدالله شافعی (خطیب بغدادی، ٦ / ٢٨).
بیشترین شهرت ابراهیم در لغت و حدیث و فقه بود. نوشتهاند كه او حدود ٥٠ سال در مجالس نحو و لغت شركت جست (سیوطی، ١٧٨) و چنانكه خود گفت هرگز از شاگردانش مزد نخواست (ابن ابی یعلى، ١ / ٨٩). از او نقل كردهاند كه ٠٠٠‘١٢ جزء لغت گردآورده و به خطّ خویش نوشته است (ابن جوزی، ٦ / ٦). ابراهیم، به رغم اینكه ادیب، شاعر و صاحب ذوق وافر بود، چندان وابستگی به شعر و شاعری از خود نشان نمیداد و گاه نیز از شعر بیزاری میجست.
ابراهیم حربی در دیانت و پایبندی به احكام دینی و اخلاقی استوار بود و سراسر زندگیش را به زهد، انزوای سیاسی و اجتماعی و قناعت گذراند و از این رو از پارسایان بنام به شمار آمده است. بیشتر نویسندگان و محقّقانِ احوال او گفتهاند كه وی در علم و زهد همتای استادش احمد بن حنبل بوده است (ابنجوزی، ١ / ٤).
ابراهیم به مخلوق بودن قرآن اعتقاد داشت و با معتزله به ویژه در این امر به سختی مخالفت میكرد، و نیز وی طرفدار سرسخت سنّت و معتقد به تقدیر بود و به همین لحاظ با ابن ابی دؤاد معتزلی وزیر مشهور دشمنی داشت (EI٢)، امّا مذهب ابراهیم چندان روشن نیست. برخی او را شافعی و برخی دیگر حنبلی شمرده و در طبقات فقیهان و محدّثان این مذهب یاد كرهاند و حنبلی بودن او مقبولتر مینماید (سبكی، ٢ / ٢٥٧)؛ اندیشههای كلامی و آرای فقهی او آشكارا به احمد نزدیك است از قبیل ظاهرگرایی، پایبندی شدید به سنّت و تقدیر و مخالفت با عقلگرایان معتزلی. حدیثگرایی ابراهیم، وی را بیشتر در شمار حنبلیان جای میدهد تا در شمار شافعیان یا دیگر مذاهب اسلامی، با اینهمه، موثّق بودن او در نقل حدیث مورد تأیید همۀ رجالشناسان حنبلی و شافعی و حتی برخی از شیعیان امامی است (مامقانی، ١ / ١٥).
آثـار
ابراهیم دارای آثاری در ادب، كلام، حدیث و فقه است كه از جملۀ آنهاست: ١. اكرام الضّیف، كه در ١٣٤٩ ق / ١٩٣٠ م در قاهره و بار دیگر در ١٩٨٦ م به كوشش عبدالغفار سلیمان بنداری در بیروت چاپ شده است؛ ٢. مناسك الحّج یا مناسك ابی اسحاق الحربی، كه دربارۀ اوضاع جغرافیایی و تاریخی جزیرةالعرب است. این كتاب به كوشش حمدالجاسر در ١٩٦٩ در بیروت به جاپ رسیده است؛ ٣. رسالۀ فی انّ القرآن غیرمخلوق، كه نسخۀ خطّی آن در دانشگاه عثمانیۀ حیدرآباد موجود است (GAS, VIII / ١٧٨)؛ ٤. غریب الحدیث كه مجموعۀ غرایب احادیثی است برگرفته از ٢٧ مسند كه هر كدام به نام یكی از صحابه نامیده شده است: مسند ابوبكر، مسند عمر، مسند عثمان، مسند علی بن ابیطالب، مسند زبیر ... (یاقوت، ادبا، ١ / ١٢٨- ١٢٩). نسخ خطی این كتاب در ٥ مجلّد است كه یك مجلّد آن در دمشق موجود است (ظاهریه، ص ١٠٦-١٠٧).
آثار متعدّد دیگری هم به ابراهیم منسوب است که در منابع و فهارس تنها نام آنها ذکر شده و تاکنون نسخههای آنها به دست نیامده است (نک : ابن ندیم، ٣٧، ٢٣٢؛ ابن ابی یعلی، ١ / ٨٦؛ ابن حجر، ٢ / ٢٠، ٥ / ٣٥٢، ٧ / ٤٩٢، ١٠ / ٢٨١؛ حاجی خلیفه، ١ / ٧٦٠، ٢ / ١٣٨٣، ١٤١٣، ١٤٥٠، ١٤٧١).
ابراهیم در بغداد درگذشت و جنازۀ او را باشكوه بسیار تشییع كردند و قاضی یوسف بن یعقوب بر او نماز گزارد و در خانۀ خود به خاك سپرده شد.
مآخذ
ابن ابی یعلی، محمد، طبقات الحنابلة، قاهره، ١٣٧١ ق؛
ابن اثیر، اللباب، قاهره، ١٣٥٧؛
ابنجوزی، عبدالرحمن، المنتظم، حیدرآباد، ١٣٥٧ ق؛
ابنحجر، احمدبن علی، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دكن، ١٣٢٥ ق؛
ابن ندیم، الفهرست، بیروت، ١٣٩٨ ق؛
حاجی خلیفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١ م؛
خطیب بغدادی، احمدبن علی، تاریخ بغداد، بیروت؛
دارالكتاب العربی؛
ذهبی، شمسالدین محمد، تذكرة الحفّاظ، حیدرآباد دكن، ١٣٣٨ ق؛
سبكی، عبدالوهاب، طبقات الشّافعیة، به كوشش عبدالفتاح محمد، ١٣٨٣ ق؛
سیوطی، جلالالدین، بغیة الوعاة، قاهره، ١٣٢٦ ق؛
صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، به كوشش س. دیدرینگ، ویسبادن، ١٩٧٠ م؛
ظاهریه، خطّی، (لغت)؛
عبادی، محمد، طبقات فقهاء الشافعیة، به كوشش گوستاویتستام، لیدن، ١٩٦٤ م؛
مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، نجف، ١٣٥٠ ق؛
یاقوت، ادبا، بیروت، ١٤٠٠ ق؛
همو، بلدان، بیروت، ١٩٥٥ م؛
نیز:EI٢;
GAS.
حسن یوسفی اشکوری