دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٩٧ - ابن جزی
ابن جزی
نویسنده (ها) :
علی رفیعی علامرودشتی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ جُزَی، نام چند تن از علمای خاندان بنی جزی كه در سدههای ٧- ٩ ق/ ١٣-١٥ م در مغرب و اندلس میزيستهاند و به «كلبی» معروفند. اين خاندان در اصل اهل ولبه از دژهای براجله (واقع در جنوب غرناطه) بودهاند، نخستين فرد از اين خاندان، همراه حاكم اندلس ابوالخطار حسام بن ضرار كلبی (د ١٢٨ ق/ ٧٤٦ م) به هنگام فتح اندلس بر اين سرزمين آمد (ابن خطيب، الاحاطة، ٣/ ٢٠). نيای بزرگ علمای اين خاندان، عبدالرحمن بن يوسف، چندی در جيّان امارت داشت (ابن احمر، نثير فرائد الجمان، ٢٩٤) و فرزند او يحيی نيز در اواخر حكومت مرابطون در همان شهر حكم رانده است (ابن خطيب، همانجا). مشاهير اين خاندان عبارتند از:
١. ابوالقاسم محمد بن احمد (٦٩٣-٧٤١ ق/ ١٢٩٤-١٣٤٠ م)
فقيه مالكی، مفسر و شاعر غرناطی. وی در غرناطه زاده شده. فقه، حديث، قرآن و ادب عرب را نزد ابوجعفر ابن زبير و قرائات را نزد ابوعبدالله بن كماد قاری آموخت و از عبدالله بن احمد بن مؤذن و ابووليد حضرمی حديث شنيد، سپس در سلك ملازمان ابوعبدالله ابن رُشيد خطيب درآمد. وی از گروهی نيز روايت كرد كه ابن خطيب همۀ آنان را نام برده است. ابن جزی در علوم مختلف چيره دست بود، چنانكه در عين جوانی به عنوان امام و خطيب مسجد اعظم برگزيده شد (ابن خطيب، همان ٣/ ٢٠-٢١؛ ابن فرحون، ٢/ ٢٧٤) و آنچنان شهرت يافت كه به گفتۀ ابن احمر (همانجا) از اندلس تا طرابلس به فتوای او عمل میكردند. اگرچه اشتغال دائمی وی تدريس و تعليم بوده است (ابن خطيب، الكتيبة، ٤٦)، اما از ميان همۀ شاگردان او بيشتر به فرزندانش اشاره شده است (مقری، نفح، ٥/ ٥١٧-٥٤٠)، با اينهمه ترديد نيست كه ابن خطيب مشهورترين شاگرد او بوده است. علاوه بر او شخصی ديگر به نام حضرمی نيز از او به عنوان استاد خود ياد كرده است (باباتنبكتی، ٢٣٨). مخلوف (ص ٢١٣) ابراهيم خزرجی را نيز از جملۀ شاگردان او شمرده است. شماری از اشعار ابن جزی را ابن خطيب ( الكتيبة، ٤٧- ٤٨؛ الاحاطة، ٣/ ٢٢-٢٣) ضبط كرده و گفته است كه وی اشعاری نيز به پيروی از شاعرانی چون ابوالعلای معری، ابوطاهر سلفی و ديگران سروده است. مقری ( نفح، ٥/ ٥١٧) نيز دو بيت از شعر او را نقل كرده است. محتوای اين سرودهها ستايش زهد و پرهيزكاری و نيز مدح پيامبر (ص) است. وی در آخرين شعر خود كه در ميدان جنگ سروده، آرزوی شهادت در راه خدا كرده است (بابا تنبكتی، ٢٣٨).
ابن جزی در جنگ طريف كه ابن خطيب از آن به عنوان «الوقيعة الكبری» و يا «يوم الكائنة بطريف» ( الكتيبة، ٤٦-٤٧، الاحاطة، ٣/ ٢٣) ياد كرده است و نزد اروپائيان به جنگ ريوسالادو (GAL, I/ ٣٤٢;
EI٢, III/ ٧٥٦) مشهور است، كشته شد (ابن خطيب، الاحاطة، ٣/ ٢٣، ٤/ ٣١٨، ٣٢١-٣٢٣).
