دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠١٤ - ابن سیرین
ابن سیرین
نویسنده (ها) :
ناصر گذشته
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ سيرين، ابوبكر محمد بن سيرين (٣١ يا ٣٣- شوال ١١٠ ق/ ٦٥١ يا ٦٥٣- ژانويۀ ٧٢٩ م)، محدث و فقيه تابعی بصری كه چند سده پس از مرگش به عنوان خوابگزاری چيرهدست نامور گرديد. پدرش، سيرين در ١٢ ق/ ٦٣٣ م هنگام فتح عين التمر (شهركی در عراق در نزديكی انبار) به دست خالد بن وليد، به اسارت درآمد (خليفه، ١/ ١٠٠-١٠٢)، اما روشن نيست كه آيا وی نيز از شمار همان چهل نوجوان مسيحی بود كه در آن هنگام در كليسا مشغول فراگيری انجيل بودند (نک : طبری، ٣/ ٣٧٧) يا چنانكه برخی گفتهاند (خطيب بغدادی، ٥/ ٣٣٢؛ ابنعساكر، ١٥/ ٤٢١) مسگری از اهالی جرجرايا كه به عين التمر كوچ كرده بود؟ سيرين پس از اسارت، مولای انس بن مالك، صحابی پيامبر (ص) شد و با پرداخت ٠٠٠‘٢٠ درهم خود را آزاد ساخت (ابن قتيبه، معارف، ٤٤٢). ازاينرو او و فرزندانش را موالی انس خواندهاند. مادرش صفيه از موالی ابوبكر زنی پارسا بود (ابن سعد، ٧/ ١٤٠). محمد ناشنوا بود (همانجا) و برخلاف سنت جاری در ميان موالی، زنی عرب را به همسری گرفت (بسوی، ٢/ ٦٣) كه برايش ٣٠ فرزند آورد، اما جز يكی به نام عبدالله همه از دست رفتند (ابن سعد، همانجا). ابن سعد (همانجا) او را به علم و پارسايی ستوده است. ويژگيهايی چون رعايت جانب احتياط در مسائل شرعی، يك روز در ميان روزه گرفتن، شب زندهداری، بردباری، نرمخويی، پرهيز از مراء، اعتراف به لغزشهای خويش و اميدواری فراوان به رحمت خداوند (نک : همو، ٧/ ١٤٢-١٤٣) از وی چهرهای چونان زاهدان و پارسايان بزرگ ساخته است و همين امر موجب شده تا برخی از كسانی كه در زمينۀ سير و سلوك كتابهای مهم پرداختهاند، در وی به گونۀ الگوی پرهيزگاری و پارسايی بنگرند (نک : ابونعيم، ٢/ ٢٦٣؛ ابوحيان توحيدی، ١/ ٢٤٧- ٢٤٨؛ طوسی، ٤٤-٤٥؛ قشيری، ٥٧). گرچه او با نسبت دادن هر كاری به ارادۀ خداوند، اعتقاد به قدر را میپذيرفت، اما از شركت جستن در اينگونه بحثها سخت گريزان بود (نک : ابنسعد، ٧/ ١٤٣- ١٤٥). در بررسی شخصيت او بر پايۀ گزارشهای موجود به اين نكته برمیخوريم كه وی نيز مانند بيشتر كسانی كه به زهد شهرت دارند، زاويهنشينی و پرداختن به سلوك فردی را از درگير شدن در امور سياسی و اجتماعی، برتر میشمرده است. از اينرو با اينكه در دوران پرآشوبی میزيست و از دور و نزديك شاهد رويدادهای هولناكی از جمله فاجعۀ كربلا، ويران ساختن كعبه و كشتارهای بیرحمانه حجاج بن يوسف بود، اما واكنشی از وی در برابر اين رويدادها ديده نمیشود، و حتی گاه