دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٤٧ - ابن خاتون
ابن خاتون
نویسنده (ها) :
مهدی سلماسی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ خاتون، عنوان افرادی از خاندانی مشهور از شيعيان لبنان. اين خاندان بيت بورينی، بيت ابوشامه و بيت شامی نيز خوانده شدهاند (امين، اعيان، ٢/ ٥٨٤). منشأ اصلی اين خاندان ناحيۀ جبل عامل بود و آنان يكی از قديمیترين و نامدارترين خاندانهای علمی آن سرزمين به شمار میرفتند. نخستين جايگاه آنان روستای «اِمَّيْه» بود، اما بعدها به روستای «عَيناثا» منتقل شدند و سپس در «جُوَيّا» مسكن گزيدند (همان، ٢/ ١٢٥). در سبب اشتهار اين خاندان به ابن خاتون گفتهاند كه يكی از نياكان اين خاندان ــ كه ظاهراً جمال الدين لقب داشت ــ در روستای اميّه با دختر يكی از اميران ايوبی ملقب به خاتون ازدواج كرد و از آن پس افراد اين خاندان به ابن خاتون شهرت يافتند (همان، ٢/ ١٢٥، ٥٨٤؛ ابن طيفور، ٢٢٢-٢٢٣). اين خاندان از باب انتساب به جبل عامل و روستای عيناثا به عاملی و عيناثی نيز شناخته شدهاند.
شمس الدين محمد بن علی بن محمد بن محمد بن خاتون را میتوان اولين فرد شناخته شدۀ اين خاندان دانست كه در اواخر سدۀ ٩ و اوايل سدۀ ١٠ ق زندگی میكرده است (مجلسی، ١٠٥/ ٢٧) و سلسلۀ مشايخ اين خاندان به وی منتهی میشود و اجازات موجود همه حاكی از اين است كه شمسالدين از جمال الدين احمد بن علی عيناثی روايت كرده است و سلسلۀ مشايخ او تا شهيد اول و علامۀ حلی ــ بیآنكه ذكری از فرد ديگری از اين خاندان به ميان آيد ــ ادامه میيابد (همو، ١٠٦/ ٩٠، ١٠٧/ ٦٩، ١٥٧؛ اردبيلی، ٢/ ٥٤٩). اولين مأخذی كه به صورتی نسبتاً كامل افراد اين خاندان را نام میبرد، امل الآمل حرّ عاملی (تأليفِ ١٠٩٧ ق) است و میتوان گفت كه بيشتر منابع بعدی از اطلاعات اين كتاب سود جستهاند، اما اين اطلاعات از دقت كافی برخوردار نيستند، زيرا حر عاملی گاه نام فرد واحد را در موارد مختلف به عنوان افراد متعدد آورده است.
افراد شناخته شدۀ خاندان ابن خاتون اينانند:
١. شمس الدين محمد بن علی
تنها چيزی كه دربارۀ او میدانيم اينكه وی در ٩٠٠ ق/ ١٤٩٥ م به علی بن حسين بن عبدالعالی محقق كركی اجازۀ روايت داده است (مجلسی، ١٠٥/ ٢٠). از اين اجازه چنين برمیآيد كه وی از جمالالدين احمد بن علی عيناثی مجاز به روايت بوده است (همانجا). در امل الآمل حر عاملی (١/ ١٦١) و به تبع آن در رياض العلماء افندی (٥/ ١٠٢) شمس الدين ابن خاتون از راويان محقق كركی ياد شده است، اما با توجه به ثبوت روايت كركی از وی، احتمال میرود در برخی نسخ «عنه» به «عن» تحريف شده باشد. از ديگر راويان شمسالدين پسرش احمد نيز قابل ذكر است (حر عاملی، ١/ ٣٥). تنها اثری كه از وی بر جای مانده، همان اجازۀ وی به محقق كركی است كه در بحارالانوار (مجلسی، ١٠٥/ ٢٠-٢٧) نقل شده است.
