دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٠٢ - اسماعیلی
اسماعیلی
نویسنده (ها) :
حسن انصاری
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِسْماعیلی، ابوبكر احمد بن ابراهیم بن اسماعیل جرجانی (٢٧٧- اول رجب ٣٧١ق/ ٨٩٠ -٣١ دسامبر ٩٨١م))، محدث و فقیه شافعی. نیایویاسماعیل،خود از راویانبود و سهمیدر تاریخ جرجان (ص ١٢٩-١٣٠) از وی مستقلاً نام برده است (نیز نك : اسماعیلی، ٢/ ٥٧٧). پدرش به تحصیل فرزند عنایتی تام داشت و ظاهراً خود نیز از اهل علم و دانش بوده است (نك : منصور، ٨٤ - ٨٥، ١٠٢).
چنین مینماید كه اسماعیلی در جرجان متولد شده باشد؛ چنانكه او خود گفته، در ٢٨٣ق در حالی كه كودكی بیش نبوده، همراه پدرش به مجلس حدیث حسین بن حفص جرجانی حاضر شده است (٢/ ٦٢٥ -٦٢٦؛ سهمی، ١٩٠). افزون بر این، در همان سالهای كودكی به رسم آن روزگار در مجلس دیگر محدثان جرجانی نیز حضور مییافت (نك : منصور، ٩٩-١٠١). سهمی در ضمن حكایتی آورده است كه وی در خردسالی نزد ابراهیم بن هانی مُهلّبی احكام فقهی را بر مذهب شافعی فراگرفته است (ص ٨٦).
در بررسی سفرهای علمی او میبایست پایه را بر المعجم خود وی و تاریخ سهمی نهاد. چنانكه خودش یادآور شده است، وی هنگامی كه خبر درگذشت ابن ضریس رازی (د٢٩٤ق) را كه مشتاق شركت در محفل او بود، دریافت كرد، به اصرار از خانوادهاش خواست تا با سفر وی برای تحصیل علم و حدیث موافقت كنند. و چون توانست نظر مساعد آنان را جلب كند، راهی نسا شد و در آنجا از حسن بن سفیان نسوی، محدث مشهور بهره گرفت. آنگاه به جرجان بازگشت و بار دیگر در ٢٩٦ق راهی بغداد شد (سهمی، ٨٦ -٨٧؛ نیز نك : ذهبی، سیر...، ١٣/ ٤٥٠). گذار وی بر بسطام، ری، همدان، دینور و حُلوان نیز در راه این سفر بوده است (نك : منصور، ١١٠-١١٦). در همان سال از حضور كوتاه وی در انبار و نیز كوفه آگاهی داریم (اسماعیلی، ١/ ٣٩٠، ٣٩٢، ٢/ ٥٨٢؛ سمعانی، ١/ ٢٣٩). وی در ادامۀ این سفر، در همان سال برای گزاردن مناسك حج و نیز استماع از شیوخ حدیث رهسپار مكه شد (اسماعیلی، ١/ ٤٠١). در راه بازگشت از مكه، از حضور دوبارۀ او در كوفه و بغداد و استماع حدیث در آن دو شهر نشانههایی در دست است (نك : همو، ١/ ٤٠٢، ٢/ ٥٣٩). ابوبكر در ٢٩٨ یا ٢٩٩ق در رویان بوده، و در آنجا از محمد بن هارون رویانی حدیث شنیده است (همو، ١/ ٣٩٧- ٣٩٩، ٤٧٦) و این نشان میدهد كه وی پس از سفر خود به عراق و حجاز، به ایران بازگشته بوده است.