آثار
ابن جزی دارای تأليفات و آثار بسياری در علوم و فنون مختلف است و ابن خطيب ١١ اثر برای وی برشمرده است ( الاحاطة، ٣/ ٢١-٢٢)، اما اكنون تنها ٥ كتاب از وی به صورت چاپی و خطی موجود است.
الف ـ آثار چاپی
١. الانوار السنية فی الكلمات السُّنية، يا الانوار السنية فی الالفاظ السنية من الاحاديث النبوية، كه زركلی از چاپ آن اطلاع داده است (٥/ ٣٢٥). محمد بن عبدالملك قيسی شرحی بر اين كتاب نوشته و آن را مناهج الاخبار فی تفسير احاديث كتاب الانوار ناميده است (كتانی، ١/ ٢٢٤). شرح ديگری نيز علی بن محمد بن علی قلصادی نوشته كه كتانی گويد آن را در اختيار داشته است (٢/ ٣١٤).
٢. التسهيل لعلوم التنزيل، كه تفسيری است موجز بر قرآن مجيد، اين تفسير نخستين بار در مصر (١٩٣٦ م) و بار ديگر به كوشش محمد عبدالمنعم يونسی و ابراهيم عطوه عوض در همانجا منتشر شده است (١٩٧٣ م). ابوالحسن بن عبدالعزيز تلمسانی آن را خلاصه كرده و القاموس الوجيز للقول العزيز ناميده است. محمد بن طالب بن سودۀ فاسی نيز حاشيهای بر اين تفسير نوشته است ( آلوارت، VII/ ٣٤٦-٣٤٧).
٣. القوانين الفقهية فی تلخيص مذهب المالكية، يا قوانين الاحكام الشرعية و مسائل الفروع الفقهية. وی در اين كتاب به مسائل اختلافی و اتفاقی بين مالك و ائمۀ ديگر مذاهب اهل سنت نيز پرداخته و آن را با ابوابی دربارۀ اصول دين به پايان رسانده است. اين كتاب نخستين بار (١٩٦٥ م) در رباط، سپس (١٩٨٠ م) در بيروت و در ١٩٨٥ م به كوشش عبدالرحمن حسن محمود در قاهره به چاپ رسيده است.
ب ـ آثار خطی
١. كتاب فی عقائدالدين يا النور المبين فی قواعد عقائدالدين. نسخهای از آن در كتابخانۀ قرويين فاس موجود است (فاسی، ٢/ ٣٣٢).
٢. المختصر البارع فی قراءة نافع، نسخهای از آن در المكتبة الوطنية تونس ( مجلة معهد المخطوطات العربية، ١٨(١)/ ٧، ٩) موجود است.
زركلی (٥/ ٣٢٥، حاشيه) قصيدهای نيز به وی نسبت داده كه صحيح نيست. در مورد ديگر آثار وی به الاحاطۀ ابن خطيب (٣/ ٢١-٢٢) میتوان رجوع كرد.
٢. ابوعبدالله محمد بن محمد (٧٢١-٧٥٧ ق/ ١٣٢١-١٣٥٦ م)
فقيه، كاتب و شاعر. تاريخ وفات او را ٧٥٦ و ٧٥٨ ق نيز نوشتهاند (ابنحجر، ٥/ ٤٢٩؛ ابن احمر، نثيرالجمان، ٢٨٣). اما ابن خطيب كه معاصر او بوده است، سال ٧٥٧ ق را محقق میداند (الاحاطة، ٢/ ٢٦٥) و مقری نيز ( ازهار، ٣/ ١٨٩) آن را تأييد میكند.