٢. ابوالعباس جمال الدين يا شهاب الدين احمد بن شمسالدين محمد
او در ٩٣٤ ق/ ١٥٢٨ م زنده بوده و در همين سال اجازهای به خط خود نوشته است (امين، اعيان، ٣/ ١٣٩؛ آقابزرگ، ٥٨). دربارۀ اين شخص اختلاف نظری ميان شرح حالنويسان وجود دارد. برخی ابوالعباس و جمال الدين را دو تن پنداشتهاند (حر عاملی، ١/ ٣٣، ٣٥)، در حالی كه بعضی چون امين ( اعيان، ٣/ ١٣٦، ١٣٧) اين دو نام را مربوط به يك فرد دانستهاند. علاوه بر اين در اجازۀ احمد بن نعمتالله (نوادۀ وی) به عبدالله تستری، او لقب جد خود را شهاب الدين ذكر كرده و متذكر شده است كه جدش احمد از پدر خود شمسالدين محمد روايت میكند (مجلسی، ١٠٦/ ٩٠). جمال الدين احمد از محقق كركی اجازۀ روايت داشته است (مجلسی، ١٠٧/ ١٥٧؛ امين، اعيان، ٣/ ١٣٧). از راويان وی میتوان به فرزندش نعمتالله (مجلسی، همانجا)، شهيدثانی (بحرانی، ٢/ ٢١٠)، محيیالدين ميسی عاملی (مجلسی، ١٠٥/ ١٧٣) و حسن بن محمد بن يونس نباطی (امين، اعيان، ٣/ ١٣٩؛ آقابزرگ، همانجا) اشاره كرد.
٣. نعمتالله علی بن احمد بن شمس الدين محمد
او در جبل عامل میزيست (امين، خطط، ٧٤- ٧٥) و در حدود ٩٧٧ ق/ ١٥٦٩ م به قصد گزاردن حج سفری به حجاز كرد (افندی، ١/ ٢٥١-٢٥٣). حر عاملی (١/ ١١٧، ١٨٩) از دو نفر به نامهای علی بن احمد بن خاتون و نعمتالله بن احمد ابن خاتون ياد كرده و آنان را دو شخص جداگانه دانسته است، اما در اجازهای كه نعمتالله به عبدالله تستری داده، خود را نعمتالله علی بن احمد خوانده است (مجلسی، ١٠٦/ ٩٤). برخی نيز او را نعمتالله بن علی خواندهاند كه شايد استناد آنان به اجازهای باشد كه از سوی او به ابن شدقم داده شده و نام او در پايان آن ــ شايد از خطای ناسخ (امين، اعيان، ٨/ ١٦٠) ــ نعمتالله بن علی ضبط شده است (افندی، ١/ ٢٥٣). افندی (٥/ ٢٥٧) اين احتمال را نيز مطرح كرده كه شخصی كه اين اجازه را به ابن شدقم داده، نعمتالله ديگری از خاندان ابن خاتون باشد. نعمتالله ابن خاتون معاصر شهيد ثانی (مق ٩٦٦ ق/ ١٥٥٩ م) بوده و افندی (٥/ ٢٤٨) گفته است كه او از شهيد ثانی روايت میكند و به شرح حال ابن شدقم ارجاع میدهد (نک : همو، ١/ ٢٥١- ٢٥٣)، اما با بررسی محل ارجاع و نيز اجازۀ نعمتالله به عبدالله تستری (مجلسی، ١٠٦/ ٩٤-٩٦) روشن میشود كه نعمتالله از علی بن عبدالعالی و احمد بن شمس الدين ــ پدر خود ــ روايت میكند و نامی از شهيد ثانی در اجازههای وی برده نشده است. از سوی ديگر در مورد روايت او از علی بن عبدالعالی اين سؤال پيش میآيد كه منظور از علی بن عبدالعالی همان محقق كركی است يا علی بن عبدالعالی ميسی؟ افندی (٥/ ٢٤٨- ٢٤٩) احتمال میدهد كه او از ميسی روايت كرده، چون كركی با نعمتالله فاصلۀ زمانی نسبتاً زيادی دارد. حال آنكه ميسی معاصر نعمتالله بوده و اين دو در يك طبقه هستند، و از جهتی ديگر شهيد ثانی كه معاصر نعمتالله بوده با يك واسطه يا احياناً دو واسطه از كركی روايت میكند، پس چگونه ممكن است كه نعمتالله از كركی روايت كرده باشد. اما در اجازۀ احمد بن نعمتالله به عبدالله تستری آمده: «... خرقالله العادة بطـول عمـره ...» (نک : مجلسی، ١٠٦/ ٩٠) كه احتمالاً منظور اين است كه نعمتالله عمر نسبتاً طولانی داشته و به همين دليل امكان دارد كه كركی را نيز ديده باشد. به هر حال نعمتالله از فضلای مشهور زمان خود بوده و دانشمندانی چون عبدالله تستری مشقت سفرهای طولانی را تحمل میكردند و به جبل عامل میرفتند تا از او كسب فيض كنند و اجازه روايت بگيرند (امين، خطط، ٧٥؛ مجلسی، ١٠٦/ ٨٩، ٩٤-٩٦). از ديگر راويان وی میتوان به پسرش جمال الدين احمد (همو، ١٠٦/ ٩٤-٩٦)، ابن شدقم (افندی، ١/ ٢٥٠- ٢٥٣)، حسن بن علی بن احمد حانينی (حرعاملی، ١/ ٦٤)، محيیالدين ابن ابی جامع عاملی (مركزی، ١٦/ ٤١٠، به نقل از اجازۀ نعمتالله بن ابی ابی جامع) و شيخ بهايی (خوانساری، ٧/ ٧٩) اشاره كرد. نعمتالله ابن خاتون در ٩٨٨ ق زنده بوده (مجلسی، ١٠٦/ ٩٦)، اما تاريخ مشخصی برای تولد و درگذشت وی در دست نيست. از آثاری كه به وی نسبت داده میشود، رسالۀ مختصری است دربارۀ عدالت (افندی، ٥/ ٢٤٩).
٤. شهاب الدين احمد بن نعمتالله
او معاصر شيخ حسن صاحب معالم (د ١٠١١ ق/ ١٦٠٢ م) فرزند شهيد ثانی است و گفتهاند كه ميان آن دو بحث و درگيری شديد علمی پيش آمد كه منجر به كدورت و جدايی شد (حر عاملی، ١/ ٣٣). از اجازهای كه احمد بن نعمتالله در ٩٨٨ ق به عبدالله تستری داده، میتوان دريافت كه او در عيناثا زندگی میكرده و از پدر خود اجازۀ روايت داشته است (مجلسی، ١٠٦/ ٨٨ -٩٣). از راويان وی علاوه بر تستری، میتوان از پسرش محمد (همو، ١٠٦/ ١٠٤)، شيخ بهايی (خوانساری، ٧/ ٧٩) و شيخ احمد اردبيلی (قمی، ٤١) ياد كرد. احمد بن نعمتالله از قريحۀ شعری نيز بیبهره نبود (افندی، ١/ ٣٨). امين قصيدهای را در مدح امام حسين (ع) نقل كرده ( اعيان، ٢/ ٥٨٤ - ٥٨٥) كه احتمال دارد كه از همين ابن خاتون باشد. از آثاری كه به وی منسوب است، میتوان به كتاب مقتل الحسين (ع) اشاره كرد (افندی، ١/ ٧٧).
٥. عبداللطيف بن نعمتالله
دو اثر به وی منسوب است: ١. الاستبصار، كه افندی (٣/ ٢٥٥) متذكر شده كه نسخهای از آن را در اصفهان ديده و در آن اجازۀ پدرش نعمتالله به ابن شدقم ثبت بوده است؛ ٢. كتابی در مواعظ و اخلاق كه مؤلف در نسخهای از آن كه امين به خط خود وی ديده، تاريخ پايان تأليف را ٩٧١ ق ياد كرده است ( اعيان، ٨/ ٤٤).