در دورۀ دیگری از سفر، وی پس از ٣٠٠ ق بار دیگر در بغداد بوده است (همو، ٢/ ٥٣٩). همچنین از حضور او در دیگر شهرهای عراق، جزیره و خوزستان چون بصره، اُبلّه، واسط، سامرا، تكریت، موصل، عبّادان، اهواز و عسكر مكرم اطلاع داریم كه میبایست در خلال سفرهای وی به بغداد بوده باشد (برای استماعات او در این شهرها، نك : منصور، ١٢٤-١٣٢). درست نمیدانیم كه وی چه هنگام به جرجان بازگشته است، چنانكه به درستی آگاهی نداریم كه حضور او در شهرهای نزدیك به جرجان چون استراباد و دهستان در چه مرحلهای صورت گرفته است (نك : همو، ١٣٣-١٣٤). میدانیم كه وی برای استماع حدیث بارها به نیشابور رفته، و در آنجا از مشایخ حدیث شنیده است (سمعانی، ١/ ٢٤٠). سفر او به نیشابور برای طلب علم میبایست در دورۀ جوانی وی صورت گرفته باشد (نك : منصور، ١٣٩)، اما از حضور وی در نیشابور در ٣١٧ق نیز آنگاه كه خود شیخی مدرس بود، آگاهیم (سمعانی، همانجا).
اسماعیلی نام ٤١٠ تن از شیوخ خود را در المعجم آورده است و منصور علاوه براین عده، توانسته است نام ٢٠ تن دیگر از مشایخ وی را گرد آورد (نك : ص ١٩٩-٢٠٢). از میان این مشایخ و استادان، كسانی چون ابویعلی موصلی (اسماعیلی، ١/ ٣١١)، ابن عقده (همو، ١/ ٣٧٦)، محمد بن عثمان بن محمد بن شیبه (همو، ١/ ٣٩١)، ابوجعفر محمد بن حسین اُشنانی (همو، ١/ ٤٠٧)، محمد بن عبدالله بن مملك، متكلم امامی كه به معتزله گرایش داشت (همو، ١/ ٤٢٩)، ابن خزیمۀ نیشابوری (همو، ١/ ٤٣٠)، ابوخلیفه فضل بن حباب جمحی (همو، ٢/ ٧٦٠)، ابوعوانۀ اسفراینی (همو، ٢/ ٧٩٦) و ابوبكر احمد بن اسحاق صبغی (ذهبی، همان، ١٥/ ٤٨٤) قابل ذكرند.
اسماعیلی گذشته از فقه و حدیث، در تفسیر و نیز غریب القرآن و غریب الحدیث تبحر داشت و ابن حجر در فتح الباری در برخی مواقع از دیدگاههای او در این زمینهها بهره برده است (نك : ١/ ٣٥٩، ٣/ ٣٠٠). وی همچنین در نقد رجال نیز دست داشت و نظریات او در این باره در المعجم وی و نیز دیگر منابع منعكس شده است (نك : منصور، ٢٤٠- ٢٥٨). ابوالطیب طبری در حق وی گفته است كه ابوبكر میان اصول، فقه و حدیث جمع كرده بود (نك : ابن عساكر، ١٩٤) و حاكم نیشابوری از او به «شیخ المحدثین و الفقهاء» یاد كرده است (سمعانی، همانجا). سمعانی نیز او را «امام اهل جرجان» خوانده، و گفتهاست كه در فقه و حدیث مرجع مردمان بود (نك : ١/ ٢٣٩)؛ چنانكه ذهبی او را شیخ الاسلام لقب داده است (همان، ١٦/ ٢٩٢).
اسماعیلی در فقه بر مذهب شافعی بود و در كتب طبقات شافعیان، از فقیهان آن مذهب شمرده میشد (نك : عبادی، ٨٦؛ ابواسحاق، ١٢٤؛ سبكی، ٣/ ٧٣؛ اسنوی، ١/ ٥٠). بازماندههای رسالۀ فی العقیدۀ و همچنین برخی منقولات دیگر از اسماعیلی، از اعتقاد وی به نظام فكری اصحاب حدیث حكایت دارد (نك : ابن تیمیه، ٣٩٢؛ ذهبی، همان، ١٦/ ٢٩٥؛ منصور، ١٨٧-١٩٤). با اینهمه، ابن عساكر (ص ١٩٢- ١٩٥) و سبكی (٤/ ٩٢-٩٣) او را از اشعریان پنداشتهاند.