در هيچ يك از منابع سخنی از چگونگی تحصيلات و استادان وی به ميان نيامده است، تنها ابن خطيب (الاحاطة، همانجا) تصريح كرده است كه وی به سرپرستی پدر خود در شهر غرناطه پرورش يافت. ابناحمر (نثيرالجمان، ٢٨٤) نوشته است كه ابنجزی در تاريخ، حساب و ادبيات چيره دست و از اصول و فقه و حديث آگاه بود و خطی به غايت خوش داشت. پس از مرگ پدر در شمار كاتبان دربار ابوالحجاج يوسف بن اسماعيل (د ٧٥٥ ق/ ١٣٥٤ م) امير سلسلۀ بنواحمر درآمد (ابنخطيب، الاحاطة، همانجا) و ظاهراً مدتی دراز در اين مقام باقی ماند، اما به دلايلی كه بر ما معلوم نيست، امير بر وی خشم گرفت و بفرمود او را تازيانه زدند و از اندلس اخراج كردند. او هنگام ترك اندلس در ابياتی آن ديار و اهل آن را نكوهش كرد (ابن احمر، نثير فرائد الجمان، ٢٩٥-٢٩٦). پس از اين واقعه، به مغرب سفر كرد و به دربار ابوعنان پيوست و نزد وی مقام و منزلت يافت (ابنخطيب، الاحاطة، ٢/ ٢٥٧). وی در نظم و نثر استاد بود، نظم او را ستودهاند و نثرش را از انشای عمادالدين اصفهانی برتر دانستهاند. چند نمونه از نامههای او اكنون در دست است كه در آنها پارهای از صنايع لفظی رايج در روزگار او به چشم میخورد. برخی از مآخذ نمونههايی از اشعار وی را آورده و او را سرآمد شاعران روزگار خود دانستهاند و ابن احمر ضمن اينكه او را از شاعران ديگر برتر دانسته، گفته است كه بيش از ٠٠٠‘٢٠ بيت شعر از حفظ داشته است (نثيرالجمان، ١٨٥، ١٨٦، ٢٨٤؛ همو، نثير فرائد الجمان، ٢٩٣، ٢٩٤، ٣٠٣-٣٠٦؛ ابن خطيب، الاحاطة، ٢/ ٢٥٦، ٢٦٢؛ مقری، ازهار، ٣/ ١٨٩-٢٠٠). سرودههای او شامل چند غزل و چند قصيده از جمله قصايدی در مدح ابوعنان و ابوالحجاج يوسف و نيز چند قطعۀ كوتـاه است (نک : همانجاها). ابن جزی به گفتۀ مقری ( ازهار، ٣/ ١٨٩) در خانۀ خويش در شهر البيضاء درگذشت.
آثار
مهمترين كار ابن جزی كه بدان شهرت يافت، تحرير سفرنامۀ ابنبطوطه (ه م) است كه به فرمان سلطان ابوعنان مرينی انجام شده است. وی در اين كار، به گفتۀ خود، مضمون گفتار ابن بطوطه را بیآنكه متعرض درستی و نادرستی آن گردد، در قالب الفاظی كه گويای مقصود وی باشد، ريخته هر چند كه گاه عينالفاظ او را آورده است. افزون بر اين وی بسياری از اسامی دشوار را حركت گذاری و نقطهگذاری كرده و نامهای غيرعربی را تا آنجا كه برای او ممكن بوده، شرح داده است (ابنجزی، ٢٥-٢٦). اثر ديگر وی كتابی به نام الانوار فی نسب النبی المختار است كه نسخههايی از آن در كتابخانۀ ملی پاريس موجود است (دوسلان، ٦٧٧-٦٧٨). نيز احتمالاً تاريخ غرناطه از اوست وی در ٧٥٥ ق به ابن خطيب گفته است كه مشغول تأليف آن بوده و ابن خطيب قسمتهايی از آن را ديده و بسيار ستوده است ( الاحاطة، ٢/ ٢٥٧)، اما اكنون اثری از اين كتاب در دست نيست. احتمال میرود كه كار تأليف كتاب مذكور به دليل همزمانی با تحرير رحلۀ ابن بطوطه ناتمام مانده باشد. چه تحرير رحله پس از پايان سفر ابن بطوطه در دربار ابوعنان، در حدود ٧٥٤ ق آغاز و در ٧٥٧ ق پايان يافته است.
