دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٢١ - خشنی، محمد
خشنی، محمد
نویسنده (ها) :
فرامرز حاج منوچهری
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٢٢ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
خُشَنی، محمد بن حارث، فقيه و محدث سدۀ ٤ ق / ١٠ م در قيروان، و پديدآورندۀ آثار ماندگاری چون طبقات علماء افریقیة. خاستگاه وی خُشَن، قريهای در نزديکی قيروان بود (سمعانی، ٢ / ٣٧٠- ٣٧٢؛ ياقوت، ذيل خشن).
خشنی دروس اوليه را در قيروان نزد برخی از فقيهان آن ديار همچون ابوالفضل عباس بن عيسى ممسی (د ثلث سوم از سدۀ ٤ ق)، ابن لباد، و افراد کمتر شناختهای چون احمد بن نصر، احمد بن زياد و احمد بن يوسف فراگرفت (قاضی عیاض، ٤ / ٥٣١؛ ابن فرحون، ١ / ٢٥٩؛ مخلوف، ٩٤). در ١٢ سالگی بود که احتمالاً با پدرش (آويلا، ٣٧) راهی سفر شد و به قرطبه رفت و در آن ديار متوطن شد و از مشايخی همچون محمد بن يحيی بن لبابه (د ٣١٤ ق)، ابوعبدالله محمد بن عبدالملک ابن ايمن (د ٣٣٠ ق)، حسن بن سعد (د ٣٣١ ق) و قاسم بن اصبغ (د ٣٤٠ ق) علم آموخت و به درجۀ قابل قبولی از دانش فقه دست يافت (مخلوف، ٩٤-٩٥؛ برای شرح احوال افراد نامبرده، نک : ذهبی، سير، ١٤ / ٤٩٥، ١٥ / ٢٤١-٢٤٢، ٣٧٢، ٤٣٥، ٤٣٦). شاگردانی هم در همين دورهها نزد او آموزش ديدند که از جملۀ آنها میتوان از عبدالرحمان بن احمد تُجيبی، سعيد بن ابوحامد، اسماعيل بن احمد حجازی و سليمان بن عبدالرحمان نام برد (ابنفرضی، ١ / ١٣، ١٥، ١٦، جم ؛ ابن ناصرالدين، ٢ / ٢٣١؛ مخلوف، ٩٤). ابوسعید ابن یوسف مورخ مصری هم از او روایتی در موضوع وفیات رجال داشته است (ضبی، ٧١). به نظر میرسد اين مرحله از زندگی علمی وی، آخرين دورههای دانشاندوزی او بوده باشد؛ چه، از يک سو نام استاد جديدی در شرح حال او نيامده، و از سويی ديگر حضور استوار و محکم علمی او از آن پس در سبته و قرطبه و ديگر شهرهای آن سرزمين، در منابع به گونهای ثبت شده که نشان میدهد وی در سمت استادی حضور داشته است.
در واقع بر پایۀ منابع شرح حال او، در حدود سال ٣٢٠ ق / ٩٣٢ م که سن چندانی نداشته، در دورۀ حکومت الناصرلدين الله، هفتمين خليفۀ اموی اندلس، به سبته رفته و در آنجا به سبب صدور فتوايی مربوط به تغيير جهت قبلۀ مسجد جامع آن ديار، از شهرت فراوانی برخوردار گشته است (ابن فرحون، همانجا). چون به قرطبه بازگشته، مورد عنايت و حمايت مستنصر باللٰه حکم بن عبدالرحمان اموی (حک ٣٥٠-٣٦٦ ق / ٩٦١-٩٧٦ م) قرار گرفته است. با توجه به اینکه مستنصر در این زمان سمت ولايتعهدی داشت (قس: خشنی، قضاة ... ، ١٠-١١)، میتوان دريافت که بدون شک خروج وی از سبته و حضور در قرطبه پيش از ٣٥٠ ق بوده است. عملکرد وی در موضوع تغيير جهت قبله به روشنی نشاندهندۀ توان او در دانش رياضی بود و ازاینرو شايد به همين سبب مستنصر مسئوليت رسيدگی به امور مواريث در شهر بجايه را بدو سپرد (قاضی عياض، نیز ابن فرحون، همانجاها).