در میان شاگردان و راویان وی، میتوان از ابواسحاق ابراهیم بن محمداسفراینی (سمعانی، ١/ ٢٢٥)، احمدبنعلی ابنمنجویۀاصفهانی (همو، ١٢/ ٤٥٠)، ابوحامد احمد بن ابی طاهر اسفراینی (سهمی، ٨٩)، ابوسعد احمد بن محمد مالینی (همو، ٨٨)، سهمی مؤلف تاریخ جرجان (ص ٢٠٩، ٢١٠)، ابومنصور عبدالقاهر بغدادی (سبكی، ٥/ ١٣٦-١٣٧) و حاكم نیشابوری، محدث نامدار (ذهبی، همان، ١٦/ ٢٩٣) یاد كرد. منصور نام ١٠٤ تن از شاگردان و راویان او را فراهم آورده است (ص ٢٠٢- ٢١٥).
هنگامی كه خبر درگذشت ابوبكر به بغداد رسید، سهمی كه خود در بغداد بود، مینویسد كه فقها و محدثان شافعی و نیز حنبلی چون ابوحامد اسفراینی، ابوالحسین ابن سمعون، ابوالحسن تمیمی، ابوالحسن دارقطنی، ابوحفص ابن شاهین و همچنین قریب ٣٠٠ تن از مشایخ و فقها در مسجد ابوالقاسم داركی چند روز به سوگواری نشستند و ابومحمد عبدالله بن احمد رُزجاهی در مرثیۀ وی شعری بلند سرود (ص ٨٩ -٩٢).
آثار
الف - چاپی
المعجم، كه اسماعیلی در آن از ٤١٠ شیخ خود، احادیثی به اسناد متصل روایت كرده است. این كتاب در مدینه (١٤١٠ق/ ١٩٩٠م) به كوشش زیاد محمد منصور در ٢ جلد به چاپ رسیده است. از این كتاب تنها یك نسخه در كتابخانۀ ولیالدین در استانبول شناخته شده است. منصور در مقدمهای كه بر این كتاب نوشته، دربارۀ اهمیت آن و روش مؤلف و همچنین از سماعاتی كه بر روی نسخه دیده میشود و نشان از اعتبار و تداول آن میان محدثان و علما دارد، بحث كرده است (ص ٢٢٨-٣٠٠). این كتاب به روایت احمد بن محمد برقانی از طریق ابوطاهر سلفی در دسترس ما قرار گرفته است (نك : اسماعیلی، ١/ ٣٠٥-٣٠٧). تاریخ آغاز تألیف كتاب جمادیالاول ٣٦١ بوده است (همو، ١/ ٣١٠).
شوتسینگر در كتابی با عنوان «كتاب المعجم ابوبكر اسماعیلی» به تفصیل دربارۀ این كتاب و نسخۀ آن و خصوصاً تداول نسخه و سماعاتی كه بر آن مضبوط است، به تحقیق پرداخته است (نك : ص ٦٤-١٠٦).
ب - خطی
جزئیمشتمل بر احادیثوی همراهروایاتدیگر محدثان در كتابخانۀ ظاهریه در دمشق نگهداری میشود (نك : GAL, I/ ٢٠٢).
ج - آثار یافت نشده
مهم ترین این آثار عبارتند از: ١. المستخرج علی صحیح البخاری، و در برخی منابع: علی الصحیحین (نك : ابن عساكر، ١٩٤؛ ذهبی، تذكرۀ...، ٣/ ٩٤٨، سیر، همانجا؛ سیوطی، ١/ ١١١). این كتاب در ٤ جزء بوده است (ذهبی، همانجا) و نسخهای از آن در اختیار ابن حجر عسقلانی ( فتح...، ١٠/ ٤٠٤) بوده، و به گزارش منصور (ص ١٠٧) در ٧٥٤ ،١م)ورد از آن در فتح الباری بهره برده است. منصور در مقدمۀ خود بر المعجم، برخی از خصوصیات این كتاب را براساس نقلهای ابن حجر شناسایی كرده است (نك :ص ١٦٨- ١٧٨). اسماعیلی بر این كتاب مدخلی نوشته بوده كه مورد استفادۀ ابن حجر عسقلانی در «هدی الساری» (ص ٨ - ٩) و فتح الباری (٥/ ١٨٧- ١٨٨) و نیز دیگران واقع شده است. ٢. المسند الكبیر، كه در حدود ١٠٠ جزء بوده است (نك : ذهبی، تاریخ...، ٤٩٢؛ سبكی، ٣/ ٨؛ برای نقل از آن، نك : ابن حجر، همان، ١١/ ٢٩٣، ١٢/ ١٣٥، لسان...، ٤/ ٦٤). ٣. احادیث الاعمش (سیوطی، ٢/ ١٥٥). ٤. حدیث یحیی بن ابی كثیر (ابن حجر، فتح، ١/ ٣٥٠). ٥. رسالۀ فی العقیدۀ، كه به اهل گیلان ارسال داشته بوده است (ابن تیمیه، ٣٩٢). ٦. العوالی (ابن تغری بردی، ٤/ ١٤٠). ٧. الفرائد (همانجا). ٨. مسند یحیی بن سعید الانصاری (ابن حجر، «هدی الساری» ، ٣٢٣).