ديگران را نيز از سخن گفتن دربارۀ بيدادگريهای حاكمان زمان، تحت عنوان نهی از غيبت بازمیداشت (نک : ابونعيم، ٢/ ٢٧١). وی اميدوار بود كه خداوند از كردههای حجاج و برخی ديگر از حكمرانان اموی درگذرد (ابن جوزی، ٧٤-٧٥؛ ابن شاكر، ٢/ ٧٠)، اما گاه نيز به كنايه از معاويه و عايشه خرده میگرفت و از امام علی (ع)، امام حسين (ع)، ابوذر و حجر بن عدی جانبداری میكرد (بخاری، «صحيح»، ٢(٤)/ ٢٠٨- ٢٠٩؛ طبری، ٢/ ٢٣٦، ٤/ ٢٨٤-٢٨٥، ٥/ ٢٥٦؛ زمخشری، ٢/ ٣٨١؛ ابن اثير، ٣/ ٤٨٨، ٤/ ٢٤٢). وی در روزگار فرمانروايی عبدالله بن زبير در مكه (٦٤-٧٣ ق/ ٦٨٣-٦٩٢ م) به حج رفت و با عبدالله ديدار كرد و از وی حديث شنيد (بخاری، تاريخ كبير، ١(١)/ ٩٠). سپس به كوفه آمد، چندگاهی به پارچه فروشی پرداخت و از علقمه حديث شنيد. او همچنين به مداين و واسط سفر كرد (ابن سعد، ٧/ ١٤٧؛ ابن عساكر، ١٥/ ٤٣٦؛ مزی، ١٦/ ٣٠٥، ٣٠٧) و چهار سال نيز در دمشق به سر برد (ابن عساكر، ١٥/ ٤١٨). ابن سيرين كه به بازرگانی اشتغال داشت در حدود ٩٣ ق تنها به سبب پيدا شدن پليدی در يكی از خمهای روغنی كه به ٠٠٠‘٤٠ درهم خريده بود، همه را دور ريخت و با تحمل خسارتی هنگفت به زندان افتاد (ابن سعد، ٧/ ١٤٤؛ خطيب بغدادی، ٥/ ٣٣٥). چون انس بن مالك در همان سال در بصره درگذشت و وصيت كرده بود كه ابن سيرين او را تجهيز و تكفين كند، به او اجازه دادند تا برای اجرای وصيت از زندان بيرون آيد (احمد بن حنبل، الزهد، ٣٧٥). ولی ظاهراً او تا پايان عمر نتوانست بدهيهای خود را بپردازد (ابن سعد، ٧/ ١٤٩).
وی در روزگار فرمانروايی خشونت بار عمربن هبيره (٩٧- ١٠٥ ق/ ٧١٥-٧٢٣ م) در عراق نتوانست ناخشنوديش را از حكومت وی كتمان كند و از پذيرفتن مالی كه ابن هبيره برايش فرستاده بود، سرباز زد (ابونعيم، ٢/ ٢٦٨). او از پذيرفتن منصب قضا نيز تن زد و ناچار يك بار به شام و بار ديگر به يمامه گريخت، اما گاه به صورت پنهانی به بصره میآمد (ابنعساكر، ١٥/ ٤١٨؛ نک : عامری، ١٠١). ابن سيرين در واپسين سالهای زندگی به بصره بازگشت، اما در مراسم تشييع جنازه حسن بصری كه ١٠٠ روز پيش از مردن ابن سيرين رخ داد، شركت نكرد (ابن سعد، ٧/ ١٥٠؛ ابن خلكان، ٤/ ١٨٢). اين نشان میدهد كه ابن سيرين پس از يك دوستی نزديك، سرانجام از حسن كناره گرفته است، ولی سبب جدايی اين دو و پيدايی ضربالمثل «جالس الحسن أو ابنسيرين»، دانسته نيست، اما برخی از گزارشها نشان میدهد كه حسن برخی از تكلفهای زاهدانۀ ابن سيرين را نمیپسنديد و وجود او را باری گران بر خود و خويشانش میدانست (بسوی، ٢/ ٥٨). همچنين از موضع ابن سيرين نسبت به حجاج سخت برآشفته بود (ابن جوزی، همانجا).