مستنصر که اصلاً اهل دانش بود و عصر وی دورۀ طلايی آن منطقه به شمار میرود، از شخصيت علمی خشنی بيشترين بهره را برد. وی افزون بر آنکه از خشنی خواست تا تأليف برخی آثار مانند کتاب القضاة را برعهده گيرد (خشنی، همان، ١١)، او را به سرپرستی «خطة الشورى» در قرطبه گماشت و در همين راستا خشنی نيز بسيار منتفع گشت. گويا پيش از اين زمان نيز مخصوصاً آن هنگامی که منابع شرح حال خشنی به سفرهای وی به برخی شهرهای مختلف اشاره میکنند، مستنصر او را به اموری در زمينۀ کيميا موظف داشته بوده است (عبدالوهاب، ٢ / ١٦٢).
اما رونق کار خشنی با درگذشت مستنصر باللٰه، و روی کار آمدن منصور بن ابی عامر (حک ٣٦٦- ٣٩٩ ق / ٩٧٧- ١٠٠٩ م) به پايان رسيد. در اين زمان او با دانستههايش در دانش رياضی و پيشينهای که در زمينۀ علم کيميا داشت، روزگار میگذراند (ابن فرحون، ١ / ٢٦٠؛ قاضی عياض، ٤ / ٥٣٢)، تا آنکه در ربع چهارم سدۀ ٤ ق از دنيا رفت. غالباً درگذشت او را در ٣٦١ ق آوردهاند، اما با توجه به آنکه وی پس از مرگ مستنصر زنده بوده، وفاتش بايد پس از ٣٦٦ ق اتفاق افتاده باشد (نک : ذهبی، تذکرة ... ، ٣ / ١٠٠٢؛ نيز قاضی عياض، همانجا؛ ذهبی، سير، ١٦ / ١٦٦؛ ابن تغری بردی، ٤ / ٦٤).
از نظر حوزۀ مطالعه، همانگونه که ضبی یادآور شده، فقه و حدیث او همپایه بوده است (ص ٧١). جايگاه خشنی در تاريخ فرهنگی غرب اسلامی را میتوان در مجموعۀ آثار او يافت: اخبار القضاة بالاندلس را خوليان ريويه با ترجمۀ اسپانيايی در ١٩١٤ م (مادريد) چاپ کرد؛ «طبقات علماء افريقية» هم که بسياری کسان آن را ادامۀ کار ابوالعرب دانستهاند، توسط محمد بن ابیشنب در ١٩١٤ م به همراه طبقات علماء افريقية و تونس ابوالعرب چاپ شد. سيد عزت عطار حسينی هر کتاب را در يک مجموعه با عنوان قضاة قرطبه و علماء افريقية در ١٣٧٢ ق در بغداد منتشر ساخت. ابراهيم ابياری بار دیگر قضاة قرطبة را در ١٤٠٢ ق چاپ کرده است. اخبار الفقهاء و المحدثين هم با مقدمهای مفصل به زبان اسپانيايی توسط ماريا لويسا آويلا و لويس مولينا در مادريد (١٩٩٢ م) انتشار يافت.
از شاخصههای بارز آثار وی مخصوصاً عدم تعهد به نام بردن از منبع سخن قابل ذکر است. ارجاعات گنگ وی در قالب «ذکر بعض اهل العلم»، «قال بعض الرواة» و از اين دست جملات به مثابۀ سند، که در آثار او فراوان است، از ارزش سندی روايت وی میکاهد (نک : اخبار ... ، ٤٨، ٥٨، ٧٥، ١٢٢، ١٢٨، ١٢٩، ٢٤٨، ٣٦٨، قضاة، ١٤، ١٧، ٢٨، ١٦٠)؛ در مقابل، خشنی در شرح حال افراد مختلف با وسواس فراوان تلاش کرده تا استادان هر کس را به تفکيک شهرهای گوناگون بياورد، که هر کس در کدام شهر از چه کسانی آموزش ديده است؛ اين امر تا بدانجا ست که حتى گاه شمار آنها را نيز بيان کرده است (مثلاً نک : اخبار، ٢٧-٣٠، ٥٠- ٥٥، جم ). اما واقعيتی است که کتابهای وی در طول تاريخ، در شمار اصلیترين منابع رجال مالکی و رجال غرب اسلامی تا سدۀ ٤ ق به شمار میرفته است؛ ازاینرو بسياری از طبقات / رجالنويسان، از آثار او بهره بردهاند (برای نمونه، قاضی عياض، سراسر اثر؛ ابن ماکولا، ٧ / ٢٩٩).
