دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٥١ - ابن طرارا
ابن طرارا
نویسنده (ها) :
احمد پاکتچی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ طَرارا، ابوالفرج مُعافى بن زکریا بن یحیی نهروانی (٧ رجب ٣٠٥- ذیحجۀ ٣٩٠ / دسامبر ٩١٧- نوامبر ١٠٠٠)، محدث، مقری، ادیب و فقیه جریری.
شهرت وی در برخی منابع به شکل ابن طرارة آمده است (ابوحیان، ٢ / ١٣٤؛ یاقوت، ادبا، ١٩ / ١٥١)، لیکن ابن طرار (قفطی، ٣ / ٢٩٦) و ابن طراز (خطیب، ١٣ / ٢٣٠، جم ( را باید مصحف دانست (در مورد ضبط صحیح و صریح کلمه نک: ابن خلکان، ٥ / ٢٢٤). معافی ظاهراً از این جهت که مدتی در باب الطاق بغداد نیابت منصب قضا را داشته (خطیب، همانجا) به قاضی شهرت یافته است. اصل خاندان معافی بنا به قراین مختلف از نهروان بوده، ولی در مورد محل تولد او اطلاعی در دست نیست. با توجه به استماع او از ابوالقاسم بَغَوی در ٣١٧ق (نک: ریتر، ٢٨١؛ به نقل از الجلیس) و برخی دیگر از مشایخ بغداد در آن زمان (نک: دنبالۀ مقاله) میتوان نتیجه گرفت که وی پیش از ١٢ سالگی در بغداد به تحصیل علم اشتغال داشته است. دانسته نیست معافی در چه زمانی بغداد را به قصد نهروان ترک کرده، ولی وفات او در نهروان واقع شده است (خطیب، ١٣ / ٢٣١)، نمیتوان گفت مقصود ابن ندیم از اینکه معافی اهل نهروان بوده (ص ٢٩٢) اصلیت وی بوده، یا اینکه مدت قابل توجه در آنجا زندگی کرده است. نه تنها منابع شرح حال معافی، بلکه بررسی مشایخ او نیز ثابت نمیکند که وی در طول عمر از عراق خارج شده باشد؛ البته تنها یک سفر او به حجاز برای به جا آوردن مناسک حج گزارش شده است (ابن خلکان، ٥ / ٢٢٣، به نقل از حُمَیدی). وی چنانکه اشاره شد، مذهب جریری داشت که دلالت بر تسنن او دارد. منابع شرح حال نیز در تسنن او تردید نکردهاند.
رجال نویسان شیعۀ بغداد در نیمۀ اول قرن ٥ق / ١١م چون طوسی و نجاشی و اخلاف ایشان نیز او را در زمرۀ مصنفان شیعه یاد نکردهاند. البته برقانی گفته که معافی احادیث مورد علاقۀ شیعه را بسیار روایت میکرده است (خطیب، همانجا). در تأیید این گفته باید متذکر شویم که افزون بر شمار قابل توجهی احادیث درمورد مناقب ائمۀ شیعه (ع) که در کتب اهل سنت و شیعه از معافی نقل شده، در کتب امامیه احادیثی به روایت او آمده که به نام ائمۀ دوازدهگانه و در نتیجه به حقانیت مذهب شیعۀ اثناعشری تصریح دارد (به عنوان نمونه، نک: خزاز، ٨١-٨٣، ٢٤٤). ابن طرارا چنانچه ذکر شد، از سنین کم به فراگیری حدیث از مشایخ بزرگ بغداد چون ابوالقاسم عبدالله بن محمد بغوی، ابوبکر عبدالله بن ابی داوود سجستانی، ابومحمد یحیی بن محمد بن صاعد، قاضی محاملی، محمد بن احمد بن ابی الثّلج، محمد بن همام اسکافی و احمد بن محمد بن سعید ابن عُقده پرداخت (خطیب، ١٣ / ٢٣٠؛ ابن شاذان، ١٧٥؛ ذهبی، تذکره، ٣ / ١٠١٠؛ خزاز، ٣٦، ١١٤، جم؛ ابن رازی، ٤٤).