گویا اسماعیلی در فقه نیز تألیف مستقل داشته است (نك : خلیلی، ٢/ ٧٩٣؛ ذهبی، العبر، ٢/ ١٣٧).
چند تن از فرزندان و نوادگان اسماعیلی از محدثان و فقهای جرجان بودهاند:
١. ابو سعد اسماعیل بن احمد
(٣٣٣- ١٥ ربیعالآخر ٣٩٦ق/ ٩٤٥- ١٩ ژانویۀ ١٠٠٦م). وی نزد پدرش پرورش یافت و در فقه، اصول فقه، ادبیات و كلام متبحر شد و به تدریس فقه پرداخت. مسند مالك بن انس، تهذیب النظر در اصول فقه و الاشربۀ كه در آن به رد جصّاص پرداخته، از تألیفات اوست. وی به بغداد سفری داشته، و در ٣٨٥ق به حج رفته است. املاك او را قابوس بن وشمگیر مصادره كرد (برای شرح احوال او، نك : سهمی، ١٣٣- ١٣٥؛ خطیب، ٦/ ٣٠٩؛ ابواسحاق، ١٢٩؛ ابن جوزی، ٧/ ٢٣١؛ ابن اثیر، ٩/ ١٩٠؛ ذهبی، سیر، ١٧/ ٨٧؛ صفدی، ٩/ ٨٧؛ اسنوی، ١/ ٥١ -٥٢).
٢. ابونصر محمد بن احمد
(د ربیعالآخر ٤٠٥/ اكتبر ١٠١٤). او نیز نزد پدرش دانش آموخت و در ری و همدان، عراق و مكه حدیث شنید. نخستین تدریس او در ٣٦٦ق در مسجد صفاریین بود و پس از وفات پدر، به مسجدی كه پدرش در آنجا به تدریس میپرداخت، منتقل شد. قابوس بن وشمگیر چندی او را به زندان افكند و اموالش را مصادره كرد (برای شرح حال او، نك : سهمی، ٥٢١ -٥٢٢؛ ابواسحاق، همانجا؛ سمعانی، ١/ ٢٥١؛ ذهبی، همان، ١٧/ ٨٩؛ اسنوی، همانجا).
٣. ابوالعلاء سری بن اسماعیل بن احمد
(٣٦٠-٤٣٠ق/ ٩٧١- ١٠٣٩م). ابوالعلاء نزد پدرش تحصیل كرد و از جدش حدیث شنید. همراه پدر به مكه رفت و در آنجا و هم در مدینه، كوفه، بغداد و نیز همدان و ری حدیث شنید. در جرجان فقه و فرایض تدریس میكرد (برای شرح احوال او، نك : سهمی، ٢٣٥؛ ذهبی، همان، ١٧/ ٥٢٠؛ سبكی، ٤/ ٣٨١؛ اسنوی، ١/ ٥٣).
٤. ابومعمر مفضلبن اسماعیلبن احمد
(٣٦٠-٤٣١ق/ ٩٧١- ١٠٤٠م). وی در جرجان متولد شد و نزد پدر وجدش شاگردی كرد. در بغداد و مكه حدیث شنید و در ٣٨٦ق به جرجان بازگشت. او از جدش بهرۀ وافی برد و پس از آنكه پدرش درگذشت، در جرجان به مقام افتاء رسید. وی علاوه بر فقه و حدیث در شعر نیز دستی داشته است (برای شرح احوال او، نك : سهمی، ٩٢، ٥٣٥؛ ثعالبی، ٤/ ٤٣-٤٧؛ سمعانی، ١/ ٢٤٢؛ ذهبی، همان، ١٧/ ٥١٨، العبر، ٣/ ١٧٦؛ سبكی، ٥/ ٣١).