بررسی گذرا در روايات و آراء ابنسيرين در صحاح ششگانه بيانگر اين واقعيت است كه نويسندگان صحاح به ابن سيرين به عنوان فقيهی برجسته مینگريستند (قس: ابواسحاق شيرازی، ٩٣) و رفتار و گفتارش را حجّت میدانستند. در اين كتابها بيش از آنكه از او حديثی روايت شده باشد، شاهد فتواهايش در بابهای گوناگون فقه هستيم. ابن سيرين برای احاديث اهميت بسيار قائل بود و میگفت كه اين حديثها دين است، بنگريد كه دين خود را از چه كسی میگيريد (نک : ابنسعد، ٧/ ١٤١؛ دارمی، ١٩/ ٥٤، ٩٣، ٩٤؛ مسلم، ٤(١)/ ١٤). او در حفظ و نقل حديث بسيار محتاط و دقيق بود (ابن سعد، همانجا) و شايد همين دقتها موجب شده تا همۀ رجالشناسان برجستۀ اهل سنت او را ثقه و روايتهايش را قابل استناد بدانند (برای نمونه نک : ابن سعد، ٧/ ١٤٠؛ عجلی، ٤٠٥؛ ابن ابی حاتم، ٣(٢)/ ٢٨١).
ابن سيرين ٣٠ تن از اصحاب پيامبر (ص) را درك كرد (ابن حبان، مشاهير، ٨٨) و از كسانی چون انس بن مالك، ابوهريره، ابوسعيد خدری، عبدالله بن عمر، شريح قاضی، زيد بن ثابت، يحيی بن جزار (ابن سعد، ٧/ ١٤١؛ مسلم، ٥(٢)/ ١٨٢١؛ ابونعيم، ٢/ ٢٨٢)، عمران بن حصين، عدی بن حاتم (ابن ابی حاتم، ٣(٢)/ ٢٨٠)، ابودرداء (مزی، ١٦/ ٣٠٤) و ديگران روايت كرد (در مورد نحوۀ روايت او از ابن عباس و زيد بن ثابت، نک : ابنسعد، همانجا؛ قس: ابن معين، ١/ ١٣٢؛ بسوی، ٢/ ٦٠؛ ابونعيم، ٢/ ٢٧٨- ٢٧٩؛ خطيب بغدادی، ٥/ ٣٣٤).
ايوب بن ابی تميمه سختيانی (بخاری، «صحيح»، ١(٢)/ ٦٦، ٤/ ٢٠٨- ٢٠٩)، عبدالله بن عون، هشام بن حَسّان، سلمة بن علقمه، حبيب بن شهيد، يحيی بن عتيق (سندی، ١/ ١٥٨؛ احمد بن حنبل، «مسند»، ٢٢(٣)/ ١١١؛ بسوی، ٢/ ٥٩، ٦٠)، شعبی، قتاده (بخاری، تاريخ كبير، ١(١)/ ٩٠)، خالد حذاء، يونس بن عبيد، سليمان تميمی (ابن ابی حاتم، همانجا) و گروهی ديگر از وی روايت كردهاند. در مورد نظر ابن سيرين در باب نقطهگذاری قرآن روايتهای متعارضی نقل شده است (ابن ابی داوود، ١٥٧، ١٦٠).
ابن سيرين و خوابگزاری
كتابها و نسخههای خطی گوناگونی در فن خوابگزاری و با ترجمه به زبانهای مختلف به نام ابن سيرين وجود دارد، ولی ملاحظات زير نشان میدهد كه وی هيچ نوشتهای در اين زمينه يا زمينههای ديگر نداشته است و تنها روايتهای انگشت شماری از خوابگزاريهای وی، آن هم در منابع متأخّر آمده است. شافعی، ابن سعد، ابن معين و خليفة بن خياط دربارۀ خوابگزاری ابن سيرين سخنی ندارند. پس از اينان احمد بن حنبل ( الزهد، ٣٧٤) روايتی آورده كه نشان میدهد وی چندان به خوابگزاری و آنچه در خواب ديده میشود، اهميتی نمیداد. در پی او جاحظ در اين باره سه روايت از ابن سيرين نقل كرده كه دو مورد آن تؤم با ترديد است (٤/ ٢٦٩، ٣٦٨- ٣٦٩، ٧/ ١٩١). سپس بخاری دو نكته («صحيح»، ٣(٨)/ ٧١، ٧٣) و يك حديث به واسطۀ او در مورد رؤيا نقل كرده است (همان، ٨/ ٧٧؛ قس: مسلم، ٥(٢)/ ١٧٧٣). ابن قتيبه (ص ٤٥٠) روايتی از او آورده كه نشان میدهد وی چندان علاقهای به خوابگزاری نداشته است، وكيع (١/ ٣٣٤) هم در اين باره يك روايت آورده، و ابن عبدربه (٦/ ١٦٤) نيز روايتی نقل كرده كه شخصی در اين باب با ابن سيرين شوخی كرده است. همچنين ابن حبان ( ثقات، ٥/ ٣٤٩) به خوابگزاری وی اشارهای كرده است. به رغم سكوت ٣٠ منبع دربارۀ شهرت ابنسيرين در خوابگزاری و انتساب نوشتهای در اين فن به وی، ابن نديم (د ٣٨٥ ق/ ٩٩٥ م) كتابی به نام تعبير الرؤيا به او نسبت داده است (ص ٣٧٨) و ابونعيم (د ٤٣٠ ق/ ١٠٣٩ م) نخستين كسی است كه ده روايت از خوابگزاريهای او را آورده است (٢/ ٢٧٦- ٢٧٨) كه اين روايات در هيچ يك از منابع پيش از او يافت نمیشود. حتی خطيب بغدادی كه به خواب و خوابگزاری علاقمند است، هيچ اشارهای در اين مورد ندارد. ابن عساكر (١٥/ ٤٥١-٤٥٣) چند روايت از خوابگزاريهايش را آورده و ابن خلكان (٤/ ١٨٢) از مهارت زياد وی در اين فن سخن گفته است. مزی (١٦/ ٣٠٧) روايتی از عبدالله بن شوذب آورده كه وی در واسط با ابن سيرين ديدار كرده و او مهارت زيادی در فن خوابگزاری داشته است. ابن خلدون (د ٨٠٨ ق) نيز ضمن معرفی وی به عنوان يكی از مشهورترين عالمان تعبير رؤيا مینويسد: قوانين اين فن از وی اخذ و تدوين شده است (ص ٤٧٨). ابنتغری بردی (د ٨٧٤ ق) هم از او به عنوان «صاحب التعبير» ياد میكند (١/ ٢٦٨). با اينهمه چگونه میتوان پذيرفت كه ابن سيرين كتابی نوشته باشد، خاصه آنكه به شدت از نوشتن حديث و هرگونه مطلبی پرهيز میكرده است (ابن سعد، ٧/ ١٤١؛ دارمی، ١٩/ ١٢٢؛ بسوی، ٢/ ٥٤، ٥٥) و حتی هيچ گونه نوشتهای هم نزد خود نگاه نمیداشت (همو، ٢/ ٥٩).
آثار منسوب به وی
١. تفسير الاحلام الكبير، كه با اين عنوان به طور مستقل و بار ديگر با عنوان منتخب الكلام فی تفسير الاحلام در حاشيۀ جلد اول تعطير الانام نابلسی به چاپ رسيده است. در اين كتاب نام كسانی چون سفيان ثوری (د ١٦١ ق)، شافعی (د ٢٠٤ ق)، ابن قتيبه (د ٢٧٦ ق) و ابوسعد واعظ خرگوشی (د ٤٠٦ ق) ديده میشود (صص ١٢، ١٩٧، ٣٨٤، جم ) كه اينان همه پس از وی میزيستهاند. همچنين بررسيهای ما نشان میدهد كه پارههايی از اين كتاب (بيش از ٥٠ مورد) از كتاب تعبير الرؤيای ارطاميدورس خوابگزار يونانی كه توسط حنين بن اسحاق (د ٢٦٠ ق/ ٨٧٣ م) به عربی ترجمه شده، برگرفته شده است (به عنوان نمونه، قس: تفسير الاحلام، ٩٢ با كتاب ارطاميدورس، ٨٤، سطر ٤، و ٨١-٨٢، ٨٥، سطر ٦-١٣، و ٨١، سطر ٥-٦، و ٨٦، سطر ٧-١٠).