٣. ابوبكر احمد بن محمد، يا ابوجعفر (٧١٥-٧٨٥ ق/ ١٣١٥- ١٣٨٣ م)
فقيه مالكی، كاتب و شاعر غرناطی و فرزند ديگر ابوالقاسم ابن جزی. مشهورترين استاد او ابن خطيب بوده است (مقری، نفح، ٧/ ٢٨٢). او نخست نزد پدر و نيز برخی از دانشمندان معاصر به تحصيل پرداخت (ابنخطيب، همان، ١/ ١٦٤) و از شماری از آنان حديث شنيد (ابن حجر، ١/ ٣٤٧) و از گروهی مانند ابن رُشيد، ابن ربيع، ابوالعباس بن شحنه، حجار و بدر بن جماعة اجازة نقل حديث گرفت (ابن حجر، همانجا؛ سيوطی، ١/ ٣٥٧؛ ابن عماد، ٦/ ٢٨٦). گفتهاند كه وی تمام تأليفات ابن خطيب را روايت كرده است، اما مقری (همانجا) در اين سخن ترديد كرده و گفته است او كتابهای استاد را تنها بر شاگردان او روايت میكرده است. همگان او را در فقه و ادب و شعر چيره دست دانستهاند (نک : مثلاً ابنخطيب، الاحاطة، ١/ ١٦٤؛ ابن فرحون، همانجا) و هنر وی را در كتابت (ابن احمر، نثير الجمان، ١٦٧) و نيز دانش و پاكدامنی او را ستودهاند (ابن خطيب، همان، ١/ ١٦٣-١٦٥؛ همو، الكتيبة، ١٣٨؛ ابن فرحون، همانجا).
احمد، نخست كاتب ابوالحجاج يوسف امير نصری بود، پس از آن چندی در برجه (واقع در غرب المريه)، اندرش (شهركی در شمال برجه) و وادی آش به قضا مشغول شد (ابن خطيب، الاحاطة، ١/ ١٦٤ و حاشيه؛ ابن احمر، همانجا). در ٧٦٠ ق/ ١٣٥٩ م به عنوان قاضی غرناطه و نيز خطيب مسجد سلطانی (جامع اعظم) انتخاب شد. پس از چندی معزول گرديد، ولی بار ديگر در ٧٦٣ ق به اين مقام بازگردانده شد (ابن خطيب، الاحاطة، ١/ ١٦٨).
به گفتۀ نباهی مالقی (ص ١٧٧) احمد به نيابت از سوی ابوالقاسم شريف غرناطی عهدهدار قضا گرديد و پس از درگذشت او خطيب جامع غرناطه شد و مقری ( نفح، ٥/ ٥٢٥) گفته است كه وی پس از مرگ ابوسعيد فرج بن لب در ٧٨٢ ق خطيب گرديد و تا پايان عمر نيز بر آن كار باقی ماند.
ابن خطيب ( الاحاطة، ١/ ١٦٥- ١٦٨) چند قطعه و يك قصيدۀ او را كه تضمينی است از قصيدۀ امرؤالقيس (مقری، نفح، ٥/ ٥١٨- ٥١٩) نقل كرده است (قس: ابنخطيب، الكتيبة، ١٣١-١٤٢). شماری از سرودههای او را نيز ابناحمر (همان، ١٦٨- ١٦٩) نقل كرده است.
آثار
ابن خطيب ( الاحاطة، ١/ ١٦٥، ١٦٨) نوشته است كه او بعضی از آثار پدرش را شرح كرده و از آن ميان به شرحی بر كتاب فقهی پدرش كه همانا القوانين الفقهية است و نيز به رجزی در فرايض اشاره كرده است. اثر ديگری كه به وی نسبت دادهاند، الانوار السنية است اما اين كتاب در شمار آثار پدر وی نيز ذكر شده است (مقری، نفح، ٥/ ٥١٧). بنابراين احتمال میرود كه اين نيز شرحی بر كتاب پدر بوده باشد. اثر ديگر وی شرحی بر الفيۀ ابن مالك است (ابن حجر، ١/ ٣٤٧؛ بغدادی، ١/ ١١٩)، اما هيچ يك از اين آثار اكنون در دست نيست. در منابع از كتابی به عنوان مختصر البيان فی نسب آل عدنان ياد شده كه در آن از عرب بائده، از عهد نوح و عاد و نيز از عمالقه و پادشاهان حوزۀ نيل و همچنين از اسباطی كه در يمن و عراق سكنى داشتهاند و از اعرابی كه داييهای قحطان بن هود بن عامر بودهاند و قبايل وائل بن حمير و ابراهيم خليل (ع) و ملوك روم و اعرابی كه فرزندان اسماعيل (ع) و از ذريۀ عكة بن معد بن عدنان بودهاند، سخن رفته است. آنگاه به تولد پيامبر اسلام (ص) و جانشينان وی و خلفای مشرق زمين اشاره شده و در پايان ذكر جماعاتی از شرفای تلمسان، فاس، سجلماسه و خاندان و بنوحمود آمده است (عنان، ١/ ٢٧٧). از اين كتاب نسخهای در خزانۀ ملكيۀ رباط موجود است (همانجا). بیگمان اين اثر تأليف يكی از افراد خاندان بنی جزی است. مختار وكيل (٢(٤)/ ٣٦٩-٣٧٠) نام مؤلف آن را ابوالعباس احمد بن ابی عبدالله محمد بن احمد، و عنان (همانجا) آن را ابوالعباس احمد بن عبدالله بن جزی كلبی تونسی دانسته است، اما اين كتاب را نمیتوان تأليف ابوبكر احمد بن محمد دانست، زيرا در زمينۀ تاريخ نگارش يافته و در هيچ يك از مآخذ كهن به نام آن و انتسابش به ابوبكر احمد و نيز به تاريخ دانی او اشاره نشده است.