همچنین باید از ابوسعید سعد بن اسماعیل بن احمد كه در مكه، بغداد، كوفه، عكبرا، همدان و ری حدیث شنیده بود (نك : سهمی، ٢٣٥-٢٣٦)، ابوالفضل مسعدۀ بن اسماعیل بن احمد (د رمضان ٤٤٤/ ژانویۀ ١٠٥٣) (نك : همو، ٥٣٦؛ سمعانی، ١/ ٢٤٣)، فرزند او اسماعیل (د ٤٧٧ق) (نك : همانجا؛ ابن جوزی، ٩/ ١٠؛ ذهبی، همان، ٣/ ٢٨٦) و ابوالحسن بشر بن اسماعیل بن احمد (نك : سهمی، سمعانی، همانجاها) كه همگی از جملۀ محدثان بودند، یاد كرد (دربارۀ خاندان اسماعیلی، نك : منصور، ٨٥ -٩٤).
مآخذ
ابن اثیر، الكامل؛
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابن تیمیه، احمد، «شرح حدیث النزول»، ضمن ج ٥ مجموع فتاوی، ریاض، ١٤١٢ق/ ١٩٩١م)؛
ابن جوزی، المنتظم، حیدرآباد دكن، ١٣٥٨ق؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، فتح الباری، بولاق، ١٣٠١ق؛
همو، لسان المیزان، حیدرآباد دكن، ١٣٣٠ق؛
همو، «هدی الساری»، همراه فتح الباری (المقدمه)؛
ابن عساكر، علی، تبیین كذب المفتری، دمشق، ١٣٤٧ق؛
ابواسحاق شیرازی، ابراهیم، طبقات الفقهاء، به كوشش خلیل میس، بیروت، دارالقلم؛
اسماعیلی، احمد، المعجم، به كوشش زیاد محمد منصور، مدینه، ١٤١٠ق/ ١٩٩٠م؛
اسنوی، عبدالرحیم، طبقات الشافعیۀ، به كوشش عبدالله جبوری، بغداد، ١٣٩٠ق؛
ثعالبی، عبدالملك، یتیمۀ الدهر، بیروت، دارالكتب العلمیه؛
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق؛
خلیلی، خلیل، الارشاد، به كوشش محمد سعید بن عمر ادریس، ریاض، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٤م؛
ذهبی، محمد، تاریخ الاسلام، به كوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٩م؛
همو، تذكرۀ الحفاظ، حیدرآباد دكن، ١٣٩٠ق/ ١٩٧٠م؛
همو، سیر اعلامالنبلاء، بهكوشش شعیبارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛
همو، العبر، به كوشش محمد سعید بن بسیونی زغلول، بیروت،١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛
سبكی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیۀ الكبری، به كوشش عبدالفتاح محمد حلو و محمود محمد طناحی، قاهره، ١٣٨٣ق/ ١٩٦٤م؛
سمعانی، عبدالكریم، الانساب، به كوشش عبدالرحمان بن یحیی معلمی یمانی، حیدرآباد دكن، ١٣٨٢ق/ ١٩٦٢م؛
سهمی، حمزه، تاریخ جرجان، حیدرآباد دكن، ١٣٨٧ق/ ١٩٦٧م؛
سیوطی، تدریب الراوی، به كوشش عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره، ١٣٩٩ق/ ١٩٧٩م؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به كوشش ددرینگ، بیروت، ١٣٩٢ق/ ١٩٧٢م؛
عبادی، محمد، طبقات الفقهاء الشافعیۀ، به كوشش یوستاویتستام، لیدن، ١٩٦٤م؛
منصور، زیاد محمد، مقدمه بر المعجم (نك : هم، اسماعیلی)؛
نیز:
GAS;
Schutzinger, H., Das Kitab al-Muʿgam des Abu Bakr al-Ismāʿīlī, Wiesbaden, ١٩٧٨.
حسن انصاری