در مورد دیگر مشایخ وی میتوان به منابع یاد شده و نیز یاقوت ( بلدان، جم ) رجوع کرد. از کسانی که از او حدیث روایت کردهاند میتوان قاضی ابوالطیب طبری، ابوالقاسم عبیدالله ازهری، احمد بن علی تَوّزی و احمد بن عمر بن روح نهروانی را نام برد (خطیب، همانجا؛ ذهبی، سیر، ١٦ / ٥٤٥؛ برای تکمیل فهرست آن دو، نک: یاقوت، بلدان، جم ). جمعی از محدّثین شیعه چون علی بن محمد خزّاز قمی، محمد بن احمد بن شاذان قمی و جعفر بن احمد قمی معروف به ابن رازی از او حدیث شنیده و روایت کردهاند (خزاز، ٢٠، جم؛ ابن شاذان، ٢٦؛ ابن رازی، همانجا).
از نظر رجالی، برقانی و عتیقی معافی را توثیق کردهاند (خطیب، ١٣ / ٢٣١). در علم قرائت معافی به عنوان مقری و راوی قرائت سلف معروف است. او قرائت قاریان مختلف را از ابن شنبوذ (د ٣٢٨ق)، ابوعیسی بکّار، ابومزاحم خاقانی و خضر بن حسین حلوانی فراگرفت (ابن جزری، غایة، ٢ / ٣٠٢، به نقل از هذلی). با توجه به درگیریهای موجود بین ابن شنبوذ و مقری مشهور بغداد، ابوبکر ابن مجاهد (د ٣٢٤ق) این نکته که معافی در درس ابن شنبوذ حاضر شده و از ابن مجاهد روایت نکرده، میتواند نشانهای از گرایش معافی به افکار ابن شنبوذ در مورد عدم شدوذ قرائات غیر سبع در برابر ابن مجاهد که به قرائات سبع رسمیت بخشیده بود، باشد. (نک: ابن شنبوذ، ابن مجاهد، هم م). شایان ذکر است که یکی از مؤثرترین اسلاف در معافی، یعنی طبری نیز در کتابی که در قرائت تألیف کرده بود، بسیاری از قرائات غیر سبع را مورد توجه قرار داده بود (نک: ابن جزری، النشر، ١ / ٣٤، قس: ١ / ٣١). به رغم اینکه معافی راویان زیادی در قرائت داشت (برای فهرستی از ایشان، نک: ابن جزری، غایة، همانجا) و کتابی در قرائات تألیف کرده (ابن ندیم، ٢٩٣؛ قس: دیتریش، ٢٧٩)، روایات او چنانکه انتظار میرود، در کتب قرائت وارد نشده و تنها هذلی (د ٤١٥ق) در کامل در سطحی وسیع (نک: ابن جزری، همانجا) و دیگران چون ابومعشر طبری (د ٤٧٨ق) در تلخیص، سِبط خیاط (د ٥٤١ق) در کفایه و ابن فتحان (د ٥٥٠ق) در مصباح تا حدودی روایات او را مورد توجه قرار دادهاند (نک: ابن جزری، النشر، ١ / ١١٩، جم ). شاید رابطۀ معافی با ابن شنبوذ در این کم توجهی بیتأثیر نبوده باشد. معافی در علم فقه به عنوان یکی از مهمترین پیروان و مروجان مذهب محمد بن جریر طبری، و شاید پس از خود طبری به عنوان بزرگترین مؤلف در فقه جریری معروف است.