٤. ابومحمد عبدالله بن محمد
فقيه، اديب و شاعر غرناطی و سومين فرزند ابوالقاسم ابن جزی. تاريخ تولد و وفات وی در دست نيست، اما او در مقدمۀ كتاب خويش تصريح كرده (صص ٢٠-٢١) كه به فرمان ابوعبدالله ملقب به الغنی بالله كه بين سالهای ٧٥٥-٧٩٣ ق/ ١٣٥٤-١٣٩١ م بر غرناطه فرمان میرانده (عربی خطابی، ٩)، كتاب الاحتفال فی استيفاءِ تصنيف ماللخيل من الاحوال، نوشتۀ ابوعبدالله محمد بن رضوان بن ارقم را تهذيب و مختصر كرده است. بنابراين وی دست كم تا نيمۀ دوم سدۀ ٨ ق/ ١٤ م زنده بوده است. او نيز مانند دو برادرش نخست نزد پدر به تحصيل پرداخت و سپس از كسانی چون ابوالبركات (محمد بن محمد) بن الحاج بلفيقی در المريه و غرناطه، و ابوالقاسم محمد بن احمد حسنی سبتی غرناطی و ابوعبدالله محمد بن عبدالرحمن بيانی و ابوسعيد فرج بن لب غرناطی و ابوعبدالله محمد بن بيبش (عبدوی) دانش آموخت (ابن خطيب، الاحاطة، ٣/ ٣٩٣- ٣٩٥). ابن خطيب همۀ استادان و نيز كتابهايی را كه وی نزد آنان و يا نزد پدر خوانده، نام برده است. به گفتۀ همو ابن جزی بسياری از كتابهای مشهور در فقه، حديث، نحو، ادب و از جمله بخشهايی از صحيح بخاری و مسلم، سنن ترمذی، نسائی، ابوداوود، الموطَأ مالك، الكتاب سيبويه و الايضاح ابو علی فاسی را نزد همين استادان خوانده و از اغلب آنان اجازۀ روايت گرفته است (همانجا).
وی ظاهراً در جوانی به تدريس پرداخت (ابن خطيب، الكتيبة، ٩٦) و به قضاء رسيد (همو، الاحاطة، ٣/ ٣٩٢). گروهی نيز از وی دانش آموختند كه از آن ميان ظاهراً ابوبكر بن عاصم و عباس (يا ابوالعباس) بقنی، يكی از شارحين «برده» (مقری، نفح، ٥/ ٥٤٠؛ باباتنبكتی، ١٥٥) و نيز ابوالحسن بن هذيل (ابن جزی، ٢٥٢) را میتوان نام برد. ابن مرزوق (حفيد) نيز از وی اجازۀ روايت داشته است (مقری، همانجا)، شماری از اشعار وی را كه پر از صنايع شعری رايج در دورۀ اوست، ابنخطيب در الاحاطة (٣/ ٣٩٥- ٣٩٩) و نيز در الكتيبة (صص ٩٦- ٩٩) و مقری در نفح (همانجا) آوردهاند.