جز آثار يادشده که غالباً با رويکرد تدوين زندگینامۀ کسان تأليف يافته، خشنی در موضوعات فقهی نيز آثاری داشته است، مانند الاتفاق و الاختلاف فی مذهب مالک الذی خالفه فيه اصحابه (قاضی عياض، ٤ / ٥٣١). اما استفادههای کسانی چون ابنحزم هم از روايات فقهی وی، بيشتر به قصد بهرهمندی در مباحث تاريخ فقه مالکی است (٦ / ٧٨٨، جم ). گفتنی است که خود وی در سخن از دانش فقه، غالباً اصطلاح «رأی» را (و گاه در عطف آن به «مسائل») در معنای فقه به کار میبرد (برای نمونه، نک : اخبار، ١١، ٢٧، ٣١، ٤٧، ١٨٠، جم ، «طبقات ... »، ١٥٩، جم ). به رغم شهرت فراوان آثار وی (نک : مقری، ٣ / ١٨٨)، اينکه در فهارس کتابشناسی از فهرسۀ ابن خير اشبيلی و وادی آشی گرفته تا فهرس الفهارس کتانی، ثَبَت بلوی و صلة الخلف رودانی هيچ يادی از او و آثارش نشده، شگفتانگيز است.
مآخذ
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابن حزم، علی، الاحکام، به کوشش احمد شاکر، قاهره، مکتبة زکريا علی يوسف؛
ابن فرحون، ابراهيم، الديباج المذهب، بيروت، دار الکتب العلميه؛
ابن فرضی، عبدالله، تاريخ العلماء و الرواة بالاندلس، به کوشش عزت عطار حسينی، قاهره، ١٣٧٣ ق / ١٩٥٤ م؛
ابن ماکولا، علی، الاکمال، بیروت، ١٤١١ ق؛
ابن ناصرالدين، محمد، توضيح المشتبه، به کوشش محمد نعیم عرقسوسی، بيروت، ١٤١٤ ق / ١٩٩٣ م؛
خشنی، محمد، اخبار الفقهاء و المحدثين، به کوشش ماريا لويسا آويلا و لويس مولينا، مادريد، ١٩٩٢ م؛
همو، «طبقات علماء افريقية»، همراه طبقات علماء افریقیة و تونس ابوالعرب، به کوشش محمد بن ابیشنب، الجزاير، ١٣٣٢ ق / ١٩١٤ م؛
همو، قضاة قرطبة، به کوشش سيدعزت عطار حسينی، بغداد، ١٣٧٢ ق؛
ذهبی، محمد، تذکرة الحفاظ، حيدرآباد دکن، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٨ م؛
همو، سير؛
سمعانی، عبدالکريم، الانساب، بهکوششعبداللهعمر بارودی، بيروت، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
ضبی، احمد، بغیة الملتمس، قاهره، ١٩٦٧ م؛
عبدالوهاب، حسن حسنی، ورقات عن الحضارة العربية بافريقية، تونس، ١٩٦٦ م؛
قاضی عياض، ترتيب المدارک، بهکوشش احمد بکير محمود، بيروت / طرابلس، ١٣٨٧ ق / ١٩٦٧ م؛
مخلوف، محمد، شجرة النور الزکية، قاهره، ١٣٥٠ ق؛
مقری، محمد، نفح الطيب، به کوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٦٨ م؛
ياقوت، بلدان؛
نيز:
Avila, M. L. and L. Molina, introd. Ajbār al-fuqahā' wa-l-muḥadditīn Jušanī, Madrid, ١٩٩٢.
فرامرز حاجمنوچهری