میتوان احتمال داد كه تفسير الاحلام نوشتۀ يكی از شاگردان ابوسعد خرگوشی بوده باشد كه كتابی هم به نام البشارة و النذارة در خوابگزاری نوشته است (GAS, I/ ٦٧٠)، زيرا اوّلاً بيش از ٣٠ مورد از گفتههای ابوسعد با ذكر نام او در اين كتاب نقل شده است (صص ٥٦، ٥٨ جم ) كه تدوين كنندۀ كتاب در نقل برخی از اين گفتهها با جملۀ «استاد چنين گفت» از ابوسعد ياد میكند؛ ثانياً مشايخ روايی در تفسير الاحلام همان مشايخ ابوسعد در شرف النبی است كه از آن جمله میتوان ابوبكر محمد بن احمد اصفهانی و ابوسعيد عبدالله بن محمد رازی را نام برد ( تفسير الاحلام، ٢٤، ٣٨، ٤٠، ٤٧، ٥٥، ٤٩٤؛ قس: ابوسعد، ٥٧، ١٢٣، ١٩٧، ٣٠٤، ٤٦١، ٤٨٨، جم )؛ ثالثاً برخی از گفتههای ابوسعد را كه ابن شاهين در الاشارات فی علم العبارات، خويش آورده، در تفسير الاحلام میيابيم (به عنوان نمونه، قس: تفسير الاحلام، ٨٢، ١٠٨، ٢٦٧، ٣٠٩، ٤١٧ با «الاشارات»، ١٦، ٧٢، ١٤، ١٦٥، ١٦٢). بنابراين شكی باقی نمیماند كه تفسير الاحلام از ابن سيرين نيست.
٢. تعبير الرؤيا، اين كتاب بارها به چاپ رسيده است و در آن نيز به نام كسانی چون ابوحنيفه (د ١٥٠ ق) و شافعی (د ٢٠٤ ق) برمیخوريم (صص ٩، ٢٨، جم ) كه نمیتوان پذيرفت ابن سيرين شاگرد آنان بوده، يا حتی آنان را ديده باشد. برخی از فقرهها و روايتهای اين كتاب نيز با تفسير الاحلام مطابقت دارد.
٣. تعبير الرؤيا، اين كتاب در نجف به چاپ رسيده و نام «شيخ عبدالله بن سيرين» به عنوان نويسنده بر روی آن آمده كه هويت او شناخته نيست (برای چاپهای مختلف دو اثر نخست و آثار خطی منسوب، نک : GAS, I/ ٦٣٣-٦٣٤). يكی از معاصران دربارۀ سبب اينكه مترجمان و نويسندگان سدههای بعد آثار خود را به ابن سيرين نسبت دادهاند، نوشته است كه آنان برای مقبول افتادن آثارشان ناگزير بودهاند كه آنها را به يكی از بزرگان متقدم نسبت دهند (عبدالدايم، ٢/ ٦١).
مآخذ
ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، الجرح و التعديل، حيدرآباد دكن، ١٣٧٢ ق/ ١٩٥٢ م؛
ابن ابی داوود، عبدالله، كتاب المصاحف، بيروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
ابن اثير، الكامل؛
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، الرد علی المتعصب العنيد، به كوشش محمد كاظم محمودی، بيروت، ١٤٠٣ ق، ٢/ ٢٩٩؛
ابن حبان، محمد، كتاب الثقات، حيدرآباد دكن، ١٣٩٩ ق/ ١٩٧٩ م؛
همو، مشاهير علماء الامصار، به كوشش م. فلايشهمر، قاهره، ١٣٧٩ ق/ ١٩٥٩ م؛
ابن حزم، علی بن احمد، الفصل، به كوشش محمد ابراهيم نصر و عبدالرحمن عميره، حجاز، ١٤٠٢ ق/ ١٩٨٢ م؛
ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، مقدمة، بيروت، داراحياء التراث؛
ابن خلكان، وفيات؛
ابن سعد، الطبقات الكبير، به كوشش ادوارد زاخائو و ديگران، ليدن، ١٩٠٤-١٩٢١ م؛
ابن شاكر كتبی، محمد، فوات الوفيات، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٣٩٤ ق/ ١٩٧٤ م؛
ابن شاهين، خليل، «الاشارات فی علم العبارات»، در حاشيۀ جزء دوم تعطير الانام نابلسی، بيروت، ١٣٨٤ ق/ ١٩٦٤ م؛
ابن عبدربه، احمد بن محمد، العقد الفريد، به كوشش احمد امين و ديگران، بيروت، ١٤٠٢ ق/ ١٩٨٢ م؛