معافی آثار متعددی در زمینۀ فقه تألیف کرده که از آن جمله دو کتاب التحریر و النقر و الحدود و العقود در اصول فقه جریری و شرحی بر کتاب الخفیف طبری قابل ذکر است (نک: ابن ندیم، ٢٩٢-٢٩٣). معافی در مقام دفاع از مذهب جریری با دیگر مذاهب رایج در بغداد از حنفی و شافعی و ظاهری درگیر بوده و تألیفاتی در رد و نقض آنها داشته که از آن میان باید جوابیۀ او به الجامع الکبیر محمد بن حسن شیبانی فقیه حنفی، ردّیّه بر ابوالحسن کرخی فقیه حنفی، جوابیه به اسماعیل مُرَنی شافعی، ردیه بر داوود اصفهانی مؤسس مکتب ظاهری و ردیه بر فقیهی به نام ابویحیی بلخی را ذکر کرد (نک: ابن ندیم، همانجا). معافی به طور قطع درس طبری را درک نکرده و فقه او را از طریق شاگردانش فراگرفته است. به هر حال با انقراض فقه جریری ظاهراً آثار فقهی معافی نیز مورد بیتوجهی واقع شده و امروزه چندان چیزی از آراء فقهی او حتی در لابهلای کتب به دست نرسیده است. در زمینۀ ادب، او از استادانی چون ابراهیم بن محمد نفطویه بهره برده و در فنون مختلف ادب از نحو و لغت و غیر آن مهارت داشت (خطیب، ١٣ / ٢٣٠؛ یاقوت، ادبا، ١٩ / ١٥١). او از مشایخی چون محمد بن حسن ابندُرَید، محمد بن حسن بن زیاد مقری، محمد بن قاسم انباری و محمد ابن محمود خزاعی حکایت ادبی روایت کرده است (خطیب، ٨ / ٢٤٩؛ سراج، ١ / ١١، ١٦١، ٢ / ١٧٧).
یاقوت ( ادبا، ١٩ / ١٥٢) حکایت ملاقات او با ابوحیان توحیدی را در جامع رُصافۀ بغداد نقل کرده است. از شاگردان او در ادب میتوان ابوالحسن علی بن سلیمان اخفش صغیر را نام برد (ابن انباری، ١٦٩). وی شعر نیز میسروده و نمونههایی از سرودههای وی در منابع آمده است (خطیب، ١٣ / ٢٣٠؛ ابواسحاق شیرازی، ١٠٣؛ سراج، ١ / ١٣٨؛ یاقوت، ادبا، ١٩ / ١٥٤؛ ابن خلکان، ٥ / ٢٢٣). ابوحیان (٢ / ١٣٤) ضمن ستایش فصاحت او قطعاتی از نثر او را نقل کرده است. درمنابع مختلف اظهار نظرها و تفسیرهای ادبی او به چشم میخورد (به عنوان نمونه: سراج، ١ / ١٦٢، ٢ / ١٨٩؛ ابن عساکر، ٤ / ٢٠، ٤٤١، ٥ / ٦٥، ٢٤١). مهمترین اثر معافی در ادب کتاب الجلیس الصالح الکافی والأنیس الناصح الشافی است که از ١٠٠ مجلس تشکیل شده و برخی از مجالس با ذکر یک حدیث نبوی آغاز گردیده است. سپس مؤلف به شرح حدیث پرداخته و به مناسبت، حکایات و قطعات شعر نقل کرده است. معافی در این کتاب از حیث سبک ازکامل مبرد تأثیر پذیرفته است. کتاب الجلیس به عنوان یک منبع تاریخی برای مطالعۀ عصر اموی نیز شایان توجه است. از این کتاب نسخههای متعددی در کتابخانههای جهان موجود است (ازهریه، ٥ / ٦٤؛ خدیویه، ٤ / ٢٢٤؛ دوسلان، شم ٣٤٨٧, ٣٤٨٦؛ حتی، شم ١٣٦٩؛ آلوارت، شم ٨٣٢٥؛ نیز نک: GAS, I / ٥٢٣;
GAL, I / ١٩٥;