آثار
در مآخذ كهن اثری به وی نسبت ندادهاند، اما در ١٩٨٤ م محمد عربی خطابی كتابی با عنوان كتاب الخيل در بيروت از وی به چاپ رسانده است كه به گفتۀ خود او اختصاری است از كتاب الاحتفال (ابن جزی، ٢٠-٢١). ابن جزی تنها به مختصر كردن آنان بسنده نكرده بلكه آن را تهذيب و تصحيح نيز نموده است و بابهای كتاب را به ذوق خويش و به سياق ديگری غير از اصل كتاب درآورده و مرتب ساخته است و فوايد علمی بسيار و محاسن ادبی به آن افزوده و بعضی از بابها و برخی از مشكلات لغوی آن را حذف كرده است. نام كامل كتاب، مطلع اليُمن و الاقبال، فی انتقاءِ كتاب الاحتفال و استدراك مافاته من المقال است (ص ٢١). مؤلف در ابتدای كتاب به شرح حال ٨ تن از پادشاهان بنی نصر اندلس پرداخته است و بعد از آن وارد مباحث اصلی كتاب شده است.
موضوع كتاب اسب است و مؤلف در آن، به تفصيل راجع به صفات و حالات اسب، اهميتی كه نزد اعراب داشته، پيدايش آن، رنگهای مختلف و نژادهای آن و ديگر آگاهيهای مربوط به اسب سخن گفته است و در همه حال به سخن علمای لغت و شعر شاعران استشهاد كرده است. سپس به بحث در مورد نامهای اسبهای عربی، مراتب آنها در مسابقات و روش نگاهداری اسب پرداخته است. اين كتاب در عين ايجاز حاوی مطالب بسيار است و از نظر تقسيمبندی بابها، اساسی نيكو دارد؛ با اينهمه گاه مؤلف به شيوۀ ديگر آثار به موضوعات و مطالب تاريخی و ادبی و مانند اينها نيز پرداخته كه چندان ارتباطی با موضوع كتاب ندارد.
مآخذ
ابن احمر، اسماعيل بن یوسف، نثير الجمان (اعلام المغرب و الاندلس)، به كوشش محمد رضوان الداية، بيروت، ١٤٠٧ ق/ ١٩٨٧ م؛
همو، نثير فرائد الجمان، به كوشش محمد رضوان الداية، قاهره، ١٩٦٧ م؛
ابن جزی، عبدالله بن محمد، كتاب الخيل، به كوشش محمد عربی خطابی، بيروت، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦ م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الدرر الكامنة، حيدرآباد دكن، ١٩٧٦ م؛
ابن خطيب، محمد بن عبدالله، الاحاطة، به كوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ١٣٩٤-١٣٩٧ ق/ ١٩٧٤-١٩٧٧ م؛
همو، الكتيبة الكامنة، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٦٣ م؛
ابن عماد، عبدالحی، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥١ ق؛
ابن فرحون، ابراهيم بن علی، الديباج المذهب، به كوشش محمد احمدی ابوالنور، قاهره، ١٣٩٤ ق/ ١٩٧٤ م؛
باباتنبكتی، احمد، نيل الابتهاج، حاشيۀ الديباج المذهب ابن فرحون يعمری، قاهره، ١٣٥١ ق؛
بغدادی، ايضاح؛
زركلی، اعلام؛
سيوطی، بغية الوعاة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قـاهره، ١٣٨٤ ق؛
عربی خطابی، محمد (نک : ابن جزی در همين مآخذ)؛
عنان، محمد عبدالله، فهارس الخزانة الملكية، رباط، ١٤٠٠ ق/ ١٩٨٠ م؛
فاسی، محمد عابد، فهرس مخطوطات خزانة القرويين، رباط، ١٤٠٠ ق/ ١٩٨٠ م؛
كتانی، عبدالحی بن عبدالکبیر، فهرس الفهارس، قاهره، ١٣٤٦؛
مجلة معهد المخطوطات العربية، قاهره، ١٣٩٢ ق/ ١٩٧٢ م؛
مختار وكيل؛
فهرست المخطوطات المصورة (تاريخ)، قاهره، ١٣٩٠ ق/ ١٩٧٠ م؛
مخلوف، محمد بن محمد، شجرة النور الزكية، بيروت، ١٣٥٠ ق؛
مقری، احمد بن محمد، ازهار الرياض، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٣٨٩ ق/ ١٩٦٨ م؛
همو، نفح الطيب، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٣٨٨ ق/ ١٩٦٨ م؛
نباهی مالقی، ابوالحسن بن عبدالله، تاريخ قضاة الاندلس، به كوشش لوی پرووانسال، قاهره، ١٩٤٨ق؛
نيز:
Ahlward;
De Slane, M., Catalogue des manuscrits arabes, Paris, ١٨٨٣-١٨٩٥;
EI٢;
GAL.
علی رفيعی