ابن عساكر، علی بن حسن، تاريخ دمشق، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
ابن قتيبه، عبدالله بن مسلم، تأويل مختلف الحديث، قاهره، ١٣٢٦ ق؛
همو، المعارف، به كوشش ثروت عكاشه، قاهره، دارالمعارف؛
ابن معين، يحيی، معرفة الرجال، به كوشش محمد كامل قصّار، دمشق، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
ابن نديم، الفهرست؛
ابواسحاق شيرازی، طبقات الفقهاء، به كوشش خليل الميس، بيروت، دارالقلم؛
ابوحيان توحيدی، البصائر و الذخائر، به كوشش ابراهيم كيلانی، دمشق، ١٣٦٣ ق/ ١٩٤٩ م؛
ابوسعد خرگوشی، عبدالملك بن محمد، شرف النبی، ترجمۀ نجمالدين محمود راوندی، به كوشش محمد روشن، تهران، ١٣٦١ ش؛
ابونعيم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلية الاولياء، بيروت، ١٣٨٧ ق/ ١٩٦٧ م؛
احمد بن حنبل، الزهد، بيروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
همو، «مسند»، الكتب الستة، استانبول، ١٤٠٢ ق/ ١٩٨٢ م؛
ارطاميدورس، كتاب تعبير الرؤيا، ترجمۀ حنين بن اسحاق، به كوشش توفيق فهد، دمشق، ١٩٦٤ م؛
بخاری، محمد بن اسماعیل، التاريخ الكبير، حيدرآباد دكن، ١٤٠٢ ق/ ١٩٨٢ م؛
همو، «الصحيح»، الكتب الستة، استانبول، ١٤٠١ ق/ ١٩٨١ م؛
بسوی، يعقوب بن سفیان، المعرفة و التاريخ، به كوشش اكرم ضياء عمری، بغداد، ١٣٩٥ ق/ ١٩٧٥ م؛
تعبير الرؤيا (منسوب به عبدالله بن سيرين)، مصر، ١٢٩٨ ق/ ١٨٨١ م؛
تفسير الاحلام الكبير (منسوب به ابن سيرين)، بيروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
جاحظ، عمرو بن بحر، الحيوان، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، بيروت، ١٣٨٩ ق/ ١٩٦٩ م؛
خطيب بغدادی، احمد بن علی، تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
خليفة بن خياط، تاريخ، به كوشش سهيل زكار، دمشق، ١٣٨٨ ق/ ١٩٦٨ م؛
دارمی، عبدالله بن عبدالرحمن، «السنن»، الكتب الستة، استانبول، ١٤٠١ ق/ ١٩٨١ م؛
زمخشری، محمود بن عمر، الفائق فی غريب الحديث، به كوشش علی محمد بجاوی و محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٩٩ ق/ ١٩٧٩ م؛
سندی، محمد عابد، ترتيب مسند الامام الشافعی، به كوشش محمد زاهد كوثری، بيروت، ١٣٧٠ ق/ ١٩٥١ م؛
طبری، محمد بن جریر، التاريخ، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، بيروت، ١٣٨٧ ق/ ١٩٦٧ م؛
طوسی، عبدالله بن علی، اللمع فی التصوف، به كوشش نيكلسون، ليدن، ١٩١٤ م؛
عامری، يحيی بن ابی بکر، غربال الزمان، به كوشش محمد ناجی زعبی، دمشق، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
عبدالدايم، عبدالله، «ابن سيرين»، الموسوعة الاسلامية، به كوشش حسن امين، بيروت، ١٣٩٦ ق/ ١٩٧٦ م؛
عجلی، احمد بن عبدالله، تاريخ الثقات، به كوشش عبدالمعطی قلعجی، بيروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٤ م؛
قشيری، عبدالكريم بن هوازن، الرسالة القشيرية، قاهره، ١٣٧٩ ق/ ١٩٥٩ م؛
مزی، يوسف بن عبدالرحمن، تهذيب الكمال، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
مسلم بن حجاج، «الصحيح»، الكتب الستة، استانبول، ١٤٠١ ق/ ١٩٨١ م؛
وكيع، محمد بن خلف، اخبار القضاة، به كوشش عبدالعزيز مصطفی مراغی، قاهره، ١٣٦٦ ق/ ١٩٧٤ م؛
نيز:
GAS.
ناصر گذشته