GAL, S, I / ٣١٢). الجلیس در ١٩٨١-١٩٨٣م در بیروت به کوشش محمد مرسی خولی به چاپ رسیده است. ریترطی یادداشتی (٢٧٩ به بعد)، و دیتریش درمقالهای تفصیلی تحت عنوان «کتاب الجلیس و الانیس معافی...» در مورد این کتاب و مؤلف آن بحث کردهاند (ترجمۀ عربی مقاله دیتریش در مجلة المجمع العلمی العربی، ٣٠(٣) / ٣٨٠-٣٩٤ در ١٣٧٤ق / ١٩٥٥م در دمشق به چاپ رسیده است). از دیگر آثار ادبی وی باید شرح کتاب الجرمی در نحو، المحاورة فی العربیة، و رسالهای در واو عمرو (احتمالاً دربارۀ کتابت آن) را نام برد (ابن ندیم، ٢٩٣؛ قس: دیتریش، ٢٧٨). ابن ندیم (همانجا) کتابی در تأویل قرآن به وی نسبت داده و ذهبی (سیر، ١٦ / ٥٤٦) از تفسیر کبیر شش جلدی او سخن گفته است. معافی خود در الجلیس ازآثاری در علوم قرآن از جمله البیان الموجز عن علوم القرآن المعجز و کتابی در علل قرائات و تفصیل در مورد وجوه آنها یاد کرده است (نک: دیتریش، ٢٧٩). شایان ذکر است که اگر چه ابن ندیم (همانجا) گزارش کرده که تا زمان ملاقاتش با معافی، او به گفتۀ خودش افزون بر ٥٠ اثر در فقه، کلام، نحو و دیگر علوم تألیف کرده بود، امروزه بجز الجلیس و یک جزء حدیث در چهار برگ که نسخۀ آن در کتابخانۀ ظاهریه (فهرس مجامیع، ٣٤٨) نگهداری میشود، اثری از او در دست نیست.
مآخذ
ابن انباری، عبدالرحمن بن محمد، نزهة الالباء، به کوشش ابراهیم سامرائی، بغداد، ١٩٥٩م؛
ابن جزری، محمد بن محمد، غایةالنهایة، به کوشش گ. برگشتر سر، قاهره، ١٣٥٢ق / ١٩٣٢م؛
همو، النشر، به کوشش علی محمد الضباع، قاهره، کتابخانۀ مصطفی محمد؛
ابن خلکان، وفیات؛
ابن رازی، جعفر بن احمد، نوادر الاثر، به همراه جامع الاحادیث ابن رازی، تهران، ١٣٦٩ق؛
ابن شاذان، محمد بن احمد، مائة منقبة، قم، ١٤٠٧ق؛
ابن عساکر، علی بن حسن، التاریخ الکبیر، به کوشش عبدالقادر افندی بدران، دمشق ١٣٣٢ق؛
ابن ندیم، الفهرست؛
ابواسحاق شیرازی، ابراهیم بن علی، طبقات الفقهاء، به کوشش خلیل المیس، بیروت، دارالقلم؛
ابوحیان توحیدی، علی بن محمد، الامتاع و المؤانسة، به کوشش احمد امین و احمد الزین، قاهره، ١٩٤٢م؛
ازهریه، خطی؛
خزاز قمی، علی بن محمد، کفایة الاثر، قم، ١٤٠١ق؛
خدیویه، فهرست؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق؛
ذهبی، محمد بن احمد، تذکرة الحفاظ، حیدرآباد دکن، ١٣٣٣-١٣٣٤ق؛
همو، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
سراج، جعفر بن احمد، مصارع العشّاق، بیروت، دارصادر؛
فهرس مجامیع المدرسة العمریة، به کوشش یاسین محمد سواس، کویت، ١٤٠٨ق / ١٩٨٧م؛
قفطی، علی بن یوسف، انباء الرواة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧٤ق / ١٩٥٥م؛
یاقوت، ادبا؛
همو، بلدان؛
نیز:
Ahlwardt;
De Slane;
Dietrich, Albert, “Das Kitāb al-Ğalīs wa-ʾl-Anīs des Muʿcāfā…, ZDMG, ١٩٥٥, vol. CV;
GAL, GAL, S;
GAS;
Hitti, ph. K. et al., Descriptive Catalog of the Garrett Collection of Arabic Manuscripts, Princeton, ١٩٣٨;
Ritter, H. “Arabische Handschriften in Anetolien und Istanbul”, Oriens, Leiden, ١٩٤٩;
vol. II.
احمد پاکتچی