٦. شمس الدين محمد بن احمد بن نعمتالله
اطلاعات زيادی از زندگی وی در دست نيست، جز اينكه میدانيم او در ١٠٣٩ ق/ ١٦٣٠ م زنده بوده و حاشيۀ خود بر الفيۀ شهيد اول را در همين سال به ابوالمعالی محمد بن علی ابن خاتون (برادرزادۀ خود) هديه كرده است (روضاتی، ١/ ٣٧٦، به نقل از نسخۀ حاشية الفية). او از پدر خود روايت میكند (مجلسی، ١٠٦/ ١٠٤، ١٠٧/ ١٨) و از راويانش میتوان ظهيرالدين ميرزا ابراهيم بن حسين همدانی (همو، ١٠٦/ ١٠١-١٠٧)، ماجد بن هاشم بحرانی (همو، ١٠٧/ ١٨) و سيد حسين بن حيدر كركی (امين، اعيان، ٩/ ١١٤) را برشمرد. او در محرم ١٠٠٨ ق اجازهای به ميرزا ابراهيم همدانی در مكه داده كه در بحارالانوار (مجلسی، ١٠٦/ ١٠١- ١٠٧) درج شده است. از بررسی يادداشتهای موجود بر آثار وی چنين استنباط میشود كه او مدتی در مكه زندگی میكرده است. برخی از آثار محمد بن احمد بن نعمتالله عبارتند از: ١. برهان السَّداد فی شرح الارشاد، شرحی است بر ارشاد الاذهان الی احكام الايمان، علامۀ حلی كه نسخهای از آن در اصفهان موجود است (روضاتی، ١/ ٣٧٢- ٣٧٨)؛ ٢. حاشية الفية، حاشيهای است بر الفيۀ شهيد اول كه در ١٠٠٣ ق در مكه تأليف شده و نسخهای از آن در كتابخانۀ آستان قدس رضوی (آستان، ٢/ ٤٦) موجود است (قس: روضاتی، ١/ ٣٧٦).
علاوه بر اينها آثار ديگری نيز مثل الانموذج فی المنطق و الحكمة الطبيعی و الالهی به وی منسوب است (نک : امين، اعيان، همانجا). ضمناً در كتابخانۀ آستان قدس (آستان ١/ ٢٣) بخش المزار از تهذيب شيخ طوسی به خط او موجود است.
٧. ابوالمعالی شمس الدين محمد بن سديدالدين علی
عالم و سياستمدار دورۀ قطب شاهيۀ دكن. وی كه از مهمترين و شناختهترين افراد خاندان ابن خاتون به شمار میرود، در كودكی و نوجوانی در مشهد میزيست (اسكندر بيك، ٢/ ٩٤١). او خواهرزادۀ شيخ بهايی و از شاگردان وی بوده و از او اجازهای نيز دريافت كرده است (ابن خاتون، ٢٤؛ امين، اعيان، ١٠/ ١٠؛ قس: خوانساری، ١/ ٧٨). شيخ بهايی در پايان كتاب ترجمۀ قطب شاهی ابن خاتون در ١٠٢٧ ق تقريظی نوشته و در آن مؤلف را ستوده است. ابن خاتون در دوران تسلط ازبكان بر خراسان، از مشهد به حيدرآباد دكن رفت و در ١٠٠٩ ق/ ١٦٠٠ م به آنجا رسيد و مورد لطف و عنايت سلاطين قطب شاهی و در زمرۀ خواص و نزديكان آنان قرار گرفت (اسكندربيك، همانجا؛ ابن طيفور، ٢٢٣). در ١٠٢٤ ق/ ١٦١٥ م وی به عنوان سفير محمد قطب شاه روانۀ ايران شد و پيام تشكر سلطان محمد قطب شاه را در قزوين به شاه عباس رسانيد (ابن طيفور، همانجا؛ قس: اسكندربيك، ٢/ ٩٤١، كه آن را در ١٠٢٧ ق دانسته است). وی مدتی با عنوان سفیر قطب شاهيان در ايران به سر برد، تا اينكه همراه قاسم بيك سفير شاه عباس به حيدرآباد بازگشت (همو، ٢/ ٩٥١). اگر چه اسكندربيك تاريخ اين بازگشت را در ١٠٢٩ ق ياد كرده، ولی با توجه به اينكه در زمان بازگشت، سلطان محمد قطب شاه (د ١٠٣٥ ق) درگذشته و عبدالله قطب شاه (١٠٣٥-١٠٨٣ ق) به سلطنت رسيده بود، میتوان نتيجه گرفت كه ابن خاتون پس از ١٠٣٥ ق به هند برگشته است. ابن خاتون پس از بازگشت، از سوی سلطان عبدالله به جای شاه محمد پيرزاد به سمت «پيشوايی» و نيز دبيری و نيابت سلطان برگزيده شد. وی كه شاگرد ميرمحمد مؤمن استرابادی ــ سلف محمد پيرزاد ــ بود، مدت ٢٠ سال اين سمتها را برعهده داشت و علاوه بر ادارۀ كارهای حكومتی، هر روز صبح جلسۀ درسی در منزل خود برگزار میكرد كه شاگردان بسياری در رشتههای مختلف علمی از او كسب فيض میكردند. از شاگردان وی میتوان علی بن طيفور و محمد بن شرف حسينی جزايری را برشمرد (صاعدی، جم ؛ ابن طيفور، جم ؛ حر عاملی، ٢/ ٢٧٥). ابن خاتون با علوم گوناگون از جمله حديث، فقه، رياضيات و شعر آشنايی داشت و قصايدی از او را ابن طيفور (٢٠٩، ٢٢٤، ٢٢٥-٢٣٣) آورده است. او در دوران تصدی نيابت و پيشوايی در حيدرآباد كارهای نيكی انجام داد كه بر محبوبيتش نزد مردم افزوده شد: از جمله میتوان به تأسيس مدارس، ساختن بيمارستان و احداث و تكميل مساجد اشاره كرد. او همچنين مؤلفان و نويسندگان را همواره مورد عنايت خود قرار میداد و آنان را تشويق به تأليف میكرد و اين امر باعث شد تا در دوران او آثاری چون ترجمۀ عيون اخبار الرضا از ابن طيفور، تاريخ حديقة السلاطين از ملاحسين آملی پديد آيد (مرتضی حسين، ٤٧٤). ابن خاتون برخلاف «پيشوايان» ديگر، به لقب علامه خوانده میشد و اين نشانهای از فضل و علم و نيز محبوبيت وی در جامعۀ حيدرآباد بود (صاعدی، جم ؛ شروانی، ٥٥٨).
به گفتۀ ابن طيفور وی در ١٠٩٥ ق/ ١٦٤٩ م در بندر مُخا در سفر حج بر اثر خستگی راه درگذشت (ص ٢٢٥)، اما شيخ عباس قمی (ص ٥٦٧) اشاره كرده كه نسخهای از كتاب ارشاد علامۀ حلی را در اختيار دارد كه به خط شيخ محمد بن علی ابن خاتون نوشته شده و ناسخ تاريخ محرم ١٠٦٨ ق را در آن قيد كرده است؛ با تكيه بر اين روايت بايد پذيرفت كه او بر خلاف گفتۀ ابن طيفور در اين تاريخ زنده بوده است. به گفتۀ ديگری نيز او در حيدرآباد درگذشته و در آنجا دفن گرديده و مزار او زيارتگاه بوده است (امين، اعيان، ١٠/ ١٠).
آثـار
الف ـ چاپی
ترجمۀ قطب شاهی يا شرح اربعين، چاپ سنگی (تهران، ١٢٧٥، ١٣٠٨ ق، بمبئی، ١٣٠٩ ق). اين كتاب ترجمۀ فارسی اربعين شيخ بهايی است كه آن را به دستور سلطان محمد قطب شاه انجام داده است (ابن خاتون، ٢٣- ٢٤).
ب ـ خطی
١. توضيح الاخلاق عبدالله شاهی يا قطب شاهی، شرحی است فارسی بر كتاب اخلاق ناصری كه به دستور عبدالله قطب شاه تأليف شده است. از اين اثر نسخههای متعددی در كتابخانههای آستان قدس (آستان، ٦/ ٤٠٣)، مسجد اعظم قم (مسجد اعظم، ٩٥) و سلطان القرائی (منزوی، ٢/ ١٥٨٧) موجود است؛ ٢. حاشيه بر قسمتی از اصول كافی، نسخهای از اين اثر در كتابخانۀ سپهسالار تهران (سپهسالار، ١/ ٢٩٣) موجود است؛ ٣ و ٤. ديوان، مجموعهای است از اشعار شامل غزل و رباعی در ٩ برگ كه نسخهای از آن در كتابخانۀ مجلس شورای ملی (شورا، ١٥/ ٢٠٧- ٢٠٨) موجود است. همچنين مجموعۀ ديگری از اشعار پراكندۀ ابن خاتون در همين كتابخانه (همان، ١٥/ ١٢٦-١٢٧) نگهداری میشود؛ ٥ و ٦. شرح جامع عباسی، كتابی است در فقه به زبان فارسی. نسخهای از آن در كتابخانۀ ملی تبريز (ملی تبريز، ٢/ ٨٦٩) موجود است. بنابر آنچه در حاشيۀ فهرست كتابخانۀ ملی تبريز (همانجا) آمده، اين اثر چندين بار به چاپ رسيده است. ضمناً اثر ديگری با عنوان حاشيۀ جامع عباسی به وی نسبت داده شده و نسخهای از آن در كتابخانۀ آيتالله مرعشی (مرعشی، ١٢/ ١٣٧- ١٣٨) موجود است كه در مورد متحد يا متمايز بودن اين دو عنوان و يا چاپ آنها اطلاعی در دست نيست؛ ٧. كتابی در امامت به زبان فارسی كه نسخهای از آن در كتابخانۀ مجلس شورا (شورا، ٦/ ٦٧) موجود است.
مآخذ
آستان قدس، فهرست؛
آقابزرگ، طبقات اعلام الشيعة، قرن ١٠، به كوشش علینقی منزوی، تهران، ١٣٦٦ ش؛
ابن خاتون، محمد، شرح اربعين يا ترجمۀ قطب شاهی، تهران، ١٢٧٥ ق؛
ابن طيفور، علی بن محمد بسطامی، حدايق السلاطين، به كوشش شريف النساء انصاری، دهلی، نعمانی پريس؛
اردبيلی، محمد، جامع الرواة، بيروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
اسكندربيك منشی، تاريخ عالم آرای عباسی، تهران، ١٣٥٠ ش؛
افندی اصفهانی، ميرزا عبدالله، رياض العلماء، به كوشش سيد احمد حسينی، قم، ١٤٠١ ق؛
امين، محسن، اعيان الشيعة، به كوشش حسن الامين، بيروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
همو، خطط جبلعامل، به کوشش حسنالامين، بيروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
بحرانی، يوسف بن احمد، لؤلؤة البحرين، به كوشش محمدصادق بحرالعلوم، مؤسسه آل البيت؛
حر عاملی، محمد بن حسن، امل الآمل، به كوشش احمد حسينی، بغداد، ١٣٨٥ ق؛
خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، قم، ١٣٩٠ ق؛
روضاتی، محمدعلی، فهرست كتب خطی كتابخانههای اصفهان، اصفهان، ١٣٨٢ ق؛
سپهسالار، خطی؛
شورا، خطی؛
صاعدی شيرازی، احمد بن عبدالله، حديقة السلاطين قطب شاهی، به كوشش سيدعلی اصغر بلگرامی، حيدرآباد دكن، ١٩٦١ م؛
قمی، عباس، الكنی و الألقاب، تهران، ١٣٩٧ ق؛
مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بيروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
مرتضی حسين، مطلع انوار، كراچی، خراسان اسلامك ريسرچ سنتر؛
مرعشی، خطی؛
مركزی و مركز اسناد، خطی؛
مسجد اعظم، خطی؛
ملی تبريز، خطی؛
منزوی، خطی؛
نيز:
Sherwani, H. K., History of the Qutbshah Dynasty, Calcutta, ١٩٧٤.
مهدی سلماسی